wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0/0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/22]

جلسه: 65 روز 5 شنبه 19 اسفند ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- بقیه شور و تصویب لایحه اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای امریکا و انگلستان ارسالی مجلس شورای ملی

2- تصویب لایحه اجازه مبادله موافقت‌نامه حل مسائل مرزی و مالی بین دولتین ایران و اتخاذ جماهیر شوروی ارسالی مجلس شورای ملی

3- تصویب دو فوریت لایحه تمدید اختیارات کمیسیون‌های مشترک ارسالی مجلس شورای ملی

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 65

روز 5 شنبه 19 اسفند ماه 1333

( دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب:

1- بقیه شور و تصویب لایحه اجازه تحصیل اعتبار از کشورهای امریکا و انگلستان ارسالی مجلس شورای ملی

2- تصویب لایحه اجازه مبادله موافقت‌نامه حل مسائل مرزی و مالی بین دولتین ایران و اتخاذ جماهیر شوروی ارسالی مجلس شورای ملی

3- تصویب دو فوریت لایحه تمدید اختیارات کمیسیون‌های مشترک ارسالی مجلس شورای ملی

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت 9 و 20 دقیقه صبح به ریاست آقای ابراهیم حکیمی تشکیل شد.

رئیس- صورت مشروح مذاکرات روز دوشنبه 16 اسفند ماه زیر چاپ است و شاید تا آخر جلسه بین آقایان توزیع شود حالا اسامی غائبین و دیر آمدگان قرائت می‌شود:

غائبین با‌اجازه آقایان: سید حسن تقی‌زاده‌- حشمت‌الدوله و‌الاتبار- دکتر ملک‌زاده- دکتر قاسم‌زاده- دکتر حسابی- سیف افشار- سید محمد صادق طباطبائی.

غائبین بی‌اجازه آقایان: دکتر سید حسن امامی- حسن اکبر- مامقانی.

رئیس- لایحه قرضه مطرح است آقای جمال امامی بفرمائید.

جمال امامی- عرض کنم که بنده به هیچ وجه قصد نداشتم راجع به این لایحه عرایضی بکنم ولی در اینجا مذاکراتی شد که لازم دانستم در یک قسمتی از این لایحه نظریان خودم را عرض کنم مخالفت با دولت به عقیده بنده نباید موجب بشود که اگر هر عمل مثبتی هم از طرف دولت انجام بگیرد با آن هم مخالفت کنیم من با آقای دکتر امینی هم مشرب نیستم و گاهی هم ایشان خودشان تلویحاً این نکته را متذکر می‌شوند ولی این نباید موجب شود که من بگویم اگر به دست دکتر امینی امنیت صورت گرفته، امنیت بد است. و اگر ایجاد سرمایه و اعتباری برای مملکت شد. این کار، کار بدی است و اگر با دست او برای مملکت راه‌آهن درست شده بد است این نحوه تفکر نا‌معقول و نقض غرض است ما آقایان باید بنشینیم برای مملکت خودمان یک فکر اساسی بکنیم ولی بدبختانه ما همان طوری که در زندگی اجتماعی انفرادی فکر می‌کنیم طوری به خود توجه داریم که خودمان را پایه و محور گردش دنیا قرار می‌دهیم. این طرز تفکر صحیح نیست ما باید یک قدری زاویه بینش خودمان را امروز وسعت بدهیم و این گونه تنگ‌نظر نباشیم یک قدری خودمان را با سیر زمان و تحول دنیا هم آهنگ نموده و افکارمان را با آن مطابقت بدهیم و امروز ضرورت تاریخی عصر، ما این طور اقتضا دارد امروز دنیا لا‌اقل دنیای آزاد مناقع و مصالح خودشان را با هم ممزوج نموده‌اند حالا به نظر عده‌ای این امر مضار دارد در هر حال باید توجه نمود که منافعی هم در بر دارد به خصوص به نظر بنده برای ممالکی نظیر مملکت ما منافعش بیش از مضار آن است. چرا؟ دلیلش روشن است و در این ده دوازده سال اخیر ما تجربه کرده‌ایم و چندین دفعه با مخاطراتی روبرو شدیم که به علت همین توأم بودن منافع بین‌المللی از این مخاطرات مهیب نجات یافتیم و گرنه با این شکل معلوم نبود که ما الان اینجا نشسته باشیم. از این جهت باید یک قدری زاویه بینش خودمان را وسعت بدهیم و با دنیا و سیر تکامل آن پیش برویم در دوره 14، جناب آقای ساعد جنابعالی تشریف داشتید به جز شما که نخست وزیر بودید نمی‌دانم آقای وکیلی تشریف داشتند یا آقای پالیزی بود یا آقای دشتی (مسعودی- بنده بودم) در هر حال این دکتر مصدق پافشاری کرد که اجناس امریکائی‌ها را به قرض نگیرند. و نقداً پولش را بپردازید آمدند داد و بیداد راه‌ انداختند که ما با انجام این کار مخالفیم، امریکائی‌ها هم می‌گفتند که ما میلیون‌ها از این اجناس داریم و به شما آن را رایگان می‌دهیم و در مدت 7 سال بعد قیمت آن را اگر توانستید بدهد. اما این دکتر مصدق فشار می‌آورد که ما نمی‌خواهیم معلوم است که فراکسیون حزب توده هم به او همکاری و همگامی داشت و بالاخره با این قیل و قال دولت وقت را مجبور کردند پول آن را نقداً بپردازد و بعد هم که این کار انجام گرفت خودشان آمدند علیه این عمل خودشان قیام کردند و شروع به تنقید کردند حالا هم به قول یکی از ناطقین که آمد پشت تریبون گفت 190 میلیون دلار به ما داده‌اند. آقای دکتر امینی شیفر آن را باید بدهند (دکتر امینی- با مخارج اصل چهار که روی آن کشیده‌اند) بله ما 190 میلیون دلار از امریکائی‌ها کمک بلاعوض گرفته‌ایم یک دولتی که می‌آید به ما 190 میلیون دلار کمک بلاعوض می‌کند، دیگر چه مانعی خواهد داشت بیائیم 50 ملیون دلار در مدت 25 سال از او قرض بگیریم.

یک قدری در این مورد مطالعه کنید آن وقت راجع به ربحش هم صحبت بکنید، می‌خواهند نیم درصد از ما علاوه بگیرند می‌شود در سال 400 هزار دلار. آیا می‌خواهند با این پول سر ما کلاه بگذارند حالا خوشبختانه منافع ملل غرب این طور ایجاب کرد که بیایند این وضعیت جغرافیائی را حفظ کنند. می‌خواهند به هر طریقی که شده به ما کمک نمایند ما از این کمک‌ها چه با کی باید داشته باشیم. این حساب را که شما می‌کنید، دلاری را که شما می‌گیرید 4 میلیون دلار ربحش می‌شود. اگر خوب این پول را به کار بیندازید در این مملکت بدبخت آیا این پول بیش از 4 میلیون دلار عایدش نمی‌شود؟ (تصدیق نمایندگان) خوب این پول را که از خارجه می‌گیرید. اینکه آقا به جیب اشخاص نمی‌رود.

این پول را نمی‌گیرند بریزند توی جیبشان. بلکه آن را می‌گیرند و به خزانه مملکت می‌ریزند. حالا اگر فلان مقاطعه‌کار بیاید و یک کاری بکند و یک نفعی هم از

+++

این کار عاید او بشود چرا ما باید این قدر بخل و حسد بکنیم که چرا یک مقاطعه‌کار این قدر استفاده کرده. بله یکی از رفقا چند روز پیش که من از مسافرت برگشته به من گفت فلانی تفاوت بین ما و غرب در چیست؟ گفتم یک تفاوت کوچک آنها «امیسون» دارند یعنی جاه‌طلبی ما‌ها بخل و حسد ما روی بخل و حسد دائماً پائین می‌آئیم آنها روی همکاری و دوستی بالا می‌روند و آنها نقطه مقابل ما در قوس صعودی پیش می‌روند. در کشور ما اگر یکی خانه‌ای درست بکند و دوتا جرز روی هم بگذارد ما ها دست به دست هم می‌دهیم که آن دوتا جرز را خراب کنیم ولی آنها به عکس دست بدست هم می‌دهند و چهار تا جرز دیگر هم روی آن می‌گذارند. نتیجه عمل ما هم همین می‌شود و نتیجه عمل آنها هم آن می‌شود می‌گویند این پول‌ها را می‌دزدند و توی جیب خودشان می‌ریزند شما فرض کنید دزدی هم بشود مثلاً 50 درصد از این پول را هم دزدی بکنند، کی این پول را می‌برد؟ در هر حال هر کس ببرد توی این مملکت می‌ماند و به جیب ایرانی می‌رود یعنی ما از دست خارجی در آورده‌ایم و توی جیب ایرانی ریخته‌ایم و بقیه آن هم صرف مخارج عام‌المنفعه می‌گردد که در این مملکت می‌ماند برای مردم، خیال می‌کند که حکومت رضاشاه آقایان هیچ معایبی نداشت چرا هزار تا هم عیب داشت. منتهی حکومت مستقر و مقتدری بود بیست سال ادامه پیدا کرد و آن همه نتایج هم به بار آورد، کی می‌تواند ادعا کند که معایبی نداشت، توی سر بنده و شما می‌زدند، ممکن بود ملک ما را هم بگیرند و اشخاصی را هم بدون اینکه تقصیری داشته باشند بعضاً حبس می‌کردند و عواملی هم در کار بود که در این جریان سوء‌استفاده هم می‌کردند ولی چون حکومت مستقر بوده آن همه نتایج عظیم هم با وجود این معایب به بار آورد بنده اخیراً برای استراحت که یکی از رفق مرا مهمان کرده بود به اروپای غربی رفته بودم. بیست سال بود که به آنجا نرفته بودم. این فرانسه را غالب آقایان دیده‌اند این راستی یک مملکت عزیز کرده خداست خدا تمام مواهب را در این مملکت تمام کرده از نظر ثروت، طبیعت، ذوق، دانش- صنعت کولتور ولی فقط و فقط تنها یک عیب دارد و آن این است که استقرار حکومت ندارد و از آن مقام بلندی که داشته اکنون نزول کرده است. و تنها استقرار ندارد و اگر این را داشته باشد باور بفرمائید که فرانسه باز هم می‌رود به همان مقام و جای اولیه‌اش و مرتبه اول خودش را احراز می‌کند و این موضوع وقتی که در مورد فرانسه مصداق داشته باشد. نسبت به ما معلوم است که به طریق اولی صادق است دیروز ضمن صحبت به آقای بوشهری گفتم که شما واسطه بودید و در زمان حکومت مصدق قرضه می‌خواستید به شما ندادند گفتند بر پدر سیاست لعنت برای اینکه با ما مخالف بودند ندادند ولی با این دولت موافع بودند دادند خوب این همان چیزی بود که ما می‌گفتیم، ما هم دردمان همین بود. ما دو سال و نیم که با حکومت مصدق مبارزه کردیم برای همین مسئله بود، اساس مبارزه بر همین پایه بود که ما چرا آنها را با خود مخالف می‌کنیم و مخالف آنها را موافق این 28 مرداد را ما برای چه بوجود آوردیم برای همین کار بود که تا آنها با ما موافق باشند آن روز اول که شما در کابینه مصدق بودید من بهش داد می‌زدم که آقا برگشتن از اینها معلوم است که ما را به دامان آن یکی‌ها خواهد انداخت و نتیجه‌اش را هم دیدیم، خیلی عجیب است خیال می‌کنند که پس ما روی هوی و هوس فریاد می‌کردیم نقطه حساس همین بود داد و بیداد ما هم همین بود که چرا آنها را با ما مخالف می‌کنید و اینها را موافق معلوم بود که چرا قرضه نمی‌دادند. زیرا کسی که با کسی مخالف شد به او قرضه نمی‌دهد، دلیل روشن مسئله هم همین بود.

یک دکانی در این مملکت باز شد، منتهی چون ما اهل مطالعه نیستیم و در امور وقت و امعان نظر نداریم و از نوک بینی خودمان هم جلوتر نمی‌بینیم متوجه این نکته نیستیم که دکان هم برای خودش دورانی دارد وقتی که گذشت باید فکر دکان دیگر کرد زیرا این دکان دیگر نمی‌گیرد چون که دکان ورشکسته را دیگر نمی‌شود باز کرد باید دکان دیگری ساخت، این جریان ضد انگلیسی را در این مملکت درست کردن یکی از این دکان‌ها بود. حالا اگر انگلستان کار خوب بکند بد است، به یک مملکت خدمت بکند بد است. این طور نیست آقا، که ما تمام بدبختی‌های این مملکت را ناشی از انگلستان بدانیم من با یک نفر انگلیسی نه تماسی دارم و نه یکی از آنها را می‌شناسم ولی در یک قرن و نیم اخیر نگاه کنید وزنه سیاست انگلستان موجب بقا سیاسی ما شده و اگر یک وقتی یک شرکت نفتی آمد و به ما اجحافی هم کرد آن را که نباید به عنوان سیاست کلی یک مملکت تلقی کنیم خوب ما که قار و قورمان را هم کردیم و از دستش گرفتیم و هر چه هم می‌توانستیم کردیم ولی اگر امروز انگلستان منافعش ایجاب می‌کند که ایران به همین شکلی که هست بماند ما چرا پنجه به رخش می‌کشیم چون این قرضه مال انگلستان است باید بگوئیم با گرفتن آن با معاندین ساخته‌ایم. و قرض و انگلستان بد است. این آقا رسم سیاستمداری نیست، اگر ما این طور فکر کنیم لیاقت نشستن روی این صندلی‌ها را نداریم و برای مردم هم نمی‌توانیم کار بکنیم ما باید هر دقیقه و هر روز حساب بکنیم ببینیم منافع ما چه اقتضا می‌کند عقب آن برویم وگرنه روی حب و بغض و هوسرانی دکان باز کردن و هر در جا زدن فایده ندارد. چرا که یک روزی کمیسیون‌ها می‌گفتند و منافع آنها ایجاب می‌کرده که تمام بدبختی‌ها و بلایای این کشور را بگردن یک دولت دیگری بیندازند. این را ما نباید قبول کنیم، خوب اگر اینها نبودند ما را صد و پنجاه سال پیش برده بودند به بهشت برینشان. بله از صد و پنجاه سال پیش ما را برده بودند حالا ما آمده‌ایم حرفای آنها را می‌زنیم، البته درست است که یک وقتی برای تعادل و توازن سیاستش وقتی که قدرت نداشت قرار‌داد 1907 هم می‌بست این برای این بود که روسیه اینجا بود و می‌خواست برود به بحر خزر و او می‌خواست جلوی او را بگیرد. این مال آن روز بود. چه دلیلی دارد که امرو‌ز هم همان شرایط وجود داشته باشد، در حالی که هندوستان و پاکستان و عراقش را هم از دست داده و آنجا‌ها را ول کرده آن وقت می‌آید اینجا را استعمار و استثمار بکند، چه غلطی می‌تواند بکند و اوضاع و احوال دنیا این اجازه را نمی‌دهد و به علاوه نه ما آن هستیم که در زمان مظفرالدین‌شاه بودیم می‌گویند چون در زمان مظفرالدین شاه قرض گرفته شده نتیجه‌اش این شده آقایان هر علتی همیشه موجب همان معلول نمی‌گردد، یکی از آقایان سناتورها روزی که لایحه نفت مطرح بود و خاطر آقایان هست ادعا می‌کرد که مگر ما در زمان ناصرالدین شاه نفت داشتیم؟ خوب این کشور امریکا که امروز تمام ثروت دنیا را بدست آورده روزی هم گاوچرانی می‌کرد اینکه دلیل نمی‌شود که ما آقا این طور استدلال بکنیم. هر موقعی یک مقتضیات خاص و متناسبی با خود دارد آن روز ما با یک حصیر زندگی می‌کردیم امروز منبع و مرکز اقتصاد ما نفت است، و الان یک منبع سرشاری به این اسم داریم که باید از آن استفاده کنیم و این دلیل نمی‌شود که بی‌جهت این مؤسسه را بخوابانیم و گاهی در مجلس یا در اینجا بعضی‌ها می‌گویند لایحه نفت علی رغم تمایلات ملت ایران به تصویب رسیده. بابا ملت ایران نهضت کرد برای این لایحه و 28 مرداد را بوجود آورد برای همین کار که این لایحه تصویب بشود. و گرنه دلیل دیگری نداشت کی را اغفال کردند؟ به کی فشار آوردند؟ کی را گول زدند؟ ما خودمان را چرا گول بزنیم، آقایان به شما فشار وارد شد که قرارداد نفت را تصویب کنید شما دیدید که بین دو مرحله واقع شده اید یا باید این را تصویب بکنید یا اینکه مملکت را در معرض خطر عمیق قرار بدهید خودتان این فکر و محاسبه را کردید و رفتید به این لایحه رأی دادید. حال می‌گویند اگر دنیا وضعش طور دیگری بود و یک اساس دیگری داشت و اگر سند‌یکاهای نفتی نبودند و اگر تراست‌های بین‌المللی نبودند و اگر انگلستان و امریکا قدرت فعلی خود را نداشتند ممکن بود ما هم نفت را مثل سایر کارها از قبیل پنبه و غیره می‌فروختم خوب واقعیت چیست؟ اینها که وجود ندارد و اولاً هم معلوم نیست که بودن اینها به ضرر ما باشد، تازه اگر ما می‌خواستیم هم بفروشیم و بازارها هم آزاد بود ما آن را مثل پنبه می‌فروختیم، غرض قضایا را باید «کنگرت» مطالعه کرد نه «آبستره» و مردم را هم بیش از این نباید گول زد حقایق را هم باید صاف و پوست کنده به مردم گفت آقایان منافع ملت ایران امروز این طور ایجاب می‌کند که ما به یک صفی ملحق شویم هرچه در زمان صلح از اتحاد با آن برخوردار شویم و چه در زمان جنگ، این را باید توی گوش مردم فرو کرد گو اینکه اغلب ملت ایران این مسئله را می‌فهمد اکثریت به خوبی می‌داند اکثریت با من تماس دارند، من می‌دانم، چون شما به اندازه من اجتماعی نیستند و با طبقات مختلف در ارتباط نیستند، حالا اگر هم عده‌ای مغرضند و نمی‌فهمند و جاهلند من با آنها کاری ندارم ولی جامعه این را فهمیده اینها را ما باید روشن کنیم و راهمان را مشخص کنیم ما کمی برگردیم به یک سال و نیم پیش آن را هم در نظر بگیریم که وضعیت ما چه بود بعضی از شماها مثل من مار گزیده هستید ولی بعضی از آقایان حرارت آن روزها را چنان که باید درک نکردند و امروز می‌آیند اظهار حرارت می‌کنند، اشکالات کلی مملکت شما مرتفع شده اقتصادیات شما الان توازن پیدا کرده از طرف و جوانب ما شما اعتبار می‌دهند، امنیت شما کم و بیش بر‌قرار هست. و یک مبارزه را هم ادامه می‌دهیم گو اینکه نواقصی دارد، اینجا بارها بنده عرض کرده‌ام من اساساً سرشتم این نیست که مدافع دولت‌ها باشم ولی انصاف را هم نباید از دست داد یک سال و نیم قبل تا حالا تفاوت‌هایی دارد. اشکال کلی مرتفع شده تنها اشکالی که امروز در مملکت ما داریم این است که بی‌جهت توی سر هم می‌زنیم و منافع خصوصی نمی‌گذارد که ما چشم خودمان را باز کنیم و حقایق را ببینیم؛ اعراض نمی‌گذارد.

رئیس- آقای جمال امامی وقت شما تمام شده.

جمال امامی- بنده دیگر عرضی ندارم فقط می‌خواستم کلیاتی را خدمت آقایاین عرض کنم من نه تنها با این قرضه بلکه با هر قرضه دیگری که به این مملکت داده شده و از هر جا و از هر کسی که بخواهد به ما بدهد موافقم باید آن را قبول کنیم‌، ما نمی‌توانیم تصور کنیم فردا اصولاً وضع دنیا چه خواهد شد باید حداکثر استفاده را از این گونه موقعیت‌ها نکنیم تا این پا برهنه را

+++

بپوشانیم.

رئیس- آقای صدرالاشراف بفرمائید.

صدرالاشراف- بنده عرایضی داشتم چون فکر می‌کنم از موقعش گذشته لذا از صحبت صرف‌نظر می‌کنم.

رئیس- آقای حقنویس بفرمائید.

حقنویس- این لایحه اصلش مرکب از دو موضوع است یکی قرض و یکی معامله و هر کدام از اینها یک حکمی دارد، قرض از نظر حقوقی و فنی یک حکم دارد معامله هم از نقطه‌نظر محاسبات عمومی یک حکم دارد دیروز من بعد از ختم جلسه به جناب آقای دکتر امینی وزیر دارائی هر دو موضوع را یاد‌آوری کردم ایشان هم موافق بودند فرمودند هم در باب قرضه تذکر می‌دهم و هم در باب معامله آن در بابت قرضه اینجا یک نکته مبهم و مرموزی است که شرایط قرض را همان طوری که خود قرض به اعتبار تفسیر شده به خوبی روشن نکرده‌اند از قبیل طرز استهلاک و امثال آن که بین دولت ایران و دولت‌های امریکا و انگلستان، تصور نفرمائید که بنده با گرفتن این قرض مخالفم، نخیر بنده با نفس قرض مخالف نیستم نفس قرض هیچ عیبی ندارد و اگر جای مطالعه وجود داشته باشد فقط در شرایط آن است و شرایط هم به عرض مجلس سنا نرسیده.

و فقط تعبیر شده به شرایط فنی از قبیل طرز استهلاک و امثال آن چیست؟ اینها بین دولت ایران و امریکا و انگلستان تعیین خواهد شد یعنی مجلسین از آن خبر ندارند. و ما تنها بعد از تعیین با خبر خواهیم شد این طرز مناسبی برای قرض نیست و تعیین قرض به تصویب مجلس نیست جهت اینکه اگر شروط باید به عرض مجلس برسد مجلسین باید قبل از عقد این شروط را قبول کنند و اینجا هم از شرط اسمی برده نشده است یکی دیگر هم موضوع معامله است. اما عرض کنم این نکته را باید توجه کرد. و من متأسفم که این چه فکری است و چه حرفی است که زده می‌شود این شایسته مجلس سنا و شورا نیست که نماینده‌ای بگوید که شما را آورده‌اند برای اینکه‌ این کارها را بکنید، این اظهار در واقع انکار استقلال ایران است، این انکار استقلال کشور است، این صحبت را من از یکی از نمایندگان مجلس سنا شنیدم راستی لرزه‌ای به من دست داد. می‌خواستم به حال عصبانی با اعتراض فریاد بزنم، ولی چون این شیوه و رسم من نیست، خوب سکوت کردم چیزی نگفتم، این دولت را فقط و فقط اراده شاه آورد فقط و فقط همین اراده بود. و هر وقت هم این اراده برود این دولت هم به اراده شاه محو خواهد شد. و هر وقت که اراده کند این دولت می‌رود. (شهاب‌الدوله- با اعتماد مجلسین) صحبت نکنید قانون اساسی هم همین را می‌گوید ملاحضه می‌فرمایید که عزل و نصب وزراء با شاه است، در این حرف‌هایی که نیز می‌زنند که تشریفاتی است. بی‌مطالعه است چرا؟ وقتی هم که مجلسین بی‌اعتماد شد برای این است که عزل منحصر شاه است. این آقایانی که تحت تأثیر این حرف‌های نادرست قرار می‌گیرند توجه بفرمایند «عزل» منحصراً با شاه است برای این است که برای مجلس قانون اساسی اقتداری قائل است. اگر مورد اعتماد مجلس واقع نشد می‌گوید او «منعزل» است،پس واضح است که عزل با شاه است. و حالا من کاری ندارم که فلان کس چطور دلش می‌خواهد ولی فقط می‌دانم که این دولت را اداره شاه آورد و هر وقت هم که اداره شاه برود هیچ چیز ندارد، غیر اراده شاه برود هیچ چیز ندارد، غیر اراده شاه. در هر حال این شرایط که الان بحث شد و گفته شد از مسائلی است که فعلاً مجلس باید بداند این شرط چه چیز است؟ بنده با جناب آقای دکتر امینی گرچه سابقه و رابطه خصوصی هیچ وقت نداشته‌ام ولی از طرز کارشان خوشم می‌آید چون خیلی با شهامت کار می‌کنند، ولی نظر این است که این شرط باید روشن شود بنده که می‌خواهم رأی بدهم نمی‌توانم شرط بین دولت ایران و انگلستان چیست بنده از این جهت با این قرضه مخالفم البته نه از جهت آن حرف‌هایی که بعضی‌ها می‌زنند من آن حرف‌ها را درست نمی‌دانم، یک نماینده نباید این حرف‌ها را بزند کی می‌تواند دولت را بیاورد غیر از شاه فقط شاه و ملت می‌تواند دولتی را منفصل کنند، ملت می‌تواند شاه هم می‌تواند، این حرف‌ها را نباید زد، راجع به موضوع معامله عرض کنم بنده تا وقتی که خودم بودم در آنجا می‌دانم و این عقیده را دانسته‌ام وقتی هم که در دیوان محاسبات بودم، اگر چه از آقای امینی گله دارم با اینکه این همه اهتمام دارند که محل اعتباراتشان به موقع باشد ولی دیوان محاسبات نداریم گرچه من به همه آقایانی که در دیوان محاسبات هستند ارادت دارم ولی آنها هم اکثراً مثل بنده بی‌فایده و بی‌حال هستند چنان که در تمام این مدت تنها کسی که جرأت کرد رأی بدهد با اینکه یک وزیر مالیه مسئول خرج بوده است بنده دیوانه بودم آن هم عمل نشد در هر صورت لازم است که دیوان محاسبات داشته باشیم و نباید آن را بر‌خلاف قانون اساسی لگدمال کنیم اول کسی که قانون اساسی را لگدمال کرد آقای مصدق‌السلطنه بود که کمیسیون تطبیق درست کرده بود با وجود قانون دیوان محاسبات آن را از بین برد و یک عده اشخاص بی‌سواد مثل خودش جمع کرد و با داشتن قانون اساسی برای دیوان محاسبات آمدند یک کمیسیون تطبیق درست کردند ملاحظه می‌فرمائید حالا هم این ادارات شما اعتبار قانونی ندارد کسی که جرأت ندارد بگوید بالای چشم شما ابرو است هیچ کس حواله وزیر دارائی را جرأت ندارد رد بکند، این را هم باید یک کار بکنید و در باب معامله‌تان بنده این عقیده را داشته‌ام و حالا هم دارم این موضوعات در قانون هم هست مسائل و موضوعات فنی و صنعتی و موضوعات فنی و موضوعات مختلفه دیگر هر کدام نوع ارزش قیمتی دارد مثلاً کالای فولادی انگلستان و سوئد یک جور است و کالای فولادی انگلستان و سوئد یک جور است و کالای فولادی ژاپن جور دیگر است این ها همه یک قیمت ندارد و هر کدام یک جوری است چرا؟ برای اینکه هر کدام یک نوع ماهیت دارد بنابراین مناقصه گذاشتن موضوع و اینکه هر که بیاید بگوید من کمتر می‌گیرم خوب این کمتر می‌گیرد ولی در مقابل کمتر هم می‌دهد برای اینکه مالش کم قیمت است کمتر قیمت دارد ماده‌اش کمتر است بله (وزیر دارائی- صحیح است) من از اول این عقیده را داشتم حالا هم قانونی این است که به تشخیص دولت مبنی بر اینکه کجا بد است همان طور که در اعلانات هم اعلان می‌کند که دولت در رد و قبول پیشنهادات آزاد است و هر چه صرفه‌اش ایجاب می‌کند همان طوری تصمیم بگیرد به جهت اینکه ممکن ایت یک کسی جنسی را خیلی کمتر می‌دهد ولی آن که این را کمتر می‌دهد به کار نمی‌خورد مثل ساخته کارخانه دیگر نیست حالا بنده به این کاری ندارم. بلکه تنها رعایت قانون را توجه دارم و درباره آن عرض می‌کنم مسئله شروط در اینجا خیلی مهم است و موضوع مناقصه را هم که اسم بردید فرمودید مناقصه می‌گذارید حالا چه جور مناقصه خواهید گذاشت آن به نظر خودتان است و بنده عرایضم در مورد شرایط قرض بود عرض دیگری ندارم.

رئیس- آقای وزیر دارائی.

وزیر دارائی (دکتر امینی)- نکاتی را که جناب آقای حقنویس تذکر فرمودند به نظر بنده دو نکته اساسی است که خیلی به جا بود یکی راجع به اینکه این لایحه مرکب از استقراض است و بعد هم معامله است. صحیح است، یعنی پولی را که می‌گیریم، یا معامله دلاری می‌کنیم یا ریالی، در هر حال بعد از گرفتن پول موضوع خرج است و خرج هم صورت معامله دارد اینکه چطور معامله است، یکی معامله دلاری است که برای کارهای تولیدی و عمرانی است که ماشین می‌خرند، کارخانه می‌خرند و غیره یکی هم مخارج ریالی و کارهای مربوط به آن را می‌کنند در کمیسیون‌های فنی همان طوری که تذکر فرمودید. این مسائل رسیدگی می‌شود، و اجناسی هم که از خود امریکا می‌آید در همان جا به مناقصه گذاشته می‌شود به وسیله دستگاه‌های خود دولت امریکا این نکته را که فرمودید در مورد مناقصه البته سعی خواهم کرد رعایت بشود، آنچه که مربوط به استفاده ریالی است اگر خودمان قند و شکر یا دارو خریدیم همان طوری که فرمودید استعلام قیمت می‌کنیم یا به مناقضه می‌گذاریم، به هر حال رعایت مقرراتش از نظر دیوان محاسبات عمومی باید بشود و این کار غیر‌قابل اجتناب است، ولی راجع به شرایط که فرمودید خدمت آقا باید عرض کنم، در مورد استقراص در همه جای دنیا 3 نکته شرط اساسی است، یکی مدت است، یکی بهره است، یکی مورد استفاده قرضه است، که این شرایط، یعنی این سه شرط شرط اساسی محسوب می‌شوند: با توجه به این 3 شرط به دولت‌ها اجازه می‌دهند که این قرض را بکند اینکه نوشته‌ایم بنابر شرایط بین طرفین مذاکره می‌شود، برای این است که در این قرار داد یک شرایط جزئی هم هست از قبیل طرز تنظیم سفته چه آن قیمتی که مربوط به انگلستان است و چه آن قسمتی که مربوط به امریکا است مدت روشن است که در سر‌رسید باید این سفته‌ها پرداخته شود دیگر اینها را نمی‌شود در اینجا مطرح کرد برای اینکه طرحی که داده‌اند البته بعداً باید مورد مطالعه قرار بگیرد و این شرایط در آن قید شده و ماده چهار آن را حالا خدمتتان عرض می‌کنم و برای شما می‌خوانم مثلاً اینجا نوشته شده که « ماده 4 - هر هنگام تا زمانی که سفته مورد بحث در اختیار بانک باشد طرفین متعاقدین نظر به عوامل نامساعد اقتصادی و یا به هر علتی دیگر تشخیص دهند که به صرفه شرکت طرفین خواهد بود که تعهدات سفته مورد بحث را از لحاظ پرداخت اصل و فرع تغییر دهند و یا موجبات تغییر آن را فراهم نمایند و سفته مورد بحث را از جهات دیگر اصلاح نمایند این قبیل موارد هست که البته جز شرایط آن موافقت‌نامه‌ای است که بین دولت ایران و آنها منعقد شده و اگر ما می‌خواستیم تمام این شرایط را در این لایحه ذکر کنم‌. البته صحیح نبوده که اینها را حاضر و تهیه می‌کردیم و برای تصویب می‌آوردیم تحصیل اجازه کرده‌ایم برای یک اجازه کلی و مدت و بهره و مورد استفاده آن هم معین شده حالا جزئیات امر را که سفته چطور تنظیم می‌شود و چطور تهیه می‌شود و یا شرایط دیگری را که جزئی نگنجانده‌ایم و این البته ضرورتی ندارد و شرایط اصل را ما برای استقراض گنجانده‌ایم. و هیچ جای دنیا هم مرسوم نیست که این شرایط جزئی را وارد در لایحه نموده و برای تصویب به مجلسین بدهند مخصوصاً این نکته مورد دقت است که به عرض از شرایط هم متغیر است یعنی وقتی که وارد مذاکره شدیم این شرایط را می‌توانیم به نفع خودمان هست قبول می‌کنم و آنچه مهم و اساسی است در قرضیه همین سه شرطی بود که عرض کردم و آنها را هم برای تصویب در این لایحه گنجانده این و شرایط دیگر چون جزئی بود از آن صرف‌نظر کرده‌ایم. چون قابل توجه نبوده و ضرورتی هم ندارد و از اجازه یکی هم در این مورد نمی‌توانم خارج شویم.

حقنویس- آقا مار گزیده هستیم.

+++

رئیس- از طرف آقای سزاوار برای کفایت مذاکرات پیشنهادی رسیده که قرائت می‌شود.

مقام محترم ریاست مجلس سنا

اینجانب پیشنهاد می‌کنم مذاکرات کافی است به کفایت مذاکرات رأی بگیرید.

سزاوار

رئیس- آقایان نسبت به این پیشنهاد نظری ندارند (نمایندگان- مخالفی نیست موافقیم)

رئیس- بسیار خوب حالا تبصره اول قرائت می‌شود.

تبصره 1- برای تأمین نظارت مجلسین سنا و شواری ملی در نحوه مصرف اعتبارات تولیدی و عمرانی موضوع این لایحه دولت مکلف است فهرستی از طرح‌های عمرانی و تولیدی با برآورد هزینه هر یک به مجلسین تقدیم نماید مجلسین مطالعه طر‌ح‌های مزبور را از نظر کلی و غیر فنی به کمیسیون‌های مشترک مربوطه ارجاع و کمیسیون‌های مزبور در ظرف حد‌اکثر یک ماه نظر قطعی خود را اعلام خواهند نمود که از همان قرار اقدام شود و الا طرح‌های تسلیمی به موقع اجرا گذارده نخواهد شد.

رئیس- آقایان نسبت به این تبصره نظری ندارند؟

نمایندگان- نخیر نظری نیست.

رئیس- حالا تبصره 2 قرائت می‌شود.

تبصره2- « 7 میلیون دلاری که برای هزینه‌های ضروری اختصاص داده شد به منظور خرید قند و شکر و دارو و آهن‌آلات و امثال آن می‌باشد و ریل حاصل از آن در حساب مخصوصی نگهدار و استفاده از آن با تصویب مجلس شورای ملی خواهد بود، دولت مکلف است در صورت تحصیل اعتباری اضافه بر 32 میلیون دلار برای احتیاجات ضروری هم ارز 23 میلیون دلار را به مصرف ازدیاد سرمایه‌های بانک‌های کشاورزی، رهنی و ساختمانی و تأسیس بانک معدنی و صنعتی برساند. دولت موظف است لوایح لازم برای اجرای این امر را ظرف یک ماه تهیه و برای تصویب تقدیم مجلسین سنا و شورای ملی نماید.

رئیس- نظری نسبت به این تبصره نیست.

مؤید ثابتی- چرا پیشنهادی دارم.

رئیس- بفرمائید.

مؤید ثابتی- بنده پیشنهادی دارم اگر اجازه بفرمائید قرائت شود.

رئیس- پیشنهاد آقای مؤید ثابتی قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس سنا

بنده پیشنهاد می‌کنم تبصره 2 به این ترتیب اصلاح شود.

مؤید ثابتی

«75 میلیون دلاری که برای هزینه‌های ضروری اختصاص داده شده به منظور خرید کارخانجات قند و شکر و دارو و آهن‌آلات الی آخر ...»

مؤید ثابتی

رئیس- آقاید مؤید ثابتی بفرمائید.

مؤید ثابتی- آقایان محترم مسبوقند که در غالب نقاط کشور چغندرقند و در بعضی جاها هم نیشکر به خوبی عمل می‌آید بنده فکر کردم اگر این مبلغی را که برای خرید قند و شکر در نظر گرفته شد آن را به مصرف خرید کارخانجات قند و شکر برسانیم و به جای آن کارخانه وارد کنیم خیلی مفید‌تر است و بعداً هم در عرض یکی دو سال ما دیگر به کلی از وارد کردن قند و شکر بی‌نیاز خواهیم شد زیرا چه دلیلی دارد که ما هر سال مبالغ گزافی را برای وارد کردن قند و شکر به دیگران بدهیم چه لزومی دارد حالا در برابر این موضوع که عرض کردم ممکن است جناب آقای وزیر دارائی بفرمائید که خوب حالا این یکی دو سال را چه بکنیم عرض می‌کنم چه مانعی خواهد داشت  همان کار را که از یکی دو سال قبل کردیم حالا همان را بکنیم هرچه که پارسال کردیم سال پیش کردیم امسال هم همان کار را بکنیم این پول را در عوض صرفاً به مصرف وارد کردن کارخانه قند و شکر برسانیم که ضمناً یک کار تولیدی هم کرده باشیم و در این لایحه البته کلیاتی نوشته شده ولی چقدر بهتر بود که چند مورد به خصوص را هم ذکر می‌کردند و این خیلی بهتر بود مثلاً در اینجا از اضافه اعتبارات بانک ساختمانی و بانک رهنی صحبت شده نمی‌دانم و در آن اعتبار سرمایه‌ای به بانک رهنی و ساختمانی کجا کار تولیدی نیست چه لزومی دارد که بانک ساختمانی اضافه اعتبار داشته باشد یا بانک رهنی؟ البته اگر ما پول زیاد داشته باشیم و یا پولمان زیاد آمد خوب به اینها هم کمک کنیم ولی الان یک مخارج بهتری و ضروری‌تر در پیش داریم همه مردم که این موضوع قرضه را می‌شنوند با آن موافقت دارند بنده می‌دانم اکثریت که با من صحبت کرده‌اند آنها را موافق فرضه دیده‌ام تنها نگرانی و ایرادی که مردم دارند در این خصوص به نحوه خرج و مصرف پول قرضه است و به شکل مصرف آن ایراد دارند بنده معتقدم که این نحوه خرج باید طوری باشد که این پول‌ها نفله نشود زیرا در صورت نفله شدن علاوه بر اینکه اثر سوئی دارد در خارج و در آینده هم دیگر در صورت احتیاج زمینه مساعدی برای قرض نخواهیم داشت و اگر خوب به مصرف برسد به مردم نشان داده‌ایم که از این پول‌ها چگونه از آن استفاده کرده‌ایم آقای دکتر صدیق دیروز در اینجا چند مورد را تذکر دادند من جمله از ساختمان سد کرج صحبت کردند و حالا نمی‌دانم این کار تا چه ‌اندازه مورد عمل واقع شد ولی می‌خواستم عرض کنم که بنده اساساً سد کرج را یک کار تولیدی نمی‌دانم کار تولیدی این است که از آن کار پولی عاید مملکت شود (دکتر صدیق- سد کرج برق دارد) ولی آقا کار تولیدی این است که شما محصول بفرستید به خارج و از آنجا پول وارد کنید من نمی‌گویم که این کارها را بکنید اینها را هم بسازید بنده نمی‌گویم که نسازید ولی معتقدم برای کشور ما مقدم بر هر کاری و در درجه اول محتاج به تأسیس مؤسسات تولیدی هستیم و آن هم لازمه‌اش این است که دولت برای کارهای خود یک نقشه و برنامه‌ای داشته باشد تا با داشتن نقشه اقتصادی آینده خود بداند که چگونه باید عمل کند و به چه کاری و چگونه باید دست بزند مثلاً برای انجام دادن فلان کار باید یک نقشه‌ای داشته باشد که در مدت 2 سال به هیچ وجه اضافه حقوق و درجه و رتبه به هیچ کس ندهند چه خواهد شد؟ و همین طور مثلاً معین کند که در ظرف مدت دو سال چه کارخانه را دائر خواهد کرد اینها مطالبی است که باید دولت مورد بحث و مطالعه خود قرار بدهد. ما باید یک رویه عقلانی در پیش داشته باشم و این رویه‌ای که از نظر اقتصادی داریم. معلوم نیست و نمی‌دانم سرانجام ما را به کجا خواهد برد ما هر چه پول بدست می‌آوریم و مالیات می‌گیریم و قرض می‌کنیم فوراً یک مجرایی برای آن درست می‌کنیم و آن را صرف دادن اضافه حقوق و ترفیعات و رتبه‌ها و غیره می‌کنم به این ترتیب دائماً یک بحران تازه دیگری ایجاد می‌کنم و پول‌ها این طور در واقع هدر می‌رود این شایسته‌شان دولت و مجلس نیست باید یک فکری برای این پول‌ها بشود تا مردم بدانند که این پول‌ها را می‌خواهند به چه مصرف برسانند تا نفله نشود برای این مقصود باید چند مورد به خصوص را در اینجا اسم برد. خلاصه کلام این است که بنده از جناب آقای دکتر امینی تقاضا دارم که با آن بیان قوی و منطق شیرین که دارند موافقت بفرمایند که لااقل یک قسمتی از این پول صرف خرید کارخانه قند و شکر بشود و این اضافه اعتبار بانک ساختمانی و رهنی را بردارند و حالا اگر پول قند و شکر را می‌گوئیم که نمی‌شود برداشت و این طور می‌فرمایند که مجبوریم لااقل این را که مجبور نیستید. این را بردارید و به جای آن خرید کارخانه بگذارید بانک ساختمانی چه کار ضروری بر ای این مملکت می‌کند که به او اضافه اعتبار می‌دهید یک کاری برای این مملکت بکنید که مفید و خلاق باشد این لایحه را که تصویب می‌کنیم لااقل منظور مهم و مفیدی در میان آن ملحوظ شده باشد در هر حال بنده تقاضا می‌کنم که این پیشنهاد مورد قبول جناب آقای وزیر دارائی و آقایان محترم واقع بشود دیگر بنده عرضی ندارم.

رئیس- آقای وزیر دارائی.

وزیر دارائی- فرمایشات جناب آقای مؤید ثابتی بسیار صحیح و متین بوده ولی به نظر بنده اگر دقت می‌فرمودید تبصره 2 این لایحه ناظر به این کارهای ضروری است که مورد توجه آقا است این 53 میلیون دلار برای کارهای ضروری است البته آن را ممکن است کارخانه قند وارد کرد بنده قول می‌دهم به جناب آقای مؤید ثابتی که تأسیس و احداث کارخانجات قند در مملکت جزو برنامه 7 ساله است. برای اینکه گار ما بخواهیم یک کار تولیدی بکنم در این مملکت که محتاج به خارج نشویم به عقیده من احداث همین کارخانه قند است اما راجع به 75 میلیون دلار مخارج ضروری این قسمت اخیر را در مجلس شورای ملی اضافه کردند و این در صورتی است که علاوه بر 32 میلیون دلار 43 میلیون دلار دیکر از امریکا بگیریم، اگر گرفتیم از محل آن به بانک ساختمانی کمک می‌شود و البته این نکته را که فرمودید تا مردم بدانند این قرضه صرف کارهای مفید و تولید می‌شود این تبصره را پیشنهاد کردند و اگر این مازاد را ما گرفتیم به بانک کشاورزی و صنعتی و ساختمانی می‌دهیم که البته خود اینها هم به کارهای تولید کمک می‌کنند که به کارهای تولیدی اعتبار می‌دهد و از این را استفاده می‌شود و این امر البته اگر تعلیق به محال نباشد لا‌اقل تعلیق به یک مدت دوری است. ولی آنچه که مسلم است الان 32 میلیون دلار می‌گیریم و این را هم باید خرید بکنیم که برای وارد کردن جنس هم دارد تبدیل به ریال شده برای وارد کردن به خزانه و هم جنس در مقابل بیاید که کالاهای مصرفی در دسترس مردم باشد و اگر این پول‌ها را ما بخواهیم برای خرید کارخانه قند خرج کنیم این یکی دو سال طول می‌کشد. لااقل 3 سال طول دارد تا از این کارخانه بهره‌برداری شود. و البته این فاصله یک تورم پولی ایجاد می‌شود بنده به جناب آقای مؤید ثابتی قول می‌دهم که موضوع وارد کردن کارخانه قند مورد توجه است و تأمین است یا از محل 53 میلیون دلار یا از محل اعتبارات سازمان برنامه این است که تقاضا دارم موافقت بفرمائید. و این تعهد بنده را هم جدی تلقی بفرمائید. بنده قول می‌دهم که این کارها را عمل بکنیم. ضمناً راجع به این 32 میلیون دلار هم چون در کمیسیون مذاکره شد مخصوصاً جناب آقای مهندس شریف امامی تذکر دادند که چون در مقدمه 75 میلیون دلار و 250 میلیون دلار است و یک دفعه است یک مرتبه این32 میلیون دلار معلوم نیست از کجا توضیحاً در این مورد عرض می کنم مبلغی که داده شد 53 میلیون دلار و 32 میلیون دلار است که جمع آن می‌شود 85 میلیون دلار، این مازاد را ما مذاکره کردیم با امریکائی‌ها که یک تعهد اخلاقی دارد در اینجا که بتواند بگیرد و این 32 میلیون دلار 2 میلیون دلارش به مصرف کارهای عمرانی خواهد رسید به وسیله اصل 4 و یک مبلغ برای ماشین‌آلات سد کرج و یک مقدار برای ارتباطات و احتیاجات وزارت

+++

پست و تلگراف که اینها یک کارهای غیر‌مستقیم عمرانی است و 30 میلیون دلار هم قطعاً می‌ر‌‌ود به کسر بودجه و نظر جنابعالی آقای مؤید ثابتی تأمین است خواهش می‌کنم این عرایض بنده را قبول بفرمائید و این نگرانی را جنابعالی نداشته باشید به شما اطمینان می‌دهی که دقت در خرج خواهد شد. و دولت هم در این مورد موظف است و مکلف است پولی را که دولت می‌گیرد و خرج می‌کند آقایان توجه دارند که کنترل می‌شود که اگر نفله شد و کاری انجام نشد دولت را مورد استیضاح قرار بدهید و باز و خواست بکند.

رئیس- آقای لشگر مطبوعی بفرمائید.

سرلشگر مطبوعی- می‌خواستم از جناب آقای وزیر دارائی سوال کنم که مقصود از این مازاد و «در صورت تشخیص اعتبارای اضافه ...» در تبصره 2 چیست چه مازادی و کدام دستگاه دولت مأمور تأسیس بانک صنعتی و معدنی خواهد بود.

وزیر دارائی- این مازادی که عرض کردم یعنی مازاد بر 32 میلیون دلار تا 75 میلیون دلار می‌شود. و اگر گرفتیم 23 میلیون دلار در آن برای بانک کشاورزی و بانک ساختمانی و تأسیس بانک معدنی و صنعتی خرج می‌شود. (سر‌لشکر مطبوعی - بانک را کی باید تأسیس بکند؟) البته قاعده باید وزارت دارائی بکند ولی اگر اجازه بفرمائید این بانک‌ها موجود ما به سر منزل مقصود برسد تا بعد هم راجع به آنها فکری بشود در هرحال با آنکه حالا بانک صنعتی دایر نیست اعتبارات بانک صنعتی به وسیله بانک ملی داده می‌شود به نظر بنده اگر بانک صنعتی هم ایجاد کنیم حتی‌المقدور از هیئت مدیره درست کردن و اتومبیل درست کردن باید احتراز کرد مع‌التاسف هر دستگاه که ما درست می‌کنیم یک قسمت پول آن خرج تشکیلات می‌شود بدون اینکه نتیجه‌ای گرفته شود البته اگر بانک صنعتی هم درست کردیم با همین بانک توسعه صادرات که الان هست باید ضمیمه کرد ولی علی ای حال در قسمت صنعت دولت توجه دارد که تأسیس شود ولی این گذاشتن در اینجا تعهدی برای دولت ایجاد نمی‌کند که بانک صنعتی و معدنی تأسیس بکند ولی در هر حال دولت اعتبارات صنعتی را باید در نظر بگیرد و به وسیله یکی از همین بانک‌های موجود که سرمایه‌اش را اضافه خواهیم کرد کمک خواهیم کرد.

رئیس- آقای فرخ

فرخ- اگرچه فرمایشات جناب آقای مؤید ثابتی را آقای وزیر دارائی جواب دادند ولی بنده لازم دانستم چند موضوع را می‌خواستم خدمت آقایان عرض کنم‌. می‌خواستم خدمت آقا عرض کنم که نمی‌شود گفت 3 سال قند و شکر وارد نکند، زیرا مردم احتیاج دارند و دولت باید قند و شکر وارد بکنند برای اینکه از آن احتیاجات مردم را تأمین بکنند البته وارد کردن کارخانجات بسیار خوب است ولی آقای مؤید ثابتی که ملا کند و می‌دانند و اطلاع دارند که کارخانه قند خیلی برای ما نافع نیست همین قدر که چغندر‌قند کشت می‌کنیم شاید بیشترش مفید نباشد چرا؟ برای اینکه چغندر در فصلی آب می‌خواهد که آب باید برای زراعت گندم صرف شود و همین امر موجب می‌شود که ما به علت کسر غله مجبور شویم از خارج غله خریداری کنیم در هر حال اگر بنا شود کارخانه قند خریداری کنیم کارخانه نیشکر باید آورد برای خوزستان. این قضیه در سابق مطالعه شد. و به درجات هم مفید‌تر است. زیرا 70 درصد سود کارخانه را هم «کاپوست» نیشکر می‌دهد.

و به این جهت اگر هم قرار شود کارخانه‌ای بیاورند باید کارخانه نیشکر بیاورند، نه کارخانه چغندر، سد کرج را هم که فرمودید فوق‌العاده مفید است زیرا علاوه بر برق استفاده زراعتی هم دارد و به عقیده بنده این تبصره 2 به طوری که اینجا نوشته شده و نظری که دولت درباره آن دارد صحیح است و به این شکل اگر عمل شود بهتر است.

رئیس- آقای مؤید ثابتی

مؤید ثابتی- فرمایشاتی که جناب آقای فرخ فرمودند خیال می‌کنم مربوط به آن زمانی بود که ایشان وزیر صناعت بوده‌اند و اطلاعاتی که در زمینه کارخانه قند داشته‌اند و آن طور که در مورد کشت چغندر فرمودند باید عرض کنم این صحیح نیست. کشت چغندر کاملاً صرف دارد و یک نفع مهمی از آن عاید ملکت می‌شود الان یکی از ارقام مهمی که دولت عایدی دارد همین موضوع چغندر است، زیرا اگر ما از خارج قند و شکر وارد بکنیم دیگر مجبور نخواهیم بود مقدار قابل ملاحظه‌ای هر سال ارز بدهیم و این خودش یک فایده مهمی است دیگر اینکه برای زارع و تولید‌کننده نفع زیادی دارد. این موضوع را ممکن است از کارخانه‌ها سوال بفرمایند تا ملاحظه کنید دولت هر سال چغندر از این راه نفع می‌برد و نیشکر را هم در خوزستان می‌شود کاشت نه در جاهای دیگر و به علاوه در آن موقع که آب به چغندر داده می‌شود به گندم و جو داده نمی‌شود- حالا گندم و جو هم اتفاقاً صرف ندارد اینکه فرمودید کشت چغندر فایده‌ای ندارد برای این است که قیمت آن به قدری کم است که کشت آن صرف نمی‌کند بنده این عرایض را که می‌کنم از جناب آقای فرخ واردتر هستم و به امور زراعتی آشنایی دارم اما پاسخی که جناب آقای وزیر دارایی فرمودند بنده می‌دانستم به محض اینکه از این مقدمه صحبت شود ایشان به ما  وعده برنامه 7 ساله را خواهند داد این سازمان برنامه برای ما یک قضیه مجهولی شده. معلوم نیست چیست؟ کارش چطور است در کجاست؟ ما که از کارش خبری نداریم تنها چیزی که از آن مطرح است این است که یک اسباب امیدواری برای ما شده هر وقت که صحبت می‌شود می‌گویند این موضوع در سازمان برنامه منظور شده در صوتی که این برنامه 7 ساله بود یک وقتی 7 ساله بود و حالا تا هزار سال دیگر هم 7 ساله است اینکه تا سه چهار ماه دیگر منقضی می‌شود حالا در این مدت قانونی بوده یا نبوده بنده کاری ندارم و بنده هم که صحبت می‌کنم راجع به این لایحه به خصوصی است نه برنامه 7ساله بنده می‌گویم 150 میلیون دلار را که به شما می‌دهند این را به مصرف کارهای تولیدی برسانید نه آنکه به بانک ساختمانی یا بانک رهنی بدهد این شایسته نیست مقبول نیست ما به مردم چه بگوییم این چه فایده‌ای دارد که اگر هزاران میلیون دلار هم مجلسین به شما اعتبار بدهند با این کار‌ها کار تولیدی انجام نمی‌گیرد بنده استدعا می‌کنم که در این لایحه یکی دو مورد ذکر بکند که این پول صرف چه کارهای تولیدی باید بشود و چه کارخانه‌ای باید با آن وارد شود.

رئیس- پیشنهاد آقای مؤید ثابتی یکبار دیگر برای اخذ رأی قرائت می‌شود (به شرح سابق پیشنهاد قرائت شد) آقای دکتر امینی فرمایشی دارید؟

وزیر دارائی- عرض کردم این 32 میلیون دلار غیر از این 53 میلیون دلار ایت از این محل نمی‌شود کارخانه وارد کرد آن 53 میلیون دلار را که ما تعهد کردیم در آن طرحی که داریم بعداً منظور خواهیم کرد قولی که بنده به شما می‌دهم آن را قبول بفرمائید و پیشنهاد خودتان را جناب آقای مؤید ثابتی پس بگیرید تا دچار زحمت نشویم.

رئیس- آقای مؤید ثابتی چه نظری دارید با توضیحی که آقای وزیر دارائی دادند.

مؤید ثابتی- بسیار خوب قول ایشان را می‌پذیرم و پیشنهاد را پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهادی از طرف آقای مؤید ثابتی رسیده است قرائت می‌شود.

(مقام محترم ریاست مجلس سنا)

پیشنهاد می‌کنم در تبصره 2 عبارت با تصویب مجلس به جمله با تصویب مجلس تبدیل شود.

مؤید ثابتی

رئیس- آقای مؤید ثابتی بفرمائید.

مؤید ثابتی- چون در سایر موارد در همه جا کلمه مجلسین قید شده بنده خیال می‌کنم در این ماده فراموش کرده‌اند به جای مجلس مجلسین بگذارند. از این جهت برای اصلاح این پیشنهاد را کردم.

رئیس- آقای وزیر دارائی

وزیر دارائی- عرض کنم نخیر این اشتباه نشده چون مربوط به کسر بودجه است و کسر بودجه هم از لوایح مالی است و مربوط به مجلس شورای ملی است. و اگر دقت فرموده باشید. نوشته شده بود «منحصراً» کلمه منحصر را برداشتیم گفتم اگر این طور باشید و کلمه منحصر را برداریم حق اظهارنظر مجلس سنا محفوظ است.

خواهش می‌کنم این پیشنهاد خودتان را پس بگیرید.

(مؤید ثابتی- بسیار خوب با این توضیح پس می‌گیرم)

رئیس- حالا تبصره 3 قرائت می‌شود.

تبصره 3- دولت مکلف است حد‌اکثر تا آخر سال 1335 از را تعیین مخارج و تثبیت سازمان ادارات دولتی و ازدیاد در‌آمد بودجه کشور را متعادل نموده و برنامه اقداماتی که برای اجرای این هدف ضروری است. در نظر گرفته گزارش آن را تا قبل از آخر سال 1333 تقدیم مجلس شورای ملی نماید.

رئیس- نظری نیست آقای دکتر صدیق بفرمائید.

دکتر صدیق- در این تبصره نوشته شده که دولت مکلف است برای از دیار درآمد خوداقدام نماید بنده که بودجه سال 1334 را که اخیراً از طرف وزارت دارائی تقدیم مجلس شورای ملی شده مطالعه کردم دیدم که قسمت عمده در‌آمد مملکت از محل مالیات‌های غیر‌مستقیم است که اکثراً به طبقات بی‌چیز و فقیر مملکت تحمیل می‌شود. دیروز که صحبت می‌کردم مطالبی عرض کردم و به جناب آقای وزیر دارائی پیشنهادی کردم که راجع به مالیات بر درآمد که عادلانه‌ترین مالیات‌ها است و طبقاتی که متمولند باید آن را بپردازند اقدام جدی بفرمایند. این موضوع مسلم است که اگر دستگاه اخذ مالیات درست شود به درآمد دولت خیلی اضافه خواهد شد و اگر برای این کار یک مستشار خارجی بیاورید به طوری که حالا در آمد خودتان را صد میلیون تومان پیش‌بینی کرده‌اید. در آن وقت به پانصد میلیون تومان مالیات بر درآمد ملت ایران خواهد بود.

اگر ایشان نظری دارند. خواهش می‌کنم آقای وزیر دارائی بفرمایند که چه اقدامی می‌خواهند بفرمایند تا بنده پیشنهاد مرا پس بگیرم و به علاوه یک راه دیگری بنده پیشنهاد کردم و این مربوط به اراضی بین تهران و کرج بود که قیمت آنها به علت سد کرج صد برابر شده و اشخاصی که بین این دو نقطه یعنی تهران و کرج مالک هستند باید یک قسمتی از مخارجی را که مربوط به سد کرج است، بپردازند در آمریکا پروژه‌های مخصوصی برای این گونه کارها هست و راه‌های مختلفی برای آن وجود دارد و تجارب زیادی در این کارها دارند

+++

و عده‌ای هم از همین امریکائی‌ها در تهران هستند و این مطالب را می‌دانند، این ها را بخواهید و از اطلاعات آنها استفاده کنید، این پول‌ها را باید از این طریق بدست آورد تا ازدیاد درآمد شده و ما دیگر مجبور نشویم قرض بکنیم تا با قرض، کسر بودجه را تأمین کنیم.

رئیس- آقای وزیر دارائی

وزیر دارائی- بنده مقدمه خدمت آقای دکتر صدیق عرض می‌کنم که بنده با آوردن مستشار خارجی به ادارات شخصاً مخالفم چون در این مورد تجربه حاصل شده آن وقتی که ما مستشار می‌آوردیم برای مملکت هنوز کشور ما دارای طبقات و کادرهای تحصیل کرده نبود. ولی از نظر مشورت بنده البته موافقم که با خارجی‌ها در این مورد باید مشورت نمود و بنده آقای تایلر را که یکی از متخصصین مالیات بر درآمد است از امریکا خواستم، و ایشان آمد و 6 ماه مطالعه کرد و گزارش خیلی مفصل دارد که البته مورد توجه و مطالعه است ولی بنده می‌خواستم خدمتتان عرض کنم، اطمینان داشته باشید و این خودستائی هم نیست، این قدر نباید خودمان را به جائی برسانیم که بگوئیم عقل ایرانی و فهم ایرانی کمتر از خارجی‌ها است (دکتر صدیق- ولی ملاحظه کاری ندارند) در صورتی که این طور نیست بنده نمی‌پذیرم، خدمت جناب آقای دکتر صدیق عرض می‌کنم که ایشان در مقدمه گزارش خود نقص و بدبختی ادارات ما را در اثر عدم ثبات وضع کارمندان می‌دانند. مخصوصاً یک عبارتی در اینجا ذکر کرده‌اند که این کارمندان در ادارات جنبه خوش‌نشینی دارند یعنی من کسی را پیدا نکردم که بیش از یک سال در این ادارات باشد چون دائم البته رؤسا در تغییر و تبدیلند و یک عیب دیگر خود عدم تناسب قانون با وضع مردم است نظر او این بود که شما در مالیات بر درآمد که مشکلترین مالیات‌های دنیا است بایستی با‌ خود مردم مذاکره می‌کردید و از صدی چهار شروع می‌کردید به تدریج می‌رفتید تا صدی 12 یک مرتبه شما پریدید و رفتید به صدی پنجاه بدون اینکه دستگاه مجهز باشد و بدون اینکه مردم آماده باشند خود مؤدی خود پردازنده مالیات بایستی دارای تربیتی باشد و پرداخت مالیات را وظیفه و تکلیف خودش بداند تا ما بتوانیم کارهایی بکنیم. بنابراین در مالیات مستقیم و به خصوص مالیات بر در‌آمد دو نقص هست یک نقص قانونی است یک نقص تشکیلاتی است و نقص تشکیلاتی را باید به تدریج رفع بکنیم اگر انشاءالله دولت توجه بکند که این مستخدمین این قدر این گور و آنگور نشوند، چون بالاخره یک مقداری از تخصص با بودن در یک کار و تجربه است که حاصل می‌شود (دکتر صدیق- دست خود شما است) بله ولی بنده که نمی‌توانم تضمین بکنم که تا قیامت وزیر دارائی باشم تا وقتی که من هستم تعهد می‌کنم، اصولاً وضع مستخدم ثابت نیست باید ثابت باشد تا به آن تحصیلی که کرده در عمل یک تجربه اضافه بکند، و الا اگر بنا شود که دائم در تغییر و تبدیل باشد اینها در اثر عدم بصیرت و آشنایی به کار کارشان را درست انجام نمی‌دهند و یک قسمت سوءاستفاده از این راه می‌شود. یکی هم راجع به تجدیدنظر در خود قانون است که الان بنده مشغول هستم و لایحه‌اش را تمام کرده‌ام و امیدوارم اگر تصویب بشود از این راه هم بتوانیم کمک بکنیم البته بنده اگر شهامت داشتم ضریب مالیات را خیلی از این پائین‌‌تر می‌آوردم چون در همه جای دنیا ثابت شده که این ضرورت‌های بالا خودش موجب قاچاق می‌شود همان طور که گمرک سنگین موجب قاچاق در  کی می‌شود، اما راجع به اراضی بنده همین دیشب در فراکسیون مجلس یک طرح قانونی تهیه کردم راجع به مالیات این نقل و انتقالات و معاملات، الان اگر دقت فرموده باشید از این نقل و انتقالات و معاملات ما صدی 22 می‌گیریم که صدی هفت آن مال وزارت دارائی و صدی دوازده آن مال شهرداری است نتیجه این شد که بیش از یک میلیون و پانصد هزار تا دو میلیون تومان درآمد نداشتیم، بنده این را آورده‌ام به یک درصد در اصل معاملات، این می‌شود تقریباً چهل میلیون تومان درآمدش حالا از همین جا ملاحظه بفرمائید که این پایین بودن ضریب مالیاتی و عادلانه بودن و سهل‌الوصول بودن خودش تأثیر در درآمد دارد و این را بنده روز شنبه به مجلس می‌دهم با قید دو فوریت و اینکه تصویب بشود یک کمک بزرگی هم به درآمد خواهد شد. اما راجع به اینکه از پول این زمین‌ها ما بتوانیم مالیات بگیریم شهرداری می‌گیرد و در این مورد هم باید لایحه قانونی تهیه کرد و به طور کلی در این قسمت بنده به جنابعالی قول می‌دهم که اصلاحاتی خواهد شد.

اما راجع به مالیات مستقیم و غیر‌مستقیم این اشتباه است که مالیات غیرمستقیم همه‌اش تحمیل می‌شود به طبقه پایین یکی از مالیات‌های غیرمستقیم نمونه و پاراکسلانس گمرک است شما در گمرک تعرفه گمرکی ملاحظه بفرمائید همه‌اش قند و شکر نیست روغن نیست چیزهای دیگر هم هست و از این مواد یک قسمت عمده را طبقه اغنیا هم مصرف می‌کنند و بالنتیجه مالیات از آنها می‌گیریم به علاوه قند و شکر را هر چه طبقات بالاتر هستند بیشتر مصرف می‌کنند، مثلاً ملاحظه بفرمائید که طبقات بالاتر گذشته از مصارف عادی به عنوان شیرینی کوئیک و چیزهای دیگر هم قند و شکر به مصرف می‌رسانند پس هر کسی که مصرف او بیشتر است مالیات او هم زیادتر است و خواستم توجه آقایان را به این مطلب جلب کنم که این تز مالیات مستقیم و غیر‌مستقیم که عمل می‌شود یک تز قدیمی است، البته باید سعی کرد آنهایی را که به طور غیرمستقیم تحمیل می‌شود روی طبقه ضعیف تخفیف داد، اما هر کس در سهم خودش باید مالیات بدهد منتها آنهایی که بالاتر هستند سهمشان زیادتر است و آنهائی که پائین‌تر هستند کمتر. الان شما مالیات امریکا را ملاحظه بفرمائید، مالیات غیرمستقیم امریکا خیلی کم نیست، فرانسه هم همین طور است، خواستم عرض کنم که این تز مالیات غیرمستقیم به این سادگی نیست امر بسیار مشکلی است، مالیات بر درآمد هم که ملاحظه می‌فرمائید صد میلیون تومان شده می‌فرمائید پانصد میلیون بشود وصول صد میلیون هم تازه به نظر بنده کار سهلی نیست و ما از هفتاد میلیون تومان آوردیم به صد میلیون تومان و امیدوارم که بنده این کار را بکنم. اما آن پانصد میلیون را که گفته‌اند از تجار بگیریم این عده تاجری را که می‌شنوید اینها تاجر نیستند یک عده دلال هستند ولی تاجر حسابی یعنی تاجری که درآمد سرشاری داشته باشد که بتوان از او مالیات گرفت به این ترتیب که بنده حساب می‌کنم در حدود صد میلیون تومان می‌شود و اگر بنده بتوانم وصول بکنم جایزه دارد.

دکتر صدیق- اجازه می‌فرمائید؟

رئیس- بفرمائید.

دکتر صدیق- آقا بنده فقط یک تذکری دارم. در زمانی که ما هفتاد هشتاد میلیون درآمد داشتیم در تمام مملکت فقط هزار میلیون اسکناس رواج داشت و حالا 2400میلیون تمان اسکناس در دست مردم است، بنابراین گرفتن پانصد میلیون تومان مالیات کار مهمی نیست.

رئیس- پیشنهادی رسیده است که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم عبارت تبصره 3 به این ترتیب اصلاح شود «تا آخر سال 1334»

محسن صدر

رئیس- آقای صدر.

صدر- همه اتفاق دارند به اینکه یکی از احتیاجات مهم مملکت موضوع تبادل بودجه است، این بودجه عبارت از یک وسیله ایست برای دولت‌ها که آن را در جائی که می‌خواهند خرج بکنند می‌گویند اعتبار دارند و یک جائی که نمی‌خواهند خرج بکنند می‌گویند ندارند و این به صورت مشکلی درآمده است و این یک عیب آن است و هزار عیب دیگر. حالا که دست دولت باز شده است که 32 میلیون دولار را جز بودجه می‌برد چه مانعی است در اینکه تا همان آخر سال 34 بودجه را متعادل کند، این کاری را که در سال 35 می‌خواهد بکند در سال 34 بکند این چه اشکالی دارد اگر اشکالی دارد بفرمایند.

رئیس- آقای وزیر دارائی

وزیر دارائی- اینکه جناب آقای می‌فرمایند که بودجه را تا آخر سال 34 متعادل کنیم، بنده بودجه سال 34 را که تقدیم مجلس شورای ملی کرده‌ام متجاوز از 200 میلیون تومان کسر دارد، اگر بنده می‌نوشتیم تا سال 34 آن وقت باید بودجه 34 را بنده به طور متوازن تقدیم مجلس کرده باشم و همان طوری که در مقدمه بودجه ملاحظه فرمودید از این راه تأمین می‌شود. (صدر- تا آخر 34 یعنی برای سال 35) خوب حالا اجازه بفرمایید همان تا آخر 35 باشد که فرصت کافی باشد که بتوانیم روی آن عمل کنیم و عرض می‌کنم که اگر می‌شد تا آخر سال 34 تعدیل کرد همین بود که بنده کرده‌ام. اگر آقایان اجازه بفرمایند در سال 34 ما یک اقداماتی بکنیم که وضع خرج مملکت و دخلش معین باشد آن وقت به طور قطع می‌توان گفت بودجه متعادل خواهد شد.

(صدر- اگر سال 35 قید کنیم تعادل بودجه انجام نخواهد شد و این تعادل از بین خواهد رفت اگر همتی هست بگذارید وقت آن تا آخر سال 34 باشد)

همت که هست منتهی اگر بخواهیم کاری را با عجله و شتاب بکنیم شاید کار به صورت صحیح نشود آن وقت می‌افتیم توی جعل بودجه از حیث درآمد و مخارج پس قبول بفرمائید که تا همان سال 35 باشد تا بودجه تعدیل بشود.

مسعودی- قبول فرمودید؟

صدر- بسیار خوب.

رئیس- تبصره 4 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

تبصره 4- کلیه وجوه دولتی و درآمدهای اختصاصی وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هائی که به سرمایه دولت تشکیل گردید و همچنین کلیه وجوه حاصله از قرضه یا اعتبارات خارجی و بالاخره هر گونه درآمدی که عاید دستگاه‌های دولتی یا و البته به دولت می‌گردد از هر حیث که باشد به استثنای وجوه متعلق به بانک‌های دولتی و شرکت بیمه باید در حساب‌های متعلق به خزانه‌داری کل و در بانک ملی ایران متمرکز گردد. خزانه‌داری کل موظف است در آخر هر سال صورت ریز وجوه حاصله از هر نوع درآمد را و میزان مصارف هر یک از حساب‌ها را منتشر نماید تا کیله دریافت‌ها و پرداخت‌های

+++

مملکتی به هر عنوانی که باشد معلوم و مشخص گردد.

قوانینی که برای مصارف یک قسمت از درآمدهای مملکتی از مجلسین گذشته است کما کان به قوت خود باقی بوده و به هیچ وجه این تمرکز ملی مانع اجرای آن قوانین و مصرف درآمد‌هائی که محل خرج آنها مشخص می‌باشد نخواهد بود. لیکن هر گونه مقرراتی که مخالف تمرکز وجوه و عوائد مملکتی در خزانه‌داری کل باشد ملغلی می‌گردد.

رئیس- آقای طباطبائی. آقای دکتر مالک درباره پیشنهاد خودتان صحبت خواهید فرمود.

دکتر سعید مالک- بله.

عبدالمهدی طباطبائی- این تبصره 4 که مربوط به تمرکز عایدات دولت است البته صحیح است ولی یک مسائلی است که می‌خواستم حالا تذکر بدهم و ببینم جناب آقای وزیر دارائی چه راهی برای حل این موضوع در نظر دارند؟ بنده می‌شنیدم که توتونکارهای رضائیه قریب هفت هشت میلیون از دولت طلبکار هستند، باز می‌شنیدم که دستور داده‌اند از سطح کشت توتون صدی بیست کسر بکنند، گاهی می‌شنیدم که در گیلان زارعین، توتونکارها که از دهات به شهر می‌آیند برای وصول قیمت 3 کیلو توتونی که دادند باید چند روز معطل بشوند در شهر و تمام قیمت توتون که دارند صرف توقف در آنجا بکنند. روزی با یکی از رؤسای عمده دخانیات مذاکره کردم که چرا این طور است مطلب، چرا طلب مردم را نمی‌دهند و چرا از سطح کشت توتون کم می‌کنند، باز مملکت ممکن است یک صادراتی از این راه داشته باشد و چرا مردم را معطل می‌کنید و پول توتون آنها را نمی‌دهند تا آنها به این زراعت رغبتی پیدا کنند اشتیاقی پیدا کنند، با اینکه عواید زیادی داریم؟ گفتند که عواید ما را دولت یعنی خزانه می‌برد و به مصرف دیگری می‌رساند و در موقعی که ما احتیاج داریم که پول مردم را بدهیم باید هی نامه بنویسیم و مطالبه بکنیم و بالاخره می‌گویند پول نداریم این است که ما پول مردم را نداریم بدهیم. اما سطح کشت را که کم کردند برای این نیست که انبار به قدر کافی نداریم و پول هم نداریم که بسازیم آنها هم پول نمی‌دهند و در سایر شعب هم که مردم معطل می‌شوند به همین جهت است که پول در اختیار ما نیست و عواید ما را می‌گیرند بعد هم پول به ما نمی‌دهند این است که مردم معطل هستند و این البته ضرر برای دخانیات دارد و برای مردم هم اسباب زحمت است. حالا می‌خواهم ببینم آقای وزیر دارائی برای این کار چه فکری کرده‌اند این عواید متمرکز می‌شود در خزانه دولت و بعد این جور مؤسسات هر چه پول می‌خواهند آنها نمی‌دهند بعد هم همین طور مؤسسات، چه راهی برای این کار فکر کرده‌اند که اسباب ضرر این مؤسسات و زارعین نشود؟.

رئیس- آقای وزیر دارائی.

وزیر دارائی- ایرادی که جناب آقای طباطبائی فرمودند وارد است و دلیلش هم همان کسر بودجه است وقتی که بودجه کسر داشته باشد از قسمت‌های مختلف خرج می‌کنند و بعد هم متأسفانه سر جایش نمی‌توانند بگذارند. راجع به دخانیات مطابق قانون بودجه باید تمام درآمدش بیاید به خزانه و مخارجش هم در بودجه تصویب می‌شود و به او می‌دهند. البته در زمان حکومت سابق بدون توجه کشت توتون را بردند بالا و نظر‌شان هم این بود که محصول آن را بعد صادر کنند بدون اینکه قبلاً مطالعه کنند و بازارش را پیدا بکنند و این محصول را انبار بکنند و صادر بکنند، پول هم نداشتند، یک مبلغ خیلی زیادی دولت حاضر را متعهد کردند که بایستی پول توتونکاران را بدهد البته یک قسمت عمده‌اش پرداخته شده و الان یک مبلغ دیگری بدهکار هستیم. اما شأن نزول این تبصره این است که مدت‌ها است وزارت دارائی در دخل و خرج تمام قسمت‌ها نظارت ندارد، نظارت در خرج البته زیاد‌تر است ولی در قسمت درآمد تقریباً صفر است برای این که نظارت وزارت دارائی درآمد مربوط به آن چیزی است که در صندوق دولت وارد می‌شود یعنی همان درآمدی که مربوط به آن چیزی است که در صندوق دولت وارد می‌شود یعنی همان درآمدی که در بودجه است در صورتی که قسمت عمده درآمد الان خارج از بودجه است و این از نظر تکنیک بودجه مورد اعتراض است که بایستی در یک جای کشور که همان خزانه است منعکس باشد که از مردم چه می‌گیرند و چه جور خرج می‌کنند به این جهت ما این درآمد را در خزانه متمرکز می‌کنیم که پولی که از مردم می‌گیریم این روشن باشد. اما برای پرداخت که این توهم برای جناب آقای دکتر لقمان‌الملک راجع به مریضخانه هست که اگر ما درآمد را گرفتیم خوب فرقی نمی‌کند.

(دکتر لقمان‌الملک- پس نخواهید داد). باز هم تکرار اینجا ما نوشته‌ایم که درآمد بیاید ولی مخارجی که بعضی از مؤسسات می‌کنند طبق قوانین و مقررات خاص است و ما به آنها دخالت نمی‌کنیم و نظر این است که این درآمدی را که ما گرفتیم معادل مخارج جاری تنخواه گردان بلافاصله در اختیارشان می‌گذاریم و این معمولاً اتوماتیکمان انجام می‌شود به طوری که از حیث پول در مضیقه واقع نشوند اما اگر همین عملی که الان می‌کنند آقایان که حساب‌های مختلف در بانک ملی هست که یک وقت خود وزارت دارائی برای چند میلیون تومان معطل است و چندین میلیون تومان در حساب چندین بنگاه است و باید ما از بانک بگیریم به آن فرع بدهیم در صورتی که اگر این حساب‌ها یکی باشد اولاً کمکی خواهد کرد به همان دستگاهی که جناب آقای دکتر لقمان‌الملک در نظر دارند که اگر آنها معطل بشوند یک پولی بهشان داد بعد ازشان پس گرفت اگر بنا شود که فقط پول خودتان در دست خودتان باشد خزانه‌داری وزارت دارائی رل واقعی خودشان را نمی‌توانند بازی کنند؛ الان دقت بفرمائید که از مردم به عناوین مختلف پول می‌گیرند به عنوان مستمندان به عنوان فقرا و غیره که معلوم نیست که این پول‌ها به کجا می‌رود و در یک حساب‌های معینی است که ما نه در دخلش نظارت داریم و نه در خرجش ولی لااقل در خزانه که متمرکز بشود مطابق صورت‌هائی که تنظیم و منتشر می‌شود مردم می‌دهند پول چند وصول می‌شود و چه وصول می‌شود. در موضوع طرز خرج آن دستگاه که قانون خاصی دارد ما مطلقاً دخالت نخواهیم کرد عجاله همان پول را به عنوان تنخواه‌گردان در اختیارشان می‌گذاریم و بنده قول می‌دهم که الان آئین‌نامه هم برای این کار در نظر گرفته‌ایم که این کار معطل شود چون بنگاه‌ها و واردات این بار نمی‌روند و سابوتاژ را شروع می‌کنند که این استقلال خودشان را که مع‌التاسف اگر این استقلال از جهتی خوب است ولی از خیلی جهات از جهت حیف و میل و ریخت و پاش بسیار بد است حفظ کنند ولی اگر مملکت مالیه‌اش باید نظارت داشته باشد راه آن همین است و حالا اگر بعضی از مأمورین مالیه بد هستند اشکالتراش هستند باید رفع این اشکال را کرد. بنده به آقا قول می‌دهم که این بزرگترین خدمتی است که بعد از ده پانزده سال که وزارت دارائی سعی کرده که دخل و خرج مملکت را متمرکز کند و موفق نشده این قدم برداشته می‌شود و دخل و خرج مملکت در یک جا جمع می‌شود.

رئیس- پیشنهاد آقای دکتر لقمان‌الملک قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

مقام محترم ریاست مجلس سنا

پیشنهاد می‌نمایم که در تبصره 4 در اول سطر پنجم پس از کلمه «بیمه» جمله ذیل اضافه شود:

«و عایدات اختصاصی دانشگاه و دانشکده پزشکی و بیمارستان‌ها و لابراتوارها و کارگاه‌های دانشکده‌ها»

رئیس- آقای دکتر سعید مالک.

دکتر سعید مالک- جناب آقای وزیر دارائی فرمودند که در غالب جاها پول گرفته می‌شود و خرجشان را به ما نمی‌دهند قانون می‌گوید که بدون مجوز قانونی کسی حق ندارد پول بگیرد، چطور این پول‌ها را می‌گیرند؟ اگر می‌گیرند چرا جلوش را نمی‌گیرند؟ بنده اگر بروم یقه فلانی را بچسبم به اسم مالیات پول از او بگیرم چرا دولت می‌گذارد که این پول را بگیرم؟ نباید بگذارد بگیرم.

اما راجع به این تبصره به خصوص این را باید بنده عرض بکنم که آقا، تمرکز عایدات خیلی خوب حرفی است، خیلی حرف دلنشینی است، بنده هم اگر یک وقتی اختیار و اقتدار مملکت به دستم افتاد همه چیز را می‌خواهم در دست خودم تمرکز بدهم، اما باید دید نتیجه آن چه می‌شود نتیجه این می‌شود که با این تمرکز عایدات آ اوترانس تمام امور ادارات فلج خواهد شد و یک وقتی گویا نظر مبارک باشد، نمی‌دانم انگلیسی بود آمریکائی بود آمدند اینجا می‌خواستند همه امور را تمرکز بدهند، کار‌پردازی را هم تمرکز دادند. آن وقت در طهران جاروب می‌خریدند می‌فرستادند به کرمان، در خود کرمان جاروب ارزان بود می‌شد برای ادارات بخرند ولی از اینجا جاروب می‌خریدند، صندوق‌بندی می‌کردند، روی شتر می‌گذاشتند، روی قاطر می‌گذاشتند می‌فرستادند به کرمان که ادارات دولتی اطاق‌هایشان را جاروب بکنند، شما را به خدا این می‌شود؟ این وجوهی را که شما می‌خواید تمرکز بدهید وجوهی است که می‌دهد یا اینکه به اسم مالیات گرفته می‌شود. بنده حرفی ندارم ولی یک وجوهی است که به شکل وقف یا بشکل هدیه یا به شکل اینکه بنده شب و روز، صبح تا غروب د‌ر بیمارستان جام می‌کنم و مریض‌های شرکت بیمه اینها قرار‌دادی دارند با بیمارستان برای هر مریضشان این قدر پول بدهند به مریضخانه، این دیگر به دولت مربوط نیست، جز بودجه دولتی نیست. بنده جان می‌کنم پولی در می‌آید و با آن پول، آن اسباب فرسوده، آن اثاثیه‌ای را که برای آن مریض مصرف شده است باید بخرم، مثلاً بعد از چندی که کار کردم احتیاج به یک اسباب بیهوشی پیدا می‌کنم، احتیاج به یک سیستوسکوپ پیدا می‌کنم کا در اثر استعمال از بین رفته، آن وقت آن پول را باید جمع بکنم برود به خزانه‌داری، بعد از مدتی مطالبه و دوندگی بنده بروم ده دفعه دست آقای وزیر دارائی را ببوسم تا صد دینار به بنده پول بدهند، تا تریاق از عراق بیاورند مار گزیده مرده باشد، تا بروند پول بیاورند چندین مریض مرده است به واسطه نداشته اثاثیه. مردم را که

+++

نمی‌شود جانشان را برای خاطر اینکه تمرکز بدهند بنده بیایم در معرض مرگ بگذارم. اینها رابک قدری توجه بفرمائید. حالا یک مثل عرض می‌کنم: هشتصد هزار تومان پول همین مجلس سنا بود در خزانه‌داری، دولتی آمد و گرفت و برد و خورد، هر چه جان کندیم که این پول را وصول بکنیم، نشد، آن وقت سر‌پرست سنا بودم، خودشان شاهد هستند که بنده چند دفعه رفتم زیارتشان کردم، چند دفعه تلفن کردم، به هزار زحمت صدهزار تومان ما توانستیم از این هشتصد هزار تومان بگیریم. هفتصد هزار تومان دیگر نمی‌دانم چه شد، پس دادند، ندادند؟ این است وضع، بنده استدعا می‌کنم‌ که این پیشنهاد بنده را بپذیرید و این قسمت‌هایی که مال بیمارستان‌ها و دانشکده‌ها و دانشگاه است، اینها را استثناء بفرمائید و الا ما دچار مشکلات فوق‌العاده خواهیم شد، چند نفر مریض در اثر همین تمرکز ممکن است بمیرند و خون مردم ریخته شود، و این را باور بفرمائید، برای اینکه شما یک نفر را زنده بکنید چقدر زحمت می‌کشید، آن وقت چندین نفر بمیرند برای اینکه پول‌ها تمرکز پیدا بکنند!؟

رئیس- آقای وزیر دارائی.

وزیر دارائی- جناب آقای دکتر لقمان‌الملک فرمودند برای چند دینار باید تشریف بیاورند دست وزیر دارائی را ماچ بکنند، در صورتی که ایشان سرور بنده هستند، بدون اینکه دست بوس کنند فقط امر فرمودند چندین میلیون به تصویب خودشان برای احتیاج بیمارستان‌ها بپردازیم ما این مبلغ را بعد تأمین کردیم و یک خلاف قانونی هم بنده اینجا مرتکب شدم برای اینکه شاید اعتبار نداشتیم، بنابراین بنده خواستم از ایشان تقاضا بکنم که معمولاً برای اینکه یک اصلی را به هم بزنند مستثنائی را به همین عنوانی که آقا در اینجا مثال زدند نیاورند، برای این کار البته امثال خیلی محرک و حساس را ذکر می‌کنند که مثلاً اگر یک سیستوسکوپ نرسد، یک باند نرسد مریض می‌میرد و از بین می‌رود، پس خوب واقعاً انصاف نیست که یک پولی را تمرکز بدهند و یک مریض از بین برود؟ راجع به تمرکز کار‌پردازی خواستم عرض بکنم که امر صحیحی بود منتهی اینجا هم همان طور «رزنمان پارآلبورد» کردند که گفتند مخارج مهم مملکت خریدهای مهم مملکت نباید یک جا متمرکز بشود، خود دستگاه وزارت بهداری، خود وزارتخانه‌ها برای اینکه حیف و میل آنها از بین نرود آمدند همین جاروب همین چیزها را پیراهن عثمان کردند، مستمسک کردند که آن جاروب می‌فرستند کرمان، نیامدند بگویند وقتی یک جا کاغذ و قلم و داوت می‌خرند استفاده دولت است، آنها را ول کردند جاروب را چسبیدند حالا جناب آقای دکتر لقمان‌الملک هم این جنبه را چسبیده‌اند. تمام درآمد اختصاصی دانشکده‌ها و دانشگاه شاید بیش از دو سه میلیون تومان نباشد، غیر از این که نیست، دو سه میلیون تومان بیشتر نیست، بنده عین این مبلغ را به عنوان تنخواه‌گردان می‌گذارم در اختیار آقایان، بنده کلیه این درآمد را الان در حضور آقایان تعهد می‌کنم که عیناً به عنوان تنخواه‌گردان به اختیار آقایان بگذارم ولی یک ترتیبی نفرمائید که این اصل در اثر یک اشتباه از بین برود، اگر قرار بر این باشد راه‌آهن هم استدلال خواهد کرد که اگر یک سوزنی در بین راه عراق تهران در رفت و یک ترنی وارونه شد و صد نفر مردند این در اثر این کار نیست، صحیح نیست آقای دکتر لقمان الملک؟ سازمان برنامه هم تمام درآمدش به خزانه می‌رود. بنابراین بنده می‌خواستم تقاضا بکنم این مبلغ جزئی که ناچیز است بلافاصله اگر پول هم نبود بنده تهیه می‌کنم و تقدیم می‌کنم خدمت آقایان خواهش می‌کنم برای این کار این را سست نفرمائید برای ژوستی فیکاسیون و استدلال هر کس در سهم خودش مستثنیاتی وارد می‌آید این کار را می‌کند، یکی به عنوان دانشکده یکی به عنوان راه‌آهن یک به عنوان بیمه و آن وقت به کلی این اصل متزلزل می‌شود، اگر آقا دقت فرمودید مراقبت فرمودید دیدید که این کار دچار اشکال می‌شود یک لایحه می‌دهم با قید دو فوریت و این اختیار را از وزارت دارائی سلب می‌کنم، اگر اشکالی پیدا شد حالا دو ماه به آن ترتیب عمل می‌کنیم اگر اختلالی در کار حاصل شد بنده تضمین می‌کنم این مبلغ را که می‌فرمائید دو میلیون تومان است بنده به عنوان تنخواه‌گردان در اختیار شما بگذارم ولی هیچ اشکالی هم پیدا نمی‌شود.

دکتر سعید مالک- پس قبول فرمودید؟

وزیر دارائی- بله.

دکتر سعید مالک- چون تأمین فرمودند پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد آقای صدر قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم بر عبارت تبصره 4 «به استثنای وجوه متعلق به بانک‌های دولتی و شرکت بیمه علاوه شود وجوهی که برای خیریه‌ها گرفته می‌شود»

محسن صدر

رئیس- آقای صدر

صدر- این عبارت آقا خیلی عام است «و بالاخره هر گونه درآمدی که عاید دستگاه‌های دولتی یا وابسته به دولت می‌گردد» کلمه و البته به دولت یک قدری تعمیم دارد مثلاً شیر و خورشید سرخ را شامل است یا تأسیسات خیریه‌ای که بشود و پول‌هایی جمع می‌شود آنها را هم شامل است و بهتر است این تصریح بشود برای اینکه پول خیلی در مملکت گرفته می‌شود و داده می‌شود و همه‌اش مربوز به خزانه دولت نیست و لازم نیست که نظارت داشته باشد مثلاً پول‌هایی از زوار یا از اشخاصی که گرفته می‌شود غیر از آن پول دولتی که قانون مخصوصی هم دارد اینها را برای خیریه‌ها می‌گیرند و بالاخره هم صرف یک مصارف خیریه‌ای می‌شود. خراسان که بنده بودم آسایشگاهی برای مسلولین از همین پول‌ها گرفته شد و تقریباً ساخته شد و بیشتر هم به دست مردمان درست صرف می‌شود. این است که بنده پیشنهاد کردم که این کلمه اضافه بشود که رفع ابهام بشود.

رئیس- آقای وزیر دارائی.

وزیر دارائی- بنده خواستم تقاضا بکنم که همین اظهار بنده را که این شامل مؤسسات خیریه نیست این را در صورت جلسه وارد کنند که به عنوان تعبیر قانون در صورت جلسه بماند و پیشنهادشان را پس بگیرند.

صدر- پس گرفتم.

رئیس- حالا نسبت به ماده واحده و 4 تبصره آن رأی گرفته می‌شود آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر نمایندگان برخاستند) تصویب شد. کلیات آخر مطرح است کسی نظری ندارد؟

دهستانی- اجازه می‌فرمائید.

رئیس- بفرمائید.

دهستانی- بنده در ستون مخالف اسم نوشته بودم متأسفانه فرصت نشد که عرایضم را به عرض آقایان برسانم. اعتبار و فرضه برای کارهای تولیدی بی‌نهایت مفید است نباید وحشت و اضطرابی داشت که چرا از خودی یا بیگانه قرض می‌کنیم ولی دریافت اعتبار و قرضه برای مخارج ضروری گمان می‌کنیم که حقوق خادم و خدمه باشد بعقیده بنده کمال عدم لیاقت است برای اینکه این مملکت، این کشور همان کشوری است که با مخارج هنگفت خط آهنی و ساختمان‌های کشور و دستگاه‌های تولیدی نه تنها بودجه کشور تعادل می‌نمود بلکه ذخیره‌ای هم وجود داشت. و این کشور کشوری نیست که ما برای مخارج حقوقی و معمولی کشور از خودی یا بیگانه وام بگیریم. امیدوارم که برای تهیه دستگاه تولیدی باشد نه حقوق بنده و امثال بنده. در اینجا جناب آقای نبیل سمیعی پیشنهادی راجع به کارخانه قند نمودند (دکتر صدیق- آقای مؤید ثابتی پیشنهاد کردند) آقای مؤید ثابتی جوابی فرمودند که لازم است به طور تذکر به آقا عرض کنم عدم توجه در این قسمت به قدری است که باید اظها‌ر تأسف کرد. چرا؟ برای اینکه مخصوصاً بهاء چغندر قند را دولت به قدری محدود کرده که احدی حاضر نیست چغندر کشت کند (وزیر دارائی- امسال اضافه کردند) مثلاً در صورتی که نرخ محصولات نسبت به سال 1322 پنج یا شش برابر شده ولی قیمت چغندر یا قیمت کاه کم مصرف خرواری 20 تومان است در حالی که چغندی که به دام داده می‌شود خرواری 45 تومان است و چغندری معمولی مصرف قندی ندارد خرواری 60 تومان و هویج بومی خرواری 55 تومان سیب زمینی 120 تومان.

آقایان چغندر قند خرواری 20 تومان برای چه؟ برای اینکه ما از خارج قند و شکر بخریم. دلیل دیگر هست؟ من از جناب آقای وزیر دارائی خواهش می‌کنم مقدم بر همه کارخانجاتی است که مورد احتیاج این کشور است ما اگر قیمت چغندر را کمتر بگیریم و محدود کنیم محتاج به خرید قند و شکر از مخارج خواهیم شد، اگر کارخانه پارچه‌بافی و کارخانه‌های دیگر خریداری شود مفید خواهد بود بنده تمنی دارم این قسمت‌ها را در نظر بگیرند. به علاوه جناب آقای فرخ خوب، در قسمت کشاورزی هم مطلعند: فرمودند چغندر اگر به کاریم گندم کسر می‌شود. آقا آن شتوی است، این صیفی است، آن آب تابستان است، این آب بهار است، آقا چرا ما را اذیت می‌کنید؟ و دیگر جناب آقای دکتر صدیق اعلم فرمودند زمین‌ها را مالیات بگیرید، آقا هنوز سد بسته نشده، آب به آن زمین‌ها از کجا می‌رسد؟ چشم اگر احیاناً این سدی که بسته می‌شود و انشاءالله بسته خواهد شد، چشم ما هر چه آقایان بفرما‌یند تقدیم می‌کنیم. در خاتمه عرضم باید عرض کنم آقای امینی! چه مانعی دارد که بودجه کشور را متعادل نمی‌کند؟ من هم مانعی نمی‌بینم جز اینکه از خود گذشتگی لازم است که ملاحظه این و آن را نکنید. آقا حقوقی به اشخاصی که میز ندارند نپردازند چه بساطی است؟ حقوق اضافه کار به اشخاصی توی خانشان خوابیده‌اند به طور مقطوع ندهید؛ بنده از شخص جنابعالی تمنی می‌کنم فقط از خود‌گذشتگی نشان بدهید. دیگر می‌خواهم از علاقمندان تقاضا کنم این شفاعت‌ها را، تقاضا‌ها را از وزارت دارائی نکنند، اگر کسی را بیرون کرد حمایت بی‌جا ننمایند. بیش از این عرضی ندارم.

رئیس- به کلیه لایحه با ورقه رأی گرفته می‌شود آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

(نمایندگان در محل نطق حاضر شده به شرح زیر رأی دادند)

آقایان: جمال امامی- سید جواد امامی- دکتر اقبال اسعد- سپهبد امیر احمدی- دکتر امیر اعلم- آموزگار - امیر سلیمانی اکبر - بوشهری - بهبهانی - دکتر بیانی

+++

- سرلشگر بقائی- سپهبد جهانبانی- حکیمی- دکتر حسابی- حجازی- حقنویس- خواجه‌نوری- دشتی- دهستانی- سزاوار- ساعد سمیعی- دکتر سجادی- مهندس شریف امامی- شمس ملک‌آرا- صدرالاشراف- دکتر صدیق اعلم- عبدالمهدی طباطبائی- عضد- سرلشگر فیروز- دکتر لقمان مهدوی- مجد- مسعودی- سرلشگر مطبوعی- ناصری- وارسته- وکیلی- هدایت- مشیر فاطمی- پالیزی- مؤید ثابتی.

رئیس- عده حاضر 44 نفر موافق، 36 نفر، ممتنع 4 نفر مخالف 4 نفر بنابراین لایحه با 36 رأی موافق تصویب شد.

آراء موافقین- آقایان: ساعد- اسعد- مؤید ثابتی- مهدوی- مسعودی- مشیر فاطمی- صدر- حجازی- امیر سلیمانی- عبدالمهدی طباطبائی- سپهبد جهانبانی- هدایت- اکبر- نبیل سمیعی- سرلشگر مطبوعی- وکیلی- بهبهانی- سرلشگر بقائی- دکتر صدیق اعلم- خواجه‌نوری- سزاوار- ناصری- پالیزی- جمال امامی- سپهبد امیر احمدی- مجد- آموزگار- شمس ملک‌آراء- دشتی- دکتر اقبال- دکتر بیانی- عضد.

آراء مخالف- آقایان مهندس شریف امامی- دکتر حسابی- وارسته- دکتر سجادی.

آراء ممتنع آقایان بوشهری- حکیمی- حقنویس- دهستانی.

وزیر دارائی- اجازه می‌فرمائید؟

رئیس- بفرمائید.

وزیر دارائی- خواستم از اظهار اعتماد آقایان نمایندگان محترم تشکر کنم و امیدوارم به آنهایی که رأی مخالف داده‌اند در عمل ثابت شود که حسن‌نیت در کار است و فوائد آن عاید مملکت می‌شود و بنا‌براین مخالف معنی نداشته و با عملی که دولت می‌کند انشاءالله جلب اعتماد آقایان خواهد شد.

3- تصویب لایحه اجازه مبادله موافقت‌نامه حل مسائل مالی و مرزی بین دولتین ایران و شوروی ارسالی مجلس شورای ملی

رئیس- لایحه مربوط به موافقت‌نامه حل مسائل مالی و مرزی بین دولتین ایران و شوروی مطرح است گزارش کمیسیون‌های شماره 1 و3 قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

گزارش از کمیسیون شماره 1 به مجلس سنا

لایحه شماره 6187- 15 / 9 / 33 راجع به موافقت‌نامه حل مسائل مرزی و مالی بین دولتین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که یک فوریت آن در جلسه نهم اسفند ماه 1333 به تصویب رسیده است با حضور آقای سمیعی معاون وزارت امور خارجه و آقای حمید سیاح در کمیسیون شماره 1 مجلس سنا مطرح و پس از شور و بحث لازم با مختصر اصلاح عبارتی به تصویب رسید. اینک گزارش آن تقدیم مجلس محترم سنا می‌شود.

مخبر کمیسیون شماره 1- دکتر اقبال

گزارش از کمیسیون شماره 3 به مجلس سنا لایحه شماره 6187 - 15 / 9 / 33 مربوط به اجازه مبادله موافت‌نامه حل مسائل مرزی و مالی بین دولتین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با حضور جناب آقای سمیعی معاون وزارت امور خارجه و جناب آقای حمید سیاح در کمیسیون شماره 38- 12/12/ 33 کمیسیون شماره 1 قرائت گردید و از نظر مالی به تصویب رسید.

اینک گزارش آن تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شماره 3- مهندس شریف امامی

لایحه قانونی اجازه موافقت‌نامه حل مسائل مرزی و مالی بین دولتین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که مشتمل بر پنج ماده و یک پروتکل ضمیمه می‌باشد و در تاریخ پنج‌شنبه یازدهم آذر ماه 1333 در تهران به امضا رسیده است تصویب می‌شود و دولت مجاز است اسناد مصوب آن را مبادله نماید.

رئیس- آقای جمال امامی بفرمائید.

جمال امامی- بنده منظورم مخالفت با این قرار‌داد نیست ولی می‌خواستم یک مذاکراتی که ممکن است در آینده مورد استفاده ما باشد این جا خدمت آقیان عرض کنم، چون انتظار هم نداشتم که امروز این قرارداد مطرح شود یادداشتی هم نکرده‌ام، به سابقه هم مراجعه نکرده‌ام ولی اگر شما در این 130، 140 سالی که از قرار‌دادهای، گلستان و ترکمانچای می‌گذرد به تاریخ روابط ما و تجاوزات روس‌ها توجه فرموده باشید، خواهید دید که هر چند صباحی چه دولت تزاری چه دولت اتحاد جماهیر شوروی به مرزهای ما تجاوز کرده‌اند، یک قسمت از خاک ما را تصرف کرده‌اند، پس از یک مدتی آمده‌اند در تحت لفافه قرار‌داد، یک قسمتی جزئی را به ما پس داده‌اند و باقی آن را نگهداشته‌اند، البته پنج ، شش مرتبه این طور شده است. عرض کردم به تاریخ مراجعه بفرمائید و نقش‌های مرزی ما را از موقع قرار‌داد گلستان و ترکمانچای بخواهید ببینید چند دفعه تجاوز به مرزهای ما شده و چقدر از خاک ما در نتیجه این تجاوزات و بعداً طبق قرار دادهائی که به ما تحمیل شده است از دست ما رفته است. این قرار داد هم مثل آنها است،‌چون اصولاً این همسایه ما چه موقعی که حکومتشان حکومتی تزاری بود، چه حالا که الحمدلله به قول خودشان جماهیر شوروی هستند معتقد به امضا و قرارداد نیستند و گفته‌هایشان، نوشته‌هایشان هم دلیل بر اظهارات بنده است، بردارید بخوانید چه تئوری‌ها و چه عملیاتشان را ببینید آنها ما را مهدورالدم می‌دانند، هر کس جز آنها نباشد امپریالیست می‌دانند، بورژوا می‌دانند و خودشان هم می‌گویند امضا و قرار‌داد در مقابل بورژوا و امپریالیست الزام‌آور برای آنها نیست. این نکات را در نظر بگیرید و خدمان را هم گول نزنیم،‌ هر چه می‌خواهید بکنید ولی این را در نظر داشته باشید که آنها تا روزی که منافعشان ایجاب بکند، خیلی خوب استناد به این قرارداد می‌کند ولی روزی که منافعشان ایجاب نکند این قرار‌داد را پاره می‌کنند مثل سایر قرار‌دادها در این مورد هم اشکال دارید من دلیل و مدرک می‌دهم دستتان و آقای معاون وزارت امور خارجه که مدافع این قرارداد هستند بیایند بگویند غیر از این است. حالا که این کار را می‌کنید اقلاً برای رفع بهانه اول کاری که می‌کنند این نقشه مرزی را درست بکنند و بعد علامت مرزی را بدهید فوراً نصب کنند و در آنجائی که حالا اقلاً قبول دارند بدهید یک مرز‌گاه‌هائی بسازند که فردا باعث اشکال نشود مثل تمام این تپه‌های مرزی که به استناد اینکه شما پاسگاه مرزی ندارید آمده‌اند اشغال کرده‌اند در تمام طول مرز ما یک تپه به دست ما نیست تمام تپه‌های سوق‌الجیشی دست آنهاست هر جائی که فرض کرده‌اند یک منابع تحت‌الارضی یا نفت بوده است آنها جلو آمده‌اند در ترکمن صحرا آقای ساعد نخست وزیر بودند، در آنجا این قضیه مطرح شد نقشه را آوردند چند کیلومتر جلو آمده بودند جناب آقای ساعد مگر توانستیم جلوی آنها را بگیریم؟ و بعد می‌آیند هر چند صباحی ما را مکلف می‌کنند و مجبور می‌کنند یک قرار‌دادی می‌بندیم آنچه تصرف شده مسجل و مسلم می‌شود، یک صدم آن را پس می‌دهند، نود و نه درصد را نگه می‌دارند و این یک درصد را هم فردا می‌آیند پس می‌گیرند، پس فردا یک قرارداد دیگر می‌بندند و آن را قبول می‌کنیم و مسجل می‌شود،‌ این کار آنها بوده و خواهد بود، تا سیستمشان این است رژیمشان این است، طرز فکرشان هست نه با ما، با تمام دنیا این طور هست، برای خودشان ممکن است خوب باشد ولی برای ما این قراردادها مفید فایده نیست و ضامن اجرایی هم ندارد، ضمان اجرای این قرارداد‌ها میل آنها است، هر وقت که اراده بکنند قرارداد را پاره می‌کنند، این راجع به مزد راجع به وجوهی که باید به ما بدهند، آقا خودشان ده دفعه اعلان کردند که این قدر شما از ما طلبکارید کمیسیون‌هاشان تصویب کرد، وزیر خارجه‌شان تصویب کرد این صد و خرده‌ای میلیون تومان آخرین شیفری بود که قبول کردند، حالا آورده‌اند به یک میلیون تومان رسانده‌اند، آخر این را چرا نوشتید؟ آن را می‌بخشیدید، می‌گفتید آقا ما صرف‌نظر کردیم چون ما ملت غنی هستیم و اتحاد جماهیر شوروی ملت فقیری است ما از خودمان صرف‌نظر کردیم، دیگر یک میلیون تومان را چرا ما می‌گیریم، ما گدا هستیم ولی گدای یک میلیون تومان که نیستیم مسلمان خدا، فردا بوق و کرنا بر می‌دارند که طلبشان را پرداختیم خواهید دید رادیوهاشان نوشته‌هاشان روزنامه‌شان خواهند گفت ما همیشه تعهدات‌مان را انجام می‌دهیم چنان که مطالبات دولت ایران را پرداختیم تا شاهی آخر اگر بگوئیم نه، می‌گوید خودت امضا کردی قرارداد را نیست این طور؟ این را چرا قبول کردید؟ خوب، آقا وقتی صد میلیون آمد به یک میلیون رسد این را هم پیش‌کش می‌کردید به آنها. بنده خواستم این تذکر خلاصه و جزئی را عرض کنم که نگویند نمی‌فهمیدند یاروها، می‌دانیم حال اوضاع و احوال دنیا طوری است که ما می‌خواهم وسیله به دست آنها ندهیم و هر طور می‌گویند می‌کنیم بعد ببینیم چه رفتاری با ما خواهند کرد.

رئیس- آقای مهندس شریف امامی

مخبر کمیسیون- بیاناتی که جناب امامی فرمودند در ابتدایش تصریح فرمودند که با اصل این قرارداد مخالفتی ندارند و یک مسائلی را تذکر دادند که البته قسمت مهم آن مربوط به گذشته است، یک قسمت هم نکاتی بود که در خود کمیسیون شماره 3 هم مورد بحث و مذاکره قرار گرفت و نظر به اینکه کسانی که برای تنظیم این قرارداد مجاهدت بسیار کرده‌اند و بنده تصور می‌کنم که دولت ایران نهایت سعی را نموده است که حد اعلای حسن‌نیت را نشان بدهد (صحیح است) و برساند به اینکه ما می‌خواهیم با همسایگانمان خود همیشه در نهایت صفا و صلح باشیم این بود که کوتاه آمده‌اند در تمام قسمت‌ها (جمال امامی- یک طرفی نباشد ما حرفی نداریم) ولی یک مسئله‌ای که آقای جمال امامی فرمودند و بسیار نکته صحیحی بود و در کمیسیون شماره 3 هم به آن اشاره شد و مذاکرات مفصلی هم با نمایندگان وزارت خارجه به عمل آمد من جمله همین امروز و آن راجع به نقشجات و تعیین مشخصات جغرافیائی نقاط اصلی مرزی است (صحیح است) توضیحاتی که نمایندگان وزارت خارجه دادند این بود که متأسفانه الان مقدور نیست که نقاط اصلی با مشخصات جغرافیائی را در متن قانون تعیین کنند ولی همان طور که در متن قانون ملاحظه می‌فرمائید عبارتی در انتهای ماده 3 دارد «کمیسیون مختلط ایران و شوروی از موقع تشکیل باید تعیین حدود و تحدید تعیین حدود مرز ایران و شوروی را در تمام طول آن در مدت یک سال و نیم خاتمه بدهد» در موقعی که این کمیسیون‌ها مأموریت پیدا خواهند کرد و حدود فعلی را با مشخصات جغرافیایی روی

+++

نقشه می‌آورند و کارهای نهایی را انجام می‌دهند این نظر باید به صورت صحیحی تأمین بشود زیرا اختلافات مرزی که ما همیشه داشته‌ایم به علت این بوده است که در قراردادها مشخصات نقاط مرزی را ذکر نکرده‌ایم و همیشه در تعیین نقاط اشتباهاتی رخ داده است مثلاً فرض بفرمائید یک تپه‌ای را اسمش را گذاشته‌اند «سیق ناق» یک نقطه خیلی کوچک جغرافیائی است که نمی‌تواند مورد توجه اشخاص و افراد باشد و یک تپه ای مثلا در محل اسمش سیق ناق گذاشته‌اند و حالا بنده اطلاعات جغرافیائی آن اندازه ندارم که بتوانم تشخیص دهم اینکه من تپه فلان تپه است و در نقشجات هم مشخص است ممکن است که یک روزی گفته شود که این تپه سیق ناق نیست و آن یکی تپه سیق ناق است و باعث اختلافاتی بشود. در اثر مذاکراتی که با نمایندگان وزارت خارجه شد آنها قبول کردند که این منظور را تأمین کنند و استدعای بنده هم از جناب آقای سمیعی این است که در اینجا الان تصریح بفرمایند که در تعیین حدود این نکات را مراعات خواهند فرمود یعنی تمام نقاط اصلی خط مرزی را با مشخصات جغرافیایی بر‌حسب طول و عرضی جغرافیائی تنظیم و تعیین می‌کنند و در نقشه‌هائی که تنظیم و مبادله می‌شود و به امضای طرفین می‌رسد این نقاط را مشخص می‌کنند چون نقشه‌هایی که الان در دست ما هست از لحاظ علمی در آنها این نکات هیچ مراعات نشده است. استدعای شخصی دارم از آقای سمیعی که این مطلب را اینجا تصریح بفرمائید که کمیسیون‌هایی که می‌روند با دقت هرچه تمام‌تر این نقاط را معلوم مشخص بکنند مخصوصاً نقاط اصلی را عرض و طولش را دقیقاً معین بکنند که بعد از این انشاء‌الله هیچ وقت اختلاف مرزی با همسایه شمالی خودمان نداشته باشیم.

رئیس- آقای معاون وزارت امور خارجه.

معاونت وزارت امور خارجه (آقای مصطفی سمیعی)- بنده می‌خواستم اظهار امتنان بکنم از توضیحاتی که آقای مهندس شریف امامی و آقای جمال امامی راجع به این قرارداد دادند. البته دولت ایران روی حسن‌نیت خودش سعی کرد که ایجاد حسن‌تفاهم‌هائی بکند و مساعی بسیار هم به کار برد و همین طور که ملاحظه می‌فرمائید با تصویب این قرارداد یک اختلافاتی که قریب یک صد سال بین ایران و شوروی بود امیدوارم برطرف بشود.

اما راجع به این موضوعی که آقای شریف امامی متذکر شدند کاملاً صحیح است و در ظرف یک سال و نیم وقتی که داریم از برای تعیین حدود این نقاطی که مورد اختلاف است البته تمام این نکات مراعات می‌شود و عرض و طول جغرافیایی آنها کالا معین می‌شود به وسیله مأمور هستند که هم از طرف دولت ایران و هم از طرف شوروی همکاری خواند کرد و این نقاط مورد اختلاف را معین خواهند کرد و تصور می‌کنم با این توضیحات رفع اشکال آقای جمال امامی شده باشد.

دکتر صدیق اعلم- قسمت مالی را توضیح ندادید.

رئیس- آقای فرخ.

فرخ- موضوع روابط ما با دولت جماهیر شوروی آنچه در تاریخ گذشته البته همان طوری است که آقای جمال امامی بیان فرمودند. از ابتدای انقلاب شوروی البته با اقدامات و قدم‌هایی که لنین برداشت تا حدی، البته نه کامل، جبران شد. متأسفانه جانشین‌های ایشان آن رویه را ادامه ندادند. بنده طوری که در مجلس 14 هم عرض کردم روابط ما با دولت شوروی مستلزم این نیست که ما بگوییم چون ما شیعه اثنی‌عشری هستیم بایستی که همسایه ما هم همین رویه و همین مذهب را قبول کند و بالعکس آنها هم نباید توقع داشته باشند که ما اصول کمو‌نیسم را قبول کنیم؛ ممکن است ما که شیعه هستیم با آنها روابط حسنه داشته باشیم (صحیح است) اشکالی هم ندارد به شرطی که بعضی از طمع‌های سیاسی و بعضی از رل‌های دیگر وارد موضوع نشود. اما آقای جمال امامی خودشان هم توجه دارند که در دنیای امروز البته هنوز زور حاکم است، الحکم لمن غلب،‌ ولی خیلی سهل هم نمی‌شود عهد‌نامه‌ها را پاره کرد دیدیم در مو‌ضوعی بی‌طرفی بلژیک عهدنامه پاره شد ولی نتیجه‌اش را هم در این سن خودمان دیدیم و اما امیدوار هستیم که در قرار‌داد جدید که اختلافات ما چه از حیث ماده چه از حیث حدود با دولت شوروی مرتفع می‌شود مثل دو نفر همسایه با ایمان روابط دولتی و هموار خودمان را مراعت کنیم تا نتیجه این کار را بگیریم و امیدوارم که از طرف همسایه شمالی هم این موضوع رعایت بشود. (انشاءالله)

اما نقاط سوق‌الجیشی که آقا فرمودند، امروز با ادوات جنگی که در دنیا هست فلان نقطه اهمیت سوق‌‌الجیشی خودش را از دست داده است (جمال امامی- خاک ما که هست) قسمتی را که آقای جمال امامی فرمودند البته صحیح است ولی اصول انعقاد عقود آنچه شده در ظرف 32 سال خدمتم در وزارت امور خارجه وارد بودم و در چند مورد هم خودم متصدی این کار بودم، همیشه کمیسیون سیاسی می‌نشیند نقاط حدود را معین می‌کند بعد کمیسیون تکنیک می‌رود «سور پلاس» و آنها تطبیق می‌کند. این هم ‌که فرمودند اسامی بعضی محل‌ها ممکن است نباشد این طور نیست در نقاط حدودی تمام محل‌ها معلوم است اسامی آنها هم معلوم است؛ بنده خودم هم رئیس کمیسیون سر‌حدی بودم و هم چند عهدنامه را امضا کرده‌‌ام و آن اطمینان را داشته باشند که آن کمیسیون تکنیکی که می‌رود این نکته صحیحی را که آقا فرمودند البته رعایت خواهد کرد و ارتفاع جغرافیایی و تمام قسمت‌ها را آنجا معین خواهند کرد منتهی دولت باید کوشش بکند که این کار عملی شود. بنده فقط در این قیمت اظهار مسرت می‌کنم که حالا به هر صورتی بوده است این اختلافات انشاءالله مرتفع شده و ما در آتیه امیدوار هستیم که با یک صمیمیت و دوستی و مودت بیشتری با دولت جماهیر شوروی روابط‌مان را حفظ کنیم و آنها هم معتقد بشوند به این اصل که با دولت ایران بدون کمونیست شدن هم می‌شود روابط داشت (صحیح است)

رئیس- آقای دشتی.

دشتی- بنده حتی‌الامکان البته کم صحبت می‌کنم برای اینکه من به الکفایه هست و مطالبی راکه باید گفته شود غالباً آقایان می‌گویند. از این جهت تنبلی می‌کنم و عرض نمی‌کنم، ولی در اینجا یک نکته‌ای بود که هیچ یک از آقایان اشاره نکردند و الان به نظر من رسید که بد نیست در آن باب صحبت بشود، و به طور مقدمه باید این را عرض بکنم همان طور که آقای امامی گفتند ملت ایران و دولت ایران در طی روابط چند قرن اخیرش با روسیه همیشه در معرض تجاوز و زحمت و تعدی دولت روسیه واقع شده است، فقط برای دولت شوروی دو سه «اوکازیون» و دو سه موقع و فرصت مناسب پیدا شد که جلب اعتماد و محبت ملت ایران را نسبت به خودش بکند. اولین دفعه و اولین فرصت آن وقتی بود که انقلاب اکتبر 1917 پیدا شد و اعلامیه لنین البته با کمال سخاوت و با کمال بلند نظری و آن طوری که مناسب شأن یک فکر انقلابی است اینها پاره کردند تمام آن (جمال امامی- حرف زدند، عمل نکردند) نخیر، اجازه بدهید، نخیر پاره کردند اغلب آن حکم‌هایی را که دولت تزاری بر ما تحمیل کرده بود و با کمال جوانمردی (صحیح است) پیشنهاد به ما کردند یک روابط متقابل داشته باشیم، از امتیازاتشان صرف‌نظر کردند، از بانکشان صرف‌نظر کردند، البته توقع ما این که آن شهرهای از دست رفته را هم پس بدهند ولی پس ندادند، حالا ما آن را اهمیت نمی‌دهیم و حقیقةً بنده خودم یادم می‌آید در آن تاریخ خیلی جوان بودم و یک نحو «آنتوزیاتسم» و یک نحو اشتیاقی نسبت به روسیه انقلابی و نه تنها بنده بلکه تمام طبقه جوان آن وقت با کاملاً حسن‌نیت طرفدار اتحاد جماهیر شوروی بودیم، مخصوصاً در آن وقت‌ها اگر یادتان باشد مصادف هم بود با قرار‌دادی که ما بین وثوق‌الدوله و «سرپرسی ساکس» (شمس ملک‌آراء- هرالد با سرپرسی ساکس) بسته شده بود و رویه دولت انگلیس در آن وقت به کلی به قول ریاضی‌دان‌ها «دیامترالمان» با آن قراردادی که بسته شده بود و با آن رویه‌ای که شوروی اتخاذ کرده بود می‌خواست نفوذ خودش را در ایران مستقر بکند و استفاده مادی و معنوی هر دو بکند، در صورتی که روس‌ها آمدند با کمال جوانمردی است که دست دوستی به طرف ما و ترکیه هر دو دراز کردند خیلی خوب، ولی این رویه دوم پیدا نکرد و این رویه‌ای که در اول مرحوم لنین اتخاذ کرد ادامه نیافت و بعدش همان رویه‌های سابق «پلوزوموان» (plunoumualn) پیدا شد، منتها در آن وقت حکومت قوی و مقتدری در ایران بود که مانع بود از اینکه اینها خیلی زیاده روی بکنند. عرض کنم اوکازیون دومی که برای روس‌ها اتفاق افتاد آن وقتی بود که ایران را اشغال کردند، البته خود این اشغال ایران چه از طرف روس‌ها و چه از طرف انگلیس‌ها به نظر من یک لکه سیاه و ننگین است روی تاریخ ایران (صحیح است) و در آن وقت یک رویه «نوتر» و بی‌طرفانه‌ای در کار بود به طوری که حتی به روزنامه‌ها اجازه نمی‌دادند که تیتر اخبار خارجه را بنویسند مبادا در تیتر‌نویسی، روزنامه‌ها از بی‌طرفی خارج شوند یعنی اخبار رویتر همان طور که بیسیم لندن اطلاع می‌داد و اخبار برلن همان طور که بیسیم لندن اطلاع می‌داد عیناً و «تکستوئلمان» در جراید چاپ می‌شد و اجازه نمی‌دادند به روزنامه‌ها که حتی در عنوان اخبار یک تغییراتی بدهند و یک نحوه تمایلی نشان بدهند و بخواهند مداخله در امر جنگ و اینها بکنند، مخصوصاً این گله منطقی است که ما بگوئیم. مخصوصاً از طرف انگلیس همان انگلیسی که دو مرتبه برای «ویوله» شدن معاهده بی‌طرفی بلژیک دارد جنگ شده است بدون حتی یک التیماتوم بیست و چهار ساعته به مملکت ما هجوم کردند (صحیح است) و این یک لکه ننگی است برای اتحاد جماهیر شوروی که دعوی آزادی‌خواهی می‌کنند و هم برای انگلیس که دعوی آزادیخواهی می‌کند اصلاً همان اشغال کردن و هجوم کردن بر‌خلاف هر گونه انسانیتی بود ولی در اثنا اشغال بنده خوب یادم می‌آید من جمله یکی از شهود بنده خود آقای اکبر می‌باشند که در اینجا هستند که در موقع اشغال رفتار سربازان شوروی با مردم قشون شوروی در ایران بسیار درست و شریف بود به طوری که مزاحم مردم نمی‌شدند (صحیح است) و جلب افکار عمومی را کردند و ما هم خیلی امیدوار بودیم به این کار ولی

+++

یک مرتبه جنگ که تمام شد امریکایی‌ها قشونشان را بردند، انگلسی‌ها رفتند ولی روس‌ها نرفتند و آن بهانه‌های عجیب و غریب و آن قضایای آذربایجان و واقعه خجلت‌آور پیشه‌وری را در این مملکت ایجاد کردند و این کار از یک مملکتی که می‌گوید مملکت جمهوری هستیم آزاد هستیم به نظر بنده صحیح نیست و یکی از چیزهایی که اعتماد ما نسبت به حکومت جماهیر شوروی متزلزل کرد همین قضیه است آخر برای دولت شوروی یازده میلیون، 12 میلیون دلار پولی نیست اصلاً الان مملکت اتازونی در سال چندین میلیارد در ایران،‌ ترکیه یونان فرانسه، ایطالی برای کمک نوع بشر خرج می‌کند تا مملکت خودشان را به همان وضع نگاه دارند. در اینجا برای اینکه ما قرارداد مرزی را با آنها تصویب می‌کنم در قرارداد مرز با کمال صراحت می‌خواهند قصبه فیروزه را ضمیمه خودشان بکنند به موجب معاهده فوریه 1921 این قصبه فیروزه جزو خاک ایران باید باشد و در آن معاهده گفته این را به ما بخشند ولی در بعضی جاها یک سکنه‌های بی‌فایده، زمین خشک و خالی را به ما اضافه می‌دهند از قبیل همان شعر معروف که می‌گویند از سقف تا به ثریا از آن تو و از این قبیل حرف‌ها نکته‌ای را که بنده در اینجا می‌خواستم عرض کنم و اهمیت دارد و توجه آقایان را جلب کنم معاهده فوریه 1921 است که اساس دوستی ما است با اینها او باید نقض بشود باید به طور صریح قصبه فیروزه را از ما نگیرند که جزو خاک شوروی شود چرا برای اینکه در ماده 6 این معاهده هیچ اشاره‌ای در این باب نشده (یکی از نمایندگان- شده) عرض کنم نه. مقصودم این است که به طور صریح باید اعلام بشود که فیروزه متعلق به ایران است وقتی که این معاهده بسته شده بود در داخله روسیه روس‌های سفید بودن که انقلاب می‌کردند، در ایران ما در ترکیه هم یک اشخاصی بودند که فراری بودند از روسیه در اینجا یک انتریک‌هایی بود و یک مقالاتی منتشر می‌کردند یا یک حرف‌هایی می‌زدند دولت انقلابی جمهوری شوروی سوسیالیستی روسیه در این معاهده این ماده 6 را گنجاندند که اگر خطری داشته یا دست بندی یا چیزی در داخله این مملکت بشود روس‌ها حق داشته باشد قشون بیاوردند و به موجب پروتکلی که مبادله شد همان وقت تصریح کردند به اینکه مقصود و قوای ضد انقلاب است (یکی از نمایندگان - روس‌های سفید) بله روس‌های سفید و بعدها در زمان مرحوم رضا شاه برای الغا این ماده یک تقاضاهایی داشتند در مقابل الغای این ماده 6 که یک اقداماتی دولت ایران بکند و دولت ایران مایل نبود که آن اقدامات را بکند حالا که یک ماده صریح معاهده فوریه 1921 نقض می‌شود و مجلس شورای ملی و مجلس سنا و دولت ایران موافقت به اینکه فیروزه را بدهند ماده 6 هم باید الغا شده باشد در همین 1941 که به ایران قشون کشیدند مستندشان همین ماده 6 بوده روس‌ها همین مستند را داشتند ولی انگلیس‌ها همین مستند را هم نداشتند پس بنابراین بنده تذکری که می‌خواستم بدهم این است که ما ماده 6 معاهده فوریه 1921 را الغا شده و منتفی می‌دانیم و من همین تذکر را می‌خواستم بدهم (نمایندگان- صحیح است، احسنت)

رئیس- آقای دکتر سعید مالک.

دکتر سعید مالک- همان وری که مکرر بنده پشت این تریبون عرض کردم بنده عقیده‌ام این است که ما با تمام همسایه‌هایمان با نهایت دوستی و محبت صحبت می‌کنیم یکی از همسایه‌های ما دولت شوروی است ولی سال‌ها است که ما اختلاف مرزی با آنها داریم همان طوری که آقیان فرمودند تعدیات زیاد هم به این مملکت کرده‌اند و مخصوصاً متوالیاً در شمال که بنده در آذربایجان، در نواحی شمال که وطن بنده است بوده‌ام در آنجا آنچه توانسته‌اند سختی کردند مردم آنجا را ناراحت کردند با تمام اینها حالا که دولت ایران و دولت شوروی دست دوستی به طرف هم دراز کرده‌اند ما با حسن‌نیت تلقی می‌کنیم و امیدوارم که این کار خوب به انجام برسد اما دیگر نباید یک سال و نیم دو سال سه سال باز این قضیه طول بکشد در این قانون بنده می‌بینم نوشته شده است که تا سه ماه بعد از اینکه این قانون امضا شد شروع می‌کنند به تعیین خط مرزی از آن طرف یک سال و نیم تا دو سال دیگر این کار طول می‌کشد خوب آقا این کاری که باید یک کمیسیون بکند پنچ کمیسیون، شش کمیسیون معین بکنید که این  کار را زودتر تمام بکند خلاص بشود دیگر تا کی کشتار در این مملکت بشود ممکن است هی تجاوز بشود، تخطی بشود و این مملکت را ناراحت بکنند ما حق داریم در مملکت خودمان مثل دیگران آسوده باشیم، راحت باشیم و به کار مملکتمان بپردازیم و هر روز یک ناراحتی برای ما برای مردم ایجاد نشود اگر واقعاً حسن‌نیتی هست چهار تا پنج تا کمیسیون مرزی معین کنند اشخاصی هستند که اطلاع داردند از مملکتمان و تمام اطراف و اکناف  این مملکت را خو‌ب می‌شناسند و می‌توانند این کار را در عرض شش ماه تمام بکنند الان سه نفر، چهار نفر سپهبد اینجا نشسته‌اند هر کدام را رئس یک کمیسیون بکنید بفرستید بروند واز طرف سه ماه این کار را انجام بدهند و آنها هم دائم از ما ناراضی باشند و نگویند که هنوز با آنها حسابمان تصفیه نشده و زودتر این کار را بکنند که هم مملکت راحت شود و هم وزارت خارجه.

بعضی از نمایندگان- مذاکرات کافی است.

رئیس- آقای معاون وزارت امور خارجه.

معاون وزارت امور خارجه- بنده توضیحی باید در این قسمت عرض کنم که این یک سال و نیمی که معین شده این حد اکثر است البته اگر در ظرف مدت کمتری بشود چه بهتر و برای این کار یک کمیسیون مرکزی تشکیل می‌شود و به نقاط معین می‌روند و در ظرف مدتی که نباید از یک سال و نیم تجاوز کند باید این کار انجام شود.

رئیس- برای ورود در شور ماده واحده رأی گرفته می‌شود آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند)                                     تصویب شد.

رئیس- ماده واحده قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- در ماده واحده نظری نیست گفته شد خیر کلیات آخر مطرح است مخالفی نیست.

رئیس- حالا به کلیه لایحه رأی گرفته می‌شود آقایان موافقین قیام فرمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد.

رئیس- آقای مؤید ثابتی .

مؤید ثابتی- عرض کنم که بنده اینجا خواستم که توضیح مختصری بدهم که در موقع نوشتن آرا بنده اشتباهی کردم و آن این بود که جناب آقای بوشهری در جلسه حضور داشتند موقعی که اسمشان خوانده شد تشریف نیاوردند رأی بدهند بنابراین ممتنع بودند حالا بنده مجدداً آراء را می‌خوانم که آقایان تندنویس‌ها و مخبرین یادداشت کنند عده حاضر در موقع رأی 44 نفر موافقین و 38 نفر ممتنع 2 نفر مخالف 4 نفر.

رئیس- آقای معاون وزارت امور خارجه

معاون وزارت امور خارجه- بنده می‌خواستم که امتنان و تشکر کنم و عرض کنم که امیدوارم که با تصویب این قرارداد مرزی و مالی اختلافتی که قریب 100سال بود بین ایران و کشور اتحاد جماهیر شوروی برطرف شود و یک محیط مساعد سیاسی برای هر دو کشور ایجاد شود و ما بتوانیم در سایه این حسن‌تفاهم همکاری‌های بیشتری بکنیم (انشاءالله)

رئیس- پیشنهادی به امضای عده‌ای از آقایان رسیده که تکلیف آن امروز تعیین می‌شود و بحث آن به جلسه آینده موکول خواهد شد و قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

تقاضا می‌کنیم همان طوری که در پیشنهاد جلسه قبل متذکر شده بود.

لایحه تمدید اختیارات کمیسیون‌های مشترک جزو دستور گذارده شود و امروز مطرح گردد سپهبد امیر احمدی و ده نفر دیگر

بعضی از نمایندگان- مخالفی نیست.

(لایحه تمدید اختیارات کمیسیون‌های مشترک به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس سنا طرح قانونی مربوط به تمدید مدت رسیدگی کمیسیون‌های مشترک به لوایح تصویبی آقای دکتر مصدق ناشیه از اختیارات که در جلسه روز پنجه 5/12/33 با قید سه فوریت تقدیم گردیده بود پس از تصویب فوریت‌ها مطرح و در سه جلسه مورد شور و مداقه قرارگرفته و در جلسه روز سه‌شنبه 10/12/33 با اصلاحاتی تصویب گردید.

اینک طرح قانونی نامبرده برای تصویب آن مجلس محترم به ضمیمه ایفاد گردید.

رئیس مجلس شواری ملی- رضا حکمت

طرح قانونی تمدید مدت رسیدگی کمیسیون‌های مشترک به لوایح تصویبی آقای دکتر مصدق ناشیه از اختیارات

ماده واحده- مدت رسیدگی کمیسیون‌ها مشترک مجلسین به لوایح تقدیمی از طرف دولت مربوط به لوایح آقای دکتر مصدق از تاریخ انقضا برای یک بار به مدت چهار ماه تمدید می‌شود. ایام تعطیل عید نوروز جز مدت تمدیدی محسوب نخواهد شد.

تبصره 1- لوایحی که در مدت مقرر از طرف کمیسیون‌های مجلیسین مورد تصویب واقع نگردد ملغی خواهند بود.

تبصره 2- لایحه مربوط به مطبوعات پس از تصویب کمیسیون‌های مشترک مجلسین بلافاصله برای تصویب نهایی در مجلس مطرح می‌گردد.

تبصره 3- لوایح ناشیه از اختیارات که به کمیسیون‌های مشترک مجلسین ارجاع و مورد رسیدگی قرار گرفته و یا خواهد گرفت در صورتی که رؤسای مجلسین تشخیص دهند که در تغییرات و اصلاحاتی که شده از حدود اختیاراتی که به موجب قانون الغا اختیارات به کمیسیون‌های مشترک داده شده تجاوز شده است کمیسیون‌های مربوطه بر‌حسب تقاضای

+++

رؤسای مجلسین در آن مواد مورد نظر سریع او با حضور وزراء مربوطه برای یک مرتبه تجدید‌نظر نموده و پس از اظهار نظر مجدد موقةً به موقع اجرا گذارده خواهد شد.

تبصره 4- کمیسیون‌های مشترک نباید ضمن اصلاح مواد و مقررات لوایح تقدیمی قوانینی به تصویب برسانند که مستقیم یا غیر‌مستقیم مستلزم مخارج جدیدی بشود و همچنین مجاز نیستند که بر مالیات‌ها یا عوارض فعلی چیزی اضافه نمایند.

رئیس- فوریت اول مطرح است مخالفی نیست؟

مسعودی- این دو فوریتش که رأی گرفته شد در جلسه آینده مطرح خواهد شد.

رئیس- به فوریت اول رأی گرفته می‌شود آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصوب شد.

رئیس- نسبت به فوریت دوم نظری نیست.

آقای مسعودی

مسعودی- البته همیشه مجلس سنا نظر داشته است که لوایح که می‌آید اگر ممکن است حتی یک فوری هم نباشد ولی در مورد این لایحه صدق نمی‌کند برای اینکه یک مدت قانونی برای این کار هست که آن مدت قانونی روز یکشنبه منقضی می‌شود بنابر‌این تقریباً می‌شود گفت که جزو آن اصلی است که ناچار هستیم که به فوریت دوم هم رأی بدهیم و حتی پیشنهاد شده است که جلسه آینده عصر روز شنبه تشکیل شود قبل از اینکه آن مدت قانونی منقضی بشود بنابراین این لایحه که دو فوریتش تصویب شد طبع و توزیع می‌شود و در جلسه آینده مطرح می‌شود و آقایان نظرشان را اظهار می‌کنند.

رئیس- آقای دادگر

دادگر- شبهه نیست که باید کارهای مملکت با عشق و علاقه انجام شود و هر قدر عده کم باشد سرعت بیشتر مقدور است ولی نمی‌دانم چه شده است که کمیسیون‌های مختلط تا اندازه‌ای از آنچه مأمور بوده‌اند تجاوز کرده‌اند؟

وقتی یک روشی امتحان شد و نقص داشت باید آن نقص را اصلاح کرد مجلس سنا نشان داده است که در کارها دقیق و بی‌نظر است نظم و ترتیب در بین افراد ما مشهود است فوریت در کارها‌یی مطبوع است که با فقدان فوریت مختل شود وقتی فوریت ما را از مطالعه در کار محروم کند ناپسند است.

ما نباید به میل دیگران وظایف خودمان را از نظر دور نگاهدارین ما باید در کار مستقل و محکم باشیم.

من با وزیر دارائی در خارج صحبت کردم و گفتم حالا که ماشین کار به دلخواه نیست آن را با ترتیب دیگری که به دلخواه باشد مبادله کنیم و برای انجام این مقصود کمیسیون خاصی در نظر گرفته شود با جناب آقای سردار فاخر صحبت کنیم و ایشان را معتقد سازیم که این فکر خوب است و کمیسیون خاص دو کمیسیون‌های دو مجلس (از هر کمیسیون در نفر) انتخاب شوند و دقت کنم افرادی که انتخاب می شوند بیشتر به کارها وارد باشند و با تجربه که در کمیسیون‌های قبلی گرفته‌ایم سرعت و صحت کارها را تأمین کنیم ندانستم آقای وزیر دارائی که این اظهارات را تصدیق می‌کردند چرا عندول کردند؟ دنبال همان فرمول قبل رفتند خود ایشان و سایر اعضا کمیسیون از این ترتیب یا راضی بودند و کار به جائی کشیده شده بود که اعضا کمیسیون نمی‌آمدند و اکثرت به دست نمی‌آمدند و اکثریت به دست نمی‌آید.

پیش‌بینی می‌کنم که در یکی دو ماه دیگر باز کارها بماند و خود ایشان هم ناراضی شوند آن وقت پیشنهاد را قبول کنند با این تفاوت که مدتی وقت مجلسین هدر رفته است و آن عشق و علاقه به سرعت کار بی‌معشوق بماند.

رئیس- آقای خواجه‌نوری.

خواجه‌نوری- آن موقعی که این موضوع مطرح بود در اولین دفعه راجع به الغا قوانین و لوایح دکتر مصدق بنده شروع به صحبت کردم و عرض کردم که یک مثل معروقی است که یک دیوانه‌ای سنگی را به چاه می‌اندازد هزار‌ها عاقل نمی‌توانند در آورند. این کاملاً با این قوانین دکتر مصدق صدق می‌کند در همان موقع که اگر خاطر آقایان باشد هم مجلس شورای ملی و هم مجلس سنا دچار معضورات زیاد شد انواع فورمول‌ها را داشتند پیدا کردند که چیز کامل‌العیاری بشود نشد بالاخره مجبور شدیم که یک همچو لایحه‌ای تصویب کنیم که به کمیسیون‌ها مشترک اختیاری قانونگذاری تقریباً فطعی بدهیم البته این بهترین شقوق نیست ولی این منحصر راهی بود راجع به فوریت بشهادت صورت مجلس‌ها بنده غالباً با فوریت‌ها مخالف بودم و معتقدم که طرز قانونگذاری تشریفاتی لازم دارد حتی چند دفعه عرض کردم در سایر کشور ها چند ماه قبلاً اعلام می‌کنند که در افکار عمومی هم اظهار‌نظر بکند و در این مورد به خصوص هم سنگی دیوانه‌ای به چاه ‌انداخته یعنی پس از اینکه بعد از تمام آن زحمات آن فورمول را پیدا کردند و مجلس شورای ملی تصویب کرد و اینجا تصویب شد و بالاخره به این صورت درآمد که مدت 3 ماه لوایحی که دولت داد به کمیسیون‌ها قابل اجرا باشد مگر اینکه کمیسیون‌ها رد بکنند خوب پس از اینکه 3 ماه گذشت چه می‌شود؟ الان که این 3 ماه گذشته و روز 21 تمام می‌شود چه می‌شود کرد دولت برای دادگستری، برای سایر وزارتخانه‌ها نه قانون دارند عمل کنند نه تکلیف دارند.

توجه می‌فرمایید الان این کاری که ما می‌کنیم با اینکه مخالف منظور جناب آقای دادگر که معتقدند باید مطابق قانونگذاری باشد نیست به دلیل اینکه ما چه می‌کنیم؟ قانون داریم تمدید می‌کنیم توجه می‌فرمایید اگر قانون‌گذاری خاصی بشود بنده صد درصد موافق بودم با فرمایشات جناب آقای دادگر ولی ما الان قانون نمی‌گذاریم همان قانون که سابقاً گذشته است ادامه می‌دهیم و وقتی که قانون‌گذاری کمیسیون‌ها را از لحاظ این وضع خاصی که پیدا شده تمدید کنیم به اعتقاد بنده هیچ چاره‌ای جز این نداریم یعنی اگر ما این کار را نکنیم دولت هم مردم به زحمت خواهند افتاد بنابراین بنده تقاضا می‌کنم که به فوریت‌های آن رأی بدهید.

رئیس- آقای وزیر دارایی.

وزیر دارائی- جناب آقای دادگر به مذاکراتی که در ظرف دیروز و پریروز شد بر اینکه یک راه‌حلی پیدا کنیم که این اختیارات یعنی این اختیار این کمیسیون‌های مشترک تمدید شود بیان فرمودند و بنده هم قرار شد با هیأت دولت دولت مذاکره کنم و یک راهی پیدا کنیم که وافی به مقصود باشد که به این منظور برسیم و بنده با همکاران دولت مذاکره کردم آنها راجع به اینکه یک کمیسیون مشترک باشد مرکب از سه نفر خیلی نظرشان بعید و مشکل می‌آید که بشود تمام این لوایح برود در آن کمیسیون و فرصب باشد در ظرف 4 ماه آن را مطالعه بکنند و عملی به نظرشان برسد بنده هم امروز فرصت نشد که نتیجه مذاکرات را به عرض آقای دادگر برسانم و اینکه اشاره فرمودند که بنده عدول کردم عدول نکردم اینجا فرصت نشده بود به عرض آقایان برسانم اما فوریت این لایحه همان طور که جناب آقای خواجه‌نوری توضیح دادند اگر این تمدید فوراً نشود از نظر عمل ما دچار زحمت می‌شویم به خصوص در قوانین مالیاتی و بعضی از قوانین که ایجاد یک حق می‌کنند برای مردم و ما دچار زحمت می‌شویم تقاضا می‌کنم که جناب آقای دادگر موافقت بفرمایند که این فوریت تصویب شود و در این لایحه اولاً اصل بر تمدید است و بنده گمان می‌کنم که جناب آقای دادگر هم با این قسمت مخالف نباشد منتهی نظر ایشان که نظر خود دولت است این است که در این کمیسیون‌ها متأسفانه هم آهنگی نبوده و در یک کمیسیون غملی می‌شد که شاید منافعش با عمل کمیسیون دیگر مغایر بود یا بعضی عملیاتی می‌شد ولی می‌شود در همین لایحه یک اصلاحاتی کرد که اگر مورد تصویب سنا واقع شود ما با مجلس شورای ملی هم مذاکره بکنیم که آنها هم با این قسمت موافقت کنند علی ای حال به عقیده بنده تا حدی ممکن است ما را دچار زحمت نکند و قطعاً نظر آقایان هم این ایت که در کار مردم تسریع شود و بنده خیال می‌کنم از این موقعیت که بدست آمده و می‌شود این قانون را اصلاح کرد استفاده کنیم به خصوص اینکه بنده یک چیزی که می‌خواهم به عرض آقایان برسانم خود آقایان هم توجه دارند موضوع قانون مالیاتی است موضوع قوانین مالیاتی را ما می‌خواهیم اصلاح کنیم و تنظیم کنیم ولی از مجلسین به این صورت نمی‌گذرد و عدم گذشتن این قوانین نه فقط لطمه به درآمد دولت می‌زند بلکه اسباب عدم رضایت مردم است چون قانون مالیاتی فقط جنبه تأمین منافع دولت نباید داشته باشد نسبه باید باعث آسایش مردم هم باشد متأسفانه دراین قوانین یک موادی است که اسباب زحمت مردم را فراهم کرده و بنده خیال می‌کنم که تنها راه آن این است با توجه به بیانات آقایان محترم چون بنده باید اعتراف بکنم که آقایان سناتور‌های محترم در این کمیسیون‌ها همیشه سر وقت حاضر می‌شوند و من امیدوارم همین تجربه سه ماه و علاقه‌ای که همه دارند در آتیه سریع‌تر بشود و سعی هم می‌کنم که خود دولت در قسمت خودشان در این کمیسیون‌ها طور بکنند که عدم هم آهنگی از بین برود خواستم از آقای دادگر تقاضا بکنم که در این قسمت عدولی نشده و موافقت بفرمایند شاید زودتر تصویب شود.

رئیس- آقای صدر.

صدر- بنده در جلسه گذشته با تمدید این اختیارات مخالفت کردم نه از نقطه‌نظر اینکه این قوانین مختل و بلاتکلیف بماند خیر برای اینکه شاید یک فورمولی، یک رویه‌‌ای بشود اتخاذ کرد که آسانتر و بهتر بگذرد بنده با توضیحی که آقای دادگر فرمودند به اینکه کمیسیون خاصی تشکیل شود طرفدار آن بوده و هستم برای اینکه اولاً تجربه به ما ثابت کرده که کمیسیون خاص بهتر و سریع‌تر مگذارند با وجود اینکه موضوع بسیار مهمی بود موضوع نفت، و مخالفت هم خیلی شدید بود و در یک قسمت‌هایی ولی آسان‌تر گذشت حالا نمی‌دانم از برکت نفت بود یا کمیسیون خاص توانست این کار را بکند اگر کمیسیون خاص تشکیلف نبود مقتضی این بود از هر کمیسیونی دو نفر از سنا و شوری از کمیسیون دارائی دادگستری جنگ و فرهنگ و سایر کمیسیون‌ها برای اینکه دیگر از این کمیسیون به آن

+++

کمیسیون نرود و تشکیل بشود الان مشاهده می‌کنم در بعضی از کمیسیون‌ها مخالف هم هستند آن وقت مجبور به این هستیم که سوکمیسیونی تشکیل بدهیم با همان اعضا رسیدگی بشود قطع نظر از اینکه یک اشکالاتی را هم جناب آقای دادگر به آن اشاره فرمودند که ما یک قدری منحرف شدیم از آن یعنی تصور کردیم که آن لوایح مصدق یک بهانه‌ای است که ما یک قوانین مجددی بنویسیم و آن وقت در این قانون مجددی بنویسیم و آن وقت در این قانون مجدد هم می‌توانیم دخالت کرد این است که اگر موافقت می‌فرمودید به نظر بنده آن کمیسیون خاص به آن ترتیب تشکیل می‌شد به نظر بنده زوردتر از حالا می‌گذشت و اگر آن قانون مدتش تمدید شود و همان کمیسیون مشترک تشکیل شود همان اوضاع دوباره هست و بنده امیدوار نیستم که اینها چهار ماه دیگر هم بگذرد این نظر بنده است اگر می‌شد کمیسیون خاص تشکیل شود به نظر بنده خیلی بهتر بود.

رئیس- آقای سپهبد امیر احمدی

سپهبد امیر احمدی- به طوری که نمایندگان محترم به خاطر دارند در جلسه‌ای که این لایحه تمدید مطرح بود بنده پیشنهاد کردم که از دستور خارج شود و دلیلش این بود که بنده دیدم موافق و مخالف زیادی پیدا کرده و برای این پیشنهاد را کردم که یک تصمیمی اتخاذ شود که به صلاح مملکت باشد و برای این تقاضا کردم که از دستور خارج شود بنده با اشخاصی که در کمیسیون‌ها شرکت داشتند صحبت کردم خود بنده هم که در این کمیسیون‌ها شرکت داشتم و بسیار هم مفید بود این کمیسیون‌ها حالا اگر افراد و اشخاصی نمی‌آمدند و تأخیر می‌کردند یا غالباً اکثریت تشکیل نمی‌شد این راه‌حل دارد و اما آنچه که در این مدت عملی شد در این کمیسیون‌ها بسیار مفید بود و کارها خیلی سریع بود بنابراین بنده امروز که تقاضا کردم مجدداً برای این بود که عده‌ای از آنها که موافق بودند نظر داشتند که اساساً این کمیسیون تمدید شود و تقریباً با آنها که مذاکره کردم آنها موافق بودند و به صلاح مملکت می‌دانستند تشکیل این کمیسیون و تمدید را حالا اگر در قضیه فوریتش هم آقایان توافق حاصل کنند و دلیلش همان توضیحی بود که آقای مسعودی دادند چون مدت آن هم منقضی می‌شود و تا روز یکشنبه اگر اجرا نشود دیگر راهی ندارد بنا‌براین اگر فوریتش رأی بدهید مانعی نخواهد داشت و اگر معتقدید که باید اصلاح شود یکی دو تبصره می‌شود در آن موقع اضافه کرد.

6- تعیین موقع و دختور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- به فوریت دوم رأی می‌گیریم آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد. حالا امروز جلسه ختم می‌شود جلسه آینده روز شنبه ساعت چهار بعداز‌ظهر خواهد بود دستور همین لایحه.

یکی از نمایندگان- یکشنبه صبح چرا نباشد؟

مسعودی- یکشنبه موعد آن می‌گذرد مجلس یک ربع بعد‌ازظهر ختم شد.

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمی                                            

+++

 

یادداشت ها