wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0/0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/22]

جلسه: 64 روز 4شنبه 18 اسفند ماه 1333  

فهرست مطالب :

1- بیانات قبل از دستور آقای سپهبد جهانبانی (با تقدیم یک طرح قانونی راجع به پارک شهر )

2- شور در لایحه اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای آمریکا و انگلستان ارسالی مجلس شورای ملی

3- تقدیم دو فقره سؤال از طرف آقای مشیر فاطمی

4- موقع و دستور جلسه - بعد ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 64

روز  4شنبه 18 اسفند ماه 1333

(دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب :

1- بیانات قبل از دستور آقای سپهبد جهانبانی (با تقدیم یک طرح قانونی راجع به پارک شهر )

2- شور در لایحه اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای آمریکا و انگلستان ارسالی مجلس شورای ملی

3- تقدیم دو فقره سؤال از طرف آقای مشیر فاطمی

4- موقع و دستور جلسه - بعد ختم جلسه

 

مجلس ساعت 5/9 صبح به ریاست آقای ابراهیم حکیمی تشکیل شد.

رئیس- چون صورت ‌جلسه جلسه قبل به علت تعطیل روز س‌شنبه حاضر نشده ، لذا بعداً بین آقایان توزیع خواهد شد‌. حالا اسامی غائبین و دیر‌آمدگان جلسه قبل قرائت می‌شود‌:

غائبین با اجازه آقایان‌: سید حسن تقی‌زاده. حشمت‌الدوله والاتبار. سرتیپ. سیف افشار. دکتر ملک‌زاده. دکتر قاسم‌زاده. دکتر حسابی.

غائب بی‌اجازه: آقای دکتر سید حسن امامی.

1- بیانات قبل از دستور آقای سپهبد جهانی ( با تقدیم طرح قانونی راجع به پارک شهر )

رئیس‌- حالا نطق قبل از دستور شروع می‌شود‌. آقای سپهبد جهانبای بفرمائید‌.

سپهبد جهانبانی‌- طبق اطلاعی که اینجانب حاصل نموده‌ام بعضی از ادارات و مؤسسات و سازمان‌های مختلف اصرار و ابرامی به خصوص دارند که محلی در پارک شهر یا باغ سنگلج برای ساختمان و استقرار در آنجا به دست آورند‌، خوشبختانه آقای ابتهاج شهردار فعلی که محصور کردن پارک و آغاز درختکاری در آن از خدمات سابق ایشان است با شهامت و بردباری توانسته‌اند تاکنون کلیه این قبیل پیشنهادات را رد کرده و مرتکب عمل گناهکارانه‌ای نشود ولی معلوم نیست فردا شهردار دیگری سرکار نیاید که نتواند یا نخواهد از چنین عملی جلوگیری کند.

در شهرهای پر‌جمعیت و بزرگ که تهران را می‌توان اکنون در ردیف آنها دانست وجود پارک‌ها و پیاده‌روهای عریض مشجر و میدان‌های وسیع از ضروریات به شمار می‌رود و وجود آنها در واقع به منزله ریه پیکر عظیمی است که برای تصفیه هوای مسموم شهر مورد کمال اهمیت می‌باشد و برای گردش و استراحت مردم و مخصوصاً کودکان مورد لزوم و احتیاج است برای اثبات عرایض بنده کافی است به خاطر بیاورند چه پارک‌ها و باغ‌های وسیع در پایتخت‌های ممالک خارج ایجاد شده است از قبیل گرین پارک و هید پارک لندن و ترکارتن برلین و مواد ولولن در پاریس پارک سعدون در بغداد باغ‌ها و جنگل‌های بی‌شمار واشنگتن میدان عظیم نبود لسهی و غیره و غیره که هر یک ده‌ها و صدها هکتار زمین را اشغال نموده‌اند و با در نظر آوردن آنها ملاحظه خواهند فرمود تا چه‌اندازه تهران از این حیث فقیر و محروم است به عقیده بنده پیدا شدن یکی دو بنا در پارک شهر مثل پیدایش میکروب در ریه انسان است که با منتهای سرعت زیاد شده و شخص را از پای در می‌آورد.

اینجا هم مطمئن باشید اگر چنین اتفاقی رخ داد پارک شهر هم مبدل به یکی از برزن‌های بی‌ترتیب و نازیبای شهر خواهد شد‌.

بنابراین اجازه می‌خواهم ماده واحده‌ای به این عنوان که به امضای 15 نفر از سناتورهای محترم رسیده است تقدیم مقام ریاست بدارم:

« ایجاد هرگونه ساختمانی که تخصیص به مسکن یا به ادارات و یا به مؤسسات داشته باشد در پارک شهر واقع در محلی که سابقاً سنگلج نامیده می‌شد و اینک محصور بوده و از شمال به خیابان ورزش و از جنوب به خیابان سنگلج جنوبی و از مغرب به خیابان شاهپور و از مشرق به خیابان خیام منتهی می‌شود ممنوع خواهد بود و وزارت کشور مأمور اجرای این قانون می‌باشد. »

ضمناً به استحضار خاطر محترم آقایان می‌رسانم قبل از تأسیس پارک و موقعی که می‌خواستند زمین‌های سنگلج را برای استهلاک وام شهرداری به معرض فروش بگذارند موضوع در حضور اعلیحضرت همایونی و نخست وزیر وقت مورد بحث قرار گرفت و همه بر این عقیده شدند که چندین پارک نظیر سنگلج در شهر تهران باید احداث شود و مخصوصاً شاهنشاه برای عملی شدن این نظریه اهمیت بسیاری قائل بودند.   

لذا از سناتورهای محترم و نمایندگان محترم مجلس شورای ملی استدعا می‌کنم این ماده واحده را هر چه زودتر از تصویب بگذرانند تا با خیال راحت بتوانیم اطمینان داشته باشیم که پارک شهر سال‌ها باقی خواهد ماند و درخت‌های کهن و گل‌های رنگارنگ زینت افزای آن خواهد بود.

آقایان محترم چون موضوع شهر تهران به میان آمده است می‌خواهیم ضمن خاطر محترمتان را متوجه این نکته بنمائیم که تهران و حومه به طور عجیب و وحشت‌آوری رو به توسعه و تورم است بنده اغلب جمعه‌ها سواره در اطراف شهر گردش می‌کنم و با منتهای تعجب و تأسف مشاهده می‌کنم با چه بی‌نظمی و بی‌سلیقگی و به اصطلاح مانند قارچ بناهای بد شکل و بیقواره از زمین روئیده می‌شود و کوچکترین آثاری از هنرمندی معماران ایرانی که زمان تخت جمشید عالی قاپو قصرهای اردشیر اول و شاپور و مسجد شیخ لطف‌الله و تاج محل هند و هزاران بنای بی‌نظیر بر پا نموده‌اند دیده نمی‌شوند همچنین به هیچ صورتی مشاهده نمی‌شود که از طرف سازمان شهرداری از این قبیل گمراهی و بی‌سلیقگی جلوگیری شود تا مهمترین شهر کشور ما به صورت مبتذلی در نیاید.

تا آنجا که بنده اطلاع دارم شهرداری تهران خطی برای خود فرض کرده و با شهرهای کوچکی که در اطراف تهران به وجود می‌آید سر و کاری ندارد.

بنده افزوده می‌کنم کمال ضرورت و

+++

فوریت را دارد که به این بی‌نظمی و بی‌ترییتی رشد تهران بزرگ که از حضرت عبدالعظیم تا کوه البرز کشیده می‌شود خاتمه داده شود و کمیسیون مرکب از مهندسین عالیمقام خارجی و داخلی که در شهرسازی یا اورمانیزم تخصص کامل دارند یا هر مخارجی که استخدام آنها ایجاب نماید تشکیل شود که تمام ساختمان‌ها و خیابان‌بندی‌ها به طور کلی نقشه شهر را تحت کنترل دقیق قرار دهند.

2- شور در لایحه اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای امریکا انگلستان ارسالی مجلس شورای ملی

رئیس- طرح آقای سپهبد جهانبانی به کمیسیون فرستاده می‌شود، حالا لایحه اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای امریکا و انگلستان مطرح است.

گزارش کمیسیون‌های 1 و 3 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون شماره یک به مجلس سنا

لایحه شماره 53397-11/9/33 دولت مربوط با اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای متحد امریکای شمالی و انگلستان با حضور جناب آقای دکتر امینی وزیر دارائی و آقای سمیعی معاون وزارت امور خارجه مورد شور و مطالعه قرار گرفت و پس از بحث مفصل و توضیحات جناب آقای وزیر دارائی لایحه مذبور که مشتمل بر ماده واحده و چهار تبصره می‌باشد با چند اصلاح عبارتی به تصویب رسید.

اینک گزارش آن تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شماره 1- دکتر اقبال گزارش از کمیسیون شماره 3 به مجلس سنا

لایحه شماره 53397-11/9/33 مربوط با اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای متحده امریکای شمالی و انگلستان با حضور جناب آقای دکتر امینی وزیر دارائی و جناب آقای سمیعی معاون وزارت امور خارجه در کمیسیوم شماره 3 مجلس سنا مطرح و پس از شور به شرح زیر ضمن تأیید گزارش شماره 39-11/12/33 کمیسیون شماره 1 با اکثریت آراء به تصویب رسید. اینک گزارش آن تقدیم مجلس محترم سنا می‌شود.

مخبر کمیسیون شماره 3 مهندس شریف امامی

لایحه قانونی مربوط با اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای متحده امریکای شمالی و انگلستان

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود برای تأمین هزینه‌های اجراء طرح‌های عمرانی و تولیدی و قسمتی از احتیاجات ضروری کشور تا میزان یک صد و پنجاه میلیون دلار از کشورهای متحده امریکای شمالی و تا میزان ده میلیون لیره از دولت انگلستان تحصیل اعتبار نمایند.

مبلغی که دولت می‌تواند از اعتبارهای فوق برای تأمین احتیاجات ضروری مصرف کنند 75 میلیون دلار خواهد بود، نرخ بهره ده میلیون لیره از قرار04/0در سال و نرخ 75 میلیون دلار مربوط به احتیاجات ضروری از قرار 03/0 در سال و 75 میلیون دلار بقیه با بهره‌ای به نرخ روز استقراض مشروط بر اینکه میزان آن بالاتر از آنچه که بانک صادرات و واردات واشنگتن در موارد مشابه با دیگران محسوب می‌کند نباشد.

مدت پرداخت ده میلیون لیره در ظرف پنج سال که بعد از دو سال شروع می‌شود و مدت پرداخت 75 میلیون دلار مربوط به احتیاجات ضروری 25 سال و مدت پرداخت 75 میلیون دلار دیگر برحسب نوع کار متفاوت خواهد بود.

شرایط فنی از قبیل طرز استهلاک و امثال آن بین دولت ایران و دولت‌های امریکا و انگلستان تعیین خواهد گردید.

تبصره 1- برای تأمین نظارت مجلسین سنا و شورای ملی در نحوه مصرف اعتبارات تولیدی و عمرانی موضوع این لایحه دولت مکلف است فهرستی از طرح‌های عمرانی و تولیدی با برآورد هزینه هر یک به مجلسین تقدیم نماید مجلسین مطالعه طرح‌های مذبور را از نظر کلی و غیر فنی به کمیسیون‌های مشترک مربوطه ارجاع و کمیسیون‌های مذبور در ظرف حداکثر یک ماه نظر قطعی خود را اعلام خواهند نمود که از همان قرار اقدام شود والا طرح‌های تسلیمی به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

تبصره 2- 75 میلیون دلاری که برای هزینه‌های ضروری اختصاص داده شد به منظور خرید قند و شکر و دارو و آهن‌آلات و امثال آن می‌باشد و ریال حاصله از آن در حساب مخصوصی نگهداری نگاهداری و استفاده از آن با تصویب مجلس شورای ملی خواهد بود. دولت مکلف است در صورت تحصیل اعتباری اضافه بر 32 میلیون دلار برای احتیاجات ضروری هم ارز 23 میلیون دلار را به مصرف ازدیاد سرمایه‌های بانک کشاورزی- رهنی و ساختمانی و تأسیس بانک معدنی و صنعتی برساند. دولت موظف است لوایح لازم برای اجرای این امر را ظرف یک ماه تهیه و برای تصویب تقدیم مجلسین سنا و شورای ملی نماید.

تبصره 3- دولت مکلف است حداکثر تا سال 1335 از راه تقلیل مخارج و تثبیت سازمان ادارات دولتی و ازدیاد درآمد بودجه کشور را متعادل نموده و برنامه اقداماتی که برای اجرای این هدف ضروری است در نظر گرفته گزارش آن را تا قبل از آخر سال 1333 تقدیم مجلس شورای ملی نماید.

تبصره 4- کلیه وجوه دولتی و در آمدهای اختصاصی وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هائی که به سرمایه دولت تشکیل گردیده و همچنین کلیه وجوه حاصله از قرضه یا اعتبارات خارجی و بالاخره هر گونه درآمدی که عاید دستگاه‌های دولتی یا وابسته به دولت می‌گردد از هر حیث که باشد به استثنای وجوه متعلق به بانک‌های دولتی و شرکت بیمه باید در حساب‌های متعلق به خزانه‌داری کل و در بانک ملی ایران متمرکز گردد.

خزانه‌داری کل موظف است در آخر هر سال صورت ریز وجوه حاصله از هر نوع درآمد را و میزان مصارف هر یک از حساب‌ها را منتشر نماید تا کلیه دریافت‌ها و پرداخت‌های مملکتی به هر عنوان که باشد معلوم و مشخص گردد.

قوانینی که برای مصارف یک قسمت از درآمدهای مملکتی از مجلسین گذشته است کماکان به قوت خود باقی بوده و به هیچ وجه این تمرکز مالی مانع اجرای آن قوانین و مصرف درآمدهائی که محل خرج آنها مشخص می‌باشد نخواهد بود. لیکن هر مقرراتی که مخالف تمرکز وجوه و قوائد مملکتی در خزانه‌داری کل باشد ملغی می‌گردد.

رئیس‌- آقای لسانی بفرمائید.

لسانی‌-  بدواً با نهایت تأسف باید عرض کنم در این مدت کوتاه دوره دوم مجلس سنا مواجه با لایحه‌ای از طرف دولت شده است که با الفبای فارسی و سیاق فارسی تنظیم گردیده. ولی این لایحه را هم مثل قرارداد فروش نفت نمی‌توان فارسی دانست.

(دکتر امینی - بنده فارسیم زیاد خوب نیست)

در قرارداد نفت گفته می‌شود که چون باید به امضای نمایندگان شرکت‌هائی برسد که آنها زبان فارسی را نمی‌دانند بدواً به انگلیسی نوشته شده و سپس به فارسی‌. به این جهت پیچیده و در هم به نظر می‌رسد- نمی‌دانم در باب لایحه مطروحه فعلی چه خواهند گفت‌؟ در صورتی که به عقیده بنده هم اغلاق و پیچیدگی در قرارداد نفت و هم غیرمفهوم بودن و در هم بودن این لایحه هر دو عمدی است‌.

عنوان لایحه (اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای متحده امریکای شمالی و انگلستان) می‌باشد در متن لایحه در چند مورد لغت (استقراض) و لغت (قرضه) دیده می‌شود.

اگر لایحه تحصیل اعتبار است قرضه و استقراض چیست‌؟ اگر استقراض است صورت ظاهر و فریبنده دادن و عنوان تحصیل اعتبار دادن برای چیست‌؟ شتر سواری دولا دولا ندارد.

لایحه لایحه تحصیل اجازه استقراض است‌- مبلغ معلوم‌- مدت تأدیه معلوم‌- سود معلوم وام دهنده معلوم‌. با این جهات نمی‌دانم چرا با این لایحه عنوان (‌تحصیل اعتبار‌) داده‌اند؟

بحث در این لایحه مستلزم داشتن ساعت‌های متوالی اجازه صحبت است که متأسفانه مقررات مجلس سنا حتی در چنین مورد مهمی هم مدت نطق را محدود می‌کند و به این جهت ناچار در نهایت اختصار به اعتراضات و دلایل مخالف خود به این لایحه مبادرت ورزیده و از همکاران محترم تقاضا می‌نمایم که در صورت انقضاء وقت مقرر طبق بند (ب) از ماده 56 آئین‌نامه داخلی مجلس سنا به بنده اجازه دهند که عرایض خود را تمام کنم‌.

چنان چه قبلاً عرض کردم لایحه مطروحه مفهوم روشنی ندارد و متأسفانه در اثر کسالت در دو جلسه‌ای که در کمیسیون شماره 3 با حضور جناب آقای وزیر دارائی به این لایحه رسیدگی شد بنده حضور نداشتم تا از توضیحات ایشان این معمای درهم و یا این معادله چند مجهولی را بفهمم‌- ولی خوشبختانه صورت مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی مورخ یکشنبه 17 بهمن ماه 33 به دستم رسید و به توضیحات مفصل و مشروح آقای دکتر امینی مراجعه و آن وقت فهمیدم ایشان از این لایحه چه معانی استنباط کرده و به چه نحو می‌خواهند قرض کنند و به چه کیفیت خرج نمایند‌.

(‌دکتر سجادی و مخصوصاً خرجش )

خلاصه توضیحات ایشان در باب 150 میلیون دلار آن است که فعلاً هشتاد و پنج میلیون دلار بیشتر به ما نمی‌دهند و از این هشتاد و پنج میلیون دلار پنجاه و سه میلیون دلار به مصرف هزینه‌های عمرانی و تولیدی می‌رسد و سی و دو میلیون دلار به مصرف احتیاجات ضروری ولی اضافه کرده‌اند که اگر تمام صد و پنجاه میلیون دلار را بدهند هفتاد و پنج میلیون دلار به مصارف تولیدی و عمرانی می‌رسد‌. و هفتاد و پنج میلیون دلار برای مصارف ضروری نسبت به ده میلیون لیره به هیچ نحو توضیح نداده‌اند که برای مصارف عمرانی و تولیدی است یا مصارف ضروری‌.

برای لزوم این استقراض اظهار داشتند که مملکت محتاج به اصلاحات ضروری و فوری است و ناچاریم با استقراض به کارهای عمرانی دست بزنیم و چون برای هزینه جاری هم کسر بودجه داریم ناچاریم با قرضه آن کسر را جبران نموده و تا آخر سال 35

+++

بودجه خود را متعادل کنیم. و مخصوصاً این موضوع را مکرر توضیح داده‌اند که چون عواید حاصله از نفت طبق قانون مخصوص باید به مصرف عمران و آبادی کشور برسد و نمی‌توانیم از آن کسر خرج را جبران کنیم ناچار در مقام تحصیل اعتبار یا استقراض برآمده‌ایم‌.

جناب آقای دکتر امینی شما که می‌فرمائید پنجاه و سه میلیون دلار از این پول باید به مصارف عمرانی برسد و نسبت به ده میلیون لیره هم که هیچ گونه توضیحی ندادید ولی در خارج مطلب روشن است که این ده میلیون لیره بابت بهای ریلی است که در تابستان سال جاری خریداری نموده‌اید که ریل‌گذاری و امتداد خط آهن هم جزء کارهای عمرانی است .

از یک طرف قانون گذشته است که کلیه درآمد نفت برای هزینه عمرانی به سازمان برنامه داده شود و در موقع دفاع از قرارداد نفت ارقام درآمد از نفت را بالا برده و از نظر اینکه کشور محتاج به اصلاحات ضروری است که از درآمد آن مملکت آباد شود اصرار در تصویب قرارداد داشتید شما می‌گفتید با تصویب قرارداد سیل دلار و لیره به کشور سرازیر می‌شود و این سرزمین بلادیده بهشت برین خواهد شد‌.

ما همان روز می‌گفتیم این وعده‌ها فریبنده و دروغ است و این خواب‌های طلائی تعبیر نمی‌شود‌.

ولی شما به همان دلایلی که امروز می‌خواهید استقراض را به ملت ایران تحمیل کنید‌. در تصویب قرارداد پافشاری کردید و حالا هم که قرارداد تصویب شد‌، هنوز نگذاشتید مرکب آن خشک شود آمدید ده میلیون لیره برای ریل‌گذاری‌، پنجاه و سه میلیون دلار برای سایر مخارج عمرانی اجازه استقراض می‌خواهید‌. اگر بنا بود ملت ایران برای عمران و آبادای کشور دست به استقراض بزند دیگر قبول قرارداد نفت با آن شرایط عجیب و غریب و طاقت فرسا برای چه بود‌؟

راست است که کشور ما محتاج به اصلاحات اساسی است که این اصلاحات مستلزم داشتن سرمایه و اعتبار است ولی آیا راستی اقدام به این اصلاحات مستلزم قبول قرارداد نفت با آن کیفیت و قرضه با این کیفیت می‌باشد‌؟!

کشور ایران دارای یک راه‌آهن سراسری است‌. آن هم در سخت‌ترین نقاط کوهستانی‌- این راه‌آهن در زمان شاه فقید کشیده شد- آیا برای کشیدن چنین راه‌آهنی که امروز شما برای مرمت قسمتی از آن و ریل‌گذاری در خطوط ساخته شده سابق قرض می‌کنید‌. قرض کردند‌؟

(مشیر فاطمی- آقا آن موقع‌ها دیگر گذشت) آیا برای ایجاد جاده‌های شوسه عظیم مانند جاده مخصوص و جاده فیروزکوه و ده‌ها جاده دیگر استقراض به عمل آمد‌؟

آیا برای ایجاد کارخانجات عظیم و مؤسسات عام‌المنفعه و ابنیه و ساختمان‌های رفیع و مخصوصاً کارخانجات قند و نساجی که ما را از قسمتی از واردات خارجی مستقنی ساخت قرض کردیم‌؟ یا با همان بودجه قلیل مملکت منتهی با عزم و اراده یک مرد توانا آن همه اصلاحات به عمل آمد و امروز شما برای صد یک آن اصلاحات از یک طرف درآمد نفت را اختصاص به کارهای عمرانی می‌دهید و از طرف دیگر با کمال بی‌پروائی دست استقراض به سوی کشورهائی که ملت ایران تمام مصائب و بدبختی‌های خود را از آنها می‌داند دراز می‌کند.

این پول‌ها با چه ربح و با چه شرایطی گرفته می‌شود‌؟ این موضوع سود را تقاضا دارم همکاران محترم به خوبی توجه کنند چون مطلب بسیار مهمی است آقای دکتر امینی در مجلس شورای ملی گفتند امروز به هر دولتی اعتبار نمی‌دهند و دولت فعلی موفق شد با حل قضیه نفت اعتبار تهیه کند و نسبت به میزان سود آن گفته‌اند سود به قدری کم است که در حقیقت در حکم صفر است در لایحه دولت سود ده میلیون لیره از قرار چهار درصد تعین شده و سود 75 میلیون دلار اول از قرار 3 درصد و نسبت به 75 میلیون دوم سود سایر شرایط آن موکول به بعد گردیده ولی آقای دکتر امینی در مجلس اظهار داشتند که سود 53 میلیون دلار برای کارهای عمرانی به نرخ روز که امروز آن چهار و نیم درصد است داده خواهد شد- گرچه این توضیح مباین با متن لایحه است ولی ثابت و مسلم می دارد که نسبت به 75 میلیون دلار بقیه که موکول به نرخ روز شده است ربح آن چهار و نیم درصد خواهد بود که آقای دکتر امینی این میزان ربح را در حکم صفر معرفی کردند‌، نمی‌دانم آقای دکتر امینی حساب میزان ربح را برای مدت 25 سال نموده و به مبلغ آن توجه کرده و آن وقت فرموده‌اند در حکم صفر است یا نه؟- مسلماً حساب نکرده‌اند چه آنکه اگر حساب می‌کردند می‌دیدند سر به جهنم می‌زند و آن وقت نمی‌فرمودند در حکم صفر است‌.

آنچه بنده تحقیق کرده‌ام در ممالک متحده اساساً سود پول نیست به مبلغ‌های کم و مدت‌های کم بیش از 5 درصد نیست و هر قدر مبلغ بالا رود و مدت زیادتر شود سود پول پائین می‌آید تا به یک درصد چه آنکه نسبت به مبلغ زیاد و مدت طولانی سود پول رقم عجیبی را تشکیل می‌دهد  کما اینکه بهره همین 150 میلیون دلار با سود سه و چهار و نیم درصد در ظرف مدت 25 سال زائد بر70 میلیون دلار می‌شود- جناب آقای دکتر امینی مبلغ هفتاد میلیون دلار بهره پول برای شما در حکم صفر است برای ملت فقیر ایران بارسنگین و طاقت فرسائی است و ملت ایران حاضر نیست با تهیه اعتبار 150 میلیون دلار و به مصرف رساندن آن مطابق میل و نقشه قرض دهندگان 220 میلیون دلار بپردازد و سود 10 میلیون لیره در ظرف پنج سال نیز یک میلیون لیره می‌شود و بایستی به جای ده میلیون لیره که به اقساد پنج ساله می‌پردازد یلزده میلیون لیره کار‌سازی کند آیا این قرضه همان قرض‌الحسنه ایست که حضرتعالی در مجلس فرمودید بله معنی قرض‌الحسنه هم معلوم شد‌! نکته‌ای که از همه مهمتر است آن است که این قرضه‌ها در سررسید‌های مقرر از چه محل‌هائی پرداخته می‌شود آن هم به اسعار خارجی‌- مسلم است که هیچ محلی برای پرداخت این اقساط نیست جزء محل درآمد نفت آیا آقای وزیر مالیه و دستگاه‌های ایشان حساب کرده‌اند که بعد از یکی دو سال هر ساله چه مبلغ دولت ایران باید کارسازی دارد‌؟ و مسلماً حساب نکرده‌اند (وزیر دارائی- چرا حساب کرده‌ایم) زیرا اگر حساب می‌کردند می‌دیدند مبالغ لازم‌التادیه سر به فلک می‌زند و حالا من برای ایشان حساب می‌کنند ببینند چه مبلغ خواهد شد‌.

1- دو میلیون و دویست هزار لیره برای تادیه اقساط 10 میلیون لیره تا مدت پنج سال .

2- 9 میلیون دلار برای استهلاک 175 میلیون دلار و 70 میلیون دلار سود آن که به تبدیل به لیره سالی 3 میلیون و نیم لیره می‌شود برای مدت 25 سال.

3- دو میلیون و نیم لیره برای استهلاک 25 میلیون لیره طبق جزء (ج) ماده یک قسمت دوم قرارداد نفت برای مدت 10 سال‌.

جمع اقلام فوق در سال هفت میلیون و 200 هزار لیره می‌شود و باید بر این مبلغ هفت میلیون و 200 هزار لیره ارقام ذیل را اضافه نمود‌.

طبق بند (ب) ماده 6 قرار داد نفت و جزء (ه) بند یک همان ماده هزینه ساختمان و تأسیسات جدید و اضافی در مؤسسات نفت متأسفانه به عهده دولت ایران گذاشته شده است النهایه طبق جزء (ه) بند یک موافقت شده است که بابت هزینه ساختمان و تأسیسات جدید شرکت‌های عامل هزینه‌های لازم به شرکت ملی نفت بدون سود تأدیه نموده و مبلغ تأدیه شده را به اقساط ده ساله از در‌آمد نفت ‌کسر نماید و حداقل هزینه‌های ساختمانی و تأسیسات جدید و ضافی در حدود 20 میلیون لیره فعلاً پیش‌بینی شده که پس از امضای قرارداد شرکت ملی نفت سه میلیون لیره برای برای ساختن 1800 دستگاه خانه برای کارگران دریافت نموده است که بر فرض اضافه نشدن دستورات و فرمایشات تازه از طرف شرکت‌های عامل بابت اقساط همین 30 میلیون نیز سالی 3 میلیون لیره باید کار‌سازی نمائیم‌.

2- طبق جزء (د) بند یک از ماده 17 قرارداد نفت بابت (‌هزینه های سرمایه‌ای مجاز‌) مقرر شده است که شرکت‌های عامل هزینه‌های نامبرده را نموده و نصف از آن را به حساب بدهکاری شرکت ملی نفت گذاشته و در ظرف ده سال استهلاک نمایند که طبق توضیحات مکرر آقای دکتر امینی در موقع طرح قرار داد نفت این مبلغ بین 70 الی 90 میلیون دلار پیش‌بینی شده که نصف آن بر فرض آنکه 40 میلیون دلار شود در ظرف ده سال یعنی از قرار سالی چهار میلیون دلار معادل یک میلیون و نیم لیره باید دولت ایران تأدیه نماید‌.

3- طبق بند یک از ماده 6 قرار داد بابت 26 میلیون لیره استهلاک تأسیسات ثابت در حوزه‌های استخراج سالی دو میلیون و 600 هزار لیره باید کنار گذاشته شود که شرکت‌های عامل به هر مصرفی می‌خواهند برسانند و معنا معلوم است که می‌خواهند به شرکت سابق نفت بدهند از این مبلغ سالی سالی یک میلیون و 300 هزار لیره سهم دولت ایران می‌شود و در حدود سالی 700 هزار لیره نیز حداقل بابت 41 میلیون لیره که هر سالی چهار میلیون و یک صد هزار لیره باید کار‌سازی گردد سهم دولت ایران است که جمعاً در حدود دو میلیون لیره می‌شود‌.

4- قرارداد لول‌کشی نفت از اهواز تا تهران و اصفهان در دست امضاء است و هزینه آن حداقل شانزده میلیون لیره پیش‌بینی شد که ظرف ده سال باید کار‌سازی شود و قسط آن نیز هر ساله یک میلیون و 600 هزار لیره می‌شو‌د.

5- قرار داد راه سازی با شرکت جان مولم در دست امضاء است به مبلغ 26 میلیون لیره که اقساط سالیانه آن نیز دو میلیون و 600 هزار لیره می‌شود جمع این اقلام در حدود 10 میلیون 700 هزار لیره می‌گردد که با اضافه کردن هفت میلیون و 200 هزار لیره‌ای که قبلاً به عرض رسید مبلغ لازم‌التأدیه دولت ایران از اول 1957 سالی در حدود 18 میلیون لیره می‌شود‌.

(زنگ رئیس)

رئیس- آقای لسانی وقت شما تمام شده است.

لسانی- اگر ممکن است چند دقیقه اجازه بفرمائید. (دکتر سجادی- بنده پیش نهاد می‌کنم.)

رئیس- آقای دکتر سجادی پیشنهادی در این مورد داده‌اند که قرائت می‌شود.

ریاست محترم مجلس سنا.

مجلس سنا طبق بند ب ماده 56 آئین‌نامه پیشنهاد می‌کنم ده دقیقه وقت به سناتور محترم آقای لسانی داده شود‌.

رئیس- با این پیشنهاد رأی می‌گیریم آقایان موافق قیام بفرمایند‌.

(اکثر برخاستند)

+++                   

تصویب شد. بفرمائید آقای لسانی

لسانی- اقلام ذکر شده غیر از مبالغ لازم‌التأدیه مربوط به سند کرج و سایر هزینه سد کرج و سایر هزینه‌هائی است که مقدمات آن تهیه شده است.

حالا فرض می‌کنیم آن هزینه‌ها پیش نیاید و تعهدات تازه‌ای نشود و فقط منحصر به همین مبلغ 18 میلیون لیره در سال باشد.

جناب آقای وزیر دارائی شما که دوازده و نیم درصد عین نفت را که طبق قرار داد باید بگیرید مشغول مذاکره فروش‌ با شرکت ایپم ایتالیایی و شرکت ایده میتسوی ژاپنی می‌باشند و شرکت‌های خریدار آن هم می‌خواهند در مقابل به شما واگون مخزن نفت از کمپانی انسال دوو ماشین فیات و فماش و غیره بدهند و بنابراین ا زبابت دوازده و نیم درصد ارزی بدست شما نمی‌ماند و شما می‌مانید و 37.5 درصد بابت مالیات بردرآمد از شرکت‌های عامل و شما الان با انجام این قرضه و سایر تعهداتی که قبلا نموده اید همه ساله  مکلفید برای مدت طولانی در هر سال 18 میلیون لیره که معدل با 52 میلیون دلار می‌شود بپردازید بر فرض اینکه این مبلغ را در آینده از 37.5 درصدی عایدی داشته باشید آیا شایسته و سزاوار است که شما قرارداد نفت را به آن صورت از تصویب مجلسین بگذرانید و عوائید آن را برای یک مدت طولانی پیش خور کنید تا به ملت ایران بگوئید ما به اصلاحات بزرگی دست زدیم 600 هزار کیلومتر جاده آسفالت کردیم و بالنتیجه اصلاحات اساسی در امور مملکت نموده‌ایم- نمی‌دانم خودتان وقتی به این محاسبه دقیق شوید و نخواهید در مقام جوابگوئی بیک مخالف از قرضه برآئید و همان طور که جدابی شما مرحوم امین‌الدوله فکر می‌کرد فکر کنید که عاقبت و تعهدات به کجا می‌رسد آیا دچار عذاب وجدان می‌شوید یا خیر؟

چون من شما را خلف‌‌الصدق می‌دانم یقین دارم تأثرات وجدانی شما را هم مثل هر فرد ایرانی ناراحت می‌کند پس چه داعی به این عمل دارید- یعنی دست به کاری بزنید که فساد و بطلان آن روشن و واضح است و تمام ملت ایران با آن مخالف می‌باشند.

شما همیشه می‌فرمائید هر وقت بخواهید کسی دست به کار مثبت بزند مخالف و دوشن پیدا می‌کند- راستی این کار مثبت است که نسل حاضر قرض بکند و امور خود را به جریان بیندازد و شانه‌های ضعیف نسل‌های آینده را زیر بار تأدیه این قرض کمر‌شکن بگذارد.

مراتبی که معروض افتاد درباره استقراض جهت هزینه‌های عمرانی و تولیدی یعنی عمرانی و تولیدی که بانک صادارت تصویب می‌کند بوده است اما درباره استقراض برای احتیاجات ضروری یعنی تأمین کسر بودجه مملکت.

راستی این دکترین قابل قبول است که با استقراض کسر بودجه مملکت تأمین شود و اگر این باب مفتوح گردد آتیه ما چه خواهد شد.

در تبصره (3) لایحه مطروحه قید شده است که دولت مکلف است تا آخر سال 1335 بودجه خود را متعادل کند و مفهوم مخالف این ماده ‌آن است که دولت فعلاً اعلام می‌کند که در ظرف دو سال آینده کسر بودجه دارد کسر بودجه سال 34 را آقای وزیر دارائی در کمیسیون فرمودند 300 میلیون تومان است یعنی طبق بودجه‌ای که فعلاً تعیین کرده‌اند و البته اضافات بعدی اضافه براین کسر می‌شود کسر بودجه سا 35 را دیگر خدا می‌داند.

شما که در آخر سال 35 می‌خواهید بودجه خود را متعادل کنید چرا حالا متعادل نمی‌کنید چرا حالا متعادل نمی‌کنید- آیا در آخر سال 35 گنجی بدست خواهید آورد و یا اینکه شجاعت کسر هزینه‌های کمر‌شکن را پیدا می‌کنید هر کاری می‌خواهید بکنید حالا بکنید چرا دو سال بعد که ملت ایران را زیر بار قرض کمر‌شکن گذارده‌اید‌؟

آیا عمل شما این طور نشان نمی‌دهد که حالا که ما هستیم با استقراض امورمان را بگذرانیم در آخر سال 35 هر چه می‌خواهند بکنند- این همان سیاست سمبل و روزمره است. وزیر مالیه در سال 35 هم می‌آید به استناد عمل شما می‌گوید چون آقای دکتر امینی قرض کرده‌اند و من هم بودجه متعادلی ندارم لذا من هم می‌خواهم قرض بکنم ‌آقای دکتر امینی راستی از شما می‌پرسم که در آخر 35 اگر وزیر مالیه باشید چه می‌کنید و ا‌گر شما وزیر مالیه نبودید آیا می‌توانید طرز تفکر وزیر مالیه وقت را نسبت به خود حدس بزنید؟

قریب 19 ماه است از عمر وزارت دارائی شما می‌گذرد در ظرف این 19 ماه مالیات گرفتید و همه ما همه دوائر وصول شما آمار دارند که از سال قبل بیشتر وصول کرده‌ایم و در حدود 160 میلیون دلار یا بیشتر به نام کمک بلاعوض گرفته‌اید که با تسعیر هر دلاری در 92 ریال نزدیک 1600 میلیون تومان پول گرقته‌اید جمع و خرج این پول‌ها کجا است؟

در مجلس شورای ملی فرمودید صورت در‌آمد کشور و صورت پول‌های گرفته شده و هزینه‌هائی که نموده‌ایم می‌آورم ملاحظه کنید که همه هزینه‌های لازم بوده- در مجلس شورای ملی این صورت را نبردید خواهش می‌کنم حالا این صورت را بدهید. (وزیر دارائی- حاضر است آقا)

دیوان محاسبات که از ارگان مهم مشروطیت است در اطاق نسیان گذارده شده لایحه تفریح بودجه به کلی از خاطره دولت‌ها محو شده و فقط یک چیز مانده دریافت مالیات- گرفتن کمک بلاعوض قرضه- آخر اگر قوه مقننه در دخل و خرج باید نظارت کند وقتی که لایحه تفریغ بودجه آورده نمی‌شود این نظارت چگونه ممکن است اقلاً حالا که می‌خواهید رأی کسر بودجه قرض کنید لایحه تفریغ بودجه را بیاورید تا معلوم شود در حدود 3200 میلیون تومان پولی که در ظرف 19 ماه از درآمد مملکت و از کمک بلاعوض گرفته‌اید چگونه به مصرف رسانده‌اید که الان برای آخر اسفند طبق اخبار جرائد پول ندارید انتظار تصویب این لایحه و گرفتن ده میلیون دلار از محل قرضه‌ جهت تأدیه حقوق دارید.

گفتنی‌ها زیاد وقت بسیار کم در هر حال بنده با قرضه به هر عنوان که باشد مخالفم چه به عنوان هزینه‌های عمرانی زیرا طبق بیان صریح آقای دکتر امینی در مجلس شورای ملی کارهای عمرانی ما باید به تصویب بانک صادرات و واردات امریکا برسد و معلوم است آنها چه کارهائی را تصویب می‌کنند چنان چه برنامه کار نشان می‌دهد همان کارهای عمرانی که از نظر سوق‌الجیشی ضروری و لازم است مانند راه‌سازی- کشیدن خط آهن- بندرسازی- اسکله‌سازی- ارتباطات و غیره و عجیب است که از یک طرف ما برای 150 میلیون دلار 70میلیون دلار سود بدهیم و از طرف دیگر برنامه عمرانی را آنها تهیه کنند و همچنین از نظر کسر بودجه نیز مخالفم زیرا اگر بنا شود برای کسر بودجه قرض کنیم این قافله تا به حشر لنگ می‌ماند.

عنوان مسلم بودن کسر بودجه و توسل به قانون لزوم و مصرف درآمد نفت برای هزینه‌های عمرانی یک عنوان نا‌به جائی است- آن قانون را مجلسین که می‌خواهند ‌لایحه قرضه را تصویب کنند و همچنین مجلسین اجازه دارند که دولت مجاز باشد در صورت کسر بودجه برای تا آخر سال 35 معامله 40 در صد از در‌آمد نفت را به مصرف کسر بودجه برسانند و 60درصد بقیه درآمد را برای هزینه‌های عمرانی که برنامه آن را دولت ایران با تصویب مجلسین تعین کند نه بانک صادرات و واردات امریکا و در هر صورت استقراض از کشور‌های اجنبی  به هیچ وجه به صلاح ملت ایران نبوده و نیست و اگراین استقراض به عمل آید ظلم و تعدی و تجاوزی است که نسل حاضر نسبت به نسل آینده نموده و به هیچ نحو شایسته نیست که ما برای کسر بودجه و انجام عملیات عمرانی طبق نظریات دول قرض دهنده قرض نموده و خود را گرفتار نفرین و لعن ابدی نسل‌های آینده قرار دهیم.

امیدوارم این بیانات مختصر مورد توجه همکاران محترم قرار گرفته  و با توجه به سودی که عرض کرم و با توجه به مبالغ لازم‌التأدیه‌ای که عرض کردم دلت باید بعد از 2 سال با اسعار خارجی به کسانی که تعهد کرده است بپردازد و با شجاعت و شهامت و در نظر گرفتن مضار قرضه و آینده مملکت به این لایحه رای ندهند. و مضافاً اگرجناب آقای دکتر امینی در گفته‌های سابق خود که من در اینجا بیان کردم در مورد قرض‌الحسنه و یا اینکه این پول به ما مفت داده می‌شود. اسناد و مدارک و صورت جلسات مربوطه را بخواهند در اینجا هست ارائه می‌کنم.

رئیس- آقای وزیر دارائی بفرمائید.

وزیر دارائی (دکتر امینی)- جناب آقای لسانی با وقت وسیعی که داشته‌اند نشسته‌اند و حساب‌هائی کرده‌اند و چیزهائی در موارد مختلف تهیه کرده‌اند در صورتی که بنده این انتظار را نداشتم بلکه انتظارم از ایشان این بود که توضیح بدهند که ضرورت و عدم ضرورت مسئله چگونه است‌؟ راجع به مفاد و مضار قرضه صحبت بکنند و بنده هم به سؤالات و نظریات ایشان جواب عرض کنم در هر حال بنده هم سعی می‌کنم حتی‌المقدور با ایجاز و اختصار جواب ایشان را عرض کنم بنده متأسفانه باید عرض کنم که ایشان هنوز هم دچار نفت هستند‌، اگر کمیسیون مختلط و در مجلس شاید اغراق نکنم ایشان راجع به لایحه نفت بیش از 20 ساعت صحبت کردند و تمام جهات مختلف مسئله‌، له و علیه آن را بیان فرمودند ولی هنوز هم می‌بینیم که شهوت ایشان در این مورد اطفاء نشده است. چون قسمت عمده نطقی که فرمودند به آن صورت در آورده شده است‌؛ هر چه فکر کردم آن صورت مخصوص را ندیدم که چیست‌؟ (دیوان‌بیگی- عجب!) و انتظار داشتم که بعد از اینکه اکثریت قاطع مجلسین مسئله‌ای را تصویب کردند دیگر صحبتی نباشد در این مورد و در همه جای دنیا اقلیت تابع نظر اکثریت می‌شود و چون اکثریت به نمایندگی از  طرف ملت ایران رأی داده است در واقع تأیید گفت این نظر از طرف ملت ایران اعمال شده است (دیوان‌بیگی- نخیر آقا این طور نیست اجبار بوده‌) در هر حال بنده خیلی متأسفم که جناب آقای لسانی دچار این عذاب وجدانی شده‌اند در مورد لایحه نفت و لایحه پشتوانه اسکناس و لایحه قرضه و چون به ایشان واقعاً ارادت دارم لذا از عذاب ایشان بنده هم در عذابم (احسنت) اما راجع به لایحه قرضه خواستم با اجازه جناب آقای دکتر سجادی برگردم به زمان تحصیل خودمان آن وقت که کتاب «آلیس و ژزی» را می‌خواندم و راجع به مفهوم قرضه در آنجا شرح مبسوطی نوشته شده است چون یاد‌آوری این موضوع کمکی به روشن شدن ذهن جناب آقای

+++

لسانی بنماید عرض می‌کنم در قرن 18 یک عده از علمای اقتصاد عقیده‌شان مبنی به این اصل بود که اساساً و منطقاً قرضه کار بدی است آنهائی که دارای این نظریه بودند علمایی مانند «آدام اسمیت » و «ریکاردو» بودند که می‌گفتند اصولاً قرضه فی حد ذاته بد است و دلیلشان هم این بود که دولتی که قرض می‌کند، در بالا بردن در آمد خود به اتکاء این امر سعی نمی‌کند و یا از فعالیت خود می‌کاهد و این عادت بدی است کار مملکت را به بحران‌ منتهی می‌کند و وضع مالی مملکت را مختل می نماید این دسته از علماء دلیلشان در مورد قرض این بود و به علاوه همان طوری هم که جناب آقای لسانی برای نسل آینده دلسوزی فرمودند که چرا باید بار قرض نسل حاضر را آیندگان یعنی نسل آینده به دوش خود داشته باشد دلیلشان تقریباً از این نوع دلایل است.

(دکتر سجادی- صحیح است) اما در برابر این دسته‌، دسته دیگری نیز وجود دارند که با این نظریه مخالفند و معتقدند که اصولاً قرضه کار بسیار خوبی است مثل «بیگتل» در انگلستان اینها عقیده‌شان در مورد قرض این است که، استقراض یک معدن طلائی است که می‌شود در آن دست برد و منافع سرشاری از آن برداشت‌.

اما بین این تز «اکسترم»و افراطی یک تز وسط هم هست که باید دید استقراض ضرورت دارد یا نه ؟ آنهائی که عقیده‌شان این است که قرض کار بدی است و دولت‌ها نباید این کار را بکنند جوابش این است که اگر بنا شود بخواهیم تمام مخارج را با درآمد مملکت ... کار خوبی است ولی یک نکته را باید توجه داشت که قدرت پرداخت مالیات از طرف افراد و مجموعه افراد یک مملکت یک حدی دارد (دکتر سجادی- آن حد را باید معین کرد) که اگر از آن حد تجاوز بکند مالیات مطلقاً وصول نمی‌شود و وضع اقتصادی مملکت پریشان می‌شود و ما باید سعی بکنیم که این حد را معلوم کنیم و انتظار که هم این بود که این حدود را معلوم و مشخص کنیم ولی ذکر این نکته که استقراض به طور کلی و مطلقاً کار خوبی نیست، و اما اینکه به گردن «ژنراسیون‌« بعد می‌گذارند‌، بنده خیال می‌کنم‌، این دلیل هم صحیح نیست کاری در این دوره نمی‌شود پایه کار نسل آینده است و از آن استفاده می‌کنند و اگر نسل حاضر قرضی را قبول کند برای اینکه کارخانجات بیاورند مثلاً کارخانه سیمان اگر احداث نماید چه دلیلی وجود دارد که نسل آینده از آن استفاده ننمایند. پس برای نسل آینده هم مفید است و هم آنها هم از این کارهای عمرانی استفاده می‌کنند (لسانی- کدام کارهای عمرانی؟ً!) الان خدمتتان عرض می‌کنم. راجع به کسر بودجه تقاضا دارم آقایان توجه بفرمائید مطلبی جناب آقای لسانی در نطقشان فرمودند از همین  نقطه‌نظر بود که قرض نسل حاضر را چرا باید به نسل آینده تحمیل کرد و زیان این کار متوجه آنها خواهد شد اما در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که برای بوجود آمدن نسل آینده فعلی وجود داشته باشد یا نه؟ اگر مردم فعلی وجود نداشته باشند. نسل آینده در آن صورت کجا خواهد بود اگر قدرت مردم تماماً از آنها سلب شود پیدایش نسل آینده چگونه ممکن است؟ نسل حاضر باید توانایی و قدرت تولید مثلی داشته باشد تا نسل آینده از آن بودجه بیاید به این نکته توجه کرد که آنچه که بر نسل فعلی می‌گذرد بی‌شک نسل آینده هم از آن متأثر خواهد شد‌، بنده «پازتیتگ» جناب آقای لسانی را ندارم و یک مرتبه هم به ایشان عرض کردم که ایشان عادت دارند و به علت آنکه در محاکم جنائی می‌روند و برای تحریک احساسات و جلب نظر قضات کلماتی از قبیل «این دوش ضعیف ،این بدن نحیف،تحمل این بار سنگین را ندارد» و از این قبیل کلمات را ادا می‌کنند در اینجا هم به همان سبک صحبت می‌فرمایند و بنده متأسفانه از این احساسات نمی‌توانم استفده بکنم والا بنده هم می‌توانستم از این گونه جملات استفاده بکنم و نظر ایشان را نسبت به وضع دلخراش فعلی جلب نمایم که این نسل حاضر مثلاً این کارمندان دولت که ایشان هم در مقع خود سنگشان را به سینه می‌زنند چطور لخت و عورند‌. زندگی دارند نه پوشاک دارند و نه‌‌ معیشت حسابی دارند و‌ با دیدن نسل فعلی این قدر برای نسل آینده دلسوزی نمی‌کردند‌، خوب است جناب آقای لسانی به ادارات و مؤسسات دولتی تشریف ببرند و سری به کارمندان دولت بزنند و زیر کت آنها را ببینند تا معلوم شود که آن زیر آنها چه پوشیده‌اند و دیگر این قدر برای نسل آینده متأثر نشوند‌. در هر حال باید ضرورت و شرایط خاص قرضه را در نظر گرفت و همچنین نظریات علمای اقتصادی را مورد توجه قرارداد و دید آیا باید قرض کرد یا نه‌؟ و بعد در این مورد تصمیم گرفت‌. عرض کنم راجع به کارهای عمرانی ایشان ارقام خیلی مفصلی خواندند و بنده اطمینان دارم که ارقمشان هم اشتباه نیست برای اینکه ایشان اهل محاسبه و تحقیقند و به خودشان هم حقیقةً صدمه بزنند برای تحقیق‌. ولی بنده انتظار داشتم که ایشان این قدر نکته‌سنج هستند و در تحقیق قضایا زحمت می‌کشند خوب است این زحماتی را که در جهت منفی می‌کشند یک سوم آن را صرف کارهای مثبت نمایند نه اینکه هر چه را که مطالعه می‌کنند می‌گویند بد است (وارسته- اتفاقاً هم حق با ایشان است) این قدر که ایشان زحمت می‌کشند حیف است که در جهت منفی قوای خودشان‌ را مصرف کنند این تفکر و تعمق را نباید تماماً در جهت بد به کار برد‌، اگر جسارت نکنم این حقیقةً یک مرص «مدرنکولی» است که آدم به همه چیز از نظر بدبین تماشا کند به تمام افراد و اعمالشان از نظر تردید نگاه کند‌. از کلمه و خارج و خارجی تا این حدود وحشت داشته باشد (دیوان‌بیگی- شما از قرضه دفاع می‌کنید یا حاشیه می‌روید و فلسفه‌بافی می‌کنید) البته جناب آقای دیوان‌بیگی، این برای بنده یک حقی است به منظور جلب افکار و تخرب «تز» مخالفین باید قضایا را تحلیل و تفسیر کنم کار مملکت از نظر درآمد عادی و فوق‌العاده روشن است که وصول می‌شود و یک درآمد فوق‌العاده است که از طریق نفت عاید می‌شود و البته بعد از حل مسئله نفت کار درآمد مملکت روشن شده و به طوری که پیش‌بینی کرده‌ایم در عرض 3 سال درآمد نفت 150میلیون لیره است‌. که البته سال اولش کمتر و سال‌های بعد بیشتر می‌شود و در آمد عادی کشور هم مطابق پیش‌بینی که کردیم در سال 34 در‌آمدهای دولت در حدود 1200 میلیون تومان است و شاید بنده در قسمت درآمد یک قدری اغراق کرده باشم ولی چون در سال جاری 100 میلیون تومان خواهد شد‌. بنابراین دویست میلیون تومان را اضافه پیش‌بینی کردن برای سال آینده با توجه به دورنمائی که از نظر وضع اقتصادی مملکت هست به نظر اغراق‌آمیز نیست‌، و البته بعد از اینکه کار نفت به تعویق و تعطیل دچار شد‌ه بود مسلماً در‌های درآمد این مؤسسه نیز بسته شده بود و یک مقدار از کارهای عمرانی به این ترتیب انجام می‌گرفت و اکنون در حالی که دنیا در حال پیشرفت و حرکت است اگر ملت ایران به انتظار این بنشیند که با در‌آمد بعدی خود کارهای عمرانی بکند به عقیده ‌من صحیح نیست‌. زیرا این انتظار نه از نظر اقتصادی خوب است و نه از نظر روحی‌. و از هر دو نظر برای کشور ما مضر است از اینکه همه مردم انتظار دارند این کارهای عمرانی هرچه زودتر انجام گیرد هیچ کس تردیدی ندارد و عده‌ای هم بر مبنای مخالفت می‌گویند که این کار به علت فساد دستگاه‌های دولتی انجام نمی‌گیرد و به قدری خراب است که این اتنظار عملی نخواهد شد (دکتر سجادی- کاملاً صحیح است‌) بله‌، جنابعالی چون مخالف هستید صحیح می‌فرمائید‌. اگر همین جنابعالی تشریف بیاورید پشت این تریبون همین مطالبی را که الان من می‌گویم شما هم عین همان را خواهید فرمود منتهی عده دیگری مخالفت خواهند کرد و این مخالفت‌ها را تحویل آقا خواهند داد به هر حال در جاهای دیگر هم مخالفین وجود دارند و با دولت هم همکاری نمی‌کنند ولی ارائه طریق می‌کنند و اگر دولت این طریق را با آنکه منطقی و صحیح است نپذیرفت و نتیجه مطلوب از آن نگرفت آن وقت به او حمله می‌کنند در هر حال بنده برخلاف نظر آقایان معتقد به این نیستم که ملت ایران بنشینند و انتظار بکشند تا با اخذ 150 میلیون لیره بعدی کارهای عمرانی خود را انجام دهد‌. جناب آقای لسانی اشاره فرمودند به راه‌سازی «جان مولم »و یک عده دیگر‌. جان مولم اگر آمده و این قرارداد را تنظیم کرده‌ برای استفاده از اعتباری است که از انگلستان می‌آید و خرج می‌کند و ما هم آن را به تدریج می‌پردازیم و این به نظر بنده هیچ اشکالی ندارد اگر یک مملکتی واقعاً منظم و مرتب باشد اعتبار داشته باشد‌، باید از این اعتبار استفاده کند به شرط اینکه اعتبارات با شرایطی مناسب باشند و مدت هم برای پرداخت آن مناسب باشد و قدرت پرداخت آن هم وجود داشته باشد تا بتوان قرض را به این ترتیب قبول نمود‌، اگر خوب و با دقت به تمام گفته‌‌های جناب آقای لسانی توجه شود منشاء تمام اینها در یک مسئله است و آن هم مسئله نفت است هر کاری که به نفت ارتباط داشته باشد به نظر ایشان جرم است. ولی آقا لوله‌کشی، راه‌سازی، ساختن راه‌آهن اینها مربوط به کارهای اقتصادی است و اگر اقتصاد مملکت درست شود و در‌آمد عمومی آن افزایش پیدا کند به این ترتیب بودجه آن هم متعادل خواهد شد و اصلاحات هم به این شکل انجام می‌گیرد اینها در امور اقتصادی مملکت مؤثراست‌. مسئله راه‌سازی و ایجاد وسائل ارتباط برای توزیع ثروت و تولید کشور از مهمترین اقدامات است برای اینکه با داشتن راه جنس به میزان کافی و ارزان در دسترس مردم گذاشته می‌شود و اگر راه وجود داشته باشد جنس را از محل تولید به محل مصرف وارد می‌کنند نتیجه این کار چه خواهد شد معلوم است نتیجه‌اش این می‌شود‌ که مردم از زیر بار گرانی و کمبود اجناس مورد احتیاج راحت خواهند شد. چطور می‌شود کار مملکت را از نظر اقتصادی درست کرد بدون اینکه توجه به لوله‌کشی و راه‌آهن و راه‌سازی نموده این از الفبای علم اقتصاد است (دکتر سجادی- به شرط اینکه وسایل تولید هم تهیه بفرمائید‌) بنده تعجب می‌کنم جناب آقای دکتر سجادی و بنده با هم در یک مدرسه درس خوانده‌ایم و ایشان قطعا «اکنومی پولتیک» هم خوانده‌اند ،فکرشان بر این اصل است که چون دکتر امینی این  مسئله را می‌گوید من مخالفم مقدمه را به این ترتیب باید این طور چید که هر چه که این دولت و وزیر مالیه آن می‌گوید من با آن مخالفم

+++

اینها دلایل علمی نیست. و از نظر عمران و آبادی جای هیچ گونه شبهه و تردید نیست که ما هر قدر که بتوانیم باید کار عمران و آبادی بکنیم و چون درآمد عادی و فوق‌العاده کافی نیست تبعاً بار کار‌های تولیدی ما هم سنگین‌تر می‌شود و مدتش هم طولانی‌تر می‌گردد. در مورد کسر بودجه که فرمودند‌، مسئله کسر بودجه تنها مربوط به کشور ما نیست‌، اغلب کشورهای دیگر هم با کسر بودجه مواجه هستند و علل موجبات این امر هم معلوم است کشور ترکیه کسر بودجه دارد برای اینکه یک میلیون نفر سرباز تحت سلاح دارد و این عمل باعث ضعف تولیدی آن کشور نیز گردیده است کشورهای دیگر هم کسر بودجه دارند به علت کارهای تجهیزاتی و درآمد آنها به این ترتیب کم می‌شود کشور ما هم بدبختانه به علت تجهیز ادوات و کارمندان دچار کسر بودجه شده و خود آقایان هم می‌دانند و این مطلب خیلی ه تکرار شده ولی هیچ کس تا‌کنون راه‌حل مناسب و عملی به دولت نشان نداده که تا ما را به مقصود برساند زیرا نشان دادن این راه مستلزم ‌گذشت و شهامت است. (جمال امامی- ایجاد کار بکنید) و این کار هم همان طوری که ملاحظه می‌فرمائید با سرعت انجام شدنی نیست زیرا باید موجبات و علل آن را از بین برد و آن هم در ظرف یک سال میسر نیست و همان طوری که جناب آقای جمال امامی فرمودند باید کار تولید کرد و وقتی که کار به وجود آمد تبعاً عده‌ای از هجوم به ادارات خودداری خواهند کرد و یک عده دیگر که دارای فهم و انرژی هستند می‌توانند در جایگاه‌های خصوصی ارتزاق و امرار معاش کنند (فرخ- لااقل استخدام جدید نکنید آقا) اینها تماماً منوط به این امر است که باید اقداماتی صورت گیرد و برای رفع این مضیقه باید پولی بدست آورد و این پول تا به وسیله قرض تهیه نشود یک توازن و تعادلی در بودجه بوجود خواهد آمد بنده در جلسات قبل مجلس سنا راجع به اضافه حقوق قضات عرایضی کردم، و خواستم از این موقعیت استفاده کنم که اگر در عرایضم تندروی کردم قصدم اهانت به مقام قضات نبود، تأثیر و عصبانیت بنده از این جهت بود که آقایان با توجه به کسر بودجه و با توجه به لزوم صرفه‌جوئی این فرمایشات را می‌فرمایند برای یک طبقه معینی و خواستم عرض کنم که بنده نهایت احترام را به قوه قضائیه دارم و امیدوارم توفیق حاصل بکنم که شاید مطابق نظر آقایان کمکی به این طبقه فهمیده مملکت بشود. بنابراین رفع کسر بودجه از دو راه بیشتر حاصل نمی‌شود یا افزایش درآمد است یا تقلیل مخارج، افزایش در آمد این هم تابع عوامل اقتصادی است و اول به عقیده بنده ایجاد امنیت در مملکت است و ایجاد اعتبار. بعضی از آقایان البته آن را استهزاء ‌می‌کنند و دولت هم نمی‌خواهد در این فکر افراط بکند که من چنین و چنان کردم و امنیت برقرار کردم ولی قبول بکنید در این که امنیت جانی برای مردم فراهم شده محل شبهه و تردید نیست‌،‌ لااقل دکاندار می تواند تا آخر وقت در دکانش بنشیند و ظرف ده ساعت ده دفعه درب آهنش را نیاورد پایین‌، یا فلان دوره‌گرد می‌تواند اقلاً با اطمینان خاطر مختصر جنسش را بفروشد‌؛ بنابراین امنیت هست حالا اگر یک عده راهزن هم در یک نقاط دور افتاده مملکت راهزنی می‌کند (سزاوار- آقا سرمایه‌داران راحت می‌خوابند) دولت مدعی نمی‌شود که درآمد طوری کردم که دیگر نسبت بهش تجاوز نمی‌شود و آن هم امیدوارم به تدریج رفع بشود (وارسته- این هم از معجزات نفت بود‌) پس نفت معجزه هم دارد و امنیت در اثر کار نفت است‌. راجع به امنیت قضائی هم اقداماتی شده و اقداماتی خواهد شد‌. علی ای حال اینکه بنده در مجلس شورای ملی گفتم که این دولت دارای اعتباری شده و می‌آیند بهش قرض می‌دهند بنده این طور استنباط کردم که جبان آقای لسانی مسخره‌آمیز تلقی فرموده‌اند‌، در صورتی که موضوع اعتبار درباره فرد و درباره مملکت هر دو مصداق پیدا می‌کند‌. بنده خیلی خوشوقتم که استنباط کردم که جناب آقای لسانی هیچ وقت گویا دچار استقراض نشده‌اند و الا قطعاً این مطلب را زود متوجه می‌شدند چون نه راجع به بهره نه راجع به اصل استقراض بنده دیدم ایشان هیچ استدلالی نفرمودند امیدوارم این عقیده بنده صحیح باشد که ایشان به قدری مرد مرتب و منظمی هستند که در زندگی دچار استقراض نشده‌اند‌، اکثر آقایان من جمله خود بنده دچار این وضع شد‌ایم (خنده نمایندگان) معلوم می‌شود که آقای لسانی مرتباً مساعده می‌گرفته‌اند (لسانی- خیلی‌، خیلی) بله معلوم شد که آقای لسانی مرتب مساعده می‌گیرند و مساعده هم بدون فرع است این است که اطلاع ندارند‌. راجع به اینکه در خارج دارای اعتبار شده محل شبهه و تردید نیست و هنوز دوره حکومت مصدق‌السلطنه را فراموش نکرده‌اند‌، ایشان از راه مستقیم و غیرمستقیم رفتند اقدام کردند بهشان قرض بدهند ندادند و آن قرض بانک بین‌المللی هم که جناب آقای بوشهری اینجا تشریف دارند و بنده در یک  قسمتی بودم‌، بعد از مذاکرات و این ترتیبات به جائی نرسید‌. چرا ندادند‌؟ برای اینکه در روزنامه هم نوشتند و اگر هم ننوشته‌اند خود ما می‌توانیم استنباط کنیم (‌جمال امامی- واسطه‌اش هم خود آقای بوشهری بود) دلیلش این بود که درآمدی برای مملکت قرض نمی‌کردند که مملکت بعد بتواند این قرض را بپردازد و نسبت به آتیه این مملکت هم امیدوار نبودند برای اینکه در 1 مملکتی باید نظم و ترتیب باشد و دولت بر اوضاع مسلط باشد تا بتوانند به او اعتبار یا قرض بدهند. (بوشهری- بنده می‌توانم جوابتان را بدهم) جناب آقای لسانی در مقدمه بیاناتشان فرمودند که این لایحه فارسی نیست‌،البته بنده ادعای فارسی دانی نکردم ولی اگر واقعاً از نقطه‌نظر روشنی و فهم مطلب هست بنده باید عرض کنم که بیانات جناب آقای لسانی به قدری مغلق بود و به قدری در هم و برهم که آن هم فارسی نبود‌. اما اشاره‌ای فرمودند که مثل اینکه از انگلیسی به فارسی ترجمه شده یعنی آورده‌اند نشانده‌اند این را نوشته‌اند و بعد ترجمه شده به فارسی در صورتی که به فارسی نوشته شده بعد به انگلیسی ترجمه شده‌، برای استحضار آقایان عرض می‌کنم که این فارسی متأسفانه فارسی بنده است و بنده هم مطلقاً ادعای فارسی‌دانی نمی‌کنم چون معمولاً خود ایشان هم می‌دانند اشخاصی که حقوق خوانده‌اند و در و «ژوریست » هستند اینها چیزها را با سلاست نمی‌نویسند ولی شاید برای خودشان یک وسیله پیدا می‌کند که در موقع توضیح و تبین ادعای فضل بکنند بنده اگر از این لحاظ نوشته‌ام که روشن نیست که بتوانم اینجا بیان کنم و فرصت برای حرف زدن داشته باشم اما تبصره‌هائی که فرمودند اینجا نوشته شده و تناقض پیدا کرده این آقا شأن قانون‌گزاری هر مملکتی است که لایحه را وقتی دولت به مجلس می‌آ‌ورد به قدری در اطراف آن بحث می‌شود و مذاکره می‌شود که یک قسمت از آن پیشنهادها را دولت موظف است قبول بکند برای اینکه برخورد با نظر اکثریت و اقلیت نشود، این است که اگر یک وقتی تناقضی پیدا شود در اثر اصلاحاتی است که در مجلس شده والا آن ماده اول را  دولت داه و یک تبصره داشت تبصره هم حذف شد بقیه‌اش حشو و زوائدی است که در مجلس با آن اضافه شده و امیدوارم که آقایان توجه بفرمایند که اینجا چیزی به آن نیافزایند همان طوری که فرمودند ما نوشته‌ایم 150 میلیون دلار در صورتی که فعلاً 85 میلیون دلار مورد استفاده واقع می‌شود که این 85 میلیون دلار 53 میلیون دلارش برای کارهای عمرانی و 32 میلیون دلار برای احتییاجات ضروری است که بنده باید صراحةً عرض کنم که برای تأمین کسر بودجه از راه وارد کردن کالا و فروختنش و تحصیل ریال است چون یک عده از آقایان ایراد کردند که اگر موضوع کسر بودجه  بود چرا اینجا ننوشته از نظر پسیکوژی و علم‌الروح گفتند نگذارید ولی از بس که تکرار کردند معلوم شد که اگر می‌گذاشتیم هم اشکالی نداشت. اما فرمودند شتر‌سواری نباید دولا دولا باشد یک جا بنویسند اعتبار یک جا بنویسند قرض به نظر بنده از نظر «مودالیته » مالی بین «کردی» و «آمپرن» اختلاف خیلی زیاد نیست حالا از نظر مودالیته مالی ممکن است بین «کردی» و «آمپرن» برای آن کسی که اعتبار می‌گیرد اختلافی باشد ولی عرض کردم علت عدم توجه آقای لسانی برای این بود که سروکاری ندارند. اگر ایشان تشریف ببرند تقاضای اعتبار از بانک ملی کنند اعتبار که به ایشان نمی‌دهند ولی «اودرافت» هم که بایشان بدهند باید یک مبلغی بپردازند‌. در هر صورت به هر صورتی که لازم است تصویب بفرمایند قرضه یا اعتبار شرایط آن معین و مشخص است آنچه راجع به 53 میلیون دلار است بنده مقدم بکنم چون که راجع به قرضه عمران بنده تصور می‌کنم احدی مخالف نیست این 53 میلیون دلار خیال می‌کنم که مبلغ زیادی نباشد اگر ما گرفتیم از بانک صادرات وواردات روی اصل این بود که آن را می توانیم اضافه بکنیم بر اعتبار سازمان برنامه و آن کارهائی که با این اعتبار می‌شود انجام داد و آن پول خودمان را صرف کارهای دیگر بکنیم صدی 4.5 فرمودند که بنده گفته‌ام بهره این‌ 53 میلیون دلار است همین طور است و اگر بنده آنجا اظهار کردم که نسبت به دولت ایران کمک کردند و شاید قرض‌الحسنه است نسبت به 32 میلیون دلار کسر بودجه بود و این را معتقدم که شرایط یک قرضه‌ای وقتی خیلی مناسب و پایین باشد این را می‌شود قرض‌الحسنه از این جهت حساب کرد و فرق بین قرض‌الحسنه و قرض پس نده است‌. حالا هم من حیث وزیر دارائی اینجا نمی‌توانم عرض بکنم که سعی بکنیم ندهیم چون شایسته‌ شأن وزیر دارائی نیست که بگوید قطعاً این را ندهیم ولی شاید بیش از این حاضر بشوند که با یک شرایط بهتری به ما بدهند این مربوط به موضع سیاسی و اقتصادی است امور اقتصادی از سیاسی غیرقابل تفکیک است قسمت عمده امور اقتصادی بسته به امور سیاسی است و بنده بیش از این نمی‌خواهم توضیح عرض بکنم خود آقایان بهتر می‌دانند که چرا به ما می‌دهند و چرا به ما کمک می‌کنند البته یک جنبه جنبه انسانیت است و بنده این را شایسته نمی‌دانم که با کمک بدون دریغی که دولت امریکا کرده در ایران و کارهای مختلفی که کرده که سطح زندگی افراد را بالاد ببرد یک نفر ایرانی که معروف به این هستند که قدرشناس هستند عنوان بکند که ما از دست این دو مملکت به قدری زجر دیده‌ایم که مصیبت دیده‌ایم که نباید از آنها قرض بکنیم پس از کجا قرض بکنیم (لسانی- از همسایگان شمالی هم نه ) از همسایگان شمالی هم که نمی توانیم قرض بگیریم (لسانی- از همسایگان از هیچ کدام

+++

نباید قرض بکنیم) از آنها هم که بگذریم به کشورهای دیگر که دست به دیگران دراز کرده‌اند که خودشان گدا هستند، از کسی که خودش مستأصل و بیچاره است باید استقراض کرد‌؟ این را بنده نفهمیدم از کجا استنتاج کرده‌اند، این است که باید از اشخاصی که پول دارند و تمول از آنها قرض بکنبم بنابراین 53 میلیون دلاری که بانک صادرات و واردات به توصیه دولت امریکا می‌دهد این برای کارهای عمرانی است و لاغیر اینکه فرمودند که آنها کنترل می‌کنند پولی را که ما قرض می‌کنیم این را جناب آقای بوشهری ممکن بود جواب آقای لسانی را در خارج بدهند که یک دستگاه اعتباری مثل بانک بین‌المللی مثل بانک صادرات و واردات یک شرایط دارند می‌گوید آقا این را که بنده برای کار عمرانی و تولیدی می‌دهم باید ببینم که این نقشه شما واقعاً نقشه عمرانی و تولیدی هست یا نه؟ یکی اینکه بانک‌هائی که به وجود آمده بعد از جنگ در جریان جنگ دوم کشورهای بزرگ مثل انگلستان و امریکا در نظر گرفتند که بعد از جنگ و در اثر جنگ یک وضع اقتصادی بدی در تمام کشورها بوجود خواهد آمد و ممکن است که اگر این وضع ادامه پیدا بکند بدبختی به طرزی مستولی بشود به این کشورها که این کشورها طعمه کشور‌های بزرگ و کشورهای عرض کنم (یکی از نمایندگان‌- بفرمائید کمونیستی‌) فکر کردند که یک مؤسساتی به وجود بیاورند که این مؤسسات کمک بکنند و اعتبار بدهد برای اینکه وضع اقتصادی این ممالک بهبودی پیدا بکند. خوب، بنابراین شرایطی قائل شدند برای انکار که ما این کمک‌ها را می‌کنیم به شرط این که این پول با این ترتیب مصرف بشود بنده خیال می‌کردم این کار بدی نیست از یک طرف دیگر می‌فرمایند که ما دستگاهی نداریم که این دستگاه‌ها از نظر فنی یا از نقطه‌نظر صلاحیت از این ترتیبات توانائی داشته باشند که نقشه‌هائی را که تنظیم می‌کنند این نقشه‌ها صد درصد صحیح باشد پس ضرر ندارد اگر دستگاه دیگری باشد که کنترل بکند آن عملی را که ما می‌خواهیم بکنیم این کنترل هم یک کنترل فنی است نه کنترل سیاسی دول‌. متأسفانه این فکر منتشر شده و بنده مطلع شدم و تبلیغی هم دراطرافش شده که این پول‌هائی که ما‌ می‌گیریم حتی راجع به پول‌هائی که برای سازمان برنامه اینها خرج کارهای سوق‌الجیشی می‌شود یعنی راه‌آهن یعنی راه یعنی بندر (دیوان‌بیگی- صحیح است) جناب آقای دیوان‌بیگی آنهائی که آمده‌اند این تبلیغ را کرده‌اند به عقیده بنده از حیث خودشان خوب تبلیغ کردند ولی آقایانی که به این مملکت علاقمند هستند و بنده اطمینان دارم شخصاً صد در‌صد که اگر بعضی آقایان احیاناً مخالف با دولت هستند ولی قطعاً نسبت به مصلحت مملکت صد درصد معتقد هستند و نمی‌شود گفت جناب آقای دیوان‌بیگی یا سمپاتیک برای توده‌ای‌ها هستند یا خدای ناکرده توده‌ای هستند مطمئناً نیستند ولی آنهائی که این تبلیغ را می‌کنند و ‌ظاهرش فریبنده است می‌گویند بندر نسازید راه نسازید راه‌آهن هم تعمیر نکنید چه نکنید‌، کارخانه درست بکنید بنده عرض کردم خدمتشان موضوع وسائل ارتباط یکی از عوامل اولیه اقتصاد است فرض بفرمائید که دو هزار تراکتور آوردند در این مملکت و به سیستان و به جاهای دیگر که به محصول و کشت کمک کنند اگر راه نبود که نمی‌توان به محصول کمک کرد (صحیح است) یا اگر در این دهات راه نبود که این محصول را این دهاتی بدبخت نمی‌تواند به شهر برساند آن وقت چطور ممکن است که سطح زندگی بالا برود؟ همین لواسان که نزدیک  خودمان است چون بنده خودم لواسانی هستم عرض می‌کنم که موقعی که راه نبود تمام آلو و میوه و این ترتیبات به زحمت به تهران می‌رسید و اینها در کمال فقر و بدبختی زندگی می‌کردند در اثر باز شدن راه و اینکه محصول را می‌توانند به تهران بیاورند سیب‌زمینی و عرض کنم لوبیای سبز و این ترتیبات می‌کارند و می‌آورند و دو سه برابر آلو استفاده می‌کنند و یواش یواش آلویش دارد از بین می‌رود پس بنابراین ایجاد راه و ارتباط در این مملکت در زندگی همه مؤثر است همان آقایان آمده‌اند این را وسیله تبلیغ کرده‌اند که بندر خرمشهر و بندر شاهپور که برای مملکت ما ننگی شده کشتی‌ها می‌آیند آنجا معطل می‌شوند و وضع بسیار بدی ایجاد کرده به طوری که مال نفله می‌شود و این قیمت گران مال هم که به تهران می‌رسد در اثر توقف در آنجا ممکن است اتفاق بیفتد و کشتی‌های جنگی بیایند‌، استفاده نکنند؟ این حرف عجیب است واقعا «ریدیکول »است راه‌آهن سرتاسری ایران اسباب و زر و وبال بود چون آمدند اسلحه رساندند به شوروی پس مملکت نه راه داشته باشد نه ارتباط داشته باشد برای اینکه خودش بتواند زندگی کند و همین زندگی کثیف خودش را ادامه بدهد چون دیگران این اظهار را می‌کنند که تمام مخارج استراتژیک می‌شود پس اساساً چرا تولید مملکت را زیاد کنند برای اینکه یک روزی می‌آید تمام این تولیدات را تصرف می‌کنند و ما یک روزی فقیر و بدبخت می‌شویم! اینها با همدیگر هیچ ارتباطی ندارند باید سعی کرد مملکت قوی بشود قدرت داشته باشد بتواند از خودش دفاع کند بنابراین 53 میلیون دلاری که بانک صادرات و واردات در آن نظارت کند نظارت به عنوان دخالت نیست یک کسی که اعتبار می‌دهد و قرض می‌دهد باید ببیند که قرض که می‌دهد قرضه در یک راهی مصرف می‌شود که بالاخره برگشت پیدا بکند و آن دولتی که می‌گیرد می‌تواند پس بدهد به عقیده بنده نه فقط مضر نیست بلکه مفید هم هست. و اما راجع به فرع این 53 میلیون دلار آن را همان طور که در لایحه ملاحظه می‌فرمائید فرع بانک صادرات و واردات متغیر است یک روز 4.5 درصد یک روز 5 درصد است ممکن است یک روز چهار باشد این مربوط به این است که یک نقشه‌هائی تنظیم شود حاضر بشود بعد از اینکه این نقشه‌ها حاضر شد تنظیم شد مطابق آن  مبلغی که برای انجام این نقشه لازم است در آن تاریخ باید دید بهره بانک صادرات و واردات و بانک بین‌المللی چیست؟ اگر 4 در‌صد بود 4  درصد اگر 4.5 بود 4.5 علی ای حال نمی‌تواند از بهره‌ای که به دیگران می‌دهد اضافه بدهد این برای ما بزرگترین ارفاق است و آقایان دیگر نگویند که دولت امریکا می‌آ‌ورد خرج می‌کند این 53 میلیون دلار را در ایران که از این ملت فقیر بهره‌برداری کند راجع به کسر بودجه آقا عرض کردم که کسر بودجه را در سایر کشورها از دو طریق می‌توانند تأمین کنند یا تقلیل مخارج است یا تأمین درآمد و اگر این دو راه نشد آن وفت از راه قرضه‌، قرضه هم یا داخلی است یا خارجی. قرض در تمام کشورها مرسوم است آن تئوری‌ها که بنده در قرن 18 عرض کردم الان در قرن بیستم هستیم آن صحبت‌ها رفت سایر کشور‌ها آقایان‌ ملاحظه می‌فرمایند می‌بینید که دراین کشورها هر روز دولت و یا خزانه‌داری یک مقدار اوراق قرضه منتشر می‌کند که مردم بخرند که استفاده می‌کنند در سر رسیدش هم آن قرض را می‌پردازند حالا در این قسمت هم شرایطی هست اصل در گرفتن قرضه این است که قرض گیرنده باید دارای اعتبار باشدان اوراق قرضه یک کشوری در کشور خارجه برود و منتشر بشود و آن دولت در آنجا دارای اعتبار نباشد یک پول سیاه ارزش نخواهد داشت بنده برای استحضار خاطر آقایان عرض می‌کنم که در زمان دکتر مصدق برای گرفتن قرضه دو راه در نظر گرفته شده بود یک راه اوراق قرضه در داخله یک مقدار اوراق هم چاپ کرده بودند که بروند در بورس‌های آمریکا غافل از اینکه برای انتشار اوراق باید موافقت این دولت را گرفت و الا بروند در امریکا آن اوراق را بفروشند اجاره نخواهند داد.

به علاوه اعتباری می‌خواهد که یک دولت که تعهد دلار یا لیره می‌کند باید یک در‌آمد دلار یا لیره ایجاد کند و باید حواله را به لیره و دلار بپردازند بنده وقتی متوجه شدم در دولت بودم گفتم آقا یک مخارج چاپی فقط بگردن شما مانده و به علاوه محل پرداختش کجا است؟ به هر حال این قسمت ریال را منتشر کردند و آن ترتیبی که ملاحظه فرمودید با چه بدبختی آن را پرداختیم شاید برای نمونه در بانک ملی باشد خواستم خدمت آقای لسانی عرض کنم که برای استقراض و اعتبار علی ای حال آن دولت باید یک حیثیت و اعتبار خارجی داشته باشد و الا محال است ولی در مملکت ما به حمدالله سرمایه آماده و غیر‌قابل استفاده‌ای نیست که بنده بگویم خزانه‌داری عجالةً یک اوراقی را منتشر بکند که بعد مردم پولش را بیاورند پولشان را به این دستگاه بدهند با اینکه دولت سابق مدعی بود که همه مردم پشت سرش هستند و خیلی از آقایان هم می‌گفتند که ما جانا و مالا حاضریم کمک بکنیم وقتی که پای مال پیش آمد بالاخره کسی حاضر نشد یک مبلغ قلیلی دادند و بالاخره دیدید که شرکت بیمه و سازمان برنامه و تمام مقاطعه‌کاران را بهشان تحمیل کردند و الا این ملت به رضا و رغبت شاید این کار را نکردند بنابراین دو راه بیشتر نیست که این کسر بودجه جبران شود یا از راه داخلی و افزایش درآمد یا از راه قرضه خارجی‌.

راجع به افزایش درآمد بنده خواستم این شیفر را عرض کنم که جناب آقای لسانی و آقایان مستحضر باشند که در یازده ماهه اول 33 درآمد ما متجاوز از ده میلیارد ریال بوده که هزار میلیون تومان است و هزینه در حدود ده میلیارد و کسری است که مقداری از این هزینه جزء تعهدات است بنابراین در مدت 18 ماه تصدی بنده فقط موضوع کمک امریکا نبوده که ما بتوانیم مخارج‌مان را بپردازیم البته بنده هیچ وقت برای خودم افتخاری قائل نشدم و هیچ وقت نگفتم به مردم که آمدم و چنین و چنان کردم و یک وقت هم عرض کردم که بنده از حیث وضعیت مالی و معنوی که در این مملکت دارم بارم خیلی سنگین‌تر است و باید چشمم هم کور شود خدمت کنم برای اینکه لااقل از نظر خودخواهی که موقعیتم تثبیت بشود وظیفه دارم خدمت کنم بنابراین انتظار تشویق و پاداش هم ندارم البته کمک امریکا هم مستقیم و غیر‌مستقیم برای این است که یک مقدار از کمک آمریکا برداشتم گندم خریدیم پول دخانیات دادیم پول قرضه را دادیم با اینکه حق نبود ‌که پول قرضه را از این در‌آمد بدهیم برای اینکه این یک تعهدی بود که در سابق شده بود و عجله هم نبود

+++

فقط از لحاظ امضاء دولت این کار را کردیم اما راجع به مخارج دولت خواستم عرض کنم که در اثر عادی نبودن وضع مخارج ما چندین برابر شده بود و چند تعهدات سنگینی هم از گذشته بود که این را ما نتوانستیم شانه خالی کنیم و غیر از این هم نمی‌توانیم بکنیم چون بر‌خلاف عقیده خیلی‌ها من معتقدم که دولت نمی‌تواند بگوید من عملیات را متوقف می‌کنم بـه آن جائی که تخودم هستم نخی دولت یک امدادی است یک «کنتی نو آسیونی » است از دولتها ی گذشته ایشان اشاره فرمودند که در سال 35 یک وزیر دارائی می‌آید اینجا می‌نشیند و می‌گوید به من مربوط است دکتر امینی وزیر دارائی بود و آمده باری را سنگین کرده ما ضمن اینکه از دولت سابق تنفیذ کردیم اما هیچ وقت نگفتیم که تعهداتش را محترم نمی‌شماریم بهترین دلیلش این است که تعهداتش دولت گذشته قسمت عمده‌اش را پرداختیم اگر آن تعهدات نبود وضع بودجه ما بهتر بود ولی چاره نیست چون من نمی‌گویم تعهدات دولت قبل را که مشروعی بوده و دولتی بود که مورد اعتماد بوده اینها را قبول نمی‌کنم پس کسی که بعد از بنده آمد نمی‌تواند بگوید من مسئولیت ندارم برای اینکه از مزایایش استفاده می‌کند ناچار است که مسئولیتش را هم قبول بکند بنابراین وقتی از در‌آمد و کمک آمریکا ما توانستیم مستقیماً یک مخارجی را پرداختیم غیر‌مستقیم بالا خواهد رفت البته بنده امیدوار هستم که در سال آینده بهتر بشود برای اینکه قطعاً دور‌نمای اقتصادی مملکت خیلی بهتر از امسال است و همین وضع اقتصادی و فعالیتی که بوجود می‌آید مستقیماً در درآمد مستقیم و غیر‌مستقیم کشور تأثیر دارد البته امیدوارم که با کمک آقایان بشود صرفه‌جوئی کرد و مخارج را پائین آورد که آن هم خودش تأثیر دارد‌. چرا گفتیم در سال 1335 این کار را می‌کنیم عرض کردم که این کارها فرصت می‌خواهد نمی‌شود که یک اصلاحی را اجبارا و فوری کد برای اینکه ممکن است یک عکس العمل اجتماعی ایجاد و این عکس‌العمل خطرناک است عده از آقایان نظرشان این است که باید زد و بست و چنین و چنان کرد و مالیات‌ها را زیاد کرد این هم به عقیده بنده اشتباه است همان طور که عرض کردم قطع نظر از اینکه قدرت توانائی اشخاص خیلی محدود است اگر از این حدود تجاوز کرد اصل مالیات از بین می‌رود باید کاری کرد که یک دستگاه وظیفه خودش را بتواند انجام بدهد باید مؤدیان را راهنمایی کرد تبلیغ کرد یک عده‌ای هم که متخلف هستند مجازات کرد تا توانست یک نظمی د‌ر امور مالی مملکت بوجود آورد البته فشار وارد کردن و هیاهو کردن و یک عده تاجر را به عقیده بنده (نمی‌خواهم عرض کنم همه‌شان خوب هستند) بی‌اعتبار کردن نتیجه خوبی ندارد به عقیده بنده دولت دشمن افراد نیست دولت باید راهنمائی کند‌، هدایت کند، خودش هم باید در قسمت خرج و دخل مملکت مشوق دیگران باشد تا بتوان خرج و دخل مملکت را متعادل کرد بنابراین عجالتاً که نمی‌شود بودجه مملکت را متعادل کرد و از درآمد نفت هم بنده شخصاً استنکافی ندارم که اگر آقایان موافقت بفرمایند برداریم برای کسر بودجه خرج کنیم ولی در مجلس شورای ملی هم عرض کردم که برداشتن از درآمد نفت و مصرف هزینه جاری کردن این خودش یک عادتی خواهد شد برای دولت‌هائی که بعد می‌آیند که هی دست بکنند تا از توی کیسه بردارند و بعد همه‌اش برود توی کسر بودجه (دکتر سجادی- این کار را شش ماه دیگر خواهید کرد به عقیده بنده این رویه صحیحی نیست حالا اگر لازم می‌دانید بکنید ولی این رویه خوبی نیست و اگر بخواهیم‌ از در آمد نفت برداریم و صرف این کار بکنیم قطعاً دچار زحمت خواهیم شد بنابراین بنده خیال می‌کنم که نه در مردم و نه در مجلس طرفدارانی باشند که ما از درآمد نفت که یک درآمد فوق‌العاده‌ای است و امیدوارم نتیجه‌اش نصیب نسل آینده از نظر پیشرفت اجتماعی و از نظر تشخیص خواهند دانست که این تشخیص بسیار تشخیص صحیحی است و خوب را از بد تشخیص می‌دهد و یک روز به جای لعنت به ما رحمت خواهند فرستاد و مملکت از این بن‌بست و از این وضع نامساعد سابق خارج بشود و البته ریخت و پاشی هم بشود باز البته به نفع مملکت خواهد شد اولاً اشتباه نکنید که در تمام کشور‌ها که به کار‌های بزرگ دست می‌زنند مو را از ماست می‌کشند عرص کنم که در این مخارجی که ما می‌کنیم اگر صدی بیست نفله شود و صدی هشتاد به نفع مردم خرج بشود باز هم مفید است و در این قسمت هم که تصور کنید یک قازش پس و پیش نشود این طور نیست نه در اینجا بلکه در تمام دنیا این طور است‌. راجع به این 32 میلیون لیره که البته چون مورد اعتراض آقایان است عرض کردم که هیچ کس با رضا و رغبت در زندگی عادی و نه در زندگی عمومی تن به قرض نمی‌دهد مگر این که اجبار داشته باشد اگر این آقایان متقاعد هستند که با این عرایض بنده کردم این قرض ضروری است و غیر‌قابل اجتناب است و باید این کار را کرد آن وقت داخل می‌شویم ببینیم شرایطش شرایط مساعدی هست یا نیست شاید جناب آقای وکیلی بدانند در فرانسه و کشورهای دیگر در فرانسه چون سرمایه‌گران است قرضی که خزانه‌داری فرانسه می‌کند 4 و یا 4.5 درصد است گاهی هم به 5/0 مجبور می‌شود برای اینکه تشویق به سرمایه‌داران بکند شاید خود امریکا برای قرض خزانه‌داری 3 در‌صد و گاهی بیشتر است بنابراین وقتی یک دولتی می‌آید برای کمک و مساعدت بدولت ایران و بهبودی وضع مملکت بر‌خلاف سنت همه جا پول می‌دهد می‌گوید این را بگیر و کالای ضروری وارد کن و ریال حاصله را صرف بودجه بکن 0.03 از این پول برای اشخاصی که آشنائی به قرض و استقراض دارند بسیار شرط مساعدی است‌. جناب آقای لسانی فرمودند که در امریکا مرسوم است که هر چه مدت قرض کوتاه باشد و مبلغش کم به همین نسبت نرخش پائین است (لسانی- بالاتر است) بله بالا‌تر است پس بنابراین عجالةً برای 25 سال با نرخ 0.3 چیز گزافی نیست البته با این حساب بعد از 25 سال این قدر است و اگر تصور می‌فرمودند که این را بدون فرع می‌دادند بنده با رضا و رغبت قبول می‌کردم عرض کردم همین طور که الان صحبت شد ایشان از صندوق مساعده می‌گیرند بدون فرع و نمی‌دانند فرع چیست در اینجا فرع خیلی سبک است و از در‌آمد کشور بعد از سه سال که شاید حداکثر که سال بحرانی داشته باشیم می‌توانیم این قرض را بپردازیم‌. د‌ر سابق قرض یک وسیله نفوذ سیاسی بود به همین جهت گرو می‌گرفتند قرض می‌داند و در مقابلش امتیاز می‌خواستند قرض می‌دادند و در مقابل گمرکات را می‌گرفتند (لسانی‌- امتیازش را که اول گرفتند) حالا الحمدالله این جریانات نیست و به عقیده بنده اوضاع اقتصادی بین کشور‌ها اجازه نمی‌دهد که کشورهای بزرگ برای شندر‌قازی که قرض می‌دهند فشار بیاورند همچو چیزی نیست البته آقایان می‌فرمایند که به امید نفت این قرض می‌دهند به آدم گدا که نمی‌دهند به آدمی می‌دهند که استطاعت پرداخت را داشته باشد منتها چون الان وضعش خوب نیست نمی‌پردازد سه سال چهار سال که وضع خوبی داشت می‌پردازد راجع به این 32 میلیون دلار که برای کسر بودجه است آن را اگر تصور بفرمایند که عادت خواهد شد برای دولت‌ها که بیایند قرض بکنند خوب آقایان دولت‌ها را بیندازند قوه مقننه هستند نظارت در دخل و خرج‌ مملکت دارند طوری بکنند که این توازن بوجود بیاید بنده خیال نمی‌کنم که با تمام کشمکش که هر روز ما با دستگاه دولت و ارباب طلب داریم واقعاً میل داشته باشیم که این بودجه کسر داشته باشد و هر روز دچار این بدبختی بشویم از خدا می‌خواهیم که مخارج کم بود و در‌آمد زیاد بشود و آن تعهدات را با کمال نظم و ترتیب بپردازیم و هم واقعاً وضع مالی مملکت یک وضع صحیحی پیدا کند و بنده تصور می‌کنم که چون دولت قائل به مسئولیت خودش باشد و متوجه به مسئولیت خودش باشد و متوجه به مسئولیت خودش باشد و متوجه به مسئولیت خودش باشد نباید عالماً و عامداً کسر بودجه بوجود بیاورد برای اینکه شایسته نیست این را تکرار می‌کنم که ماهی از گذشته تنقید کنیم که ما وارث بدبختی‌هائی هستیم که از گذشته به ارث رسیده این شایسته نیست این مختص به حکومت قبل نیست حکومت‌های گذشته که چند رئیس‌الوزراء همین جا تشریف دارند و خودشان با این بدبختی‌ها مواجه بودند و برای اینکه یک نقشه‌ای برای این مملکت تنظیم بکنند دچار مبارزه بودند ولی آخر می‌شود دولت‌ صبح تا شب مبارزه بکند و یک عملیات منفی را خنثی باید بعد در فکر کار مثبتی باشد بنابراین حالا که یک فرصتی برای این مملکت پیدا شده این کارها را باید کرد و از این فرصت باید استفاده کرد و آقایان هم کمال لطف را می‌فرمایند که این کارها انجام بشود این نگرانی‌های بی‌مورد که بنده می‌خواهم تکرار نکنم از خارجی و نفوذ خارجی داشتن والله بالله غلط است بنده خودم تجزیه خیلی کردم خارجی‌ها نمی‌خواهند ما بدبخت باشیم‌، نمی‌خواهند ما ذلیل و زبون باشیم ما برای اعمال خودمان همیشه پی یک دلیل‌ و مستمسکی می‌گردیم که دلیلی پیدا کنیم پس باید بیشتر فعالیت کنیم تا اطمینان داشته باشیم که وضع مملکت از نظر درآمد بالا خواهد رفت این نگرانی‌ها هم مرتفع شود و به جای بدبینی سعی کنیم که خوشبین باشیم که هم برای مزاج اجتماع مفید است و این بدبینی علت ندارد.

عرض کنم اگر فراموشکار نباشیم شم وضع امسال خودمان را با وضع یک سال یا دو سال قبل مقایسه بفرمائید الان می‌خواهم بگویم که حداقل در در‌گاه الهی شکر بکنیم که اقلاً این نعمت را به ما داده است که از امنیت برخوردار باشیم پول هم هست همه در را باز کردند پول دارند می‌دهند واقعاً مشخص بفرمائید با دلیل و منطق نه بدبینی که این مخالفت مصلحت مملکت است مخالف مصلحت مردم است دولت وظیفه دارد که بیاید در محضر آقا عرض بکند استدلال بکند دفاع بکند آقایان هم قضاوت بفرمایند

+++

بنده خطابم به آقایان است که بالاخره توجه دارند کار مثبت را عرض می‌کنم منفی را عرض نمی‌کنم واقعاً اگر مخالفت می‌کنند بنده نمی‌خواهم عرض کنم منفی‌باف است این تفاوت بین سلیقه است یک کسی سلیقه‌اش این است یکی توجه دیگری دارد بنده خودم شاید یک عهدی مردی بودم خیلی محافظه‌کار که جانب احساسات همه را رعایت می‌کردم امروز تشخیص دادم که این رویه برای مملکت مضر است مرد سیاسی باید رویه‌اش را با اوضاع و احوال روز تطبیق کند آقای جمال امامی هم از این عرض بنده این طور استنباط نکنند که ایشان با هر بادی می‌گردند این طور نیست هر چه اوضاع دنیا تغییر بکند رویه سیاسی هم باید با آن وضع تغییر بکند اوضاع مملکت هم تغییر می‌کند بنابراین باید‌ رویه سیاسی را با آن وضع تغییر داد امیدواریم که جناب آقای لسانی که بنده واقعاً به ایشان هم ارادت دارم و هم عقیده دارم ایشان یک تجدیدنظری در این رویه بکنند لااقل مثل بنده بشوند و محیط قضاوت و بدبختی را که آنجا مشاهده می‌کنند که حقیقةً باعث زجر روحی و تأثر است و یک قدری ایشان باید با یک آتمسفرها و محیط‌های دیگر تماس بگیرند و آن مصیبت روز‌مره‌ای که از اشخاص می‌بینند با این ترتیب باید یک قدری درش تقلیل بدهند و بنده هم امیدوارم از آن ترتیب تغییر رویه خواهند داد و در این کارها هم که محتاج به کمک و استقامت ایشان است دریغ نخواهند فرمود.

رئیس- آقای دکتر صدیق بفرمائید.

دیوان‌بیگی- دو موافق هیچ وقت پشت سر هم صحبت نمی‌کنند.

رئیس- ایشان وزیر هستند.

دکتر صدیق- جناب آقای وزیر دارائی با بیانات کافی و وافی و شیرین در ظرف یک ساعت جواب مخالفت آقای لسانی را دادند و تکرار این قسمت‌ها دیگر نخواهند شد برای اینکه آقایان خسته شده‌اند و فقط این قسمت را من باب تذکر عر‌ض می‌کنم که در نتیجه جنگ بین‌المللی دوم و آمدن متفقین با ایران اوضاع اقتصادی ما به کلی در هم و برهم شد و ما دچار بلیات و مصائب بی‌شمار‌ی شدیم تا اینکه در آذر 23 خاطر آقایان مستحضر است سران سه دولت بزرگ یعنی مرحوم روزولت و استالین و آقای چرچیل به تهران آمدند و کنفرانس تهران در اینجا تشکیل شد و پس از 5 روز مذاکراتی که کردند اعلامیه‌ای در تهران منتشر کردند و در ضمن آن اعلامیه قدر‌دانی کردند از خدمات ایران و وعده دادند که به محض اینکه جنگ بین‌المللی تمام شد نهایت مساعدت را در حق ایران خواهند کرد و از آن به بعد یعنی از 1325 به بعد تمام دولت‌ها که آمدند دائماً اقدام کردند که این کمک‌ها از طرف مللی که آمده بودند به ایران بشود هیچ یک از نخست‌وزیر‌ها و وزرای دارائی نبودند که آمده باشند از دول دیگر مخصوصاً دولت امریکا این تقاضا را نکرده باشند و حتی کسانی که سمت رسمی نداشتند مثل بنده در مسافرتی که به امریکا کردم در ضمن سخنرانی‌هائی که در آمریکا و جاهای دیگر می‌کرد متذکر می‌شدم که این کمکی که ملت و دولت امریکا به وسیله اعلامیه طهران به ملت ایران وعده کرده بود ملت ایران که اوضاع اقتصادی او در نتیجه اشغال جنگ در هم و بر هم شده بود زندگانی ده برابر قیمت پیدا کرده بود و این را گفتید جبران نخواهد کرد جبران نکرده‌اید خوب در نتیجه ده دوازده سال که تمام رجال مملکت ما زحمت کشیده‌اند بالاخره حالا دولت امریکا حاضر شده است که این کمک را بکند حالا بگوئیم نمی‌خواهیم این کمک بشود؟ این نهایت بی‌انصافی است اگر ما چنین حرفی‌ بزنیم مخصوصاً از لحاظ سیاسی و اقتصادی گرفتن این قرضه برای ما لازم است بلکه واجب است (‌صحیح است‌) ملاحظه بفرمائید آقا این پولی که می‌خواهند بگیرند 53 میلیون صرف چه کارهائی می‌خواهد بکنند مطابق مذاکراتی که با بانک صادرات و واردات واشنگتن شده این نتیجه را بدست آوردم نتیجه این است که 18 میلیون دلار خرج کنند برای ساختمان سد کرج و کارخانه‌ها و آوردن نیرو از آنجا به تهران 4 میلیون دلار برای تأسیس ساختمان کارخانه بزرگ سیمان زیرا این سد را که می‌خواهند درست کند به ‌اندازه‌ای بزرگ است که 160متر ارتفاع و 50 متر عرض دارد ملاحظه بفرمائید فوق‌العاده بزرگ است بنابراین با این سیمانی که ما داریم نمی‌توانند این کار را انجام بدهند و مجبور هستند یک کارخانه سیمان دیگری اضافه بکنند عرض کنم که 3 میلیون دلار برای تهیه وسایل لازم بی‌سیم به خارجه و 11 میلیون دلار برای خرید و لوازم ماشین‌آلات کشاورزی است و11 میلیون دلار برای خرید لکوموتیو دیزل است برای راه‌آهن خوب این می‌شود قرض جمعش 53 میلیون دلار آیا برای این کارهای ضروری و واجب می‌شود پول از اینها نگرفت و این کارها را نکرد و مملکت را همین طور واگذاشت‌؟ آقایان سفری به ترکیه بکنید در این همسایگی ما از این جا تا آنجا سه ساعت هم بیشتر با هواپیما نیست آقایان تشریف ببرند از 1947 دولت ترکیه تا حالا 1500 میلیون دلار گرفته بروید ببینید ترکیه چه جور شده به کلی دگرگون شده مثل ممالک اروپا است چند هزار  کیلومتر راه آسفالته دارد که دویست سال ضمانت کرده‌اند خوبیش را‌، در تمام مراکز بانک کشاورزی تأسیس کرده‌اند و بیست هزار تراکتور به مردم ترکیه داده‌اند آن هم با این ترتیب که بیست ساله پولش را بدهند و بیست درصدش را هم تخفیف داده‌اند الان ترکیه قابل مقایسه با هفت سال پیش نیست در نتیجه همین 1500 میلیون دلار حالا ما بیائیم دستمان را روی دست بگذاریم بنشینیم با آن اعتبارات داخلی صد سال دیگر آن نتیجه را بگیریم که ترکیه در عرض هفت  سال بدست آورده به عقیده بنده حالا که یک دولتی مثل دولت امریکا با داشتن نظریه خوب و در نتیجه اوضاع و احوال بین‌المللی حاضر شده است که این کمک را به ما بکنند بایستی که از خدا بخواهیم و شکر کنیم و حداکثر استفاده را از آنها بکنیم که می‌خواهند به ما کمک بکنند بنده در ضمن این اظهار موافقت می‌خواهم چند تذکر را خدمت آقای وزیر دارائی عرض کنم برای اینکه شاید کمکی بشود به این کسر بودجه البته این صلاح نیست ما قرض کنیم و کسری بودجه را بپردازیم باید ترتیبی اتخاذ بکنیم که اوضاع و احوال ادارات ما درست بشود تذکر دومی که می‌خواهم عرض کنم راجع است به مالیات‌های بر در‌آمد مطابق بودجه‌ای که دولت به مجلس شورای تقدیم کرده و برای سال 1334 پیش‌بینی شده است 100 میلیون تومان بر ارث است در صورتی که اگر خوب عمل شود به جای 100 میلیون تومان مالیات بردرآمد ما500 میلیون تومان مالیت بردر‌آمد وصول خواهیم کرد این صد میلیون تومان نتیجه فساد دستگاه است و ملاحظه کاری و مجادله‌ای که برای گرفتن مالیات بر می‌شود بنده نمی‌خواهم بگویم که چه فعل و انفعالاتی در این دستگاه می‌شود برای این است که مالیاتی گرفته نمی‌شود یکی از رجال مهم مملکت که الان هم در دستگاه فعلی مملکت هست برای من نقل می‌کرد این مطالب را که عرض می‌کنم برای جناب آقای وزیر دارائی مفید است (این موضوع راجع به چند ماه پیش است ) می‌گفت که یکی از تجار محترم تهران اظهارنامه‌ای برای خود نوشته بود که 85 هزار تومان برابر آن اظهار‌نامه بایستی مالیات بر درآمد بپردازد سه روز گذشت شب رفتند به منزلش گفتند آقا چرا می‌خواهید 85 هزار تومان مالیات به دولت بدهید نصف این پول مال شما ده هزار تومان را بابت مالیات بپردازید بقیه را هم ما بین خود تقسیم می‌کنیم آن تاجر می‌گفت که من اگر مطابق وجدان و مقررات عمل کنم باید 85 هزار تومان بدهم ولی اینها آمدند وگفتند که اگر شما دردسر و اسباب زحمت ایجاد کنیم حالا چرا این کار را می‌خواستند بکنند‌؟ برای اینکه یک نفر خواسته است مالیات واقعی خود را بپردازد وقتی که وضع اداره مالیات بر درآمد به این شکل باشد نتیجه‌ای جز این نخواهد داشت بنده اگر به جای آقای وزیر دارائی بودم و در رأس اداره مالیات بردرآمد می‌گذاشتم که بدون ملاحظه مالیات را وصول کند تا این قدر در زحمت نباشیم زیرا خودمان ملاحظه و مجادله می‌کنیم فکر می‌کنیم که باید در این مملکت زندگی کنیم و توی خیابان برویم نباید دوستان از ما برنجند و به ما حمله کنند و الی آخر اگر خارجی را استخدام کنیم وضع مالیات بر درآمد درست خواهد شد و از این عمل تمام کسر بودجه خود را تأمین کنید عرض دیگری داشتم راجع به اراضی که واقع شده است بین تهران و کرج بنده چند روز پیش در خدمت آقای سرلشگر مطبوعی و آقای دکتر بیانی به دیدن سد کرج رفتیم تقاضا دارم از آقایانی که تشریف نبردند تشریف ببرند کارها بسیار بسیار منظم و مرتب و اسباب کمال امیدواری است عرض کنم در ضمن راه که می‌رفتیم دیدم که شما این جاده که بیابان‌ و بایر بود در هر جا اقداماتی شروع کردند و از طرف دیگر ملکی را که سابق هر هکتار 100 تومان می‌فروختند حال هر هکتار را به صد هزار تومان می‌فروشند در جاهای دیگر مثل امریکا وقتی می‌خواهند یک همچو کاری بکنند مثل کاری که ما در سد کرج می‌کنیم آنها می‌آیند ترتیباتی اتخاذ می‌کنند تا تمام وجوهی که برای این سد خرج می‌شود در ظرف مدت کمی مستهلک شود‌. زیرا این پول مال تمام ملت است که ما برای سد کرج خرج می‌کنیم این پولی است عمومی و گناه است که ما راضی بشویم این عایدات به جیب صد نفر که مالک این اراضی هستند برود بیائید ترتیبی اتخاذ بفرمائید که این اراضی که قیمتش بالا می‌رود یک سهم آن باید به دولت برسد امریکائی‌ها‌ در این باب طرق مختلف اتخاذ کرده‌اند در مملکت خودشان بعضی ازاین راه‌ها را آقایان ممکن است قبول بفرمائید و قانون وضع بفرمائید برای اینکه کسر بودجه را رفع کند مثلاً یکی از راه‌ها این است که اگر خواستید آب بدهید برای هر متر مربع زمین که قیمتش از 1 تومان به 100 تومان بالا می‌رود 2 تومان بگیرید و از 40میلیون متر مربع 80 میلیون تومان می‌شود (مهندس شریف امامی- آنجا که آب ندارد قیمتش بالا رفته‌) موضوع سومی که می‌خواهم عرض کنم راجع به خرید لوازم و ماشین‌آلات کشاورزی است البته خرید اینها بسیار بسیار مفید است از حالا باید پیش‌بینی‌های لازمه را کرد هم برای تهیه رانده تراکتور و هم برای تعمیر آنها زیرا اگر این دو تا نبود تمام آلات و اداوات مبدل به آهن‌پاره خواهد شد و پول مملکت از بین خواهد رفت تهیه راننده‌ی تراکتور وقت می‌خواهد تمنی می‌کنم اقدامی بفرمائید کلاس‌های تهیه راننده تراکتور و متخصص تعمیر در شهرها و دهات و همچنین تعمیرگاه‌هائی در شهرها و دهات و همچنین تعمیرگاه‌ها‌ئی در مملکت تأسیس گردد‌ تا وقتی که تراکتور صدمه دید یا از کارافتاد یا اینکه احتیاج به تعمیر پیدا کرد در آنجا تعمیر شود و اسباب یدکی وارد کنند تا آنها برای مدت زیادی برای مملکت مفید باشد بنده روی هم رفته با این لایحه موافقم تذکری هم به جناب آقای لسانی خواستم عرض کنم مربوط به سودی است که باید بابت این قرض بپردازیم بنده درسال 1309 و1310 در امریکا بودم و در سال 1330 هم رفتم و امسال هم رفتم و در

+++

عرض چند سال قیمت دلار شده یک سوم شده یعنی یک سوم آنچه را که در 20سال پیش بوده شده است آن وقت می‌شد سوار مترو شد با 5 سنت ولی حالا به 15 سنت رسیده است آن وقت ما محصل می‌فرستیم با 50 دلار ولی حالا می‌فرستیم با 160 دلار یعنی همه چیز سه برابر شده است این پول را که ما می‌گیریم و خرج می‌کنیم بعد از 25 سال قیمتش ثلث امروز خواهد بود و سرمایه بزرگی عاید مملکت ما خواهد نمود در هر حال با این لایحه موافقم و به آن رأی خواهم داد دیگر عرضی ندارم‌.

رئیس‌- پیشنهادی از آقای خواجه نوری برای کفایت مذاکرات رسیده که قرائت می‌شود (دیوان‌بیگی- کفایت مذاکرات) پیشنهاد آقای خواجه‌نوری قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)       

بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات را د‌ر کلیات می‌کنم.

خواجه‌نوری

دیوان‌بیگی- اجازه می‌فرمائید.

رئیس- آقای دیوان‌بیگی بفرمائید.

دیوان‌بیگی- عرض کنم بعد از نیم قرن که ملت ایران استقراض خارجی را تحریم کرده الان دولت فعلی یک لایحه قرضه خارجی با این شرایط نامطلوب و کمرشکن به مجلسین آورده که این لایحه در مجلس شورای ملی تقریباً دو ماه مورد بحث قرار گرفته مجلس سنا که از برای خود حق اظهار‌نظر در مسائل مالی قائل است نباید این طور کارها را سمبل کند یک مخالف صحبت کرده و یک قسمت از نظریاتش را گفته و بعد هم مقام ریاست زنگ زدند و گفتند دیگر نباید حرف بزنی ده دقیقه هم به ایشان اجازه داده شد دنباله آن آقای وزیر دارائی آمدند یک ساعت و نیم صحبت کردند و بعد هم یک موافق دیگر آمد در اینجا از یک سلسله مطالبی سخن راند که هیچ ارتباطی با قضیه نداشت آقا عرض می‌کنم که به این موضوع توجه داشته باشید که در خارج خیلی تأثیر بد نسبت به مجلس سنا خواهد داشت نگذارید بیش از این سوء‌اثر در خارج ایجاد شود و مجلس موهون شود.

رئیس- آقای خواجه‌نوری.

خواجه‌نوری- همکار محترم بی‌خود عصبانی شدند با اینکه بنده معتقدم شخصاً که این لایحه باید تصویب شود موقعی را که آقای لسانی به عنوان مخالف جدی این لایحه صحبت می‌کردند و تقاضای تمدید وقت کردند بنده موافق بودم و رأی دادم زیرا در مملکت دموکراسی هر کس اجازه دارد و فرصت دارد که هر چه در دلش دارد بگوید بنده با این پیشنهاد نمی‌خواستم جلوی فرمایشات جناب آقای دیوان‌بیگی را بگیرم بنده منظورم راجع به کلیات بود هر وقت که مواد مطرح شد ایشان می‌توانند راجع به هر موضوعی که دلشان می‌خواهد تا 5 ساعت هم صحبت کنند هیچ اشکالی ندارد و منظور بنده برای سرعت در کار بود نه جلوگیری از صحبت ایشان.

رئیس- به کفایت مذاکرات رأی می‌گیریم (دیوان‌بیگی- معلوم است که تصویب می‌شود‌) آقایان موفقین قیام بفرمایند (اکثرا برخاستند‌) تصویب شد حالا برای ورود در شور مواد اخذ رأی به عمل می‌آید آقایان موافقین قیام بفرمایند (اکثرا برخاستند) تصویب شد.

ماده واحده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شده)

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود برای تأمین هزینه‌های اجرائی طرح‌های عمرانی و تولیدی و قسمتی از احتیاجات ضروری کشور تا میزان ده میلیون لیره از دولت انگلستان تحصیل اعتبار نماید مبلغی که دولت می‌تواند از اعتبارهای فوق برای تأمین احتیاجات ضروری مصرف کند 7 میلیون دلار خواهد بود نرخ بهره ده میلیون لیره از قرار4% در سال و نرخ 75 میلیون دلار مربوط به احتیاجات ضروری از قرار 3% در سال و 75 میلیون دلار بقیه با بهره‌ای به نرخ روز استقراض مشروط بر اینکه میزان آن بالاتر ازآنچه که بانک صادرات و واردات واشنگتن در موارد مشابه با دیگران محسوب می‌کند نباشد مدت پرداخت ده میلیون لیره در 5 سال که بعد از دو سال شروع می‌شود و مدت پرداخت 75 میلیون دلار مربوط به احتیاجات ضروری 25 سال و مدت پرداخت 75 میلیون دلار بر حسب نوع کار متفاوت خواهد بود.

شرایط فنی از قبیل طرز استهلاک و امثال آن بین دولت ایران و دولت‌های‌ امریکا و انگلیس تعیین خواهد گردید.

رئیس- آقای دیوان‌بیگی فرمایشی دارید بفرمائید.

دیوان‌‌بیگی- نمایندگان محترم خوب به خاطر دارند تا چهار ماه پیش وقتی که این دولت علی‌رغم تمایلات عمومی می‌خواست قرارداد تحمیلی نفت را به تصویب برساند‌، تیمسار سپهبد زاهدی نخست وزیر و آقای دکتر امینی وزیر دارائی همه روزه پشت این تریبون می‌گفتند (به واسطه تعطیل دستگاه نفت جنوب و تقلیل درآمد دولت و وخامت اوضاع اقتصادی ایران نمی‌توان چرخ از کار افتاده مملکت را به راه‌ انداخت مگر اینکه به هر قیمت شده ولو با گذشت بسیار قرارداد کنسرسیوم تصویب و عملی گردد آن وقت است که ایران می‌تواند با عواید نفت سر پای خود بایستد و دولت دست به اصلاح امور بزند ...)

امروز که فقط 4 ماه از آن صحنه‌سازی‌ها و تصویب عجولانه و ناصواب قرارداد می‌گذرد همان نخست وزیر و همان وزیر دارائی بی‌خجالت لایحه‌ای به مجلس آورده‌اند و می‌گویند عواید نفت فعلاً کفاف مخارج مملکتی را نمی‌دهد و باز می‌خواهند بی‌چون و چرا تصویب کنیم برای کسر بودجه از دولتین انگلیس و امریکا  قرض کنند.

بنده دیگر از این جریانات هیچ تعجب نمی‌کنم و انتظاری جز این هم از دولت فعلی ندارم زیرا به قول خودشان انسان باید واقع بین باشد: این آقایان را روی کار آورده‌اند و مسلط بر جان و مال و عرض و ناموس مردم کرده‌اند که همین کارها را صورت بدهند والا بی‌جهت که از این و آن جانبداری نمی‌شود!!

پس بر نمایندگان محترم است که نسبت به این قبیل جریانات علی‌الخصوص در باب همچو قرضه بیق‌اعده‌ای مطالعه و موشکافی کنند و نگذارند برای تأمین مقاصد سیاسی دول خارجی کار ایران روز به روز بیشتر به تباهی بکشد‌.

حالا بنده برای جلب توجه آقایان مضار این قرضه اجباری را تشریح می‌کنم‌:

اولاً ما ایرانی‌ها هنوز فراموش نکرده‌ایم که در اواخر دوره قاجاریه دولتین روس و انگلیس از ضعف و فساد دستگاه حکومیت و ولخرجی زمامدارن وقت سوءاستفاده کردند و هر یک به وسیله صدر‌اعظم‌های دست نشانده خود چندین کرور تومان به دولت استبدادی قرض دادند و عواید گمرکات ایران را که تنها در‌آمد ثابت و مستمر برای مخارج مملکتی آن روز می‌بود به گرو گرفته و بعد به این دستاویز مستشاران مزدور بلژیکی را اول در اداره گمرکات و بعداً در وزارت مالیه گماردند و به عنوان طلبکار روس‌ها در شمال و انگلیسی‌ها در جنوب تدریجاً در در تمام امور و شئون داخلی ایران مداخله و عاقبت کشور ما را به دو منطقه نفوذ تقسیم نمودند‌. وقتی هم که حکومت ایران مشروطه شد به بهانه مطالبه وامی که به مظفرالدین شاه ‌مرحوم داده بودند چه پیسی‌ها که بر سر وزرای آزادی‌خواه ما در نیاوردند تا اینکه پس از جنگ بین‌المللی اول خوشبختانه دولت تزاری روس به غضب خدا گرفتار گردید و بساط بانک استقراضی برچیده شد‌. شاهنشاه فقید هم در بدو زمامداری برای قطع دخالت انگلیس‌ها سعی کرد با وجود تنگ دستی از درآمد ناچیز مملکت دین ایران را به بانک شاهی و دولت انگلیس بپردازد و خود ‌را از آن مخمصه خلاص سازد ... از آن به بعد تا امروز حتی در سخت‌ترین ایام بحرانی بعد از شهریور سال 1320هیچ دولتی هر قدر نیازمند بوده در مقام استقراض خارجی برنیامده است. حالا دولت سپهبد زاهدی در قبال آن همه مواعید شیرین و گذراندن قرارداد ننگین و دریافت 193 میلیون دلار کمک بلاعوض می‌خواهد تحت عنوان (تحصیل اعتبار‌) یک قرضه خارجی گرانباری را هم دوش ملت ایران بگذارند و بروند‌، آن را هم به سیره استعماری دوره‌های سابق یعنی در آن واحد استقراض کند هم از دولت انگلیس هم از دولت امریکا که دست مداخله هیچ یک از آنها در کار ایران ‌کوتاه نشده باشد و به دنبال این استقراض به عنوان نظارت در مخارج عمرانی راه را برای مداخله مستشاران دول طلبکار در امور باز گذارد که از این گذشته عایدات نفت ما را که به لیره در بانک انگلیس جمع‌آوری می‌شود پیش خور کنند و نگذارند در آتیه نیز هیچ دردی از دردهای ما دوا شود و ایران همیشه ذلیل و مستأصل دست به دامن آنها باشد.

ثانیاً باید دید پس از نیم قرن تحریم قرضه از دول خارجه امروز که کار نفت هم رو به راه شده این دولت چه دلیلی برای لزوم استقراض از دولتین امریکا و انگلیس ذکر می‌کند؟ یکی از دلایلی که برای لزوم این امر می‌آورند این است که قسمتی از وجوه وام از امریکا باید به مصرف امور تولیدی برسد و حال آنکه مجلس شورای ملی کلیه عامدات حاصله از را اختصاص داده است به انجام امور عمرانی و تولیدی کشور و چون دولت ایران امسال تا 3 سال دیگر تدریجاً د‌ر حدود 150میلیون لیره یا 420 میلیون دلار یعنی تقریباً 3 میلیارد و چهارصد میلیون تومان از ممر نفت عایدش می‌شود می‌تواند در خلال 3 سال آینده یک قسمت مهم از اصلاحات منظوره را عملی نماید بدون اینکه احتیاجی به قرضه پیدا کند‌. مگر اینکه زمامداران امور بخواهند به عنوان هزینه‌های عمرانی خرج‌تراشی کنند و وجوه استقراضی را هم مثل دلارهای کمک بلا‌عوض حیف و میل نمایند که آن امری است علیحده و بدیهی است که در آن صورت این استدلال‌ها نیز به خرجشان نمی‌رود ... این موضوع را آقای ابوالحسن ابتهاج مدیر عامل سازمان برنامه هم که شخصی است بصیر و مورد اعتماد و کلیه عملیات عمرانی کشور باید زیر نظر ایشان انجام پذیر گردد در جلسه خصوصی مجلس سنا برای آقایان تشریح نموده و گفتند‌: در آمد نفت ایران در عرض 7 سال آینده سر می‌زند به 1200 میلیون دلار و به نظر بنده کارشناسان بین‌المللی دستگاه اداری این مملکت قادر نیست در عرض 7 سال آینده بیش از 700 میلیون دلار از این مبلغ را خرج کند البته منظور خرج صحیح و مفید است و الا متصدیان سابق برنامه در سنوات اخیر بیش از 500 میلیون تومان از بیت‌المال این مردم را به چاه ویل ریختند و کوچکترین  اثری از آن مشهود نگردید.

با این وصف لازم است در این موقع کم و کیف این لایحه برای مزید استحضار در محضر نمایندگان محترم تجزیه و تحلیل شود بدواَ بررسی کنیم 53 میلیون دلار از این قزضه را که برای ظاهرسازی و رفع اشکال می‌گویند می‌خواهیم خرج امور عمرانی کنیم. می‌خواهند خرج چه نوع امور عمرانی

+++

کنند که از درآمد آن بتوان اصل و فرع  این قروض را استهلاک نمود. ببینم آیا طرح قطعی امور عمرانی مورد بحث قبلاً ریخته شده و برآورد نفع و ضرر آن دقیقاً به عمل آمده است یا خیر؟

در این خصوص تاکنون هر چه از وزرای مسئول سؤال شده جواب صریحی نداده‌اند و ماحصل آنچه بنده از خارج تحقیق کرده‌ام این است که 18 میلیون دلار از این مبلغ قطعاً بایستی به وسیله کمپانی (موریسون نود‌سون‌) امریکائی خرج ساختمان سد کرج شود که راجع به خاصیت آن هم حرف زیاد است از این کار که بگذریم برای 35 میلیون دلار دیگر کیسه‌ها دوخته شده و هر کس و هر اداره و کمپانی پیشنهادی می‌کند. یکی می‌گوید خوب است از این محل کارخانه سیمان راه بیندازیم. دیگری می‌گوید بهتر است سد درودزن ساخته شود و بعضی دیگر معتقدند که از این پول بایستی نواقص راه‌آهن رفع شود و یا وسایلی برای توسعه کشاورزی و مخابرات بی‌سیم (تله کمونیکاسیون) خریداری شود. خلاصه اینکه فعلاً قرضه را می‌گیرند و تنزیل آن را می‌دهند ولی رقابت بین دلال‌ها و کارچاق کن‌ها مانع است از اینکه دولت بتواند برای این 35 میلیون دلار و بعد هم 23 میلیون دلار به طور مسلم که این 35 میلیون دلار دیگر از 75 میلیون دلار قرضه دوم بایستی صرف خرید مصنوعات و ماشین‌آلاتی از آمریکا بشود «گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را » بسیار خوب ولی این کار فوریت ندارد بگذارند پس از وصول عواید نفت تدریجاً تا 3 سال دیگر از درآمد خودمان مال‌التجاره آنها را می‌خریم.

استقراض کردن و ریخت و پاش نمودن برای چه؟

این بود شرح 53 میلیون دلاری که اختصاصاً به عنوان (هزینه‌های اجرای طرح‌های عمرانی و تولیدی‌) از بانک صاردات و  واردات یعنی از دولت ‌آمریکا وام گرفته می‌شود. حالا برویم بر سر خرج 32 میلیون دلار دیگر از بقیه 86 میلیون دلاری که به موجب لایحه ما نحن فیه (برای احتیاجات ضروری کشور ) وام خواهد گرفت‌.

بنده در کمیسیون شماره 3 از آقای وزیر دارائی سوال کردم مقصود ا‌ز احتیاجات ضروری چیست‌؟

گفتند از شما چه پنهان‌. مقصود کسر بودجه است ... پرسیدم پس برای چه این موضوع را بالصراحه در لایحه قید نکرده‌اید‌؟

جواب دادند‌: برای اینکه عنوان تأمین کسر بودجه به گوش‌ها ثقیل می‌آید در صورتی که ما خواهی نخواهی به واسطه افزایش مخارج مملکتی و پرداخت اضافات حقوق کسر بودجه پیدا کرده‌ایم و بایستی این کسر بودجه را از در‌آمد‌های کشور منجمله عایدات نفت تأمین کنیم  ولی هیچ کس زیر بار نمی‌رود که قسمتی از در‌آمد نفت را برداریم و خرج احتیاجات دولت کنیم‌. نمایندگان مجلس شورای ملی عایدات نفت را کلاً اختصاص داده‌اند به مخارج عمرانی کشور پس ناگزیر‌ باید برای تأمین بودجه خودمان قرض کنیم ... باز سوال شد که‌: این قرضه را از کجا خواهید داد‌؟ گفتند‌: بلکه تا چند سال دیگر موفق شویم هم بودجه خود را تعدیل کنیم و هم دیون دولت را بدهیم و اگر موفق نشویم خدا بزرگ است ...

حالا در اینجا بنده یک سوال دیگر از ایشان می‌کنم : بانک صادرات امریکا چرا تا به حال با وجود تقاضای مکرر همچو قرضی را به دولت ایران نمی‌داد و آن مؤسسه که خوب از وضع اقتصادی و جریان امور در ایران با اطلاع است حالا به چه اعتبار همچو وامی را به دولت ایران می‌دهد‌؛ به عقیده من البته به اعتبار نفت ایران. پس بدیهی است که هر وقت دولت ایران نتوانست از عایدات جاریه بدهی خود را بدهد آنها طلب خویش را به طور مستقیم از کنسرسیوم وصول خواهند نمود و به این ترتیب عاقبت الامر خواهی نخواهی یک قسمت از در‌آمد نفت ایران به حساب بودجه کل مملکتی ریخته خواهد شد با ضرر نزول آن.

این را هم عرض می‌کنم که بنده نیز مخالف هستم عایدات نفت استمراراً خرج بودجه جاری دولت و گشاد‌بازی وزرای هوسران شود. زیرا اگر این بدعت گذاشته شود تا چند سال دیگر هی بودجه خرج زیاد می‌شود و دیگر چیزی از درآمد نفت برای انجام اصلاحات مملکتی باقی نخواهد ماند.

نمایندگان محترم مجلس شورای ملی نیز روی همین ملاحظات اصلاح‌طلبانه خرج عواید نفت خود را جز در مورد امور عمرانی منع نموده‌اند آنها خواسته‌اند دولت را در مضیقه بگذارند بلکه ناچارشود برود بودجه خرج خود را در حدود درآمدهای قابل وصول کشور تعدیل کند اما باید دید این تحدید مفید واقع شده خیر دولت رفته است به جای اینکه خرج و دخل خود را تعدیل کند باز مقداری بر خرج خود افزوده و می‌خواهد چاله این کسر خرج‌ها را به وسیله استقراض خارجی پر کند. به این ترتیب که وضع از بد بدتر می‌شود حضرات خارجی هم مثل این است که از این پیش آمد بدشان نیامده و بی‌تأمل حاضر شده‌اند نه تنها برای کسر بودجه امسال دولت بلکه برای کسر بودجه سال‌های بعد هم به دولت ایران قرض بدهند‌. دلیل آن هم سیاست این است که وقتی این دولت‌ها به تحصیل قرضه عادت کردند و تشجیع شدند در‌ صدد تعدیل بودجه که اساس اصلاحات است برنمی‌آید و یواش یواش کار به جائی می‌رسد که تعادل بودجه غیر‌ممکن گردد و اگر روزی دایه‌های مهربان‌تر از مادر بخواهند به ما کمک کنند وضع این مملکت به تمام معنی وخیم خواهد شد و آن وقت است که برای جلوگیری از سقوط حتمی هر توقعی که آنها از ما داشته باشند مجبوریم قبول کنیم و از کجا  این تمهید مقدمات برای حصول آن نتیجه نباشد ... دوم اینکه عایدات نفت ما را وقتی انگلیس‌ها گرفتند و گذاشتند در بانک‌های خود یقین بدانید که دیگر به آسانی نم پس نمی‌دهند و بالاخره تمام و کمال آن باید تبدیل به خرید کالا از انگلستان شود. به این جهت اگر عایدات نفت کالا به عنوان مصارف عمرانی کنار گذاشته شود بالطبع قسمت عمده آن صرف خرید ماشین‌آلات و غیره از خارجه می‌شود و مستقیماً عاید مؤسسات تجارتی و صنعتی انگلستان می‌گردد و حال آنکه اگر یک قسمت از عایدات نفت را به زخم کسر بودجه بزنیم در خود مملکت خرج می‌شود و از منافع صاحبان صنایع دول غربی کم می‌آید ... ملاحظه بفرمائید چطور کلک‌ها را جور می‌کنند‌؛ پول خودمان را می‌گیرند و نمی‌گذارند خرج شکم‌های گرسنه شود و خرج معاش روزانه ما را حواله به امریکائی‌ها می‌کنند ... عجب بساطی است‌! خوب وقتی که به قول مدیر‌عامل سازمان برنامه ایران در عرض هفت سال حداقل 1200 میلیون دلار از ممر نفت درآمد دارد و در خلال این مدت دستگاه اداری ایران نمی‌تواند بیش از 700 میلیون دلار آن را خرج کارهای عمرانی کند به جای اینکه بگذاریم انگلیس‌ها برای این پول‌ها خرج‌تراشی کند چه ضرر دارد به فرض عدم امکان تعدیل بودجه از محل 500 میلیون دلار عایدات اضافی تا چند سال کسر خرج مملکت را تأمین و ضمناً سعی کنیم و فشار بیاوریم که هر چه زودتر دولت بودجه جمع و خرج خود را تعدیل کند و در این صورت خیال می‌کنم هیچ عاقل وطن‌پرستی هم ایراد نخواهد گرفت که چرا صرف جیب خودمان را به جای ریخت و پاش در خارج از ایران صرف مخارج جاریه در داخل کشور نموده‌ایم‌.

باری اگر مستمسک دولت برای تحصیل این قرضه فقط تأمین کسر بودجه سال آتی در حدود 32 میلیون دلار باشد به نحوی که عرض شد علاجش آسان است اما مضحک آنجا است که دولت به عنوان مخارج عمرانی هم می‌خواهد از امریکائی‌ها وام بگیرد به علاوه از حالا پایه یک قرضه 75 میلیون دلاری دیگر را هم برای آتیه بگذارد و به بهانه 32 میلیون دلار کسر خرج موجود دارد ما را وادار می‌کند مملکت زیر بار گران 150میلیون دلار قرض خارجی بگذاریم خوب وقتی که ما می‌بینیم دولت در خلال احوال دارد عایدات نفت را از طرف دیگر نفله و پیش‌خور می‌کند فکر نمی‌کنیم بعد این قرضه را باید از کجا پرداخت. این دولت اگر به مصلحت عمل و پیش‌بینی‌های خود را مطمئن است چرا محل پرداخت قرضه را در این لایحه معلوم نکرده که به تصویب مجلسین برسد و دولت‌های آینده هم براساس همین قانون ملزم باشند عمل نمایند. اما با این لایحه بی و سر ته فردا هر کسی دولتی تشکیل بدهد با وزیر دارائی شود و از عهده تعدیل بودجه‌ای که این آقایان سنگین کرده‌اند برنیاید و از پرداخت اقساط این قرضه در موعد معینه عاجز ماند همین طور که اینها (ناطق اشاره کرد به وزرای حاضر در جلسه) برای رفع مسئولیت از خود دائماً می‌گویند‌: وارث اوضاع آشفته ‌دوره مصدق هستند آنها هم خواهند گفت وارث اوضاع آشفته دوره زاهدی هستد و علی‌الاتصال بدبختی پشت بدبختی دامنگیر مردم این مملکت می‌شود.

از تمام این مطالب که بگذریم آمدیم و مثل بعضی از رفقا گفتیم استقراض ضرر ندارد به شرط اینکه خوب خرج شود و واقعاً هم قصد حیف و میلی در میان نباشد دیگر چرا برویم از دولتین انگلیس و امریکا فرض کنیم می‌رویم پیش کنسرسیوم که می‌گویند عامل خودمان است و به این عنوان دارو ندار ما را در دست گرفته از او هر قدر لازم داشته باشیم به اعتبار نفت خودمان مساعده می‌گیریم نه قرض و بعدها هم طلب او را از سوی خود می‌دهیم که این همه مسئولیت و گرفتاری برای ما و مردم در بر نداشته باشد ... مگر امروز هم معنا در مقابل دولتین انگلیس و آمریکا کنسرسیوم ضامن پرداخت این قرضه نیست؟ چرا منتها چون کنسرسیوم حق ندارد در قبال پیش پرداختی به ایران توقعات سیاسی از دولت داشته باشد خود را کنار کشیده و دولت متبوعه را به جان ما انداخته است.

یاد دارم روزی که قرارداد با کنسرسیوم از تصویب مجلس سنا گذشت سخنگوی رادیو پشت میکروفون نعره زد (هموطن- بالاخره به همت سپهبد زاهدی نخست وزیر خدمتگزار قرار داد نفت به تصویب رسید و سبل طلا به ایران سرازیر شد باش تا صبح دولتش بدمد ...) بله این قرضه هم از نتایج سحر است. (خنده شدید نمایندگان)

بار بیائیم و قرض کنیم وام گرفتن از بانک صادرات امریکا که با ربحی نازل برای مدتی طولانی به ایران داده می‌شود و نصف آن هم می‌گویند بایستش به مصرف سدسازی و امور عمرانی برسد از نقطه‌نظر اقتصادی خیلی مضر به حال مملکت نباشد.

دیگر چرا برویم ده میلیون لیره هم از خزانه‌داری دولت انگلیس قرض کنیم که با ربع صدی چهار درصد تا پنج سال دیگر باید مستهلک شود و در میلیون لیره هم نزول آن را بدهیم؟

جواب این استعلام خبرگزاری رویتر خیلی صریح و روشن می‌دهد در تاریخ 5 شنبه نهم دسامبر گذشته یعنی روز 18 آذرماه در مجلس عوام لندن از وزیر بازرگانی انگلستان سؤال شد (چه نوع

+++

کالا باید در مقابل اعتبار ده میلیون لیره‌ای که اخیراً به ایران داده‌اند به آن کشور تحویل داد؟)

وزیر بازرگانی چنین پاسخ داد (که جزئیات این امر و نحوه استفاده از این اعتبار اکنون با دولت ایران مورد مذاکره است دولت ایران می‌تواند از این اعتبار که برای خرید کالاهائی که تماماً یا قسمتی در انگلستان ساخته شده و یا برای خدمات حمل داخلی و بیمه‌ای که انگلستان در اختیار دارد استفاده نماید؟)

پس مسلم است که این قضه برای تکمیل امور عمرانی نیست صرف کسر بودجه هم نمی‌شود این اعتبار دولت انگلیس مصراً به دولت ایران می‌دهد که در مقابل آن کالای انگلیسی خریداری شود و به این ترتیب در ضمن حساب‌سازی برای لیره‌های ایران در بانک انگلیس آنها می‌خواهند بازار ایران را هم قبضه کنند یعنی با واردات ایران از سایر ممالک صنعتی دنیا مثل آلمان و ایتالیا و ژاپن ولدی‌الامکان امریکا نیز رقابت نمایند. و هکذا استفاده‌های دیگر ! . . .

معهذا بنده باز در کمیسیون شماره 3 از آقای وزیر دارائی پرسیدم آیا اخذ ده میلیون لیره وام از انگلیس‌ها برای تأمین کسر بودجه یا امور عمرانی دیگری از قبیل ساختمان سد کرج لازم دارید؟ و اگر همچو احتیاجی باشد چرا معادل این مبلغ را هم امریکائی‌ها یک کاسه قرض نمی‌گیرند که شرایطشان با صرفه‌تر به نظر می‌آید؟.

آقای وزیر دارائی همین قدر ‌جواب دادند‌: خیر برای امور عمرانی و کسر بودجه از این قرضه استفاده نمی‌شود این اعتبار به مصرف خرید کالا از انگلستان خواهد رسید...

جوابی که در اینجا به ایشان داده‌ام اینجا هم تکرار می‌کنم: آقا. ملت ایران نان ندارد بخورد برای ایجاد تعادل در زندگی اجتماعی ایرانی‌ها باید جلوی سیل واردات کالای تجملی و تفننی را به مملکت بگیرند نه اینکه قرض کنید و بدهید به تجار انگلیسی که بیشتر کالای غیر ضروری به این کشور وارد کنند و بنیه اقتصادی ایران را فلج سازد.

این موضوع وقتی بیشتر اسباب تعجب و توهم نمایندگان محترم خواهد شد که توجه به دنباله عرایضم بفرمایند:

در این روزها دولت ما دارد دو قرار مهم با کمپانی (جان مولم‌) به مبلغ بیست میلیون لیره برای راه‌سازی در جنون ایران که جنبه سوق‌الجیشی دارد و قسمت عمده این مبلغ خرج خرید ماشین‌آلات جهت خاک‌ریزی و خاکبرداری مکانیکی خواهد شد به این معنی که از راه‌سازی هم نفعی عاید طبقه کارگر بیکار نمی‌شود ؟...

قرارداد دیگری را هم مشغولند به عجله بدون مطالعه و مناقصه با کمپانی‌های انگلیسی (جان براون- کاستین) می‌بندند به مبلغ 15 میلیون لیره برای لوله‌کشی نفت از اهواز به ازنا و اصفهان و تهران که آن هم بیشتر هدف نظامی دارد و جمع این دو رقم می‌شود 35 میلیون لیره که دولت می‌خواهد مستقیماً از درآمد نفت بپردازد ... شما را به خدا انصاف بدهید اگر ملانصرالدین هم وزیری صاحب اختیار می‌بود می‌آمد از یک طرف 35 میلیون لیره ذخیره زندگی یک ملت گرسنه را بدهد به دولتی معاند برای انجام اموری که نان برای مردم نمی‌شود. و از طرف دیگر از همان دولت ده میلیون لیره قرض بگیرد و تنزل بدهد برای اینکه کالای تفننی بخرد! ... اینجا است که سوءنیت دول ذی‌نفع و سهل‌انگاری و خودخواهی زمامداران امور ما  آشکار می‌گردد.

میلیون‌ها لیره را دارند همین طور بی‌حساب خرج می‌کنند با نظر و صواب‌دید اشخاصی بی‌اطلاع و بی‌بند و بار که نشان داده‌اند حتی لیاقت اداره دارائی خود را ندارند « آن هم بدون رعایت تشریفات قانونی» معلوم می‌شود در این مملکت اجرای قانون محاسبات عمومی و انجام مناقصه فقط برای خرید قلم و دوات ادارات است و سوخت بخاری مدارس ابتدائی و تعقیب رشوه‌گیران منحصر به کارمندان بی‌نوائی که حالا ممکن است در این معامله پنجاه شصت تومان سوءاستفاده کرده باشند ...

برای معاملات هفتصد هشتصد میلیون تومانی رعایت تشریفات قانونی لازم نیست و تعقیب اشخاصی که همه روزه در این قبیل معاملات میلیون‌ها تومان اختلاس می‌کنند اقتضا ندارد.!

حالا که صحبت به آنجا کشید خوب است به وزرای حاضر خاطر نشان کنم که بنده نسبت به هر مقام و هر کس که قراردادهای مذکوره و نظایر آن را بدون اطلاع و کسب نظر مجلسین و رعایت قوانین موضوعه امضاء کند یا به نحوی از انحاء در انجام آن دخیل بوده باشد اعلام جرم می‌کنم.

در خاتمه عرایض خود را اجمالاً توجه همکاران محترم را به یک نکته مهم دیگر جلب می‌کنم آن این است که با تصویب و انجام این دو قرضه چون قیمت ارز تثبیت شده است به نرخ تصنعی دلاری 5/78 ریال وقتی معادل یک صد و هشتاد میلیون دلار جمع وجوه استقراضی کالا به این کشور وارد شود (غیر از آنچه با وجود نفت خریداری شده 9 هم ارز آن سر می‌زند به مبلغ یک هزار و چهار‌صد میلیون تومان یعنی رقمی بیش از حجم اسکناس در جریان است و قوه خرید مردم در این صورت خدا آگاه است چه لطماتی به اساس زندگی سکنه فلک‌زده ایران وارد خواهد آمد! ... بیشتر از این هم عرضی ندارم.

رئیس- آقای وزیر دارائی

وزیر دارائی- خیلی خوب شد که اوکازیونی به دست آقای دیوان‌بیگی افتاد و موفق شدند که مطالب خودشان را بگویند زیرا فرمایشاتی را که فرمودند فکر می‌کردند مطلبش فوق‌العاده مهم و خوب است (دیوان‌بیگی- برای شما آقا وطن‌پرستی هم حرف پوچ و بی‌معنی است) فرمودید دولت را آوردند و او را مجبور به این کار کردند آقا می‌خواهم عرض کنم که هیچ کس در سر کار آوردن دولت غیر از اعلیحضرت و ملت دخالت نداشته‌اند (صحیح است‌) بنابراین بنده خواستم به جنابعالی عرض کنم مکه این از نظر حیثیت پارلمانی صحیح نیست تا موقعی که دولتی قانوناً ا‌ز اعتماد اکثریت برخودار است بگویند که این دولت را دیگران آوردند و این گونه فرمایشات نه تنها به نظر من بلکه به نظر شما هم که سناتور انتصابی هستید صحیح نیست اما راجع به اصل موضوع چون زیاد حرف زدیم دیگر نمی‌خواهم تکرار بشود تا آنجا که استنباط کردم از فرمایشات جناب آقای دیوان‌بیگی ایشان این طور اظهار کردند که این قرضه را انگلستان و امریکا به ما تحمیل کردند اقداماتی کردند تا به زور به ما پول بدهد این طور نیست بنده به آقای دیوان‌بیگی عرض می‌کنم که چون ایشان مخالف دولت هستند به عنوان مخالف برای ایشان این حق را قائلم که هر چه دلش می‌خواهد بگوید ولی ما از مدت‌ها می‌خواستیم این کمک را بگیریم و البته خود انگلیسی‌ها پیشقدم شدند در موقع تابستان گفتند 5 میلیون اعتبار قائلیم بعد هم برا‌ی خرید کالا 10 میلیون اعتبار شد ولی اگر جناب عالی به کالاهای انگلیسی اعتراض دارید بفرمائید که ما هم قبول کنیم یعنی اگر قرار شد ریل بخریم و لوکموتیو بخریم کارخانه سیمان بخریم این‌ها بد است چون به عقیده جنابعالی انگلیس و کالا و پولش بد است باید رفت به سراغ دیگری و اگر این طور است منظور خودتان را بفرمائید تا بنده جوابش را عرض کنم (دیوان‌بیگی‌- ما انحصار برای هیچ کس نباید قائل بشویم) باید خدمتتان عرض کنم که اعتبار برای کسی اصولاً قائل می‌شوند که برای او ارزش قائل باشید و آن طوری که شما استنباط می‌کنید شرط خریدنم از انگلستان و شرط استفاده ا‌ز این قرضه را هم به ما تحمیل نکرده‌اند و اعتبار هم برای هر کس و هر دولتی میسر نیست حالا بفرمائید که ما بوق و کرنا می‌زنیم که با تصویب قرارداد نفت سیل لیره و طلا به کشور ما خواهد ریخت این مطالب سخنگوی دولت نیست و خیال می‌کنیم با اعتباراتی که بدست آورده‌ایم تدریجاً مشکلات موجوده را حل کنیم و اینها که به ما اعتبار می‌دهند ما را یک مملکت معتبری می‌شناسند و این شعر را که فرمودید اگر به مسخره نگفته باشید ‌کاملاً مصداق خارجی دارد و این 10 میلیون لیره را که اعتبار گرفتیم مشروط به این نیست کاملاً آنچه را که می‌خواهیم از انگلستان بگیریم ما این اعتبار را گرفته‌ایم و آزادیم بین کشورهای مختلف از هر جا که خواستیم ریل یا کارخانه نساجی بخریم مثلاً اگر در انگلیس شرایط مناسب‌تر بود و قیمتش بهتر بود از همین جا می‌خریم و به همین دلیل تصور نفرمائید چیزی در اینجا محرمانه است ما چیز محرمانه نداریم دولت بعد از حل قضیه نفت معامله ریل کرد با انگلستان و قرار شد پول آن را بپردازند و چون وصول پول از کنسرسیوم به تأخیر افتاده بود و موقع پرداختش نرسیده بود و ما برای پرداخت این پول دچار زحمت شده بودیم ما از آن ها خواهش کردیم که این پول را به تأخیر بیندازند وقتی که این اعتبار تصویب شد از این محل بپردازیم بنابراین آن طوری که تصور می‌فرمائید که با این لیره فقط از انگلستان می‌شود جنس خرید صحیح نیست و اگر اعتبار ما زودتر تصویب شده بود ما می‌توانستیم از آن استفاده کنیم. اما اینکه فرمودید آقای ابتهاج فرمودند 1200 میلیون دلار درآمد است البته این در ظرف 7 سال مثل همان عایدات مملکت است خرج و دخل مملکت را اگر شما بخواهید جمع بزنید روی یک مدت طولانی البته سر به میلیارد می‌زند ولی درآمد و خرج تدریجی است بنده هم منکر نیستم که در ظرف 7 سال شما 1200 میلیون دلار درآمد خواهید داشت اگر نقشه‌ای داشته باشید و اعتباری داشته باشید این نقشه را زودتر اجرا کنید و زودتر بهره‌برداری کنید بهتر است یا اینکه در مدت 7 سال صبر کنید‌؟ اینها با همدیگر منافات ندارد چون در ظرف 7 سال می‌توانید 1200 میلیون دلار درآمد داشته باشید حالا صبر کنیم از این اعتبار استفاده نکنیم این آنتی پانسیون است. همان طوری که خزانه مخارجش مستمر است و مطابق درآمد ماهیانه‌اش نیست از بانک ملی، از ناشر اسکناس مملکت خودش را یک تنخواه می‌گیرید و بعد که درآمد پیدا شد آن را سرجایش می‌گذارند برای اینکه کار جاریش معوق نماند این گروی قرض روی درآمد آتیه است البته اگر درآمد نفت نبود کسی به ما اعتبار نمی‌داد اعتبار به کسی می‌دهند که توانائی پرداخت داشته باشد چون اعتبار دارید پول به شما می‌دهند اگر شما هیچ نوع درآمدی نمی‌داشتید چرا به شما اعتبار می‌دهند‌؟ از اینکه فرمودید می‌روند در بانک پول‌ها را برمی‌دارند و شما صاحب مال نیستید بنده در موقع قرارداد نفت جناب آقای دیوان‌بیگی عرض کردم که انگلستان از نظر اعتبار امضایش در دنیا مشهور و معروف بود و دولتی که با دو سوم دنیا همیشه تجارت می‌کرده برای این شندرغاز نمی‌آید اعتبار خودش را متزلزل

+++

کند بانک انگلستان که آنها نشسته نوکر انگلستان نیست که حساب بنده را به دستور انگلستان بلوک کند (دیوان‌بیگی- معلوم شد و دیدیم) مگر وضع غیرعادی و در شرایط جنگ باشد وگرنه در وضع عادی این کار را نکرده و نخواهند کرد شما معتقدید که لیره انگلیس بد است مردم انگلیس بد هستند حالا هر چه بنده استدلال کنم جز اینکه سوءظن آقای دیوان‌بیگی نست به بنده بیشتر بشود نتیجه دیگری ندارد (دیوان‌بیگی- به قدر کافی سوءظن موجود است) بنابراین بنده خواستم عرض کنم که نه اجبار نه قید و شرطی است که از همان مملکت جنس بخرند این دلیل نیست که هر جنسی که ما می‌آوریم اجناس تجملی است از کجا شما استنباط کردید که این دو میلیون لیره را ما به تجار می‌دهیم عروسک و اجناس لوکس بیاورند؟ منشاء این استنباط جنابعالی و استنباطی را که می‌کنید جزء سوءظن خودتان مرجع دیگری ندارد و الا همچو نظری درباره این دو میلیون لیره مطلق نیست این 10 میلیون لیره برای خرید اجناس مورد نیازی است از قبیل ریل لوکوموتیو کارخانه که به طور مستقیم و غیرمستقیم بتوانید در امور تولیدی یا عمرانی استفاده بفرمایید کارهای عمرانی عبارت از ساختن سد یا قنوات نیست جناب آقای دیوان‌بیگی راجع به نان مردم اظهار فرمودند این مفهوم نیست اگر نان به معنی وسیع زندگی مردم می‌گویید این مسئله‌ای است بنده خواستم بدانم اگر نان به معنی خوردنی است به نظر بنده بی‌لطفی فرمودید (دیوان‌بیگی- حالا هم که گیر نمی‌آید به مرحمت شما) عرض کنم جنابعالی شاکر نیستید جنابعالی هم از بی‌‌نانی گله دارید (دیوان‌بیگی- چه فرق می‌کند من هم جزو مردم هستم من هم نان را از دکان نانوایی می‌خرم و باید دو ساعت معطل شوم من که مثل شما ملاک نیستم که شتر با بار گندم دم در خانه‌ام بخوابد) ولی بنده تصور نمی‌کنم که آقا هم از نظرتان در مضیقه باشند (دیوان‌بیگی- مثل همه کاملاً در مضیقه هستم) بسیار خوب ما فردا می‌‌آییم دولت ارگ جنابعالی ببینیم چه طور نان ندارید و به هر صورت اگر از حیث نان خوراکی در مضیقه هستید اجازه بفرمایید این ده میلیون لیره را بدهیم گندم بخریم و نان مردم را تأمین کنیم در هر حال همان طور که در جواب آقای لسانی عرض کردم مجدداً تکرار می‌کنم چون ایشان مخالف دولت هستند و نه بنده نه هیچ دستگاهی را صالح نمی‌دانند آقای دیوان‌بیگی هم معتقدند که قرض بد نیست اما نه برای این دولت کارهای تولیدی و عمرانی بد نیست اما نه به دست این دولت شما اصل را قبول بفرمایید این لایحه را از نظر مصالح مملکت در نظر بگیرید و به آن رأی بدهید و بعد به  هر دولتی که می‌خواهید رأی بدهید.

3- تقدیم دو فقره سؤالی از طرف آقای مشیر فاطمی

مؤیدثابتی- اگر اجازه بفرمایید تذکری مختصری دارم از طرف آقایان اعضاء هیئت رئیسه تقاضا می‌کنم آقایانی که نقشه‌های ساختمانی مجلس سنا را ملاحظه فرموده‌اند اگر نظریاتی دارند مرقوم بفرمایند تا روز شنبه به کارپردازی مجلس سنا تسلیم شود و ضمناً دو فقره سؤال از طرف آقای مشیر فاطمی رسیده که باید برای دولت ارسال شود.

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- چون کارهای مهمی در دستور داریم که لازم است من بعد از فاصله جلسات کم کنیم و روی اصل ساعت 9 صبح فردا جلسه خواهیم داشت.

(جلسه نیم‌ساعت بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمی   

+++

 

 

یادداشت ها