wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0/0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/22]

جلسه: 71 یکشنبه 29 اسفند ماه 1333  

فهرست مطالب:

1- بقیه شور و تصویب لایحه بودجه کل کشور 1334 ارسالی مجلس شورای ملی

2- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 71

یکشنبه 29 اسفند ماه 1333

(دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب:

1- بقیه شور و تصویب لایحه بودجه کل کشور 1334 ارسالی مجلس شورای ملی

2- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

جلسه ساعت چهار و ده دقیقه بعد از ظهر به ریاست آقای ابراهیم حکیمی تشکیل شد.

رئیس - صورت جلسه قبل هم به واسطه توالی جلسات حاضر نشده بعداً طبخ و توزیع خواهد شد حالا اسامی غایبین جلسه صبح قرائت می‌شود.

غایبین با اجازه آقایان: تقی‌زاده- خواجه‌نوری- صدر- والاتبار- دکتر قاسم‌زاده- ملک‌زاده- سرلشکر بقائی- سزاوار- اسعد- بهبهانی- دادگر- سید محمد صادق طباطبائی- نمازی- امیر سلیمانی- سیف افشار- مشیر فاطمی.

غائب بی اجازه: آقای دکتر سید حسن امامی.

1- بقیه شور و تصویب لایحه بودجه کل کشور 1334 ارسالی مجلس شورای ملی

رئیس- آقای جمال امامی بفرمائید.

جمال امامی- عده کافی است؟

لسانی- بله برای مذاکره کافی است.

جمال امامی- بنده قصد نداشتم که مزاحم آقایان بشوم ولی قسمتی از بیانات بعضی از ناطقین مرا وادار کرد یعنی تحریک کرد بیایم اینجا توضیحاتی عرض کنم چون این بیانی که اینجا می‌شود اگر معلول به فرض باشد دستاویز به عده‌ای مغرض داده و به علاوه وسیله اغوای عده‌ای بی‌تشخیص می‌شود و بر ما است که بیائیم بیاناتی را که خلاف حقیقت است اینجا تصحیح بکنیم، قبلاً باید عرض کنم بنده یقین دارم همه آقایان مقید هستند که بین مجلسین و نمایندگان مجلسین اصطکاکی پیدا نشود (‌صحیح است‌) و نمایندگان مجلسین نسبت به هم نزاکت و ادب را مراعات کنند چون اگر چنین نشود خدای ناکرده برای مملکت گران تمام می‌شود بنابراین از اهانتی که نسبت به جناب آقای دیوان‌بیگی در مجلس از ناحیه بعضی از نمایندگان محترم شده بود بنده گله‌مندم ولی نسبت به آقای خلعتبری ایشان امروز بیاناتی فرمودند بدبختانه خود آقای دیوان‌بیگی تشریف ندارند من هم دلم نمی‌خواهد در غیبت ایشان عرایضی بکنم. آقای خلعت‌بری جز آنچه که جناب آقای شهاب‌الدوله در چند جلسه پیش فرموده بودند چیز دیگری نگفته‌اند  و حق گله ایشان نداشتند ایشان اظهار عقیده کرده بودند که خلاف حقیقت است و ایشان عقیده خودشان را خواستند بگویند که خلاف حقیقت بود. آقای دیوان‌بیگی در اینجا جمله‌ای فرمودند که اصلاً شایسته مجلس سنا نبود و اصلاً شایسته مملکت نبود (صحیح است) حالا بنده دلیل روشنش را عرض می‌کنم بلکه ایشان متوجه شوند فرمودند دولتی را که خارجی‌ها آوردند. خوب این دولت به فرمان شاه و به رأی مجلسین آمده اگر این اصلی را که ایشان فرمودند و ما قبول کنیم باید بگوئیم که شاه و مجلسین ما تحت نفوذ خارجی هستند؟ (یکی از نمایندگان- هیچ همچو چیزی نیست) و حال اینکه این طور نیست و نباید باشد خوب اگر این اصل را هم قبول کنیم (یکی از نمایندگان- چرا قبول کنیم) این که نسبت به خود آقای دیوان‌بیگی صادق‌تر است چون ایشان هم فرمان شاه را دارند با این تفاوت که فرمان شاه به زاهدی به وسیله همت و قیام ملت اجرا شد مال ایشان بی سر و صدا بود پس نباید ایشان یک چنین جمله‌ای را بیان می‌کردند. این قسمت اول عرض بنده بود قسمت دیگر از عرض بنده این است که وقتی من بی‌انصافی ببینم نسبت به دشمن هم باشد نمی‌توانم ساکت بنشینم این بی‌انصافی‌ها و غرض‌ورزی‌ها است که مملکت ما را به این روز نشانده است بنده بیست و چند سال پیش، جناب آقای دکتر صدیق اعلم شما که روانشناس هستید این را تجزیه و تحلیل بفرمائید.

جوان بودم و از تحصیل اروپا برگشته بودم از حالا خیلی ساده‌تر بودم حالا به علت تماس با آقایان یک خرده ورزیده‌تر شده‌ام مخصوصاً با دکتر امینی عرض می‌کنم یک رفیقی داشتم مرحوم فهیم‌الدوله خدا بیامرزدش روزی به من گفت جعفر خان چه کار می‌کنی؟ گفتم چطور؟ گفت اینجا آنجا نیست، گفتم چطور؟ گفت اینجا اگر جواب سلام کسی را به دیگری نگوئی به تو نمی‌گویند بی‌ادب گفتم می‌گویند چه؟ گفت فحش ناموس به تو خواهند داد این مملکت این طور است اگر از ریخت کسی بدتان بیاید و فلان تقاضا را که خواستیم انجام نشد می‌گوئیم خدایا غرقش کن من هم رویش. نه این طور نباید باشد بد را باید بد گفت خوب را باید خوب گفت من عرض کردم که با این آقای دکتر امینی هم مشرب سیاسی نیستم ولی این دلیل نمی‌شود که هر چه دکتر امینی می‌کند بگویم برای مملکت مضر است این طور نباید باشد بلی من از ایشان گله هم دارم گاهی راه‌هائی می‌روند که بنده آن را برای مملکت مفید نمی‌دانم خوب راه‌های دیگری هم می‌روند که بنده آن را مفید می‌دانم گاهی هم دست‌نشانده‌های دکتر شایگان را تائید می‌کنند (‌دکتر امینی‌- این اختلاف سلیقه است‌) من این آقایان وزراء می‌دانند، از یکی یکی بپرسید که من وزارتخانه‌های آنها را نمی‌شناسم و تقاضائی هم از ایشان نمی‌کنم و همگی خوب مرا می‌شناسند که آدم مادی نیستم و عقیده‌مند هستم که آدم مادی شد وجودش بی‌فایده است چون نفوذ کلام در آن صورت نخواهد داشت (دکتر صدیق‌- اساساً مضر است‌‌) روزی اگر مادی بشوم آقای دکتر امینی در مجلس می‌آید به من ان جواب را می‌دهد که دیگران می‌دهند این چند موضوع گفته شد یکی راجع به اینکه امنیت را ارتش ایجاد کرد و این مربوط به دولت نیست واقعاً حرف عجیبی است خیلی چیز عجیبی است از یک سناتور عجیبش اینجاست که خوب معلوم است برای اینکه ارتش

+++

یک وسیله‌ای است در دست دولت برای اجرا همین ارتش و این افسران در زمان مصدق‌السلطنه هم بود.

اینکه تازه ایجاد نشده آن موقع منتهی تو خیابان که می‌رفتید می‌شنیدید شهباز، شهباز ضد استعمار، اگر نمی‌گرفتید دخلتان را می‌آوردند نبود؟

(تصدیق نمایندگان) چرا؟ برای اینکه آن وقت سنگ را بسته بودند و سگ را گشوده بودند این را جلویش را می‌گرفت و آن را باز می‌کرد ولی این آمد برعکس کرد این را باز کرد و جلوی آن را گرفت این بی‌انصافی است ارتش که خودش آمر نیست مأمور است یک دولتی می‌خواهد که به او امر بکند و او اطاعت بکند و گرنه ما دو سه سال پیش ناظر بودیم معلوم می‌شود که صابون آن به جامه این آقایان نخورده که بفهمد چه بود؟ دو سال بود که من یکشب در یک خانه نمی‌توانستم بخوابم رفقای من رفقای نزدیک من برادران من نمی‌دانستند من در کدام خانه هستم مملکت این طور بود حالا من چه گناهی مرتکب شده بودم جز اینکه گفته بودم آقای دکتر مصدق به نظر من که یک وکیلی هستم این راهی که شما می‌روید راه صحیح نیست من غیر از اینکه چیزی نگفته بودم نامسلمان! و بعد برای همین می‌گفت که این مهدور الدم است قتلش لازم‌الاجر است ناموسش را توی خیابان‌ها بکشید فحش ناموس به او بدهید فحش مرده به پدرش بدهید این هم شد حرف خوب حالا که امروز این را می‌گویم اقلاً این فحش را نمی‌دهند (یکی از نمایندگان- به هیچ کس نمی دهند‌) نخیر آن موقع به بنده می‌دادند به شما نمی‌دادند، بنده هم معتقدم که این اداره تبلیغات اگر نباشد بهتر است این را من حق دارم بگویم نه جناب آقای دیوان‌بیگی چون در زمان رزم‌آراء این را گفتم زمان مصدق هم گفتم حالا هم می‌گویم ولی ایشان که در زمان مصدق این را نمی‌گفت و تأکید می‌کرد حالا حق ندارد فراموش کرده‌ای که دو سال نیم طومار به حلق این ملت چپاندند فحش ناموس به و‌کلا می‌دادند این یک سال پیش است آقا فراموش نشده است اشخاصی که او را تأکید می‌کردند حق ندارند این حرف را بزنند من نمی‌گویم خوب است یا بد است بلکه می‌گویم سر تا پای آن بد است اصلاً تبلیغات مال ملت و مملکت است نباید وسیله‌ای دست دولت باشد من این را آن روز می‌گفتم و حالا هم می‌گویم و ایشان آن روز تأکید می‌کردند امروز تکذیب این را اشخاص بی‌غرض حق دارند حمل به فرض بکنند راستی جناب آقای دکتر امینی یک فکری برای تبلیغات بفرمائید به نظر من اصلاً این تبلیغات در دست دولت هم باشد نمی‌تواند از آن استفاده بکند با این تشکیلاتی که دارد دولت هم نمی‌تواند از آن استفاده برد باید پایه و اساس آن را بر‌چید و بک چیز دیگری به جای آن گذاشت تا آن مبالغی را که صرف آن می‌کنند حتما هدر نرود و سوءاستفاده نکنند ‌اما راجع به بودجه درست است این بودجه مثل تمام بودجه‌های گذشته به قول آقای وزیر دارائی بی‌سر و ته بود جنابعالی نبودید دوره 16 چند ماه از سال گذشته بود آقای نریمان اقتصادی بزرگ وزیر دارائی شد روزی آمد یک بودجه‌ای به مجلس داد بعد از جناب آقای وارسته بود یعنی وقتی که جناب آقای وارسته وکیل بود خودش گفت عواید گمرک از بین رفت مالیات نمی‌دهند جنس وارد نمی‌شود عایدی دیگر نداریم یک روزی بودجه‌ای آورد روی میز گذاشت گفت یک میلیارد عایدات یک میلیارد خرج. گفتم اگر اجازه بفرمائید بنده همین جا پشت این تریبون بنویسم دو میلیارد عایدات و یک میلیارد عایدات خرج یک میلیارد را هم بدهم به شما بریزید توی جیب خودتان همیشه این طور بوده منتها با این تفاوت که آنها شش ماه بعد می‌دادند و اینها قبل از پایان سال می‌دهند با این تفاوت که آنها امیدی به عایدات نداشتند اینها امیدی دارند اگر قبح تبلیغات همین باشد که به قول آقای دیوان‌بیگی راجع به تقدیم بودجه قشقرق راه انداخته باشد ما راضی هستیم، روزی در تابستان گذشته خدمت رفقا می‌رفتیم به طرف همدان دیدم دو نفر دهاتی زیر دیواری نشسته‌اند دو تا بچه تراخمی هم بازی می‌کنند هر چه از این دهاتی‌ها پرسیدم اسم این ده چیه نمی‌توانستند بگویند گفنم رفقا می‌دانید اینها کی‌ها هستند اینها همان‌هائی هستند که تلگراف می‌کردند و تقاضای تصویب طرح هیئت 8 نفری را می‌کردند مگر نبود چند صد هزار نفر از بندر معشور تلگراف کردند، چند صد هزار نفر از جایی که 60 نفر ساکن دارد و از این عده 3 نفر با‌سواد نیست می‌گفت که 34 هزار نفر از بندر معشور طرح هیئت 8 نفری را تائید کرده است این وضع تبلیغات بود که حالا هیچ نیست اینم بد است آن هم بد است اما این خودش کمتر از آن است اقلاً فحش ناموس به من نمی‌دهند (وزیر دارائی- به هیچ کس نمی‌دهند) خوب آن وقت به بنده می‌دادند عرض کنم که بنده یکی از علل بدبختی این مملکت را عدم هماهنگی دستگاه‌های دولت می‌دانم تا این فساد را ما از بین نبریم هیچ کاری نمی‌توان کرد اگر شما ده تا وزارتخانه دارید مثل این است که ده تا وزارتخانه ممالک مختلف را دارید (‌دکتر صدیق‌- بلکه دشمن‌) یک نمونه روشن و بین من به شما نشان بدهم ببینید یک پیرزن خانه‌اش را این طور اداره می‌کند چند دفعه دیدید این خیابان‌ها را کندند بعد دوباره آسفالت کردند یک دفعه برای تلفن کندند یک دفعه برای لوله‌کشی کندند یک دفعه برای برق کندند یک دفعه برای کوفت یک دفعه برای زهرمار حتی یک دفعه هم اینها نه نشستند دور هم که بگویند چه می‌خواهند بکنند یک نقشه بکشند که من کی می‌کنم تو کی آسفالت کن آخر این را می‌شنوید بدنتان به لرزه نمی‌آید چند صد میلیون روی همین قضیه نفله شد؟ این شوخی بردار نیست و قس علیهذا .... تمام ادارات هم همین طور است تصور کنید اینها را یک کاری بکنید و دلیل عدم هماهنگی هم به نظر بنده این است که اولاً ما نمی‌دانیم چه می‌خواهیم نقشه نداریم به فرض محال هم که نقشه داشته باشیم صف متشکلی که باید این نقشه را اجرا بکند نداریم نمی‌شود که ده دوازده نفر دور هم بنشینیم مختلف‌المسلک و مختلف‌المشرب تصمیمی بگیریم این است که نمی‌شود این است که من معتقدم خوب یا بد در این مملکت یک دولتی بیاید که یک عده هم مشرب و هم مسلک باشند هم هدف باشند همه یک چیز بگویند همه یک چیز بخواهند بنده بگویم توده‌ای‌ها را از وزارتخانه بیرون بکنید ولی دیگری توده‌ای‌ها را بیاورد یا مثلاً رفیق شایگان را نباید به وزارتخانه‌ها راه داد ولی آقای وزیر دارائی از او خوشش بیاید آقا بفرمائید ارتش این کار را باید بکند ولی وزارتخانه دیگر نکند فرماندار نظامی یکی را بگیرد آن وقت در عوض دیگری او را ماچش بکند.

اینها است اوضاع و احوال و نظایر آنکه شهرداری آسفالت می‌کند لوله‌کشی می‌آید می‌کند این ایده ندارد وزیر کشاورزی بودجه بخواهد وزیر مالیه ندهد وزیر مالیه بدهد او عمل نکند نمی‌شود این طور است. به این دلیل هم هست که خودمان هم فهمیده‌ایم تا یک خارجی می‌آید توی کار می‌گوئیم که این را بدهیم به او، چطور است که این هماهنگی در دستگاه او خواهد بود ولی در ما نخواهد‌ بود وقتی هم به او می‌دهیم واقعاً اطمینان حاصل می‌کنیم این خجلت‌آور است می‌فهمیم و می‌کنیم اگر نمی‌فهمیدیم باز حرفی بود، فهمیده می‌کنیم اگر اصل چهار یک کاری را بکند حتماً شسته و رفته است.

بعد از 30 سال مرارت 30 سال جان کندن رضا شاه کبیر دوباره آمده‌ایم می‌گوئیم ما مستشار بیاوریم زهی نالیاقتی، زهی بدبختی‌- اقلاً می‌گوئیم آقا بیاور حرفش را نزن و اسمش را در مجلس نگو و بوق و کرنا راه نیانداز که ما نالایق هستیم من هم معتقدم این طور است دیگر سرشت ما را نمی‌شود عوض کرد باید از خارجی استفاده بکنیم ولی به دنیا چرا بگوئیم چرا به خارجی‌ها، به دنیا بگوئیم ما نالایقیم اقلاً این را نگوئید. بنده جناب آقای دکتر امینی عقیده‌مندم که این بودجه صحیح یا ناصحیح این عوایدی را که منظور می‌کنید و به هر وزارتخانه‌ای که سهمی می‌دهید این را یک کاسه بدهید حالا می‌خواهید که ناظر مالی در هر وزارتخانه داشته باشید ولی مجبور نکنید دستگاه وزارتخانه‌ها را که هر روز به اعضای وزارت مالیه مراجعه بکنند و این بودجه را بخواهند خودتان بهتر از من می‌دانید چه مفاسدی به بار می‌آورد این اصطکاک و تماس بین مأمورین دولت غالب این ارتشاء، دزدی‌ها، فسادها از اینها سرچشمه می‌گیرد خودتان می‌دانید ما هم می‌دانیم که دستگاه‌های ما خراب است شما هم بخواهید نمی‌شود دستگاه فاسد شده آن قدر فاسد شده که نمی‌تواند جلویش را بگیرید می‌گویند که من این را نگهداشته‌ام اگر ندادند نمی‌دهیم مگر این طور نیست؟ به هر وزارتخانه می‌گوئید وزیر مالیه اعتبار نمی‌دهد به هر جا مراجعه می‌کنید اولین دلیل عدم پیشرفت امور را همین‌ها می‌دانستند اقلاً این را قطع کنید این بهانه را از دستشان بگیرید اگر بودجه در اختیار دارند بفرمائید این را در مدت معینی در اختیار شما می‌گذارم یک ناظر ببرید روی آن نظارت بکند حالا اگر بخورد همین یکی می‌خورد یا با آن شریک محاسباتش می‌خورد دو نفری می‌خورد به جهنم ولی در این کمیسیون صد نفر می‌خواهند بخورند که 50 مقابل بیشتر است این کار را بکنید آقای دکتر امینی، اقلامی که دادید راجع به بودجه یک قسمتش را من قبول دارم راست است وقتی شما پیش‌بینی می‌کنید که واردات شما در نتیجه تسهیلاتی که از نظر اقتصادی برای مملکت پیش آمده رو به فزونی خواهد رفت و عواید گمرکی شما هم زیاد خواهد شد در این شکی نیست این را باید پیش‌بینی کرد گو اینکه راجع به دخانیات بنده آن طوری که ایشان توضیح دادند قبول ندارم اگر هم باشد خیلی جزئی است درست است وقتی که مملکت و مردم عایدشان بیشتر شده قوه خریدشان بیشتر می‌شود اجناس بیشتر به فروش می‌رسد ولی این مربوط به دخانیات نیست و این را هم نمی‌شود در حدود 100 و 120 میلیون تومان پیش‌بینی کرد این یک قدری اغراق آمیز است ولی نکته حساسی که آقایان ناطقین در ایرادشان را‌جع به بودجه تذکر دادند و صحیح است این است که بهیچوجه تناسبی بین خرج اداری و عواید نیست راست گفت آقای لسانی در قسمت‌های شما مخارج اداری شما بیشتر از مالیات‌های شما است بهتر این است این مالیات را نگیرید و این ادارات را ببندید گو اینکه این هم اشکالی دارد چون ما الان به مستخدم به عنوان مستخدم حقوق نمی‌دهیم به عنوان حق بیکاری حقوق می‌دهیم و الا یک پنجم این عده برای اداره این مملکت کافی است اگر وزیر دارائی بیاید از ما

+++

بخواهد که اینها را بیرون کند می‌گوئیم نه بابا. پس این درد را باید یک طوری علاج کرد این درد علاجش منحصر به یک عمل است و آن همان است که رضا شاه کرد باید کار ایجاد کرد کسی را بیاورید که این کار را بکند (‌سر‌لشکر فیروز‌- هر کس نمی‌تواند این کار را بکند‌) او را از آسمان بیاورید (‌سر‌لشکر فیروز‌- پس این آرزوست‌) من می‌گویم اگر می‌توانید حتی‌المقدور بروید بکنید بلی آرزوست نوابغ را هیچ وقت مردم پیدا نمی‌کنند نوابغ از زمین نمی‌جوشد تصادف او را می‌آورد و او را می‌اندازد جلو والا اگر دست من بود.

شیر بچه با مادر خوش گفت

پس از رفتن آخر زمانی بخفت

بگفت ار بدست من هستی مهار

نبیند کسم رفته در زیر بار

(سرلشکر فیروز‌- آخر شما می‌فرمائید اینها کار او را بکنند‌) نصیحت می‌کنم قربان نه او باور می‌کند که می‌تواند نه من باور می‌کنم آخر یک خورده باید انصاف داشته باشیم اوضاع و احوال دنیا را هم باید در نظر بگیریم که آیا امروز یک همچو قدرتی می‌شود ایجاد کرد یا نمی‌شود کرد اگر می‌شد کرد باز هم امیدوار بودم ولی مثل اینکه اوضاع و احوال دنیا اجازه نمی‌دهد یک همچو قدرتی در یک شخصی متمرکز شود اگر رضا شاه هم قدرتش را نداشت نمی‌توانست این کار را بکند به هر حال عرض کردم که راست است در این ادارات باید کار ایجاد کرد و از این وضع فعلی بیرون آورد اینها را سوق داد به طرف کارهای آزاد ولی یک کار می‌شود کرد جناب آقای وزیر دارائی به نظر قاصر بنده، درست است اینها را نمی‌شود بیرون ریخت و حقوق نداد ولی می‌شود دست اینها را از کارها کوتاه کرد بگوئید الزامی ندارد بیائی اینجا مزاحم بشوی و وسیله دزدی پیدا بکنی و بگویی که من در فلان اداره هستم و اگر فلان مبلغ را به من دادی می‌روم فلان کار را می‌کنم، این وسیله را از دستشان بگیرید چون هر قدر اعضای ادارات بیشتر بشود تماس مردم با آنها بیشتر است بدبختی مردم هم از همین است تماس ادارات و مأمورین را با مردم کم بکنید مردم راضی می‌شوند و این هم نمی‌شود مگر اینکه اینها را کم کنید این را حتماً به فکرش باشد هیچ کس در این مملکت از عقلای قوی به شما نصیحت نخواهد کرد که بروید اینها را بریزید بیرون حقوقشان را ندهید اولاً بروید پیر‌مردها را متقاعد کنید آقا عجبش اینجاست که همه جای دنیا متقاعد شدن یک پاداش است، افتخاری است. اینجا ذلت است نمی‌دانم چرا خجالت هم نمی‌کشند می‌آیند می‌گویند یعنی بگذار من دزدی بکنم آخر حقوقت را مفت می‌گیری به عوض این که کار نمی‌کنی، پیرمرد می‌آید به هزار نفر متوسل می‌شود که مرا متقاعد کرده‌اند می‌گوئیم خوب کلاهت را بنداز به آسمان می‌گوید ای آقا من بیکار نمی‌توانم بمانم یک شخص60،70 ساله می‌گوید خودش هم متوجه قبح مطلب نیست در دنیا مردم کار می‌کنند به این امید که یک روزی متقاعد بشوند و بروند در خانه گل کاری بکنند اما اینجا چرا راضی نیستند برای اینکه همه چیز موهن شده است دستگاه ما از صدر تا ذیل فاسد شده است پیرمرد فاسد است جوان هم فاسد است این حرف‌ها را باید بزنیم تا تنبیه بشوند نیائید بگوئید من احترام نسبت به قاضی دارم به کارمند اداری دارم اگر خوب بودند ما به این روز نمی‌نشستیم یک دفعه دیگر این عرض را کردم که دولت کنونی کم و بیش امنیت اجتماعی را ایجاد کرده یعنی مملکت در شرف سقوط نیست ما امیدواریم که امروز و فردا کمونیسم بر ما مسلط نشود تا این حدود جای امیدواری استولی تصدیق بفرمائید که امنیت انفرادی هیچکس ندارد برای ما مقدور نیست که داشته باشیم وقتی که شما اعتماد به دستگاه قضائی ندارید وقتی که می‌دانید قاضی با رشوه حق شما را پایمال می‌کند وقتی که شما اعتقاد به این دستگاه قضائی نداریدخوب چطور می‌توانید امنیت انفرادی داشته باشید این مملکت بدبخت ضعیف‌کش و قوی‌پرور است این هم سیر ملل ضعیف است موجودات ضعیف این طور می‌شوند اصلاً بدست هر کداممان برسد توی سر ضعیف می‌زنیم لگدی هم بهش می‌کوبیم در این چند ساله شما از بالا تا پائین این مملکت را یک خرده، یک ذره مطالعه کنید یعنی این ده ساله اخیر را ببینید این عرض بنده صحیح است یا نه بنده هم اگر ضعیف را گیر آوردم هر کس هم باشد بزنم توی سرش خوب این ترتیب مملکت ما است برای مهار کردن این یک دستگاهی لازم است که اقلاً بیاید این را تقبل کند و نگذارد این قضیه بشود تعدیل کند این را باید یک فکری کرد دستگاه قضائی‌تان دستگاه تأمینیه‌تان باید یک جوری عادت کنند و بگوئید آقا شما را نگذاشتم توی سر مردم بزنید توی سر عبور کننده حق مردم را چرا ضایع می‌کنید. رئیس، قاضی، اداری همه این ترتیب را باید داشته باشند باید یک کاری بکنید هم با تنبیه هم با نصیحت هم با تربیت، اینها را عادت بدهید و بگوئید آقا شما یک تکالیفی دارید و شما را نیاوردند که توی سر مردم بزنید شما را آورده‌اند که از مردم حمایت بکنید حق آنها را ادا کنید یک وقتی خوب زمان رضا‌شاهی این کم و بیش بود ولی او چاره نداشت و با هیچ چیز قانع نیستیم خوب یک فردی بود و آنهائی هم که در اطرافش بودند انصافاً نصیحت خوب بهش نمی‌کردند و اگر می‌کردند آن روز آن خبط و اشتباهات نمی‌شد من مطمئنم اگر رضا‌شاه را مطلع می‌کردند مملکت ما پایمال اجانب نمی‌شد ولی حقایق را بهش نگفتند این برای چیست این برای عدم شهامت ماست شهامت نداشتند اطرافیان بروند به او بگویند این راه را برویم توی چاله می‌افتیم استدعا می‌کنم آقایانی که زمام امور را در دست دارند حالا هم به این شاهنشاه جریان یا حقایق را عرض کنند یک روزی در حضور خود آقایان سناتورها بنده جسارتاً حضورشان عرض کردم قربان درد ما یکی است فرمودند چیه؟ گفتم بیائیم تصمیم بگیریم که همه راست بگوئیم تصمیم جدی هم بگیریم آنچه عقیدمان هست بگوئیم نترسیم مردم را اغفال نکنیم خودمان را هم گول نزنیم حقایق را که در دنیا است و هر چه هم تلخ باشد بگوئیم و اگر این کار را بکنیم گو اینکه اولش به مذاق تلخ بیاید ولی بار شیرین دارد. وزیر، سناتور راست بگوید سناتور هم از جاده انصاف خارج نشود و او هم راست بگوید اگر هم عیبی دارد بگوید این خلاصه عرایض بنده بود و بیش از این هم مزاحمتان نمی‌شوم (‌نمایندگان- صحیح است- احسنت)

رئیس- آقای فرخ.

فرخ- اگر چه موضوع بودجه موضوعی است که در تمام شئون مملکت می‌شود صحبت کرد ولی چون وقت اجازه نمی‌دهد وقت آقایان را نمی‌گیرم و به طور اختصار عرض می‌کنم علت عمده عدم تعادل بودجه ما زیادی مستخدمین است بیش از احتیاج، زیرا اقل اقل در حدود نود هزار نفر ما عضو زیادی داریم، در وزارتخانه‌ها بین شصت تا نود هزار نفر زیادی هستند و علاج این کار هم این است که ما استخدام جدید نکنیم ولی تبعیض هم نباید قائل شویم همین امروز ما تقاضا می‌کنیم که دانشگاه را استثناء کنیم آقا دانشگاه استاد البته پیدا نمی‌شود ولی مستخدم و پرستار و غیره برای چه استخدام کنیم همین‌هائی که هستند بیاورند عیب کار ما این است هر عملی که می‌کنیم یک استثناء هم جلویش است این استثناء چیست ما تصمیم بگیریم به هیچ صورتی مستخدم دید استخدام نشود و تمام مؤسسات مجبور باشد مستخدم از مستخدمین دولت بگیرند و از این راه تعدیل بکنند آخر اینکه دیگر کار نگین نیست و ابن استثناء را هم بگذارید کنار چون بنده عضو کمیسیون خارجه هستم در آنجا استثناء قائل بشوم و آقای وزیر مالیه هم در مالیه استثناء قائل شود این درست نیست و بعد هم البته باید ‌عرض کنم و آن این است که مخارج وصول مالیات آنچه بنده در نظر دارم بین صدی پنج و صدی هشت می‌شود و در مملکت مترقی و ارگانیزه دولت مصر که انگلیس‌ها سابقاً اداره می‌کردند و خرج‌تراشی می‌کردند تا صدی پانزده بود ولی در مملکت ما چرا تا صدی دویست می‌شود برای اینکه اعضای ما زیاد است شما درمحلی که پانزده نفر عضو می‌خواهید نود نفر آنجا عضو است این بدیهی است که هیچ وقت به هیچ جا نمی‌رسید بنده در این بابت زیاد صحبت نمی‌کنم فقط یک گله‌ای از آقای وزیر مالیه می‌کنم که ایشان با آن هوش سرشاری که دارند چطور شد اعتبارات مجلس سنا را در بودجه نگذاشتند و ندیدند اعتبارات مجلس سنا را با آنکه خودشان تعهد کرده‌اند در سال قبل باز فراموش کرده‌اند و اصلاً در بودجه نگذاشتند (‌صحیح است ) این خرج جدید نیست شما تعهد کردید ما تعهد داریم در سنه قبل، و این تعهد را بایستی عملی بکنیم این است که بنده به نام تبصره 25 تمنی کردم استدعا کردم آقا موافقت بفرمائید و با آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی هم بنده صحبت کردم البته آنها هم در رأی آخر خودشان این نکته را رعایت خواهند فرمود و امیدوارم که آقا بعد از این رعایت مجلس سنا را بیشتر بفرمائید و فراموش نفرمایند ما را در خاتمه عرایضم از آقای وزیر دارائی تمنی می‌کنم که راجع به آن قسمت از مبلغی را هم که در سنه قبل باید پرداخت شود و باز امروز مطالعه می‌شد توجهی بفرمایند که زودتر پرداخته شود و آن یادداشت و آن تبصره را هم توجه بفرمایند که زودتر ضمیمه بودجه بشود.

رئیس- آقای دهستانی.

دهستانی- بیانات آقای دیوان‌بیگی و آقای لسانی به عقیده من به مورد بود و دفاع آقای وزیر دارائی هم جز آنچه که فرمودند دفاع دیگری ممکن نبود که بیان کنند برای اینکه تما این بدبختی‌ها در اثر عمل گذشته این یارو اسمش چیه؟ مصدق بوده و دیگر تمام این بدبختی‌ها برای این بود که پس از وقایع شهریور ما تحول را از پائین شروع کردیم که همین تحول از پائین باعث قتل و غارت و فساد و سوء‌نیت شد و به جائی کشید که یارو باز دکتر مصدق سر بالا رفت و ملت ایران گوش او را گفت و به زندان انداخت ‌ولی هنوز ما گرفتار بدبختی هستیم که او نصیب ما کرده این کشور همان کشوری است که با مخارج هنگفت از خط آهن، خط شوسه بناهای دولتی و ملی و کارخانجات عدیده، کارخانه ذوب آهن تأسیس می‌کرد و در بودجه تفریغی هم صرفه‌جوئی نشان می‌داد و در لایحه دولت هم یعنی لایحه بودجه ذخیره و اندوخته از نفت هم داشت این همان مملکت است چرا به این صورت درآمده؟

+++

برای این است که تحول از پائین شروع شده ما هر چه به آقای وزیر دارائی عرض کنیم و اینجا صحبت کنیم، اعتراض کنیم حرفی است که به هوا خواهد رفت یگانه نتیجه‌ای که ما خواهیم برد و به این بدبختی خاتمه خواهیم داد شروع تحول از بالا است. چنان که دیدیم از دوره پنجم ناظر بودجه کشور بودم تا دوره چهارده که تحول از پائین شروع شد و روز به روز کار به جائی رسید که این کشور به این روز افتاد نهایت این پل پیروزی همسایگان، خانه خرابی و بدبختی ما را از هر جهت ایجاد کردند که بنده باید سکوت کنم (‌جمال امامی‌- سکوت نکنید‌) و حاجتی نمی‌بینم بیان کنم که به ما که ملت ایران هستیم چه کردند حالا هم بنده بیش از این عرض نمی‌کنم. تحول از پائین غلط است از بالا باید شروع بشود و اما عرضم راجع به بودجه چون آقای رئیس فرمودند که زودتر (‌وزیر دارائی‌- شب عید است بله) خوب جناب آقای وزیر دارائی هزار و سیصد قلم املاک مزروعی خالصه یک دینار عایدی ندارد؟ (‌وزیر دارائی‌- با وزیر کشاورزی است‌) به او چه به او تازه منتقل شده هزار و سیصد و ده مزروعی خالصه و املاک غیر مزروعی از مستغلات و زمین و غیر ذلک یک شاهی عایدات ندارد؟ اه خیلی عجیب است   پس آقا به قدر املاک اربابی هم صدی ده نمی‌توانند مالیات بدهند؟ واقعاً خیلی مسخره است یعنی بنویسید درآمد خالصجات پنج میلیون تومان و عیناً در خرج بنویسید خرج خالصجات پنج میلیون تومان پس درآمد کجا است اگر ملاک مزوعی درآمد ندارد آقای وزیر دارائی از ما  برای چه می‌خواهی؟ این یکی از سال 1322 چهل و پنج میلیون ریال در هر سالی که الان دوازده سال است به بنگاه مستقل آبیاری داده‌اند به علاوه در بودجه وزارت کشور هم یک قسمت آبیاری وجود دارد آب فروش می‌رود خانه‌ها هم علاوه بر این است آقا در این لایحه نوشته‌اند یک میلیون و چهارصد هزار تومان خرج، یکشاهی عایدی ندارد؟ التفات نکردید، انصاف بدهید اگر درست است گوش بدهید؟ جناب آقای وزیر دارائی فرمودند که این برآورد است و صحیح است یعنی پیش‌بینی از هزار و سیصد ملک هیچ چیز؟ این انصاف نیست بنده عرض می‌کنم که به جنابعالی و آقای وزیر کشاورزی اعتقاد دارم، اطمینان دارم ولی انصاف بدهید ملک خودتان هم همین طور است؟ و دیگر مخارج جنگل‌ها است مثلاً می‌آیند خرج درست می‌کنند برای ما و راه تهران جنگل درست می‌کنند و چه می‌کارند؟ عرعر، تو را به خدا ببین بادام چرا نمی‌کارید انگور چرا نمی‌کارید؟ دیروز از یک نفر از اهل گرگان پرسیدم که آقا آخر چرا این جنگل آتش می‌گیرد گفت مستحفظین جنگل خودشان جنگل را آتش می‌زنند و بعد عمله می‌گیرند و به نام عمله یک پولی گیرشان می‌آید می‌آورند خاموش می‌کنند بنده عرض می‌کنم آقای عدل جنابعالی تصور می‌کنید، غفلت می‌کنید این مستخدمی که می‌گوید هزار و سیصد ملک هیچ عایدی ندارد فردا آن را می‌خواهند برای صندوق تعاون برای بنده و دیگران تعیین بکنید که ملک بنده را آباد کنند؟ بنده عرایضم را خاتمه می‌دهم فقط و فقط آن چیزی که ما باید عمل کنیم تحول از بالاست چنان که دیدید.

رئیس- آقای وکیلی

وکیلی- بنده عرایض زیادی ندارم و نمی‌خواهم آقایان را خسته بکنم ولی از تمام صحبت‌هائی که اینجا می‌شود صدی نود و نه یأس است‌. تنقید در صورتی که در یک کشوری اگر امیدواری باشد و تشویق باشد کار بیشتر جلو می‌افتد همیشه مقایسه می‌کنیم گذشته و حال را آینده را هیچ فکر نمی‌کنیم یکی از نمایندگان محترم راجع به آلمان صحبت کردند آقا آلمان ممکن است که یک میلیون و دویست هزار خانه بمبارده شده هفت میلیون تلف شده‌اند امروز که خرابه‌های آن را برمی‌دارند نعش از آن بیرون می‌آید و از اشغال کننده یک ذره تنقید ندارند فقط مشغول کارند آقا ما جز به کار به هیچ چیز احتیاج نداریم آقایان بودجه این مملکت بیست و پنج میلیون تومان بوده است امروز بودجه این مملکت آمده است به یک میلیارد و چهارصد میلیون امیدوار باشیم برویم به جلو و بنده در جزئیات آن وارد نمی‌شویم ولی من امیدوارم سال 34 بودجه سه مقابل این بودجه بشود ما احتیاج به فرهنگ داریم مملکت به این بزرگی آقایان قدرت مملکت را با دو چیز مقایسه می‌کنند تولید آهن و ذغال سنگ رشدش را با دو چیز دیگر مصرف کاغذ و صابون ما بیست و یک میلیون جمعیت داریم الان چهل و یک میلیون آنها دو میلیون تن کاغذ مصرف دارند ما بیست هزار تن یعنی یک صدم کاغذ آنها نمی‌شود در یک مملکت از یک دولتی و از یک ملتی نمی‌شود توقع بیش از این کرد دست بدست هم بدهیم آقایان کار بکنیم کار عیب ندارد بنده نمی‌گویم که در وزارتخانه‌ها نقائصی نیست هست برویم کمک کنیم اصلاح کنیم و کار را انجام بدهیم این صد و هفتاد هزار عضوی که مستخدم هستند، اینها اهل همین مملکت هستند پول می‌خواهند، نان می‌خواهند باید نان بهشان داد ولی هر فردی که در دولت است باید کار بکند این صد و هفتاد هزار مستخدم برای این مملکت زیاد نیست ولی باید کار بکنند و چون کار نمی‌کنند برای ما گران است این مملکت فعالیت ندارد و الا آدم نمی‌تواند پیدا کند برای کار ما باید چشم‌ها را باز کنیم یک مسجد سلیمان برای ما به اندازه بودجه‌‌اش عایدی داده است این را در آن گوشه، در شمال هم داریم در شمال شرق هم داریم در جنوب هم داریم در وسط مملکت هم داریم از یک معدن مملکت می‌شود بودجه را تأمین کرد باید دست بدست هم بدهیم و کمک به هم بکنیم و حمایت بکنیم و هر دولتی که صالح باشد نگاهداریم تنقید را کمتر بکنیم البته تنقید به حساب همیشه باید کرد تنقید به حساب یعنی راهنمائی اما نه اینکه بی‌جهت بیائیم یک عددهایی اینجا درست کنیم مثلاً اینجا یکی از آقایان فرمودند که پنج میلیون لیره نزول می‌دهیم این یک میلیون و نیم است یک میلیون و نیم را پنج میلیون به افکار عمومی نبایستی نشان داد در صورتی که همین عایدات همین قرضه برای ما خیلی چیز خواهد داشت (لسانی- اگر بنده را می‌فرمائید بنده چنین چیزی عرض نکردم) 75 میلیون دلار با صدی دو چقدر می‌شود نزولش؟ می‌شود دو میلیون دلار با صدی پنج صد میلیونش می‌شود 1/5 میلیون آن هم 1/5 میلیون می‌شود دو میلیون و خرده‌ای بنده اهل حسابم با رقم کار دارم عایدات ما امسال از بابت گمرک بیش از آن خواهد شد که در بودجه گذاشته‌اند (‌لسانی‌- با آن معافیت‌هائی که داریم؟‌) با تمام آن معافیت‌هائی که داریم برای گمرکان و صنایعمان آقای لسانی باید دست بدست هم بدهیم و این مملکت را نجات بدهم، کار دیگر نداریم اینها را باید گفت چند روز پیش یک دانمارکی که میلیون‌ها داد و ستد می‌کند اینجا آمده بود و نهار با من بود گفت متأسفانه ما گوشت نمی‌خوریم یا در مریضخانه مصرف می‌شود یا صادرات می‌شود کدام یک از ما‌ها هستیم که اگر یک نفر مهمان داشته باشیم غذا برای صد نفر درست نکنیم؟ آن وقت می‌گوئیم پائینی‌ها گرسنه‌اند ما هم باید مثل آنها زندگی کنیم و توجه نمی‌کنیم فقط برای اداره اصلاحات تلفن این مملکت پنجاه میلیون دلار پول لازم است تا بتوانند آنجا حرف بزنند بی‌پول بی‌فعالیت، بی‌فکر کاری نمی‌شود کرد، فرمودند رادیو من تصدیق دارم رادیو در تمام دنیا آقا عمومی است مال دولت نیست در تمام شهر نیویورک 1807 فرستنده هست مال دولت نیست تمام مال مردم است پنج نفر جمع می‌شوند و رادیو درست می‌کنند و مطلبشان را می‌گویند ولی در اینجا من و شما اگر دولت می‌شدیم اجازه نمی‌دادیم کسی بر علیه ما حرف بزند خودمان را بگذاریم جای دولت من دوات شوم یک کسی بیاید به من فحش بدهد هیچ جای دنیا این اجازه را نمی‌دهند هیچ دولتی نیست که اجازه بدهد من و شما یک رادیو درست بکنیم و مردم را آنجا فحش بدهیم بنده آقایان از دولتی که کار می‌کنند و نتایجی از آن می‌گیرند همیشه از آن حمایت می‌کنم و حمایت من هم فایده‌ای ندارد ولی همیشه حق‌شناسی و حمایت می‌کنم و دولتی که ما حاضر داریم بی‌نقص نیست بی‌عیب نیست ولی این دو تا را در ترازو بگذارید مقایسه کنید ببینید چه کرده مملکتی که آمده‌اند 9 میلیون، ده میلیون دلاری که در صندوق بین‌المللی داشتم گرفتند چهارده میلیون لیره پشتوانه را خرج کردند، پنجاه میلیون تومان قرض اجباری از حسن و حسین و غیر ذلک گرفتند و همه را به طلبکارها می‌دادند حالا یک دولتی آمده است تمام این کارها را درست کند و صد و پنجاه میلیون دلار از برای شما اعتبار درست کرده کار نفت را هم تمام کرده و این خرج‌ها را داده و امنیت ایجاد کرده ما هم باید دست بدست هم بدهیم عرض کردم نقایص ما کار امروز و فردا نیست از حالا هم در عرض یک سال و دو سال هر توقعی داشته باشیم امکان ندارد که امروز یک دولت را بردارند و یک دولت دیگر بگذارند و این امکان ندارد در این مجلس بیست و سه وزیر داریم سه نخست وزیر و تمام‌شان گرفتار بودند وقتی که آمدند پشت صندلی نشستند دیدند مشکلاتش چیست من هم تا زمانی که اینجا نشسته‌ام پشت این تریبون چهار ساعت می‌توانم تنقید کنم آقا دو سال زحمت کشیدیم تا این سنا را درست کردیم مملکت به این پهناوری را چطور می‌شود آناً درست کرد باید دست بدست هم بدهیم و جز ایجاد تشویق راه دیگر نداریم و استدعا می‌کنم از رفقای خودمان دست به هم بدهیم و با هم کار بکنیم و دولت‌های خودمان را نگاه داریم بیش از این هم عرضی نداریم.

رئیس- آقای وزیر دارائی

وزیر دارائی (آقای دکتر امینی)- جناب آقای نیک‌پور در بودجه وزارت اقتصاد ملی فرمودند که بودجه اقتصاد ملی را که به این ترتیب در این بودجه ذکر کردیم نظری است که فعلاً ایجاد شده این صحیح است ولی متأسفانه تقسیم وزارت اقتصاد ملی به قسمت تجارت و فنی و معاون چون قطعی نبوده است از حیث تشکیلات و اگر می‌خواستیم منتظر آن تشکیلات قطعی می‌شدیم این بودجه معوق می‌ماند به این جهت در اینجا منظور شده و من اطمینان می‌دهم بعد از آنکه قطعی شد و تشکیلاتش تعیین شد این مبلغ کل را به همان تناسب تقسیم کنم و بنده خیال می‌کنم که خود آن تشکیلات مستلزم این خواهد بود که لایحه خاصی بیاوریم و وقتی که حاضر شد تقدیم می‌شود و از آن نظر نگرانی نیست (نیک‌پور- اداره چای) آن منحل می‌شود می‌رود پی کارش چون به نظر من موردی نخواهد داشت زیرا چای‌هائی که داشتیم فروختیم و در سازمان نوینی هم که برای تشویق چای در نظر گرفتیم جا به جا می‌کنیم عرض کنم که راجع به بیانات جناب آقای جمال امامی ایشان یک نصایح سودمند فرمودند

+++

به دولت و تشکیلات دولت و یک قسمت عمده‌اش هم مربوط به خود بنده است که راجع به این وزارت دارائی اشکال‌تراشی می‌شود در کار وزارتخانه‌ها این راست است و خودشان هم این افتخار را داشته‌اند که عضو وزارت دارائی بوده‌اند و شریک بوده‌اند و همکار بوده‌اند وزارت دارائی یک قسمت از اشکالش صحیح است چون متأسفانه نبایستی این اعتبارات بیهوده صرف بشود و وزارت دارائی از این جهت می‌تواند از این مخارج کم کند و البته اشکال می‌کند و بنده امیدوارم که ترتیبی داده شود که بودجه‌هائی که در اختیار وزارتخانه‌ها بعد از تصویب بودجه تفصیلی می‌گذارند این دیگر درش بحث و تردید نباشد حالا بنده نمی‌خواهم وارد بشوم که بودجه سه مرحله دارد سهمیه، مصرف اجرای بودجه سند خرج و این ترتیبات هم خودش یک مبحثی است که مطابق قانون محاسبات عمومی بایستی از طرف وزارت دارائی یک ناظری باشد که آن مخارجی را که وزیری می‌کند نظارت بکند البته ایجاد هماهنگی در دستگاه دولت همان طوری که ایشان فرمودند بسیار صحیح است. و راجع به همین جاده کندن یک روز به عنوان لوله‌کشی و یک روز به عنوان تلفن شاید بودم خود بنده یک روز در هیئت دولت تذکر دادم البته اینها باید به تدریج درست بشود و یک نظم و ترتیبی به وجود بیاید بنابراین بنده امیدوارم این تذکرات را دولت در نظر بگیرد که نظر آقایان تأمین بشود.

راجع به بودجه سنا آقای فرخ فرمودند که شاید توجه نشده بنده جسارت می‌خواستم عرض بکنم که شاید خود آقایان کارپردازها در قسمت بودجه خودشان منظور نکرده‌اند و الا اگر منظور کرده بودند و فرستاده بودند وزارت دارائی یا همه آن را منظور می‌کرد یا لااقل چانه می‌زد کم و زیاد می‌کرد چون منظور نشده و رعایت نشده البته فرمایش ایشان صحیح است این را باید در اینجا منظور کرد و لذا بنده خیال می‌کنم که تبصره‌ای به عنوان تبصره 25 اگر آقایان موافقت بفرمایند اضافه کنیم که وقتی به مجلس شورای ملی برمی‌گردد تصویب بشود تبصره این است.

تبصره 25‌- به وزارت دارائی اجازه داده می‌شود که مبلغ 000/340/38 ریال بابت بقیه قیمت عمارت ابتیاعی مجلس سنا و ساختمان جدید به منظور تکمیل عمارت و تهیه اثاثیه و مخارج مربوطه آن را پرداخت نماید البته این محل شبهه نیست که از قلم افتاده و می‌خواستم بگویم که این تصور را همه‌اش را به عهده وزارت دارائی نگذارید.

جناب آقای دهستانی فرمایشی فرمودند که بنده خیال می‌کنم که در آن قسمت خالجات واین ترتیبات این موضوع جمعاً و خرجاً را در نظر بگیرید اگر جمعاً و خرجاً را در نظر گرفتید آن وقت درآمد بیشتری داشت حسابش رسیدگی می‌شود منظور می‌شود همین سال گذشته شاید یک میلیون تومان بیشتر بدهکاری‌های دستگاه خالصه را پرداخته‌اند این قسمت جای نگرانی نیست و جناب آقای وزیر کشاورزی توضیح خواهند داد در مورد تحول که فرمودند همت بکنیم بوجود بیاید این تحول را خود آقای دهستانی شروع بکنند.

دکتر سعید مالک- تبصره سنا را دوباره بخوانید.

(آقای وزیر دارائی مجدداً تبصره تقدیمی خود را به شرح سابق قرائت کردند)

وزیر دارائی- اگر مبلغ بیشتری بخواهید چه عرض کنم ولی این عبارت کافی است.

رئیس- آقای وزیر کشاورزی.

وزیر کشاورزی (آقای احمد حسین عدل)- وزارت کشاورزی همیشه مورد توجه و عنایت مخصوص جناب آقای دهستانی است که البته متخصص آزموده و مجرب این قسمت هستند بنده هم به اطلاعات علمی و عملی ایشان احترام می‌گذارم و استفاده می‌کنم از فرمایشات ایشان ولی از لحاظ بودجه‌ای مثل اینکه ایشان توجه نفرمودند که بعضی ارقام در بودجه جمعاً و خرجاً منظور می‌شود یعنی یک مبلغ بودجه می‌دهند به آن یک مبلغ هم درآمد و اگر درآمدی دارد در خرج منظور می‌شود خالصه 3 میلیون تومان عایدی داشته آقای دهستانی در سال 34- 5/7 میلیون تومان عایدی آن منظور شده یعنی دو میلیون بیشتر از آن رقمی که الان در این بودجه نوشته شده امسال 6 میلیون تومان درآمد خالصه بوده در ظرف یک سال و نیم دو برابر شده اتفاقاً دستگاهی که حسابش را بسته تراز‌نامه‌اش را حاضر کرده خالصه است که می‌فرستم خدمتتان بنده مدعی نیستم که خالصه می‌تواند خوب کار کند محال است خالصه می‌تواند کار کند در کلاردشت خالصه داریم در بساطین خوزستان خالصه داریم در ترگور و مرگور هم خالصه داریم در جاهای دیگر هم خالصه داریم، مالک این طوری نمی‌تواند ملکش را خوب اداره بکند به خصوص که خوب، دستگاه دولتی است ولی بنده نمی‌توانم عرض کنم که آن طوری که مورد نظر آقایان است و تا آنجا که می‌توانیم رسیدگی بکنیم بنده ادعا می‌کنم که عمل ما کمتر از یک مالک خصوصی نیست امسال در خالصجات گرمسار سه میلیون تومان محصول پنبه ما فروختیم یعنی هکتار سه هزار تومان برداشت پنبه خالصه است ده هزار کیلومتر الان ما داریم ایجاد می‌کنیم مدرسه می‌سازیم جنابعالی هم صوفی آباد دارید برویم با هم مقایسه می‌کنیم آنجا را یک خرج بزرگ خالصه این دعاویش هست آقا در محاکم دعاوی زیادی دارند همان طور که جناب آقای وزیر دارائی بیان فرمودند هزارها تومان در این یک سال محکومیت‌های دولت را در محاکم ما پرداختیم و درآمدی که اضافه می‌شود باید برای خرج این خالصجات مصرف شود و آن پول که در خرج نوشته‌اند این این طور نیست که تمام خرج پرسنل و ادارات می‌شود خرج عمران و آبادی است بقیه آن باید برود خزانه، که الان در کمیسیون مشترک مجلسین مطرح است آبیاری همین طور آبیاری 14 میلیون درآمد تأسیساتش است و وزارت دارائی بودجه‌ای در اختیار بنگاه آبیاری می‌گذارد که خرج امور آبیاری می‌کند نه اینکه همه‌اش را بخورند.

راجع به جنگل کاری هم اشتباهی که می‌فرمائید این است که آن کسی که به جنابعالی اطلاع داده است این است که می‌خواهند زمین را حاضر کنند بنده نمی‌دانم ولی آنچه که بوده می‌دانم که این آتش‌سوزی‌ها در نتیجه برای زراعت آتش می‌زنند بعد سرایت می‌کند به جنگل و این حرفی که جنگل‌ها سوخت این حرف است شما یک هیزم را که می‌خواهید بسوزانید اگر تر باشد در بخاری نمی‌سوزد چطور ممکن است یک جنگل فرسخ در فرسخ درخت سر پا با یک کبریت بسوزد 196 هکتار جنگل سوخته آن هم برگ و شاخه جوان درخت در حدود 15،14 تا درخت کهن سوخته از اینجا تا آنجا که فرمودند خیلی فرق است.

راجع به عر عر البته اسمش خوب است ممکن است که اسم لاتین آن را بگویم شاید بیشتر خوشتان بیاید این یک سیاستی است که ما راجع به درختکاری داریم آنجائی که دیگر هیچ درختی نمی‌شود کاشت این درخت را می‌کاریم.

رئیس- آقای مسعودی

مسعودی- بنده می‌خواستم یک توضیح مختصری به عرض آقایان برسانم و آن راجع به این است که مذاکرات البته دیگر درباره ماده واحد نیست یعنی آقایان اجازه نخواسته‌اند مگر راجع به تبصره‌ها و فقط در مورد تبصره‌های 20 و 21 بعضی از آقایان نظریاتی دارند ما مطابق نظامنامه ملزم نیستیم که تمام تبصره‌ها را بخوانیم مگر آنکه تبصره‌ای تجزیه بشود بنابراین اگر آقایان موافقت بفرمایند تبصره‌ها قرائت نشود فقط آقایانی که راجع به تبصره 20 و 22 فرمایشی دارند یا پیشنهاداتی دارند بفرمایند و الا عرض کردم که الزامی در خواندن تمام تبصره‌ها نیست بنابراین تبصره‌ها یک یک قرائت نخواهد شد و خواستم این توضیح را عرض کرده باشم که اگر در این باب فرمایشی دارند بفرمایند.

نمایندگان- لزومی ندارد.

رئیس- آقای آموزگار

آموزگار- چون بنا شد که صحبت زیاد نشود بنده هم می‌خواهم زیاد صحبت نکنم همه حرف‌ها از طرف آقایان نمایندگان محترم گفته شده است بنده دو نکته لازم است عرض بکنم یکی راجع به وزارت راه است که در بودجه نوشته شده است بنده به ‌سهم خودم از آقای وزیر راه تشکر می‌کنم که در این مسافرتی که به فارس کردند در جاهای دیگر هم کردند خوب رسیدگی و توجه کردند. عرض دیگرم این است که خانلق را که سه میلیون قیمت آن بوده خود اعلیحضرت همایونی خریده‌اند و مربوط به اموال ارثی نبوده و پشت دروازه حضرت عبدالعظیم واقع است چهار ماه است که تقریباً 15 کیلومتر راه آن خراب شده و امسال ما دو تا جیپ استیشن خرد کردیم برای اینکه این راه قطع می‌شود سه میلیون خرده مالک اعلیحضرت همایونی در آنجا ایجاد کرده‌اند چون خرده مالک بی‌سواد و بی‌سرمایه است اگر چنان چه به او کمک نشود خیانت به مملکت است برای اینکه مالکی که هست یک لک و لکی می‌کند ولی اگر خرده مالک ایجاد کردید و کمک به او نکردید از بین می‌رود خانلق را که اعلیحضرت همایونی خریداری فرموده‌اند راه ندارد و دو نامه هم نوشتیم خدمت‌تان توجه هم کرده‌اید یعنی دستور هم داده‌اید ولی تا بیست روز پیش راه قطع بوده من می‌خواستم تقاضا بکنم حالا که بودجه مملکت مطرح شده اقلاً به دست بنده یک بهانه‌ای داد که عرض کنم این جاده‌ای که پشت گوش تهران است راهش با طهران قطع شده این فقط 15 کیلو‌متر یا شوسه است یا شن‌ریزی است که تقاضا می‌کنم به آن توجه بکنید. قسمت دیگر راجع به اداره انتشارات و تبلیغات است آقایان متوجه هستند که مملکت ما دارای زبان فارسی است زبان فارسی ادبی زبانی است که خدا شاهد است در آمریکا خود بنده امتحان کرده‌ام معلمینی که شبی در «‌آمریکا ارگانیزیشن‌» بودند گفتند سه نفر که با هم هم‌زبان هستند حرف بزنند ببینیم که کدام یک از اینجا زبان‌ها بهتر است عرب بود چین بود ترک بود ژاپونی بود خدا شاهد است همه‌شان گفتند این عجب زبانی بود که به گوش آن قدر خوب آمد که همه ما لذت بردیم یک زبانی به این خوبی و شیرینی که باید استانداردش همین ادراه تبلیغات باشد به این صورت نادرست ادا می‌شود در همه جای دنیا « BBC » بی بی ث یعنی رادیو و آن قسمت سخنگوئی که به نام دولت هست باید بهترین سخنگوها و بهترین فضلا در آن صحبت کنند در این رادیو عده‌ای از آنها به قدری بیسواد هستند و غلط حرف می‌زنند که خدا شاهد است آدم خجالت می‌کشد خوب شما که پول خرج می‌کنید چهار نفر آدم با سواد بیاورید در اینجا صحبت بکنند چرا این افتضاح را بار می‌آورید. دیگر اینکه موسیقی ملی را می‌خواهید ترویج کنند موسیقی ملی یکی از هنرهای زیبای ایرانی است باید آن را حفظ کرد ولی چرا به یک عده

+++

پول می‌دهید که بیایند در آن جا نوحه خوانی کنند. (‌نبیل سمیعی‌- کوچه باغی است آقا‌) راجع به املاک خالصه به طوری که آقایان مستحضر هستند اعلیحضرت همایونی بی‌مطالعه نفرمودند با دقت فرمودند روی تجربه املاک خودشان را که تقسیم کردند با راهنمائی و تعلیمات آمریکائی موفق شدیم همین آقای وزیر کشاورزی دو سه مرتبه بازرس فرستادند در آنجا و تصدیق کردند که خرده مالک ایجاد کردن اگر سرپرست داشته باشد بهترین کار است برای این مملکت و بنده خیال نمی‌کنم که امروز کسی باشد و مخالف باشد که اگر خرده مالک ایجاد شد نه تنها سطح زندگی برود بالا مؤثرترین عامل برای جلوگیری از کمونیسم همین خرده مالک است برای این مملکت ولی به شرط‌ها و شروط‌ها خالصه‌ای که قانون آن گذشت که باید خرده مالک ایجاد شود حتی مکلف کردیم که وزیر کشاورزی را برود در محکمه و مشاع‌ها را افرازش را بخواهد و مطابق قانونی که گذشته اصلاح بشود یک بودجه هنگفتی برای نگاهداری بنگاهی گذاشته شده نمی‌خواهیم انتقاد بکنیم ولی توجه داشته باشیم اگر شما این خرده مالک را ایجاد بکنید و آن برنامه و تخصصی که جناب آقای وزیر کشاورزی دارند باور بفرمائید که خدمتی می‌شود به این مملکت و در این قسمت خواستم تذکر بدهم که پنجاه میلیون برای بنگاه خالصه گذاشتیم این درآمدی که دارد و می‌فرمائید پنبه و گندم خدا برکت بدهد به بازار دنیا که قیمت پنبه را برد بالا و الا شما در پنبه خالصه ضرر داشتید شما باید آن طوری که باید و شاید از خرده مالک حمایت کنید تا مفاسد و معایبی ایجاد نشود تذکر مختصر دیگر اینکه در دو جای این ارقام انتظار خدمت را دو جا نوشته اگر یک قلم است یک جا باید بنویسد دو جا برای چیست در قلم 55 نوشته است انتظار خدمت و تعهدات 30 میلیون ریال در صفحه بعد در رقم 87 نوشته شده اعتبار کمک حقوق باز نشستگان و منتظرین خدمت آنجا اسم فاعل استعمال کرده اینجا اسم مصدر نوشته گفته انتظار خوب این را یک جا می‌نوشتند مبلغ را هم می‌نوشتند.

رئیس- آقای دکتر سعید مالک.

دکتر سعید مالک- بنده خوشبختانه آدم پر حرفی نیستم و امروز هم حالم مقتضی نیست که اصلاً صحبت بکنم ولی از روی ناچاری راجع به تبصره 20 باید یک عرایضی بکنم در تبصره 20 طوری ذکر شده است که استادان مشمول این تبصره می‌کند در صورتی که برای استادان دانشگاه و تقاعد آنها قانون مخصوصی هست که در فروردین ماه 28 به تصویب رسیده است و خیال می‌کنم این تبصره آن قانونی را سست می‌کند یا به کلی از بین می‌برد و با این تبصره یک عده زیادی از قضات و استادان دانشگاه قضات دیوان کشور بر کنار می‌شوند. ما در یک مملکتی زندگی می‌کنیم که احتیاج به علماء و قضات و اشخاصی که حقیقه تحصیل کرده و تجربه اندوخته‌اند دارد. اگر بنا باشد که در سن 65 سالگی تمام این استادانی که زحمت کشیده‌اند سال‌ها تجربه آموخته‌اند و امروز مهیا هستند که ابنای این مملکت را تربیت بکنند طبیب تربیت بکنند قاضی تربیت بکنند یا اشخاصی دیگر، اینها را این طور کنار بگذاریم عوض اینکه امور مملکت رو به بهبودی برود بدتر می‌شود برای اینکه شما آدم لازم دارید متأسفانه این مملکت مملکتی است که از تمام ممالک بیشتر به عالم احتیاج دارد به جهت اینکه ما خیلی عقب مانده هستیم ممالکی هستند که از صد نفر یک نفرشان هم بی‌سواد نیست اما اینجا حساب بکنید ببینید چند نفر در صد نفر بی‌سواد هستند. این مملکت احتیاج دارد که دانشگاه‌های آن دانشکده‌های آن هر روز توسعه پیدا بکند، این دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها جوان است اول زندگی آنها است اگر بنا باشد که اینها را در یک دیواری محصور بکنیم و نگذاریم توسعه پیدا کنند کار این مملکت مشکل خواهد شد. بنده تصور می‌کنم که با این متقاعد کردن استادان و با این ترتیب یک عده زیادی از اینها از بین می‌روند و عیب کار این است که این علماء را وقتی متقاعد کردند می‌روند چند روز یا چند ماه دیگر می‌میرند معمول اینها این است مثال و شاهد عرض بنده این «فلمینک» است فلمینک مشهور انگلیسی که «پنیسیلین» را کشف کرده است این مرد تا دو ماه پیش کار می‌کرد دو ماه پیش او را متقاعد کردند به محض اینکه او را متقاعد کردند این مرد رفت در خانه‌اش بعد از دو ماه مرد به جهت اینکه اسباب مشغولیت او را از دستش می‌گیرند و «دزاپوانته»

(Desappointe) می‌شود، پروفسور «دیولافوا» ی مشهور را خودم در پاریس بودم که متقاعد کردند بعد از یک ماه و نیم دو ماه افتاد و مرد.

این علماء را نباید این طور متقاعد کرد بنده حتی معتقدم اطبائی را که به سن تقاعد رسیده‌اند بدون حقوق دعوت کنند حقوق تقاعدش را به او بدهند زندگی می‌کنند آنهائی را که در 75 سالگی متقاعد می‌کنند نمی‌توانند کار بکنند بفرستند و یک «کنسولتاسیون» مریضخانه را به او بدهند بنشیند آنجا مریض را ببیند، این مرد چون مجرب است مریض را معاینه خواهد کرد و تشخیص خواهد داد و خودش می‌تواند دستورالعمل بدهد. در فرانسه هم معمول بود و حالا هم معمول ات و به این ترتیب آنها را حفظ می‌کنند اینها برای شما طبیب تربیت می‌کنند اشخاصی تربیت می‌کنند که حقیقةً به درد این مملکت می‌خورند ما یک مملکتی هستیم که دو تا دانشگاه داریم که آنها هم تقریباً ناقص است یکی دانشگاه تهران‌تان است یکی دانشگاه تبریزتان است و چند تا هم دانشکده اسماً داریم حالا ببینیم در جاهای دیگر چند دانشگاه هست در انگلیس 17 دانشگاه است در روسیه 30 تا دانشگاه است در آمریکا که مملکت جدیدی است چند صد سال بیشتر نیست که آمده 1680 دانشگاه است و اینها درست نشده‌اند مگر با وجود علماء، علمائی که در آن مملکت تحصیل می‌کنند و به آن مقام می‌رسند ما در اینجا در این دانشگاهمان یک عده عالم داریم اینها را هم اگر به این ترتیب متقاعد کنیم چیزی باقی نخواهد ماند که بتوانیم به وسیله آنها مردم را تربیت بکنیم. (دکتر اقبال- همه موافقند) یک قدری توجه بفرمائید شما فکر بکنید که مملکتتان سرمایه لازم دارد، بزرگترین سرمایه در یک مملکت نفوس آن مملکت است این را چطور باید حفظ کنید، این کاپتال هومن است و این سرمایه انسانی را چطور باید حفظ کرد؟ همین طور که نمی‌شود یک بچه را بگذارند توی کوچه زندگی بکند و آدم بشود، آنهائی که به علت فقدان بهداشت از بین رفته‌اند، رفته‌اند ولی برای آنهائی که زنده‌اند بهداشت لازم است، طبیب لازم است و اطباء را برای تأمین این نظر باید تقویت نمود، در دانشکده‌ها الان معلمینشان را متقاعد می‌کنند و به جای آنکه بچه‌ها را تربیت کنند می‌روند توی خانه‌شان می‌خوابند هر کدام از این اساتید که به سن تقاعد رسیده‌اند هر سالی تربیت سیصد نفر را به عهده دارند، باید این وظایف خود را در تهران انجام دهند، اینها را نمی‌شود به این سهولت متقاعد کرد در این مملکت فرض کنیم 20 میلیون جمعیت باشد، شما 20 هزار نفر طبیب لازم دارید در صورتی که الان در مملکت، شما 2500 نفر طبیب ندارید و برای یک همچو مملکت 200 هزار تختخواب لازم دارید در صورتی که الان در تمام مملکت، شما شاید چهار هزار تختخواب نداشته باشید، این فکر‌ها را بکنید ببینید برای اینکه این اطباء را تربیت بکنید و برای اینکه احتیاجات مردم را از نظر بهداشتی رفع کنید به استاد احتیاج دارید، این اطباء را روی نظرهای خصوصی نباید متقاعد کرد و بفرستد توی خانه‌ها و بدین ترتیب دانشکده‌ها و بیمارستان‌ها کارشان لنگ شود و مردم بیچاره هم مثل برگ از بی‌طبیبی بریزند و نفله بشوند از این نظر بنده پیشنهاد می‌کنم پیشنهادی که یک عده از آقایان یعنی همه آقایان سناتورها امضاء فرموده‌اند، جناب آقای وزیر دارائی آن را قبول نموده رفع این اشکال بشود.

رئیس- آقای وزیر دارائی

وزیر دارائی- بنده به جناب آقای لقمان‌الملک اطمینان می‌دهم که این تبصره مطلقاً با نظر خاصی نوشته نشده و تصور نفرمائید که روی مقاصدی یک عده طبیب و قاضی را متقاعد کرده‌اند، این طور نبوده است. بلکه یکی از وسائل تقلیل خرج در نظر دولت این بوده که یک عده از کارمندانی را که مسن هستند و «فیزیکمان» قدرت کار ندارند آنها را متقاعد کند و اینکه جناب آقای امامی فرمودند همه جای دنیا یک حدی برای تقاعد در چند سال پیش دولت از این نظر تصمیم گرفت یک عده را متقاعد کند، یک مهلتی هم به دولت دادند و یک عده را هم مطابق تصویب‌نامه متقاعد کردند، بعد عده‌ای از اینها رفتند به دیوان کشور شکایت کردند و عده‌ای هم رفتند به اداره سجل احوال سنشان را کم کردند تا دوباره بروند سر کارشان، علی ای حال بنده به حریم طبابت هم نمی‌خواهم تجاوز کنم خود آقا قبول می‌فرمائید که در هر کشوری برای عمر حد متوسطی است و هر کشوری که از لحاظ طرز زندگی و دارا بودن وسائل بهداشتی در مراحل عالی‌تری هستند طول عمرشان زیادتر است، ولی در کشوری که اعصاب دائماً در تحت فشار قرار گرفته انسان به زودی فرسوده می‌شود، مثلاً خود بنده با آنکه خیلی هم سنی ندارم، موهایم سفید شده است (‌خنده نمایندگان‌) چرا به علت فشار کار و تحمل ناملایمات بنده کتابی می‌خواندم مال دکتر بزانسون که خود آقایان ملاحظه فرموده‌اند راجع به طول عمر زن‌ها و مردها است، ایشان تذکر می‌دهند که طبقه روشنفکر عمرشان طولانی است یعنی اشخاصی که فعالیت‌های انتلیکتوئلی دارند طول عمرشان زیاد خواهد بود. یعنی به این شکل توی خانه‌شان می‌نشینند و مطالعه می‌کنند نه آنکه با سن خیلی زیاد بروند در سر کلاس و یا مریضخانه‌ها و یا در آمفی تآتر با یک عده بچه سر و کله بزنند، در هر صورت بنده خواستم تقاضا کنم که راه افراط و تفریط را نپیمائیم و آقایان توجه بفرمایند استثنائی در کار پیش نیاید و خدای ناکرده عملی نکنیم که از علم و تجربه یک عده عالم و فاضل بی‌بهره شویم‌ صبح به من تذکر می‌دادند که در بین بعضی از همکاران جناب آقای لقمان‌الملک جراحانی هستند که لرزش دست دارند

+++

(دکتر سعید مالک- ببینید این دست من هیچ نمی‌لرزد) بنده منظورم جنابعالی نیست. همه که مثل شما توانائی و قدرت اعصاب ندارند و اینکه گفته شد که به علت تقاعد عده‌ای رفته‌اند مرده‌اند من بهیچ وجه من‌الوجوه این مسئولیت را قبول نمی‌کنم که اگر عالمی یا طبیبی بعد از تقاعد رفت مرد مسئولیت مرگ او را به گردن من بیندازند حالا که من توی قضات یک عده را دشمن خودم کردم حالا خدای ناکرده آقایان اطباء را هم برای خودم به این ترتیب دشمن درست کند که به علت تقاعد می‌روند و فوت می‌کنند و همان طوری که فرمودید اشخاصی که عادت به کار کرده‌اند خوب بلاعوض و به منظور مشغولیات بروند کار بکنند، جناب آقای لقمان‌الملک در این مملکتی که ما مدام می‌گوئیم باید کادر را جوان کرد، از این جهت باید راه را برای جوان‌ها باز کرد، البته خدا پیرمردها را طول عمر بدهد و در ادارات در این مورد هیچگونه گذشت نیست، بنده خودم در وزارت دارائی کارمندی را سراغ دارم که مردی بسیار‌ خوب و واقعاً درستی است مرد محترمی است. این شخص دچار رعشه است این هر روز به من مراجعه می‌کند که به من کار حساس بدهید هر چه می‌گویم آقا شما با این وضع مزاجی کار حساس نکنید و هر چه بخواهید ما از نظر کمک در مورد شما دریغ نخواهیم کرد، ولی بهیچوجه حاضر نیست از کار خود صرف‌نظر بکند. علی ای حال بنده خواستم برای اینکه هر دو نظر تأمین بشود، آنها را تلفیق بکنم بین 65 - 75 حد تقاعد این باشد و ما بین قضات هم قضات شریفی در دیوان کشور هستند ولی تصدیق می‌فرمائید که خواندن و مطالعه یک دوسیه قطور یک قدرت فیزیکی هم می‌خواهد به عقیده بنده اگر غیر از این بشود و دور از انصاف است باید یک سنی را برای تقاعد در نظر بگیرم که متناسب با وضع زندگی و حد متوسط سن در این مملکت باشد، بنابراین موافقت فرمائید که برای استادان و قضات 70 سال باشد و برای دیگران 65 سال، بنده امیدوارم همان طوری که جناب آقای لقمان‌الملک فرمودند و البته ایشان هم در تشخیص مرض قوی هستند و هم دستشان نمی‌لرزد و همه چیزشان خوب است ولی ما چند نفر مثل جناب آقای دکتر لقمان‌الملک داریم این دلیل نمی‌شود که اگر یک ساختمان بدنی مستحکمی داشته باشد آن را به همه عمومیت بابت هم قضاوت هم از نظر قدرت فیزیکمان و هم مر المان، بالاخره اینها یک قدرت و توانائی می‌خواهند که خدای نا‌کرده دچار خطا و اشتباه نشوند و اگر آقایان موافقت می‌فرمایند برای کارمندان کشوری 65 و برای قضات و اساتید 70 باشد بنده باز هم به جنابعالی اطمینان می‌دهم که بهیچوجه من‌الوجوه در این مورد نظر خاصی در کار نیست و نسبت به اشخاص و طبقات از نظر خصوصی توجه نشده بلکه خواستم در این مورد راهی برای این کار باز بکنم، و این به علت این بوده که از کارمندان بتوان حداکثر استفاده را کرد، مثلاً الان بین کارگران گفته‌اند که اگر کارگری بخواهد اضافه کار بکند نباید بیش از چهار ساعت اضافی کار بکند چرا؟ برای اینکه فرسوده می‌شود ناتوان می‌شود، از بین می‌رود و الان کارگر هست که می‌گوید من 8 ساعت که کار می‌کنم حاضرم 8 ساعت هم به من اضافه کار بدهید البته اگر اشخاص متوجه خود نباشند باید ما کاری بکنیم که آنها توجه داشته باشند.

رئیس- پیشنهادی از عده‌ای از آقایان سناتورها رسیده قرائت می‌شود.

مقام محترم ریاست مجلس سنا پیشنهاد می‌کنم که در تبصره 20 لایحه بودجه سال 1334 در آخر جمله اول اضافه شود به استثنای شاغلین مقامات مذکور در قسمت اول ماده اول قانون اصلاح مقررات بازنشستگی مصوب 18 فروردین 1328.

تقریباً به امضای چهل و چند نفر از سناتورها

رئیس- پیشنهاد دیگری رسیده که آن هم قرائت می‌شود.

مقام محترم ریاست مجلس سنا

اینجانب پیشنهاد می‌کنم که در تبصره 20 بین‌الهلالین نوشته شود به استثنای اساتید و قضات.

فرخ

رئیس- آقای دکتر صدیق اعلم بفرمائید.

دکتر صدیق- این پیشنهادی که قرائت شد و بیشتر آقایان محترم امضاء فرمودند و ما هم از آقایان متشکریم اشاره می‌شود به یک ماده قانون اصلاح مقررات بازنشستگی مصوب 18 فروردین 1328 که آن را برای اطلاع آقایان قرائت می‌کنم.

ماده واحد- مستخدمین اداری و مجلس شورای ملی . . . و همچنین مستخدمین بلدی و مؤسسات دولتی همین که به سن 70 رسیدند جباراً بازنشسته می‌شوند به استثنای رئیس و دادستان و قضات و مستشاران و داد‌یاران دیوان کشور و دادگاه دیوان عالی انتظامی و استادان دانشگاه که در سن 75 سالگی اجباراً بازنشسته می‌شوند.

عرض کنم در مورد این اشخاص که شاغل این مقامات هستند باید در سن 75 سالگی بازنشسته شوند و سایر اشخاص در سن 65 سالگی و علت پیش‌بینی و دلایل آن را هم جناب آقای دکتر لقمان‌الملک فرمودند و بنده دیگر تکرار آن‌ها را ضروری نمی‌دانم فقط به قسمتی که آقای وزیر دارائی فرمودند پاسخ می‌دهم می‌خواستم این نکته را عرض کنم که در ماده 19 قانون تأسیس دانشگاه اجازه داده شده است به دولت که هر گاه لازم دید اشخاصی از معلمین و استادان را خود دولت می‌تواند رأساً متقاعد کند ماده 19 می‌گوید «دولت می‌تواند با دارا بودن 60 سال عمر و لااقل 20 سال خدمت آنها را متقاعد سازد» این ماده 19 قانون مصوب 1313 است بنابراین اگر چنان که  آقای وزیر بهداری به حضرتعالی تذکر دادند که استادانی را که نمی‌توانند از عهده کار برآیند و یا رعشه دارند به موجب این قانون می‌توانید آنها را متقاعدشان کنند به موجب این قانون که در این جا پیش‌بینی شده است این تقاعد اجباری است که گفته شده در 75 سالگی و الا ممکن است بنده هم تقاضای تقاعد کنم و متقاعد بشوم ولی در اینجا که گفته شده تا سن 75 سالگی، برای این است که اگر چنان چه ما بین استادان اشخاصی باشند که مستعد ادامه خدمت می‌باشند بی‌جهت آنها را متقاعد نکنیم این نکته را هم به طوری که فرمودند صحیح است اکثر این اشخاصی که متقاعد می‌شوند از بین خواهند رفت حالا می‌فرمائید چرا؟ آقای اخوی پدر آقای جمال اخوی وزیر مشاور در مدت کوتاهی بعد از اینکه از کار بر کنار شد فوت کرد (‌آموزگار - آقا حسین رضوی) بله، اینها وقتی که از کار خارج می‌شوند این طور می‌شوند دلیلش هم این است که اینها خود را از جامعه خارج شده تصور می‌کنند و فکر می‌کنند دیگر موقعی رسیده که دیگر نمی‌توانند عضویت جامعه را داشته باشند، باین ترتیب آنهائی که میروند دق می‌کنند علتش از این نظر است و بنده در این مورد زیاد نمی‌خواهم وارد بشوم و به طوری که گفته شده این مسئله صحیح است، و آقایانی هم که به خارج رفته‌اند و تحصیل کرده‌اند و برگشته‌اند هنوز نتوانسته‌اند به آنجائی کاملاً برسند که جای این اشخاص را پر کنند و البته اگر ما از چندین سال قبل مثلاً از صد سال قبل اگر دانشگاه را تأسیس می‌کردیم البته خوب داشتیم و این اشخاص اگر بنا بشود که از بین بروند به جای آنها کسانی که باقی می‌مانند کافی نیست دانشگاه را اداره بکنند، موضوع دیگری که می‌خواستم تذکر بدهم این نکته است تقاضا دارم توجه بفرمائید. ما با مجلس شورای ملی مواد مشترکی در آئین‌نامه داریم راجع به امور مالی و در آنجا پیش‌بینی شده مسائلی که راجع به یک و یا چند دوازدهم و یا وضع و تغییر مالیات‌ها و یا بودجه نظر مجلس سنا نظر مشورتی باشد. حالا مجلس شورای ملی یک لایحه برای ما فرستاده که این لایحه قسمت اعظم آن بودجه است ولی در این لایحه بودجه چندین تبصره است که ما باید در آن اظهار‌نظر واقعی بکنیم نه فقط مشورتی از جمله همین تبصره 19 و 20 است و بعدش تبصره 22 است که باید به کلی در مجلس سنا مورد تصویب واقع شود بعد هم برود در مجلس شورای ملی تصویب بشود هر دو مجلس حق اظهار نظر و تصویبش را دارند و نه آنکه فقط مجلس سنا نظر مشورتی داشته باشد بنده می‌خواستم تقاضا کنم که هیئت رئیسه مجلس سنا با هیئت رئیسه مجلس شورای ملی در این مورد مذاکره کند که همچو مسائلی که در آنجا مطرح می‌شود رعایتش را بکنند و تنها در مسائلی که جنبه مالی دارند مثل یک و یا چند دوازدهم‌ها و امور مربوط به وضع و تغییر مالیات‌ها و بودجه است فقط در این سه قسمت است که ما بتوانیم نظر مشورتی بدهیم و سایر مسائل و امور را باید تصویب بکنیم. به همین جهت بنده پیشنهاد کردم تبصره 22 را که آنجا نوشته شده کمیسیون مجلس شورای ملی می‌تواند به جای ان کمیسیون مجلسین نوشته شود زیرا که ما در اینجا نظر مشورتی نداریم بایستی نظر تصویبی داشته باشیم و البته نظر دیگری هم دارم که در موقع لازم که تبصره‌ها قرائت شد عرض می‌کنم.

رئیس- پیشنهادی را که عده‌ای ازآقایان سناتورها داده‌اند یک بار قرائت می‌کنم و بعد به آن رأی می‌گیریم قرائت می‌شود.

مقام محترم ریاست مجلس سنا پیشنهاد می‌کنم در تبصره 20 لایحه بودجه سال 1334 در آخر جمله اول اضافه شود به استثنای شاغلین مقامات مذکور در قسمت اول ماده قانون اصلاح مقررات بازنشتگی مصوب 18 فروردین 1328

به امضای عده‌ای ازسناتورها

رئیس‌- آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگری رسیده که قرائت  می‌شود.

مقام محترم ریاست مجلس سنا  پیشنهاد می‌کنم که در آخر تبصره 22 لایحه بودجه سال 1334 این جمله اضافه شود:

« استخدام معلم و پزشک و پرستار بیمارستان‌ها برای دانشگاه طبق قوانین و مقررات دانشگاه به عمل خواهد آمد»

به امضای عده زیادی از سناتورها

رئیس- به این پیشنهاد رأی گرفته می‌شود آقایان موافق قیام بفرمایند. (اکثر برخاستند) تصویب شد، و با تصویب این پیشنهاد آقای فرخ مثل اینکه نظر شما تأمین و دیگر پیشنهاد شما موردی نخواهد داشت.

فرخ- بله منتفی است.

رئیس- پیشنهاد دیگری از آقای مهدوی رسیده که قرائت می‌شود، مقام محترم ریاست مجلس سنا پیشنهاد می‌نمایم در تبصره 10 بعد از جمله ( جهت ادارات وزارت راه ) عبارت

+++

در مرکز اضافه شود.

محسن مهدوی    

رئیس- آقای مهدوی بفرمائید.

مهدوی- خواستم جناب آقای وزیر راه که برای تهیه اداره راه در شهرستان‌ها یک محلی تهیه می‌فرمایند از این محل صدی 3 را برای خود مرکز هم لازم است منظور نمایند، تصور می‌کنم ضرری نداشته باشد.

رئیس- آقای وزیر دارائی بفرمائید.

وزیر دارائی- بنده با این نظر مخالفتی ندارم این در لایحه دولت هم بود آن را در کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی زدند و بنده می‌ترسم حالا اگر آقایان آن را اگر بخواهند تصویب بفرمایند آنجا اگر برود شاید تصویب نکنند آقای وزیر راه می دانند این قسمت 3 % که برای آسفالت این قسمتش را هم بنده به زحمت قبولاندن حالا چه رسد که بخواهیم از محل بودجه 3% برای مرکز از آن استفاده بکنیم، این است که آقایان اصرار می‌کردند که وزارت راه و یا هر وزارتخانه دیگری باید از محل خودش استفاده کند نه از محلی که برای آسفالت راه است (صحیح است) ولی می‌ترسم آنجا قبول نکنند والا بنده مخالفتی ندارم.

مهدوی- بسیار خوب چون این طور است پیشنهادم را پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهادی از آقای دکتر صدیق رسیده قرائت می‌شود.

مقام محترم ریاست مجلس سنا

پیشنهاد می‌کنم درسطر 4 تبصره 22 به جای کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی نوشته شود کمیسیون بودجه مجلسین       

دکتر صدیق        

رئیس- به این پیشنهاد رأی می‌گیریم آقایان موفق قیام بفرمایند. (اکثر برخاستند‌) تصویب شد. چون پیشنهاد دیگری نرسیده است نسبت به لایحه بودجه مورد شور به ضمیمه پیشنهاد آقای وزیر دارائی که ذیل قرائت می‌شود با وقه اخذ رأی به عمل می‌آید.

جناب آقای رئیس مجلس سنا

چون تعهد پرداخت باقیمانده بنای عمارت خریداری مجلس سنا و همچنین اعتبار ساختمان بنای جدید مجلس سنا در بودجه اشتباهاً منظور نشده لذا خواهشمندم قدغن فرمائید تبصره 25 به طوری که در پیشنهاد ضمیمه ملاحظه می‌فرمائید برای تأمین دو قسمت بالا منظور گردد.

دکتر امینی                           

 تبصره 25- به وزارت دارائی اجازه داده می‌شود که مبلغ 3 میلیون و هشتصد و سی و چهار هزار تومان بابت عمارت ابتیاعی مجلس سنا و تهیه اثاثیه و مخارج مربوطه آن را پرداخت نماید.

رئیس- به ماده واحده به ضمیمه 25 تبصره و 3 فقره اصلاحی که شده با ورقه رأی می‌گیریم.

(‌آقایان سناتورها به شرح زیر در محل نطق آمده و رأی دادند‌)

آقایان: حجازی- دهستانی- محمد علی مجد- علینقی هدایت- دادگر- ناصری- اکبر نیک‌پور- سپهبد جهانبانی- دکتر اقبال- دکتر بیانی- آموزگار- ساعد- دشتی- عضد- فرخ- مسعودی- نبیل سمیعی- مهدوی- دکتر صدیق- شمس ملک‌آراء- جمال امامی- سپهبد امیر احمدی- دکتر امیر اعلم- علی وکیلی- طباطبائی- سرلشکر مطبوعی- دکتر سعید مالک- مؤید ثابتی- حکیمی پالیزی- ابولفضل لسانی- محمد علی وارسته- مهندس شریف امامی- دکتر سجادی.

موافقین آقایان: حجازی- دهستانی- مجد- هدایت- دادگر- ناصری- اکبر نیک‌پور- سپهبد جهانبانی- دکتر اقبال- دکتر بیانی- آموزگار- ساعد- دشتی- عضد- فرخ- مسعودی- نبیل سمیعی- مهدوی- دکتر صدیق- شمس ملک‌آراء- جمال امامی- سپهبد امیر احمدی- دکتر امیر اعلم- وکیلی- طباطبائی- سرلشگر مجید فیروز- سرلشگر مطبوعی- دکتر سعید مالک- مؤید ثابتی- حکیمی- پالیزی.

مخالفین آقایان: لسانی- وارسته- مهندس شریف امامی- دکتر سجادی.

رئیس- عده حاضر 39 نفر

موافقین 32 نفر

ممتنع 3 نفر

مخالف 4 نفر

بنابراین این لایحه بودجه با 32 رأی موافق به تصویب رسید و به مجلس شورای ملی فرستاده می‌شود. آقای وزیر دارائی بفرمائید.

وزیر دارائی- بنده خواستم از طرف دولت از توجهی که آقایان سناتور‌های محترم مبذول فرمودند و این لایحه بودجه به تصویب رسید تشکر کنم، امیدوارم که تذکرات موافقین و انتقادات مخالفین مورد توجه دولت واقع شده و انتقاداتی را که واقعاً به جاست امیدواریم رفع بکنیم و به اتکاء مجلسین و در تحت توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاهی اصلاحاتی در امور مالی مملکت بشود و نتیجه آن را هم در سال آینده به عرض آقایان برسانم.

دکتر صدیق- راجع به آن دو تبصره هم تقاضا دارم تذکر بدهید که نه مالی است نه مشورتی بلکه تصویبی است.

دکتر مالک- بله در ان تبصره مالی نیست تصویبی است.

2- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- بسیار خوب همین طور نوشته خواهد شد امروز جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه آینده ساعت 9 و نیم صبح دوشنبه 21 فروردین ماه خواهد بود، دستور هم انتخاب هیئت رئیسه است.

( مجلس ساعت شش و نیم بعد از ظهر ختم شد )

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمی 

+++      

 

 

یادداشت ها