wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0/0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/22]

جلسه: 89 چهارشنبه24خرداد ماه 1334  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-تذکر آقای رئیس راجع به انتخاب آقای دادگر برای کمیسیون همکاری.

3-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر صدیق‌- رئیس‌- خواجه‌نوری‌- جمال امامی- دهستانی- نخست‌وزیر- وزیر دادگستری (معرفی معاون وزارت دادگستری) وزیر فرهنگ.

4-شور اول طرح راجع به منع ساختمان مسکن در پارک شهر

5-شور اول لایحه اصلاح دو ماده از قانون دادرسی ارتش.

6-موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 89

چهارشنبه24خرداد ماه 1334

( دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2-تذکر آقای رئیس راجع به انتخاب آقای دادگر برای کمیسیون همکاری.

3-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر صدیق‌- رئیس‌- خواجه‌نوری‌- جمال امامی- دهستانی- نخست‌وزیر- وزیر دادگستری (معرفی معاون وزارت دادگستری) وزیر فرهنگ.

4-شور اول طرح راجع به منع ساختمان مسکن در پارک شهر

5-شور اول لایحه اصلاح دو ماده از قانون دادرسی ارتش.

6-موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه صبح به ریاست آقای تقی‌زاده تشکیل شد.

1-تصویب صورت مجلس

رئیس‌- صورت مشروح مذاکرات جلسه شنبه 30 خرداد امروز صبح زود توزیع شده است اگر آقایان نظری دارند خواهند فرمود (اظهاری نشد) چون نظری نیست تصویب شد (سرلشگر فیروز- تصحیح قرائت آراء را نمی‌خوانید) بماند جلسه بعد. حالا اسامی غائبین با اجازه و بی‌اجازه قراعت می‌شود.

غائبین با اجازه آقایان: حجازی. نیکپور . طباطبایی. سیف‌افشار. ‌ بوشهری. لسانی‌. مسعودی. سزاوار

2-تذکر آقای رئیس راجع به انتخاب آقای دادگر برای کمیسیون همکاری

رئیس‌- بعد از اینها راجع به نطق قبل از دستور است ولی یک نکته باید تذکر داده شود نمی‌دانم به کی؟ آن استخراج آراء کمیسیون همکاری که به عمل آمد یک مرتبه هم سابقاً اینطور شد که یک نفر از آقایان اسمش از قلم افتاده بود و آن آقای دادگر است که آن ظاهراً در درجه دوم بود و از این که در استخراج آراء و در هنگام خواندن هیچ اسم ایشان نیامده بود باعث تعجب من شد چون سابقاً در این قسمت و در کمیسیون همکاری ایشان زحمت زیادی داشته‌اند بعد عرض شد که باید تشریف بیاورند در این صورت از آخری‌ها یکی کسر می‌شود آن را درست می‌کنند حالا نطق قبل از دستور شروع می‌شود آقای دکتر صدیق بفرمایید.

3-بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر صدیق- خواجه‌نوری- جمال امامی‌- دهستانی- نخست‌وزیر- وزیر دادگستری (معرفی معاون وزارت دادگستری)‌- وزیر فرهنگ

دکتر صدیق- بنده میل داشتم جناب آقای علاء هم تشریف می‌داشتند به ایشان تبریک ورود عرض کنم و اظهار خرسندی از این که الحمدالله عمل جراحی به خوبی انجام شده و به سلامتی به مملکت مراجعت کردند و بعد تذکری بدهم که مربوط بود به امری که ایشان مدت یک سال وقت خودشان را صرف کرده بودند ولی متأسفانه اشان تشریف ندارند ولی مطلبی که بایستی در حضور ایشان عرض کنم امیدوارم در جراید نوشته شود خود بنده هم به ایشان تذکر خواهم داد همچنین به وزیر مربوطه چون نظر بنده اصلی و اساسی است که باید رعایت بشود عرض کنم یکی از بزرگترین ابتلائاتی که مملکت ما دارد امروز مخصوصاً وزارت فرهنگ این بدی برنامه‌های مدارس است این مفاسدی که آقایان ملاحظه می‌فرمایند در کلیه مملکت حکمفرما است تمام منشأش از مدارس و تعلیم و تربیت است از نداشتن هدف منظور صحیح، از نداشتن سازمانی که متناسب با اصلاحات مملکت باشد، از نداشتن پروگرام صحیح عملی برای مدارس و نداشتن روشی که با عمل توأم باشد این اساس خرابی فرهنگ است که تمام این مصائبی را که آقایان و  ملت ایران از آن می‌نالند باعث شده است برای اقدام نسبت به اصلاح برنامه و فرهنگ (در این موقع آقای علاء نخست‌وزیر به اتفاق هیئت وزرا‌ وارد تالار جلسه شدند) خوشبختانه جناب آقای علاء تشریف آوردند و آنچه که بنده در ابتدای عرضم عرض کرده بودم تکرار می‌کنم چون یقین دارم آقایان محترم هم با بنده همصدا هستند بنده در ابتدای عرایضم تبریک ورود عرض کردم به حضرتعالی و اظهار خرسندی هم از طرف خودم و هم از طرف آقایان محترم برای این که عمل جراحی به خوبی انجام گرفته و بسلامتی تشریف آوردید و امیدوارم مصدر خدمات عمده بشوید همانطوریکه سابقاً بودید (نخست‌وزیر‌- تشکر می‌کنم) موضوعی را که تذکر می‌دادم راجع به برنامه‌های مدارس بود عرض می‌کردم که تمام مصائبی که ما داریم به واسطه نداشتن فرهنگی است که متناسب با اوضاع و احوال ما باشد دارای هدفی روشن و دارای برنامه متناسب با احتیاجات و سازمانی که به درد مملکت بخورد و همچنین روش عملی بعد رسیده بودم به اینجا که حالا عرض می‌کنم در نتیجه احساس این درد شدید به دستور اعلیحضرت همایونی مدت قریب یک سال در دربار تحت ریاست حضرتعالی کمیسیون‌هایی تشکیل شد برای رسیدگی به این امراض روحانی و فرهنگی که در آن خوشبختانه آقای دکتر مهران وزیر فرهنگ فعلی هم عضویت داشتند در آنجا مخصوصاً راجع به برنامه دبیرستان‌ها چندین جلسه مذاکره شد از طرف دیگر آقای وزیر فرهنگ وقت آقای جعفری در روزی که قانون ترمیم حقوق فرهنگیان در مجلسی

+++

سنا به تصویب رسیده است یعنی در روز 8 آذر ماه 1333 تعهد کردند در مقابل مجلس سنا که در ظرف سه ماه در برنامه تجدید نظر کنند و به تصویب شورایعالی فرهنگ برسانند و در نتیجه را به عرض مجلس سنا برسانند و امروز که متجاوز از 6 ماه از آن تاریخ گذشته است این مسئله هنوز صورت خارجی پیدا نکرده بنده اگر بخواهم اینجا راجع به بدی برنامه صحبت کنم مجلس مبدل به کلاس درس خواهد شد نمی‌خواهم وارد آن بشوم اگر لازم بشود و یک روزی تخصیص به این کار بشود عرض خواهم کرد ولی چون شنیده‌ام که عده‌ای نفع طلب در خارج دور هم جمع شدند و اقدام می‌کنند برای این که برنامه اصلاح نشود شنیدم پول‌هایی هم جمع کرده‌اند و گذاشته‌اند روی هم برای این که برنامه اصلاح نشود شنیدم زیرا که آقایان محترم مسبوق هستند که عده‌ای سعیشان در این است که این وضعیت به حال خود باقی بماند یک عده‌ای می‌خواهند از پرتو بدبختی و مصائب مردم زندگی کنند بعضی از کتابفروش‌ها هستند که کتاب‌های بسیار بسیار بد و غلط چاپ کرده‌اند و الان دارند می‌گذارند بعد از تعطیل تابستان به قول خودشان مطابق برنامه سابق بنده عرض می‌کنم سابق به جهت این که هنوز لاحق آن نیامده است و آن را بخواهند بفروشند برای نفعی که از این کتاب‌ها می‌برند می‌خواهند نگذارند که در برنامه تجدید ‌نظر شود و شنیدم که روی هم پول‌هایی گذاشته‌اند که صرف بکنند برای این که این کار عملی نشود از طرف دیگر بعضی از معلمین هم هستند که متأسفانه عادت کردند به تنبلی و کار نکردن البته برنامه جدید احتیاج به عمل دارد اینها عادت کرده‌اند که یک تقریری سر کلاس بکنند و بعضی وقت‌ها هم نکنند یا اصلاً نروند و به همین ترتیب عمر اطفال ما را خراب کنند و اطفالی به بار بیاورند و تحویل جامعه بدهند که نتیجه‌اش همین است که آقایان ملاحظه فرموده‌اند بنابراین چون نزدیک به ایام تعطیل رسمی مجلس سنا هستیم می‌خواهم تذکر بدهم به دولت و مخصوصاً به آقای وزیر فرهنگ که با کمال جرئت و شهامت این کار را تعقیب بفرمایند و هر چه زودتر هر تجدید‌نظر در برنامه را که صلاح می‌دانند بکنند و حاضر نشوند به واسطه تشریفات صوری این کار به تأخیر بیفتد و کاری بکنند که تمام برنامه متوسطه در همین امسال اجرا شود این کار را اگر به خود بنده اجازه داده شود خواهم کرد مقصود این است نباید تصور کنید عده‌ای در خارج کارشکنی می‌کنند وزیر جلکی وسایلی فراهم می‌آورند که این کار عقب بیفتد و این کار انجام نشود زیرا که تمام بدبختی‌ها اساسش در فرهنگ است اگر فرهنگ اصلاح شود تمام کارهای ما اصلاح شود تمام کارهای ما اصلاح می‌شود (نمایندگان- صحیح است)

رئیس-سه نفر دیگر برای نطق قبل از دستور اسم‌نویسی کرده‌اند ولی بنده می‌خواهم دو کلمه عرض کنم که این دو کلمه هم ‌نطق قبل از دستور است گمان می‌کنم بتوانم از طرف همه آقایان بالاتفاق عرض کنم که از موفقیت در معالجه آقای رئیس‌الوزرا‌ و انجام آن به خیر و خوشی همه ما‌ بسیار خوشوقتیم از این که به سلامت به مملکت برگشته‌اند خیر مقدم می‌گوییم آقای خواجه‌نوری بفرمایید.

خواجه‌نوری-بنده چون می‌دانم جناب آقای رئیس در اجرای آئین‌نامه خیلی دقیق هستند و تصور می‌کنم عرایضم بیش از یک ربع طول بکشد از این جهت از جناب آقای هدایت تقاضا کردم که اگر ممکن شد وقتشان را به من بدهند (هدایت- بسیار خوب)

همانطوری که در موقع معرفی دولت جناب آقای علاء عقیده‌ام را مشروحاً عرض کردم امروز هم اعتقادم نسبت به پاکدامنی اکثریت اعضای این کابینه و نسبت به میل مفرط خدمتگزاریشان ذره‌یی کمتر نشده ولی متأسفانه اعتقادم نسبت به احتمال موفقیتشان هم زیاد‌تر نگردیده بلکه بسیار کمتر شده است و قلباً بسیار متأثرم از این که می‌بینم یک عده مردمان شریف حداکثر کوشش را به قصد خدمت به میهن ابراز می‌دارند ولی به علت سیستم غلط کار به جای خدمت زحمت می‌دهند و نتیجه گرانبهاترین اوقاتی را که دنیا فرصت ابراز لیاقت به ما داده بیهوده تلف می‌سازیم‌.

آنچه از قرائن مشهود است این است که اگر کار به همین شیوه ادامه یابد نه تنها نخواهیم توانست کوچکترین قدم موثری در راه مبارزه با فساد و اصلاحات برداریم بلکه نارضایتی و اجحاف و خلافکاری را چنان که ملاحظه می‌فرمایید طبعاً زیادتر خواهیم کرد چون با این که اخبار منتشر نمی‌شود معذلک جسته گریخته حقایقی که درز می‌کند حاکی از تشنج و نارضایتی دائم‌التزایدی است که بنا به مصلحت فعلاً از شرح آنها خودداری می‌نمایم.

ما بندگان خوب خدا با کمال ساده‌دلی تصور می‌کنیم با منتظر خدمت کردن دویست سیصد نفر کارند بدبخت که به عقیده بنده هیچ گناهی جز گرفتار شدن در یک تشکیلات غلط ندارند اصلاحات صورت می‌گیرد و مبارزه با فساد انجام می‌شود و حال آن که پرواضح است چون این شیوه اخراج به حکم اجبار سرسری و با شتابزدگی و بدون تعمق صورت می‌گیرد طبعاً عده زیادی بدون گناه تنبیه می‌شوند و عده زیادتری بدون استحقاق و صلاحیت در کار باقی می‌ماند و این عمل طبیعتاً هم موجب تشدید یأس کارمندان می‌شود و هم باعث جلب اطمینانشان به آتیه خود و در این صورت البته کارمندی که خود را دائم در معرض تصفیه می‌بیند ناچار است از فرصت استفاده کند و هر چه بیشتر ممکن است جیب خود را به عجله مملو سازد تا اگر فردا قیافه‌اش در نظر یکی از «تصفیه‌چی‌ها » خوب نیامد زن و بچه‌اش از گرسنگی نمی‌رند. عجب اینجا است که پس از تهدید به بریدن این بخور و نمیر اگر این فلک‌زدگان اخراجی به حکم غریزه طبیعی دفاع درصدد تلاش برمی‌آیند و به قوای مقننه یا به جراید متوسل می‌شوند ما به جای دلجویی حداکثر سخت‌گیری و عذاب را درباره این بدبختانی که فقط چوب سهل‌انگاری هیئت حاکمه را می‌خورند روا می‌داریم و لازم به گفتن نیست که این نوع قدرت‌نمایی‌ها نهایت ضعف قوه مجریه را نشان می‌دهد زیرا اگر با تمام این دستگاه عریض و طویل دولتی با یک میلیارد و نیم بودجه ما نتوانیم گفته‌های پوچ و مغرضانه و آشوب‌طلبانه (!) شش نفر نماینده کارمندان اخراجی و پنج شش نفر دیگر را با دلایل منطقی خنثی و بی‌اثر کنیم و مجبور شویم آنها را زندانی و شکنجه و تبعید نماییم پیدا است چقدر توانایی و دانایی در قوه مجریه ما که خود را علمدار مبارزه با فساد و ظلم میداند وجود دارد(!!!) از اینها همه گذشته بنده عرض می‌کنم شبهه را قوی بگیریم و تصور کنیم یک قسم آهن‌ربا یا بهتر بگویم «دستگاه فاسد ربا» یی داریم که اگر جلوی در هر یک از وزارتخانه‌ها بگیریم تمام فاسدان مثل ریزه آهن بیهوده به طرف آهن‌ربا جذب می‌شوند و فردا یک نفر فاسد هم در اداراتمان باقی نمی‌ماند‌. اگر (با وجود این فرض محال) تصور کنیم ادارات قوه مجریه را فقط با این عمل اصلاح کرده‌ایم زهی خیال خام و زهی بی‌اطلاعی از الف بای علم‌الاجتماع. زیرا آنچه ادارات ما را فاسد کرده فساد فطری ایرانی نیست. به خدا ایرانی فطره فاسد و دزد نیست. این سیستم غلط تشکیلات ما است که مثل خم رنگرزی هر چه را در آن فرو کنید به رنگ خم در می‌آید شما چنان که مکرر عرض کرده‌ام عده از پاکدامنترین کارمندان دول مترقی را فقط چند ماه در لای چرخ‌های وجدان گداز تشکیلات ما بیندازید و خواهید دید نود در صد آنها صد در صد بدتر از کارمندان ایرانی خواهند شد زیرا به طوری که به کرات تشبیه شده دستگاه‌های مختلف یک کشوری عیناً مثل چرخ‌های یک ساعت به یکدیگر مرتبطند. شما یک ساعت بسیار عالی را بگیرند و فقط یکی از کوچکترین چرخ‌های آن را وارونه کار بگذارید‌. هیچ تردیدی نیست که تمام چرخ‌های درست ساعت هم از کار می‌افتد‌ و بدبختانه چنان که می‌دانید تمام چرخ‌های دستگاه‌های ما را وارونه کار گذاشته‌اند به طوری وارونه کار گذاشته‌اند که هیچ مراجعی نیست که در همان نظر اول متوجه آن نشود حتی خود متصدیان امور هم آن را می‌بینند و به خرابی دستگاه معترفند‌، ولی متأسفانه هیچ یک از مسئولین اصلی نمی‌خواهد بفهمد که ساختن و تعمیر یک ساعت هم متخصص مجرب می‌خواهد تا چه رسد به ساختن و تعمیر چرخ‌های دقیق و پرپیچ و خم جامعه که صد بار بیشتر احتیاج به متخصص مجرب و قوی‌الاراده دارد. یعنی می‌خواهم عرض کنم به طور قطع فقط حسن نیت و پاکدامنی و اطاعت تنها در اینجا کفایت نمی‌کند.

عجیب است که ما این حقیقتی را که در مورد تعمیر اشیاء بدیهی می‌دانیم در مورد ترمیم امور سیاسی و اداری جامعه اصلاً قبول نداریم حیرت‌انگیز است که مدت نیم قرن تمام هیئت‌های حاکمه ما به جای توجه‌ به این حقیقت واقع به محض این که توفیق انجام وعده‌ها و ادعاهای گزاف خود را پیدا نمی‌کنند فوراً نادانی و ناتوانی خود را تقصیر این و آن می‌خوانند و گناه خود را به گردن دیگران می‌اندازند‌. ضرر و خساراتی که از این «تقصیر به گردن دیگران انداختن» به ایران رسید و می‌رسد چنان که می‌دانید به قدری زیاد و خطرناک است که به حساب در نمی‌آید مثلاً اخیراً در جرایدی نظیر «تریبون دولوزان» و «ناسیون» و غیره مطالبی خواندم دال بر این که در ایران مبارزه با فساد با مقاومت شدید فئودال‌ها و متنفذین و فاسدان مواجه شد ... خوب اگر این دولت متقی و با حسن نیت به علت حساب حساب غلط وریه نپخته و غیره منطقی‌اش موفق به رفع فساد و انجام اصلاحات می‌گردد. در داخل و خارج اینطور جلوه داده می‌شود که فساد به طوری در ایرانی فطری و راسخ شده که حتی دولت با تقوایی هم با تمام پشتیبانی پادشاه مقتدر و متقی ایران موفق به اصلاح می‌شود نتیجه خطرناکی که از این استدلال حاصل می‌شود خودتان می‌دانید. آقایان محترم ضرر این شکست (به دلیلی که می‌دانید و من عجالتاً از بیانش خودداری می‌کنم) و کیفیت به گردن دیگران انداختن تقصیر هیئت حاکمه ممکن است برای ایران فوق‌العاده گران تمام شود ... و حال آن که به طور قطع این تفسیر جراید خارجی که از گفته دولتیان خودمان سرچشمه گرفته و اقتباس شده ابداً صحیح نیست یعنی می‌خواهم بگویم ایرانی مطیع قانع بردبار ابداً فطرتاً دزد و فاسد نیست و هیچ گناهی جز سهل‌انگاری‌، و محاسبه غلط و اداره بد پر مدعایی هیئت حاکمه‌اش ندارد و بخصوص صد بار دیگر تکرار می‌کنم که قسمت عمده این معایب را یک دست قوی به وسیله تشکیلات صحیح و متناسب به آسانی رفع کند به شرط این که اول به راستی معتقد شویم‌. تشکیلات سازی خودش یک علمی است بسیار دقیق و فنی است بسیار ظریف و البته این از هر کس که خوش‌نیت و پاکدامن بود ساخته نیست‌. شما قطعاً قبول دارید که سازمان هر رشته‌ای از امور مکانیکی یا الکتریکی و غیره متخصص مخصوص و مجرب می‌خواهد‌. پس چرا این منطق بدیهی را در مورد سیاست و سیاستگذاری

+++

که صدبار دقیقتر و پیچیده‌تر و مشکل‌تر و خطرناکتر است قائل نمی‌شوند؟ چطور است که نمی‌توانید قبول کنید سیاستمداری هم یک علم یا اقلاً یک فنی است و استعداد و قریحه و تجربه ممتد و مطالعه بسیار می‌خواهدد ؟ ؟ و چطور وجدانتان راضی می‌شود در رشته‌ای که بیش از هر رشته دیگر در سعادت یا فلاکت تمام مردم تأثیر دارد اینطور با سهل‌انگاری اشخاص را در حساس‌ترین مراکز سیاسی بگمارید و سرنوشت این ملت نجیب بردبار را به دست نا آزموده آنها بسپارید (دیوان‌بیگی- این تذکرات را چرا به آقای زاهدی نمی‌دادید‌؟ که نتیجه‌اش را بعد از دو سال ببینیم) جنابعالی خوش‌خدمتیتان را موقع دیگر انجام دهید دهید آنچه که بنده عرض می‌کنم صد درصد متناسب با سلیقه این وزرا‌ است شما چه می‌دانید که من به آنها تذکر نمی‌دادم جنابعالی خوش‌خدمتیتان را بگذارید برای وقت دیگر‌. شما برای یک دارو‌فروش و یک دندانساز این همه شرایط قائل می‌شوید و تا از هر حیث صلاحیتش بر شما محرز نشود اختیار فقط دندان یک نفر را به او واگذار نمی‌کنید‌ و چطور بدون احراز تمام شرایط لازم جان و مال و ناموس و آتیه شرافت و تمام هستی بیست میلیون نفر را به عنوان آزمایش به دست این و آن می‌سپارید و هی از تجربه بد در می‌آید و مملکت در منجلاب فلاکت فروتر می‌رود و باز آزمایش دیگری را فقط از روی سمپاتی و آنتی‌پاتی شخصی و بدون نقشه صحیح شروع می‌کنید.

شما مگر نمی‌دانید که یک اشتباه کوچک از یک مقام بزرگ چه عواقب وخیمی ایجاد می‌کند؟ گاه یک گفته ناچیز وزیری موجب می‌شود که در ولایات خانه‌ها ویران شوند و فجیع‌ترین تبلیغات بر ضد ایران در خارج صورت گیرد.

آقایان متصدیان امور وجدان پاکتان را مخاطب قرار می‌دهم، چون می‌دانم وجدانتان پاک است، بیایید و این دفعه شما را به خدا اگر موفق به اصلاحات نشدید عدم بصیرت خود را به گردن این و آن نیندازید و آتش عناد و فتنه و بدبینی را بیش از این بین طبقات مختلف دامن نزنید و همه را فاسد و دزد نخوانید و آبروی ایران را در خارجه بیش از این نریزید هیئت‌های حاکمه ما در هر دوره‌ای یک طبقه را مسئول عدم پیشرفت نقشه‌های غلطشان معرفی می‌کنند تا خود را تبرئه نمایند و به این طریق و به همین جهت تمام طبقات با یکدیگر کارد و پنیر شده‌اند ملاک با تاجر دشمن است کارخانه‌چی با ملاک و تاجر دشمن خونی است - همه آنها با اعضای ادارات پدر‌کشتگی پیدا کرده‌اند خلاصه در ایران کمتر کسی را پیدا می‌کنید که هزار و یک بدبختی و فلاکت خود را ناشی از تقصیر طبقات دیگر نداند و نسبت به آنها عناد نورزد و حال آن که هیچ طبقه‌ای جز هیئت حاکمه تقصیر ندارد و تقصیر عمده هیئت حاکمه هم این است که نمی‌خواهد بفهمد علت اساسی خرابی کار ما از این است که سیستم تشکیلات سیاسی و اداری و قضایی ما متناسب با این آب و خاک نیست و رفع این نقص موضوعی است کاملاً تخصصی نه تفننی یعنی اقدام به یک چنین عمل اساسی حتماً متخصص مجرب می‌خواهد که از تشکیلات سیاسی مان گرفته تا کوچکترین شعبه را از نو طرح‌ریزی کنند و بعد تحت اداره مدیری مقتدر (واقعاً مقتدر) یک یک چرخ‌های دستگاه متلاشی ما را تعمیر نمایند و به جای خودکار بگذارند و همه ما را با هم هماهنگ سازند و بدون تردید این کار کاری است هم علمی و هم فنی و قهرمانی.

اولاً-برای این که تحول اصلاح‌طلبانه در ایران صورت بگیرد باید حتماً معتقد شد. به این که هر سیستی که وزرا‌ را با قیام و قعود ناشی از حب و بغض و سمپاتی و آنتی‌پاتی شخص (بدون مراعات مصلحت مملکت ) بشود آورد و برد - غلط و مضر است و هرگز امید پیشرفت و اصلاح برای هیچ کابینه‌ای به این شکل نباید داشت.

به نظر بنده اساسی‌ترین علت نیم‌بند بودن دموکراسی ما که در این نیم قرن محکوم به فساد شد همین است و جز این نیست.

2-باید معتقد شد به این که اگر کارمندان ادارات ما به جای خدمت زحمت ایجاد می‌کنند علتش ابداً فساد فطری و ناپاکی ذاتی آنها نیست. بلکه به عکس با شرایط فعلی باید آنها را از نیکان دانست و متشکر بود که نجابت ذاتی آنها باعث است که چند بار بیش از این خرابکاری و اجحاف روا نمی‌دارد. خرابی و فساد که همه از آن صحبت می‌کنند منحصراً به علت سازمان غلط و نامتناسب ادارات و وضع کارمندان است و بس چون چنان که می‌دانیم سازمان صحیح آن نیست که خوبیش فقط منوط به پاکدامنی اعضاء آن باشد.

سازمان صحیح آن است که کار بد کردن در آن لولا صرف نکند ثانیاً ممکن نباشد.

اجازه دهید تکرار کنم «سازمان صحیح آن است که کار بد کردن در آن اولاً صرف نکند ثانیاً ممکن نباشد»

متأسفانه در سازمان‌های ما کار بد هم صرف می‌کند هم بسیار سهل است یعنی در حقیقت باید اعتراف کرد که فعلاً اغلب کار خوب صرف نمی‌کند و صاحبش را به فلاکت می‌کشاند نه کار بد.

3-باید قبول کرد که امروز «صلاحیت‌سنجی» متد و اسلوب و طریق علمی پیدا کرده و با توسل به آن می‌شود کاری کرد که برای هر کاری با صلاحیت‌ترین اشخاص خود به خود انتخاب و به آن کار گماشته شود و برای این که امور مردم به دست اشخاص شایسته سپرده شود به جز طریقه «صلاحیت‌سنجی‌» علمی هیچ راهی نیست و محتاج به گفتن نیست که در دستگاه‌های ما فعلاً سیستم طوریست که درست ناصالحترین و نامناسبترین اشخاص را به کاری که ابداً در خود آنها نیست می‌گمارند.

4-باید اعتراف کرد که برای طرح نقشه علمی و انجام این کارها ما متخصص مجرب به قدر کافی نداریم. پس باید چنان که دیگران کرده‌اند ما هم بدون تعصب جاهلانه برای هر قسمتی که متخصص لازم است از دانشمندان دنیا کمک بگیریم. چون دانشمند متعلق به دنیا است و تعلق به مملکت خاصی ندارد. پاستور و ادیسون و فلمینگ و انیشتین و سعدی و خیام و ابوعلی سینا را همه حق دارند ستایش کنند و از نبوغ فکرشان متمتع شوند و این کوته‌نظری است که مثلاً ما به علت این که مخترعش خودمان نبوده‌ایم از واکسن و رادیو و اتومبیل استفاده نکنید. .. خلاصه اگر این عرایض اصولاً مورد قبول شما سناتورهای دنیا دیده مجرب هست بر شما- اعضای این آکادمی سیاسی (یعنی سنا) فرض است که پس از تصحیح و تکمیل این مطالب در اعمال آن مجاهده فرمایید. زیرا هر چه زودتر خودمان ورشکستگی این سیستم کار را درک کنیم و در صدد چاره‌جویی اساسی برآییم کمتر سیلی‌های قهری زمانه را که هر سهل‌انگاری باید بخورد تحمل خواهیم کرد. چون سخن را روی با صاحبدلان است خود را محتاج توضیح بیشتری نمی‌بینیم.

در هر حال با وجود تمام این مطالب که عرض کردم بنده شخصاً دعا می‌کنم حکومت این دولت چند ماهی دیگر ادامه پیدا کند. به دو دلیل‌، دلیل اول این که به عقیده بنده هنوز فرصت کاملاً نگذشته یعنی با وجود خبط‌های گرانی که این دولت مرتکب شده معذلک اگر این وزرا‌ پاکدامن راه کار را پیدا کنند می‌توانند این آزمایش مهم را به نفع ملک و ملت تمام نمایند. و ثانیاً به دلیل این که اگر ورشکستی سیستم این آقایان قبل از اتمام آزمایش مشهود شود به احتمال قوی دولت دیگری با همین سیستم بر سر کار خواهد آمد که به ظن قوی نواقص اینها را مضاعف خواهد داشت و فضایلشان را فاقد خواهد بود.

رئیس-آقای هدایت از وقتشان کمی مانده اگر مایلید بفرمایند.

هدایت-بنده بر حسب تقاضای آقای جمال امامی وقتم را پایشان می‌دهم (آقای هدایت بدین شرح پیشنهاد خود را تقدیم مقام ریاست کردند.)

مقام محترم ریاست مجلس سنا

برحسب خواهش جناب آقای جمال امامی بنده وقت خودم را پایشان دادم

هدایت

رئیس-منتهی ده دقیقه بیشتر وقت نمی‌ماند. آقای جمال امامی بفرمایند.

جمال امامی‌- بنده امروز قصد مزاحمت نداشتم ولی چون جناب آقای علاء به مجلس تشریف آوردند خواستم چند دقیقه‌ای تذکراتی به ایشان عرض کنم اولاً من به شخص جنابعالی آقای علاء در موقع طرح برنامه اینجا تشریف نداشتید بنده هم نخواستم از غیبت شما سوء‌استفاده بکنم و عرایضم را نسبت به جنابعالی بکنم گذاشتم وقتی که تشریف آوردید حضوراً عرایضم را بکنم امروز هم هنوز موقعش نرسیده چند روزی تشریف داشته باشید مطالعه بکنید اگر آقایان همکارانتان اجازه دادند و گذاشتند وارد امور بشوید بعد اینجا بحث خواهیم کرد ولی همین قدر حضورتان عرض کنم که در این دو ماه و چند روز غیبت جنابعالی این نواب بلای عجیبی به سر مملکت آورده‌اند در این دو ماه و چند روزی نمانده است که یک گرفتاری جدیدی برای مملکت ایجاد نکرده باشند.

راجع به این موضوع عجالتاً بیشتر عرض نمی‌کنم چند روزی تشریف داشته باشید وارد بشوید بعد بحث می‌کنم. یک موضوعی را می‌خواهم خدمت سناتورهای محترم و هینطور ملت و دولت به عنوان نمونه طرز اداره این مملکت و این ملت بدبخت برای شماها تشریح کنم بنده پریروز بعد‌از‌ظهر رادیو را باز کردم آنجا که نشسته بودم قبل از نشر اخبار یک شعاری داد چو گفته بودند که فرمایشات جناب آقای وزیر کشور از رادیو منتشر خواهد شد حالا اگر وقت کردم نسبت به این روش بعداً بحث خواهم کرد شعاری داد بنده آن شعار را شنیدم بعد معلوم شد که از دو ماه به این طرف هر روز از این شعارها می‌دهد بنده می‌خواهم راجع به این شمار خدمت شما یک توضیحی عرض کنم.

آن شعار این بود:

ملت قهرمان ایران به پشتیبانی از منویات شاهنشاه معظمش هر کس که رادع و مانع مبارزه با فساد باشد او را منکوب می‌کند.

این شعاری بود که می‌گفتند هر روز رادیو می‌گوید این را که من شنیدم رفتم به عالم خلسه آقای علاء برگشتم به قهقرا یادم آمد شب 18 فروردین شبی که فردایش آقای زاهدی رفت خودم به گوش خودم شنید رادیو می‌گفت ملت قهرمان ایران به پشتیبانی از سردار رشید نجات‌بخش

+++

خود چنین و چنان می‌کند خوب شماها شنیدید فردایش آن روز که زهدی رفت معلوم شد ملت قهرمان تغییر عقیده داده و رادیو گفت ملت قهرمان ایران حکومت فاسد زاهدی را از بین برد رئیس رادیو عوض نشده بود قهرمان مردم ایران از امروز عوض نشده بود ملت قهرمان ایران از امروز به فردا عوض شد چون رئیس رادیو همان بود که زاهدی گذاشته بود و روز پیش چنان گفته بود رفتم به قهقرا رسید ‌به 25-26-27 مرداد یادم آمد رادیو چه اراجیفی از قول ملت قهرمان ایران می‌گفت می‌گفت که مقامات باختر امروز و شورش خواسته ملت قهرمان ایران است یادتان هست چه مقالاتی می‌نوشتند اینها خواسته‌های ملت قهرمان ایران آن روز بود متنبه شوید باز رفتم عقب به یک ماه قبل از آن رادیو گفت که ملت قهرمان ایران رفراندوم کرد رأی داد مجلس را ببندند اگر 28 مرداد چند روز دیگر تأخیر می‌شد از قول ملت قهرمان ایران رژیم را عوض می‌کردند جمهوری دموکراتیک می‌ساختند اینها همه را رادیو می‌گفت‌. ملت قهرمان ایران بدبخت در این اوضاع هیچ دخالتی نداشته رفتم عقب‌تر باز رادیو می‌گفت (آقای دشتی خنده‌آور است) ملت قهرمان ایران تصویب طرح هیئت 8 نفری را می‌خواهد همینطور بروید بالا یک روزی ملت قهرمان ایران تبعید ایشان را خواست (اشاره به آقای علم) امروز ملت قهرمان ایران از ایشان پشتیبانی می‌کنند که منویات ایشان را اجرا کند دکان باز کرده‌اید؟به ملت قهرمان ایران چه مربوط است بیچاره ملت ایران ادعای قهرمانی ندارد با گرسنگی خودش می‌سوزد با پای برهنه شخم می‌زند یا زیر دیوار شکسته نشسته شپش سر بچه‌اش را می‌شکد چیچی هی «بدبخت و فلک‌زده ملت قهرمان ایران در آوردید برای خودتان بازیچه قرار دادید این تأتر چیست؟ این صحنه چیست ساخته‌اید؟ مصدق ساخت چه استفاده‌ای کرد که شما استفاده بکنید؟ اگر ملت قهرمان امروز به فردا عوض می‌شود دیگر ملت نیست اگر واقعاً ملتی است که اینها خواسته‌های او است دیروز هم بود پریروز هم بود اینها را چطور با هم تلفیق می‌کنید پس این متد جناب آقای وزیر کشور جوان مطرود است حالا که می‌روی (اشاره به آقای علم) در مدرسه درس را می‌خوانی چرا در مدرسه مصدقی درس می‌خوانی برو در مدرسه مثبت درس بخوان به ملت ایران چه کار کردید من هم می‌آیم پشتیبان شما می‌شوم کسی از این صحنه‌های مبتذل استفاده می‌کند که نمی‌خواهد کار بکند می‌خواهد دکان باز کند این آقای علاء تا‌کنون اهل دکان نبوده راست است من برای او توانایی قائل نیستم ولی دکاندار هم نبود. اگر این آخر عمری دکاندار هم شده باشد به ملت قهرمان ایران چکار دارید چهار سال است ما می‌شنویم ملت قهرمان ایران امروز اینطور گفت فردا آن طور گفت این مسخره‌بازی‌ها را ول کنید آقا یک کاری کنید شب «سیر نان ملت ایران زیادتر شود او از شما بیشتر از این نمی‌خواهد او چکار دارد که از روی غرض و مرض یا هوی و هوس حسن را بر می‌دارید و حسین را می‌گذارید با حسن بد بودید و با حسین خوب برای ملت قهرمان ایران چه تفاوتی دارد؟ این گفته‌های رادیوی شما در این چهار ساله راجع به علت قهرمان ایران، اما راجع به فرمایشات جنابعالی (خطاب‌ به آقای علم وزیر کشور) در جواب نطق قبل از دستور بنده فرمایشاتی کردید یا تجاهل‌العارف بود یا تجاهل‌العامی نمی‌دانم چون جواب صحبت‌های من نبود آن هم چنان قاطی پاطی بود که یکی از سنا‌تورها به من گفت که من سروته‌اش را نفهمیدم بعد بردند این را در آن کمیسیون‌های ناسیونالیست‌های انترناسیونالیست درست کردند دادند به رادیو مثل این که مسخره کرده‌اید صبح و عصر می‌گوید وزیر کشور جوان اینطور بیان فرمودند خوب وزیر کشور جوان اینطور گفت ما هم قبول داریم به وزیر کشور جوان ارادت دارم اگر بنا است فرموده‌های وزیر کشور جوان را هر روز رادیو بگوید پس چرا مال مرا نمی‌گوید؟ رادیو را به دست شما ندادیم که از آن سوء استفاده بکنید به دست شما دادیم مصلحت مملکت به کار بیندازند نه آن طور که شما تشخیص میدهید چه بسا ممکن است این که من تشخیص می‌دهم بهتر باشد.

این طرز عمل نباشد جناب آقای علاء من خواستم این چند نکته را خدمت شما متذکر بشوم که آن طریقه را که شکست خورد و موقوف شده و از بین رفته امروز دیگر شایسته نیست شما در پیش بگیرید شما عکس آن را در پیش بگیرید این کار درست نیست عملی بکنید که منطقی باشد با ما، ما با شما که لج نداریم عداوت شخصی هم نداریم اصلاحات در این مملکت بکنید نه حرف باشد جناب آقای دیوان‌بیگی عزیز یک چیزی فرمودند که آقای خواجه‌نوری به زاهدی ادعا نکرد که من آمدم مبارزه با فساد بکنم زاهدی گفت من آمدم این کارها را بکنم و برنامه دولت را عمل بکنم و کرد قضایا را مخلوط نکنید من رسماً در دولت زاهدی غالباً خدمت آقایان وزرا‌ حرف‌هایم را می‌زدم می‌گفتم ولی آقای زاهدی ادعا نکرد که آمدم مبارزه با فساد کنم او گفت من آمدم مملکت را نجات بدهم و نفت قضیه را هم حل بکنم و کرد و رفت (دیوان‌بیگی‌- امروز هم این حرف‌ها را همه کس می‌تواند بزند غیر از طرفداران زاهدی) حالا دیگر با جنابعالی بنده نمی‌خواهم زیاد بحث کنم.

رئیس- آقای دهستانی

دهستانی‌- متأسفانه تا اسم دهستانی اجازه دهستانی گفته می‌شود می‌گویند دیگر چه می‌خواهد بگوید؟ (نبیل سمیعی‌- خدمت شما ارادت دارند آقای دهستانی)عرض کنم یک روزی از عرایض بنده مجلس شورای ملی به طوری متشنج شد. که فحاشی و بدگویی و اعلام جرم مثل سیل برای من سرازیر کردند بعد آمدند نشستند دیدند درست گفتم معروف شدم و تأییدم کردند و تأیید کردند آنچه را که عرض کرده بودم امروز هم عرض می‌کنم 29 اسفند در اطراف لایحه همان شد بودجه دولت به طور حکایت و یادی از بودجه زمان اعلیحضرت فقید کردم و ملامت و شماتت به بودجه 1334 در اینجا گفتم که تحول از پایین ننگ بادا تحول از بالا لازم است و باید شروع شود آن روز نه آقای علاء نه تیمسار زاهدی که من او را یک سرباز وظیفه‌شناس می‌دانم کنار نرفته بودند قضیه مربوط به آمدن علاء و رفتن تیمسار زاهدی نبود صریحاً اینجا گفتم که چه باید کرد باز هم‌، اشاره می‌گویم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند در اینجا برنامه جناب آقای علاء همان برنامه دولت تیمسار زاهدی است ولی یک جمله خیلی پرو‌پا‌قرص نوشته شده مبارزه با فساد کک به تنبان حضرات افتاد در گوشه و کنار در باطن سمپاشی در ظاهر عوام‌فریبی و تظلم و عوام‌فریبی چرا به جای این که مبارزه با فساد است باید هم پشتیبانی کنند عیب‌جویی می‌کنند؟ من مجلس سنا و مجلس شورای ملی را یکی و هدف را واحد می‌دانم ولی انصاف نیست که حیئبات نمایندگان مجلس شورای ملی را به نام این که بچه ریش‌دار هستند از بین ببرند یا بگویند انتظام چو بست علاء بچه است امینی چیست باتمانقلیچ کدام است وقاحت دارد این آقا نظر و غرض خصوصی است(سرلشگر فیروز- اگر بد است نکرارش هم شما نفرمایید) تو شاهزاده هستی نمی‌گذاری حرف بزنم یک روز صحبت است که ...

رئیس-بنده درست توجه نکردم که شما چه فرمودید راجع به مجلس شورای ملی (سرلشگر فیروز راجع مجلس شورا و سنا هر دو فرمودند) بارها تذکر دادم که در اینجا راجع به مجلس شورای ملی صحبتی نفرمایید...

دهستانی- صحبت روی استرداد زمین‌های مباحه و موات بود آنها بردند و خوردند حالا یک اغراض خصوصی سر لحاف ملا‌نصرالدین شده اتصالاً جلوگیری از عمران و آبادی کشور می‌کنند در این موقع که صحبت از مبارزه با فساد است به جای این که ما پشتیبانی از دولت بکنیم بی‌جهت و بی‌علت عیبجویی می‌کنم پس از این قرار باید ریش‌دار برود و شیرخوار بیاید که آقایان هر کاری هم می‌خواهند همان را بکنند. آقایان تا از خودگذشتگی نباشد انجام وظیفه مشکل است ملاحظه از این و آن نباید کرد کی خوب بود و کی بد را باید کنار گذاشت استدعا می‌کنم به آقایان برنخورد و ایجاد فسادی که در مجلس سنا (شوری خیر) می‌شود عدم مطالعه دولت و مداخله دولت در امر انتخابات است که مساعدت می‌کنند و هر نابابی را نماینده مجلس قرار می‌دهند خوب آقا چطور شد انتظام آن روز خوب بود امینی خوب بود خانواده امیر قائن خوب بود هدایت هم خوب بود باتمانقلیج خوب بود این چند روزه چرا عوض شده‌اند؟ من استدعا می‌کنم آقایان نمی‌خواهم جسارت بکنم این تک مضراب را موقوف کنید فایده ندارد دولت را پشتیبانی کنید اگر خیر و صلاح مملکت را می‌خواهید بیش از این وقت آقایان را نمی‌گیرم (احسنت احسنت)

رئیس-تصور می‌کنم آقای رئیس‌الوزرا فرمایشاتی داشته باشند بفرمایید

نخست‌وزیر(آقای علاء)- بنده منظورم این نیست که جواب نطق قبل از دستور آقایان را بدهم خیلی مختصر میخواهم عرض کنم که دو ماه قبل که به حکم اجبار و برای عمل جراحی ضروری به عجله عازم پاریس شدم خیلی متأسف گردیدم که به واسطه تصادف مسافرتم با تجدید انتخابات هیئت رئیسه سنا مجال نشد که بنده شخصاً به این محفل محترم بیایم رفقا و همکاران محترم خودم را معرفی کنم و برنامه خود را به اطلاع آقایان محترم برسانم اکنون که بحمدالله تعالی زنده مراجعت کردم و عمری برای ادامه خدمات صادقانه با اعلیحضرت شاهنشاه محبوب معظم و ملت عزیز ایران باقی است می‌خواهم که هر چه زودتر در اولین فرصت تماس با آقایان سناتورهای محترم گرفته در عین مسرت ملاقات تشکر کنم از رأی اعتمادی که به این دولت داده‌اند موقع را هم مغتنم می‌شمارم برای این که اطمینان بدهم که با عزم راسخ و با تصمیم قطعی در اصلاح امور کشور و خدمت به این ملت طبق برنامه‌ای که به تصویب رسیده جداً و به طور خستگی‌ناپذیر اقدام خواهیم کرد و به اقتضای مسئولیتی که در مقابل مجلسین داریم بدون تردید و بدون ملاحظه وظایف حتمی خودمان را انجام خواهیم داد و با قدرت حکومت خواهیم کرد البته متکی خواهیم بود به عنایت باریتعالی و پشتیبانی اعلیحضرت همایون شاهنشاهی و به تأیید و معاضدت مجلسین در خاتمه می‌خواهم عرض کنم.

یقین دارم که مجلس سنا که مرکب است از رجال سالخورده و مجرب و متین این کشور لازمه مساعدت را نسبت به دولتی که جز راستی و درستی در عمل (صحیح است) و رفاه اهل این کشور و ترقی و تعالی ملت

+++

ایران نه رد مضایقه نخواهند فرمود (صحیح است. احسنت)

رئیس - آقای وزیر دادگستری

وزیر دادگستری (آقای دکتر علی امینی)- بنده قبلاً می‌خواهم با استجازه آقایان جناب آقای غلامحسین و ثیقی را که یکی از قضات پاکدامن و با سابقه وزارت دادگستری هستند و بسیار مرد وطن‌پرست و صمیمی می‌باشند به معاونت وزارت دادگستری معرفی نمایم. ( نمایندگان‌- مبارک است)

و ضمناً با اجازه آقایان چند کلمه‌ای در جواب آقای فرخ که در جلسه گذشته فرمایشاتی راجع به وزارت دادگستری فرمودند عرض بکنم و دلیل این تصدیع هم این است که بنده تصور می‌کنم که یکی از دلایل ضعف دادگستری اهانتی است که در گذشته نسبت به مقام قضایی شده، و تا وقتی که این اهانت برطرف نشود و دستگاه قضایی تضعیف بشود متأسفانه راه اصلاحی نیست. شاید آقایانی که در دادگستری سابقه داشته باشند این مطلب را درک فرمودند که اغلب اوقات نسبت به احکامی که در محاکم صادر می‌شود ( بنده به غلط و درست آن احکام کاری ندارم) توضیح می‌خواهند حمله می‌کنند و این ترتیبات در صورتی که مقام قضاء یک مقام مستقلی است و برای تخلف قضات یا خدای نکرده ناپاکی آنها یک مرجع صلاحیتدار قانونی است که محکمه انتظامی است و الّا به عقیده بنده افراد نسبت به احکام محاکم اگر ایرادی داشته باشند جا ندارد که در یک محل و مرکز رسمی که خودش بایستی تقویت‌کننده و تشویق‌کننده مقام قضا باشد ایراد و اعتراض بشود (صحیح است) جناب آقای فرخ که بنده خدمتشان ارادت دارم و در دورۀ تصدیشان مقامات مختلف و متنوعی شاغل بوده‌اند بنده تردید ندارم که جز خیر و صلاح مملکت نظر دیگری ندارند ولی اجازه بفرمایند که این کلمه را خدمتشان عرض بکنم که اغلب اوقات تحت ‌تأثیر احساساتشان واقع می‌شوند و یک فرمایشاتی می‌فرمایند که شاید بهتر است این حرف‌ها گفته نشود. راجع به نصرالله امانپور که یکی از کارمندان وزارت دارایی بوده البته بنده خودم در وزارت دارایی متصدی بودم راجع به الیگودرز و کارهای مختلف نسبت به این آدم یک اتهامات و ایراداتی بود، رفت در دیوان کیفر و در آنجا محکومیت پیدا کرد و بالاخره حکم قطعی شد یک مقداری حبس شد و یک مقداری هم مورد عفو واقع شد جناب آقای فرخ در فرمایشاتشان فرمودند که اعاده دادرسی معمولاً برای اشخاصی است که مرتکب قتل و جنایتی می‌شوند و الّا کسی حق ندارد تقاضای اعاده دادرسی نماید بنده خواستم توجه جناب آقای فرخ را به مادۀ 467 آئین دادرسی جزایی جلب بکنم که بالاخره هر کسی حتی اگر یک محکومی فوت بکند ورثه او حق دارند بیایند طبق اسناد و مدارک تقاضای اعاده دادرسی بکنند چرا‌!؟ برای این که محکومیت یک آثاری دارد حیثیت کسی و وضعیت کسی متزلزل می‌شود پس اگر دلایل و مدارکی پیدا کرد می‌رود در محکمه و تقاضای دادرسی می‌کند ولو این که آن محکوم مرده باشد برای این که وراثش این لکه را از دامن خودشان پاک می‌کنند چه رسد به کسی که در قید حیات است.

این عرایض بنده جناب آقای فرخ برای این نیست که بنده بگویم آقای امانپور خوب آدمی است یا بد آدمی است دزد است یا غیردزد ولی اگر واقعاً شما دادگستری دارید محاکم دارید برای این است که محکمه تکلیف اشخاص را تعیین کند و آقا بهتر می‌دانند که یک کسی محکوم است که مطابق حکم محکمه محکوم شده باشد تا وقتی که محکومیت پیدا نکرده و متهم است و همه جای دنیا هم معمول است که می‌روند اعاده دادرسی می‌خواهند اگر دادرس اجازه داد تجدید محاکمه می‌شود یا محکوم می‌شود یا تبرئه می‌شود این جریان کار نصرالله امانپور، ایشان بعد از این محکومیت رفته‌اند به دیوان کیفر شکایت کرده‌اند و محکمه شعبه 8 به ریاست آقای دره که خیال می‌کنم یکی از رفقای خود جناب آقای فرخ است و قطعاً یک مرد بسیار مطلع و شریفی هست رسیدگی کرد به دلایل و اعاده دادرسی را اجازه داد این آمده در محکمه جنایی که آن هم یکی از شعبات بسیار بسیار حساس استیناف است رسیدگی کردند و او را تبرئه کردند دوباره برگشته به تمیز تمیز خواستند آنجا هم در همان شعبه مربوطه ابرام شده. یک قسمت هم آقای فرخ به گردن بنده و این حکومت انداختند که حکومتی که برنامه‌اش مبارزه با فساد است چرا امانپور اعاده دادرسی خواسته و تبرئه شده و بعد هم نسبت به بنده اظهار بی‌لطفی فرمودند که وزارت دارایی را اصلاح کرد حالا رفت به وزارت دادگستری ( خندۀ نمایندگان) اینجاست که بنده قدری گله می‌کنم جناب آقای فرخ اگر یک قدری مطالعه بفرمایند دقت بفرمایند تشریف ببرند در محکمه و اگر دوستی با آقای دره دارند و دوست شما هستند بپرسند. این حکم را بنده اینجا آورده‌ام که جناب آقای فرخ مطالعه بفرمایند منطبق بکنند با مواد قانونی و دلایلی که در آنجا هست اگر تشخیص فرمودند که این غلط صادر شده آن گله را بفرمایید ولی همین قدر یک عده‌ای آمدند گفتند امانپور تبرئه شده و امانپور هم یک جزوه‌ای منتشر کرده که تقدیر خود آقای فرخ هم چاپ شده کار ندارم، این دلیل نمی‌شود که احساسات شما تحریک شود بعد بگویید این چه دادگستری است و این چه دولتی است و بعد از این چه وزارت دادگستری است به علاوه این حکم دو ماه قبل صادر شده و بر فرض که بنده وزیر دادگستری باشم وزیر دادگستری خوب آنچنان وزیری است که اعمال نفوذ در محکمه نکند و رأی محکمه را محترم بشمارد حالا اگر قاضی بد است و قاضی منحرفی است آن قاضی را باید از راه خود تعقیب بکنیم ( جمال امامی- وقت مجلس سنا عزیزتر از آن است که در این حرف‌ها بحث بشود، امانپور امانپور)

این فرمایشاتی است که در مجلس سنا می‌شود وزیری مورد حمله واقع شده اجازه بفرمایید که از خودش مختصر دفاعی بکند ضمناً جناب آقای خواجه‌نوری در فرمایشاتشان بدون این که اسم ببرند اشاره فرمودند به این که دولتی می‌آید دویست سیصد نفر را منتظر خدمت می‌کند البته از اشخاص خوب و برجسته و بعد یک عده ناصالح سرکارشان می‌مانند و آنچه که بنده نطق ایشان را گوش کردم بقیه‌اش که البته فلسفه بود و پسیگانالیز بنده نه اطلاعات فلسفی دارم و نه در عالم‌الروح وارد هستم ولی آنچه که مربوط به این ایراد دولت از این دویست سیصد نفر جناب آقا فرمودند احکام اینها به عنوان زائد در سازمان صادر شده و بنده نکه مکرر در دوره تصدی وزارت دارایی از حقوق کارمندان دولت دفاع می‌کردم هیچ وقت به خودم اجازه نمی‌دهم که یک کارمندی تا مسلم و مسجل نشود که این آدم‌دزدی است به عنوان دزدی بیرون کنم اما راجع به این که این چند صد نفر را گذاشته‌اند بیرون منتظر خدمت نکرده‌اند جسارت می‌کنم، گله کنم جنابعالی که اهل مطالعه و تحقیق هستید و یک مدتی هم خودتان را لَله اجتماع معرفی می‌فرمودید اقلاً می‌رفتید رسیدگی می‌کردید که آیا آنها را منتظر خدمت کرده‌ایم یا تمام حقوق و مزایاشان را می‌گیرند یک شاهی هم از حقوقشان گم نشده ( خواجه‌نوری- فرقی در موضوع نمی‌کند) چرا فرق می‌کند از این جهت می‌کند که شما که تشریف می‌آورید و به دولت حمله می‌فرمایید و نقاط ضعف دولت را برای مردم تشریح می‌کنید یکی از نقاط ضعف این است که دولتی که می‌خواهد مبارزه با فساد بکند دویست و چند نفر را مظلوم و بی‌گناه بیرون کند و اینها بی‌نان می‌شوند می‌روند در اجتماع و مزید بر علت می‌شوند کسی را که ما بیرون نکردیم. آقایان همیشه اعتراض می‌فرمایند نسبت به بودجه کسر بودجه و عدم توازن که اگر بودجه اصلاح نشود کار مملکت درست نمی‌شود کاملاً این مطلب صحیح است وقتی می‌گویید یک عده‌ای زائد بر سازمان هستند و همین مطلبی که می‌فرمایید حالا بنده آن سنجش و صلاحیت را تشخیص نکردم و آن پاره‌ای که به وجود آمده که برویم سنجش و صلاحیت بکنیم آن را معرفی بفرمایید و اگر یک عده‌ای جمع شوند و بتوانند سنجش و صلاحت بکنند معرفی کنید ( خواجه‌نوری- شما گوش به حرف نمی‌دهید آقا اعتراض می‌فرمایید) بنده نطق را گوش کردم ( خواجه‌نوری- من از خدا می‌خواهم گوش کنید) در سابق اشخاصی را که می‌آوردند وزیر می‌کردند در آن کمیسیون سنجش و صلاحیت، سنجش و صلاحیت آنها را آزمایش می‌کردند می‌دیدند که به درد وزارت می‌خورند یا نمی‌خورند. حالا بنده نمی‌خواهم از خودم دفاع بکنم وزیر در همه جای دنیا یک مرد سیاسی است و هیچ لازم نیست یک مرد فنی باشد ( خواجه نوری- مکتب سیاسی نداریم) اگر مکتب سیاسی ندارید پس به این دولت ایراد نفرمایید پنجاه سال است مشروطیت است و مکتب سیاسی موجود نیامده بنده تقاضای شخصی خودم این است و از طرف همکاران خودم تقاضا دارم که پیشنهادات مثبت بفرمایید و ایرادات منطقی بگیرید اگر دولت نسبت به آن پیشنهادات مثبت و ایراد منطقی عمل نکرد آن وقت او را مورد بازخواست قرار دهید عرض کنم که بنده نظرم این بود که این نقطه ضعفی که در دولت پیدا کرده‌اید دولت اگر گفت من مبارزه با فساد می‌کنم نگفت تمام فساد در دستگاه دولت است خودم اینجا عرض کردم اگر فساد است در تمام شئون است در ممالک هست، تاجر هست، کاسب هست، در کارمند دولت هم هست نقص تشکیلات و بدی تشکیلات را همه متوجهیم اما آقا بفرمایید که چه جور تشکیلات را درست کنیم راجع به این قسمت چیزی نفرمودید ( خواجه‌نوری- متخصص می‌خواهد) آقا متخصص آمریکایی یا انگلیسی یا فرانسوی برای این تشکیلات مملکت به درد نمی‌خورد هر مملکت یک طبع دارد که مطابق طبع و وضع خودش باید عمل بشود حتی بنده معتقد وارد گردن قانون از خارج هم نیستیم یک قسمت عمدۀ بدبختی دادگستری همین پیچ‌وخم دادن این قوانین است مرتباً ما رفتیم کد جزایی ایتالیا را ترجمه کردیم قانون باید مناسب با محیط باشد و متناسب با فهم مردم هیچ کدام از اینها تناسب ندارد مع‌التأسف همه اینها را به گردن دولت می‌گذارند و تمام را از او می‌خواهند بنده مرتباً آن تنقیدات را شنیده‌ام اما یک مرتبه‌اش به طور مثبت پیشنهاد نشده که آیا این کاری که شما کردید خوب بود یا آن کار بد بود حالا بعد از مدت‌ها بحث و فحص راجع به بودجه و کمیسیون‌های متعددی که تشکیل شده گفتند آقا آن کسی که بازرس ویژه در مالیات بر در آمده بوده و کاری نداشته برود وابسته به سازمان باشد فرمایشات شما نتیجه‌اش این می‌شود که این عده راه بیفتند صبح تا شب بیایند علم بلند کنند اعلامیه منتشر

+++

بکنند. آن وقت اگر فرمانداری نظامی هم بگوید چرا آمدید اخلال می‌کنید و آنها را بزنند شکنجه بدهند می‌فرمایید چرا اخلال می‌کنید و اگر نظم برقرار نکنیم می‌فرمایید نظم از مملکت رفته و واقعاً اسباب تأسف است اگر نظم برقرار نشود نظم برقرار کردن که با تعارف نمی‌شود.

شما که در اروپا بودید اگر یک عده‌ای یکجا جمع شوند پلیس متفرقش می‌کند اگر متفرق نشدند هل می‌دهد اگر باز هم متفرق نشدند آنها را با باتوم می‌زند مگر منحصر به مملکت ماست حالا اگر در این عملیات گاهی افراط و تفریط می‌شود البته بر ما فرض است که آن افراط و تفریط را جوش را بگیریم و البته مخالفین دولت حق دارند بنده به مخالفین دولت ایرادی نمی‌‌کنیم مخالف دولت هرکاری را عیب‌جویی می‌کند و سعی هم می‌کند که از آن راه دولت را تضعیف بکند اما ما باید وظیفه خودمان را عمل بکنیم فرمایشات آقایان در خارج منعکس می‌شود. و اگر دولت جواب ندهد این سکوت را حمل بر رضا می‌کنند به این جهت بنده این جسارت را کردم و مختصری از اوقات آقایان را گرفتم و عذر هم می‌خواهم و اگر غیر از این بود بنده تصدیع نمی‌دادم.

فرخ- آقا بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم ماده 57.

رئیس‌- ماده 57 چه باشد

فرخ- بر طبق ماده 57 عرضی دارم آقای امینی با بیانات خودشان مطالب بنده را تحریف کردند.

رئیس- بفرمایید آقا مشروط به این‌که آنهایی را که عوض کرده‌اند از نطق جنابعالی آنها را بفرمایید و از آن خارج نشوید.

فرخ- آقای امینی با بیانات خودشان منظور بنده را تبدیل کرده‌اند و طوری دیگر نشان دادند منظور بنده در آن روز این بود که یک محکمه‌ای از بدایت و استیناف و تمیز کسی را محکوم کرده و گفته است این آدم محکوم است بدو سال حبس و این ‌قدر جریمه و سلب صلاحیت از خدمت دولت بعد از چند سال هم عیناً همان را تبرئه کردند یعنی این شخص با تمام صفاتی که گفتند فرض کنید اویس قرن است در هرحال یکی از این دو محکمه اشتباه کرده است یا اولی یا دومی یا اولی غرض‌ورزی کرده و شخص پاکدامنی را دزد معرفی کرده و یا دومی اشتباه کرده. وزارت دادگستری باید این اشتباه را مرتفع کند اگر آن قضات اولی مقصرند تسلیم کنید به محکمۀ انتظامی و الّا بنده نمی‌دانم یا امان‌پور دزد است یا درست است یک محکمه در تمام مراحل او را دزد معرفی کرده و یکی پاکدامن تشخیص داده و این قضاوت‌ درست نیست.

رئیس- آقای وزیر فرهنگ

وزیر فرهنگ ‌( دکتر محمود مهران)- جناب آقای دکتر صدیق در نطق قبل از دستور یک بیاناتی راجع به برنامه دبیرستان‌ها فرمودند که بنده از وقت استفاده می‌کنم و یک اقداماتی را که تاکنون شده عرض می‌کنم البته خود جنابعالی در شورای عالی فرهنگ تشریف دارید شاید از جریان پیشرفت کارها مستحضرید یک کمیسیونی مشغول مطالعه این برنامه می‌باشد و یک گزارشی تهیه کرده و این گزارش در شورای عالی فرهنگ مطرح شد با حضور خود جنابعالی و قرار شد که نظریات بعضی از استادان و دانشمندان از لحاظ اهمیت موضوع خواسته شود ( دکتر صدیق- ده سال است) آن ده‌ سال را بنده اطلاع ندارم ولی این عملی است که اخیراً شده و باید به عرض شما برسانم.

این برنامه تنظیم شده و به نظر یک عده از استادان و دانشمندان فراهم شد و نظریاتی هم رسیده و ما مشغول مطالعه این نظریات هستیم و امیدواریم که به اسرع وقت در این برنامه تغییراتی که لازم است داده شود. مطلبی را که خواستم عرض کنم این است که موضوع برنامه خیلی مهم است و نباید فکر کرد که حتماً در ظرف دو یا سه ماه بشود ما مشغول هستیم و امیدواریم زودتر انجام بشود.

و اما مطلبی که فرمودند عده‌ای نمی‌خواهند برنامه تغییر بکند و مشغول جمع‌آوری پول هستند و از این صحبت‌ها اسباب تعجب بنده شد برای این که باید به آقایان عرض کنم که این چیزی که امروز در وزارت فرهنگ حاکی است جز تقوی و ایمان خدمت چیز دیگری نیست. بنابراین جمع‌آوری پول یا اقدامات مختلف یا تشبثات برای این که برنامه تغییر بکند که کلیه کتاب‌ها مصرف شود یا غیرذالک بنده به آقا قول می‌دهم که به هیچ وجه من‌الوجوه تأثیری نخواهد کرد. ( نمایندگان - احسنت).

رئیس- طرح مربوط به منع ساختمان مسکن و ادارات در محل پارک‌ شهر تهران مطرح است شور اول آن است گزارش کمیسیون ‌شماره یک قرائت می‌شود.

( در این موقع آقای نخست‌وزیر و وزرا‌ و اکثر نمایندگان از جلسه خارج شدند)

( جمال امامی- آقای رئیس تخلیه شد. تخلیه شهر سالون)

( به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون شماره یک به مجلس سنا

طرح مربوط به منع ساختمان مسکن و ادارات در محل پارک شهر تهران در کمیسیون شماره یک مورد شور و مطالعه قرار گرفت و پس از بحث کافی عیناً به تصویب رسید. اینک گزارش آن برای شور اول تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شماره یک - ع. مسعودی ماده واحده « ایجاد هرگونه ساختمانی که تخصیص به مسکن یا ادارات و یا به مؤسسات داشته باشد در پارک‌ شهر واقع در محلی که سابقاً سنگلج نامیده می‌شد و اینک محصور بوده و از شمال به خیابان ورزش و از جنوب به خیابان سنگلج جنوبی و از مغرب به خیابان شاهپور و از مشرق به خیابان خیام منتهی می‌شود ممنوع خواهد بود وزارت کشور مأمور اجرای این قانون می‌باشد.

رئیس‌- صحبت در کلیات است اگر نظری هست خواهند فرمود. آقای سپهبد جهانبانی.

سپهبد جهانبانی- بنده در ضمن دفاع از این لایحه خواستم توضیحاتی عرض کنم. در بدو امر این لایحه خیلی مختصر و ناچیز به نظر می‌آید و همینطور هم هست بعضی‌ها شنیدم که گفتند این بصورت لایحه قانونی درآمده ولی یک موضوع هست که خیلی مهم است و موجب این قانون شده که متأسفانه مصلحت‌های شخصی بر مصالح عمومی در کشور ما تاکنون رجحان داشته و اغلب مصلحت شخصی مصالح عمومی را پایمال می‌کند در اینجا هم راجع به باغ سنگلج همین موضوع پیش آمده باید اول عرض کنم برای این که باغ سنگلج احداث شود زحمات و مبارزات شدیدی جریان داشت که این محوطه از تقسیم و از ساختمان‌های بی‌ربط و کوچه‌های کج و معوج حفظ شود و به‌ صورت باغ زیبایی که در آمده درآید.

اخیراً در روزنامه‌ها خواندم که سازمان مبارزه با سل خیال دارد که اینجا یک بنائی بسازد و یک ساختمانی را احداث بکند خیلی تعجب کردم به جهت این که بهتر است بگذاریم این باغ برای زنده‌ها و سالم‌ها بماند و مردم مخصوصاً کودک‌ها بتوانند از مزایای طبیعی و هوای آزاد استفاده بکنند تصور می‌کنم جناب آقای وزیر کشور هم در احداث این باغ زحمات فراوان کشیده‌اند و علاقه‌مند هستند که این باغ به وضع خودش باقی بماند. عجب این که نه تنها این قبیل باغ‌ها از بین می‌رود و چنانچه میدان‌های وسیع ورزشی داشتیم محل‌هایی داشتیم باغ‌هایی داشتیم که در نظر داشتیم باقی بماند و همه آنها تدریجاً روی منافع شخصی یا ادارات از بین رفته است و شهر به این عظمتی که تهران به این صورت درآمده که در واقع از حضرت عبدالعظیم گرفته تا کوهپایه ادامه دارد البته این شهر که دارای یک میلیون و ششصد هزار نفر جمعیت است باید به یک طریق دیگری اداره شود این طوری که حالا اداره می‌شود خیلی بی‌ربط است و بطور خیلی مبتذل است. بنده استفاده می‌کنم مخصوصاً از این که آقای وزیر کشور اینجا هستند استدعا می‌کنم که عطف توجهی نسبت به این محل که می‌خواهد ساختمان بشود بفرمایند.

و همچنین نسبت پایین شهر که پایین ریخت در‌آمده و مرتباً پیشرفت پیدا می‌کند توجه بفرمایند در این باره عرض کنم که فقط این قبیل باغ‌ها و پارک‌ها مورد تجاوز واقع می‌شوند بلکه اَماکن و محل‌های باستانی و تاریخی نیز مورد تجاوز و تطاول است. مثلاً باغ چهل ستون اصفهان بنده خبر دارم که یکی از ادارات آنجا می‌رود و استقرار پیدا می‌کند و دخالت در امور آن می‌کند در صورتی که به نظر بنده حتماً ادارات و مؤسسات لشکرها باید مراقب باشند که این اماکن و محل‌ها باقی بمانند و به دست ادارات مربوطه و اشخاص ذیفن اداره شوند این قانون هم که نوشته شد و امیدوارم از تصویب بگذرد روی همین نظر بود چون قانون ثابت‌تر و محترم‌تر است انتظار داریم که با گذشتن این قانون اقلاً این پارک برای شهر باقی بماند دست تطاول و تجاوز از آن کوتاه شود.

رئیس‌- آقای آموزگار

آموزگار- راجع به این قانون بنده به طور کلی عرض می‌‌کنم که در تمام دنیا یکی از چیزهایی که در درجه اول اهمیت است پارک‌های ملی و باغ‌های عمومی است و یکی از چیزهایی که ما خیلی عقب افتاده‌ایم در ایران و مخصوصاً در تهران اینست که این جمعیت اکثرشان مسکن و خانه درست ندارند حفظ‌الصحه ندارند اگر یکی دست زن و بچه‌اش را بگیرد و بیاید برای گردش محلی وجود ندارد و در این که این پارک برای شهر تهران خیلی کوچک است و خیلی کم است و باید پارک‌ها تهیه شود هیچ تردیدی نیست نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم بنده با این ماده واحده با این سیستم مخالفم برای این که اگر مقصود این است که یک ‌جا که پارک ملی شد و ثبت شد به نام پارک ملی پرونده مسکن اشخاص بکنند بدا به حال آن مملکتی که شهرداری او عرضه نداشته باشد که مردم پرونده در باغ ملی خانه بسازند این که اصلاً موضوع ندارد برای این که این قبیل اماکن را اگر تخصیص به مسکن داده باشند این باعث ریختن آبروی ماست این قانون برای این است که نگذارد محلی که به ثبت رسیده برای باغ ملی و باغ عمومی بروند خانه بسازند اگر این کار را کرده‌اند افتضاح است باید آن کسی که اجازه داد محاکمه شود پس مسکن که مورد ندارد آمدیم ادارات به طریق اولی بی‌معنی است مگر اینجا که مجلس سنا است متعلق به ملت است کسی می‌تواند ادارات دولتی بیاید اینجا یک شعبه‌ای بسازد مسکن بسازد (یکی از نمایندگان-این کار را کرده‌اند)کار غلط کرده‌اند باید آن خاطی را تعقیب کنند اما قانون بگذارند که در مجلس شورای ملی در مجلس سنا و در شهرداری کسی حق ندارد خانه بسازد. دولت هم حق

+++

ندارد اداره بسازد. چیز عجیبی است مثل این است که بگویند در این مملکت کسی حق ندارد که بگوید چرا مشروطه است معلوم است کسی حق ندارد بگوید چرا مشروطه است معلوم است کسی حق ندارد خانه کسی را تصرف کند خانه بنده‌، خانه شما و پارک ملی و مجلس سنا همه‌اش خانه است که یا به نام مالکی ثبت شده و یا مالک است و نماینده او ثبت کرده است و یا مالک شخص است پس تخصیص به مسکن یا ادارات به عقیده بنده خیلی مضر است و بسیار زننده است.

سوم « و با به مؤسسات» آقایان خوشبختانه اکثرتان اروپا و آمریکا را دیده‌اید در اغلب پارک‌ها و مؤسسات مربوط به آنها گل‌خانه دارد، تجزیه شیمیایی دارد. اگر یک قدری وسیع باشد حیوانات می‌آورند‌، باغ‌وحش درست می‌کنند نه باغ‌وحش عمومی، یک چنین پارک ملی داستانی است که برای ایران آرزوست. ولی در همان پارک ملی و باغ ملی هم یک مؤسسات مربوط به آن خواهد بود. این قانون می‌گذرد، فردا انجمن شهر می‌خواهد این پارک را به صورت آبرومندی در آورد و یک مؤسساتی که مربوط به خود همان پارک است و برای استراحت مردم می‌خواهد یک کافه‌های درست بکند مؤسسه‌ای است که شهرداری اداره می‌کند قانون می‌گوید این پارک ملی است حق ندارد. پس من در عین این که منظور آقایانی را که این طرح را امضاء کرده‌اند تصدیق می‌کنم بسیار منظور خوبی است همانطور که آقای فرخ هم فرمودند این کار، اگر کار غلطی شده نباید قانونی گذارند که مردم نباید توی خانه اشخاص خانه بسازند، مردم حق ندارند در پارک ملی مؤسسه درست بکنند، این به عقیده بنده زننده است اگر واقعاً لازم است یک همچو طرحی تهیه بشود حالا چون شور اول است برمی‌گردد به کمیسیون، به عقیده بنده آقایان باید در شوری که می‌رود به کمیسیون فکر بکنند، منظور آقایان اگر این است که در پارک ملی کسی خانه نسازد بفرمایید شهردار اجازه ندهد، شهرداری که به نمایندگی ملت پارک را ثبت کرده اگر اجازه داد به کسی که این کار را بکند خیانت کرده باید او را محاکمه بکنند و اصلاً این حق را ندارد و اگر حق دارد و اگر اینطور هست پس در قانون شهرداری که در دست اقدام بوده و قریب به اتمام هست آنجا یک ماده علاوه بکنید که شهرداری حق ندارد چه انجمن شهر، چه شهردار چه وزارت کشور، که در باغ‌های عمومی اجازه ساختمانی که مربوط به خود آن پارک نباشد بدهد. اگر چنین اجازه‌ای داد چند سال هم حبس بشود. اما یک قانونی بگذرانید که پارک ملی تهران را کسی نباید تخصیص به مسکن بدهد. یا تخصص به اداره بدهد والله هرکس این قانون را در خارج بخواند می‌گوید در ایران باغ ملی اگر داشته باشند کسی می‌رود خانه می‌سازد که این قانون را درست کرده‌اند ( یکی از نمایندگان‌- سبزه‌میدان را چرا نمی‌فرمایید؟) سبزه‌میدان که باغ ملی نیست هر شهرداری که اجازه داد در سبزه‌میدان و در خیابان‌های عمومی مؤسسات بسازند و راه را تنگ کنند و استفاده کرده باید تعقیب شود اگر آقایان شهردار سابق را تعقیب کرده بودند برای عملیات غلطی که کرده بود و همینطور ماست‌مالی نکرده بودند و همینطور است توی خیابان راه می‌‌رود و این حرکات را هم کرده که خوشبختانه جلوش را گرفته‌اند امروز شما مجبور نبودید این طرح را بیاورید، ولی آقایان علاج این درد این دوا نیست، دوا باید داد، برای درد دارو باید تهیه کرد ولی نه از این راه. به عقیده بنده این قانون به این‌صورت مضر است ولی اگر شهرداری را ممنوع و باید مجازات سختی که اگر اجازه داد در پارک ملی یا در خیابان‌های عمومی یا در میدانهای عمومی مؤسساتی یا خانه‌هایی ساختمانی بکنند که با فلسفه وجود آن خیابان و آن میدان و آن پارک منافی هست البته مجازات شود یک همچو قانونی بسیار بسیار مفید است اما عبارت این که هرگونه ساختمای که تحصیض به مسکن یا ادارات یا مؤسسات داشته باشد البته مقصود مؤسسه سل است مؤسسات دیگر این خیلی روشن است ولی اگر این عبارت به طوری که نوشته شد تصویب بشود فردا اگر بخواهند راجع به گیاه‌ها و تخم گل‌ها و حیوانات که در آنجا تربیت می‌شوند یک مؤسسه درست کنند مطابق این قانون شهرداری حق ندارد این کار را بکند ولی اگر به طوری که آقا فرمودند و بنده هم موافقم به صورت ماده‌ای که جزء قانون شهرداری باشد یا اگر بخواهند جزء طرح مستقلی باشد به کلی این ماده که می‌رود به کمیسیون اصلاح بشود.

مؤید ثابتی‌- به کمیسیون می‌رود آقا.

رئیس- آقای دهستانی

دهستانی‌- در این لایحه مخالفی نیست و فرمایشاتی هم که آقای آموزگار فرمودند ممکن است ایشان و سایر آقایان هر نظری دارند پیشنهاد کنند به کمیسیون برود و در اطراف آن عملی که همه می‌پسندند و خوب می‌دانند این قدر مذاکره نشود.

رئیس- آقای وزیر کشور فرمایشی دارند

وزیر کشور‌( آقای علم)- بنده با این طرح که آقایان داده‌اند جداً موافق هستم و می‌خواستم عرض بکنم که نظر بنده این است که این تعمیم داده بشود برای تمام ایران ( مؤید‌ثابتی- بنده پیشنهاد داده‌ام) اگر پیشنهاد داده‌اید نظر بنده تأمین است چون خیلی دیده شده در این پارک‌ها به عنوان حق ساختمان خود شهرداری ممکن است یک عمارت خیلی بی‌معنی بسازد فلسفه وجود پارک این است که مردم از اطاق‌های تنگ و تاریک که حالا مد شده در بیایند و نفسی بکشند در تمام دنیا به طوری که ملاحظه فرموده‌اند هست بدبختانه در ایران هیچ چیز نیست و میدان‌هایی هم که در شهر تهران پایتخت ما درست شده به قدری کوچک است که قابل این که 20 نفر بروند آنجا بگردند نیست اصلاً (یکی از نمایندگان- اصلاً نداریم) و حتی می‌خواهم عرض بکنم که پارک شهر، این پارک شهرداری کوچک است برای این‌ کار بنده می‌خواهم عرض بکنم که خیلی علاقه دارم به این کار بنده وقتی چهار پنج سال پیش وزیر کشاورزی بودم این درخت‌ها را کاشتم بنده از این نظر کاری ندارم ولی حقیقتاً لازم است این پارک برای شهر حالا در این موادش یک اصلاحاتی لازم هست این را بفرمایند ولی بنده خیال می‌کنم که خود دولت یک لایحه‌ای خواهد آورد با این که در تمام باغ‌های عمومی مملکت حق ساختمان و کوچک کردن این پارک‌ها را نداشته باشند. عرض کردم حتی یک بنایی را اگر خود شهرداری بسازد این فلسفه‌اش را از بین می‌برد فضا را کوچک می‌کند باز آن اصل مطلب که باید بیایند مردم گردش بکنند و زیر سایه درخت بنشینند راه بروند و اینها از بین رفته است ( یکی از نمایندگان‌- این جایش در قانون شهرداری است) به هر صورت که مصلحت می‌دانند در آنجا بگنجانیم یا این که آن را تعمیم بدهند آقایان یا خود ما هم عرض کردم خودمان هم در نظر داریم یک لایحه‌ای بیاوریم بگنجانیم به جهت این که این کار فوق‌العاده لازم است برای مملکت و مخصوصاً برای تهران حتی خیال داریم در جنوب شهر تهران هم این محل زاغه‌ها را هم اگر موفق شدیم تکان دادیم آن زاغه‌نشین‌ها را آنجا هم یک جنگل کاجی درست کنیم.

مجد- بسیار خوب است انشاءالله موفق هستید.

رئیس- گویا در کلیات نظری نیست

نیکپور- بنده یک پیشنهادی دارم

رئیس- آقا بفرمایید بفرستید حالا موقع پیشنهاد نیست موقع این است که رأی بگیریم به ورود در شور در ماده واحده آقایانی که به ورود در شور در ماده واحده موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد حالا خود ماده واحده مطرح است غیر از پیشنهادها اگر نظر دیگری نیست پیشنهادها را قرائت می‌کنم ( گفته شده نظری نیست) نظری نیست پس دو فقره پیشنهاد رسیده که قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود.

تبصره- شهرداری تهران مکلف است در تجریش پارک شمیران ساخته و وزارت کشاورزی از اراضی خالصه شمیران در اختیار شهرداری بگذارد

نیکپور ( پیشنهاد دیگر )

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده علاوه شود.

تبصره- کلیه باغها و میدان‌های عمومی در هر شهرستان و نیز کلیه ابنیه و میدان‌ها و باغ‌هایی که جنبه تاریخی ندارد مشمول این قانون خواهد بود.

مؤید‌ثابتی

رئیس- آقای وزیر کشور

وزیر کشور- با هر دو پیشنهاد بنده موافقم

رئیس- این دو پیشنهاد به کمیسیون مراجعه می‌شود حالا برای ورود در شور ثانی رأی می‌گیریم آقایانی که برای ورود در شور ثانی موافقند قیام بفرمایند ( اکثر برخاستند) تصویب شد پس می‌رود به کمیسیون هر دو پیشنهاد

( در این موقع که ساعت ده وسی و پنج دقیقه بود آقای رئیس کرسی ریاست را ترک کردند و آقای دکتر سعید مالک تایپ رئیس پشت میز ریاست قرار گرفتند)

5- تصویب لایحه اصلاح دو ماده از قانون دادرسی ارتش

نایب رئیس- لایحه راجع به اصلاح مواد 13 و 39 قانون دادرسی و کیفر ارتش برای شور اول مطرح است گزارش کمیسیون‌های شماره 2 و 3 قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

گزارش از کمیسیون شماره 2 به مجلس سنا.

لایحه شماره 97 - 44- 26 و 12 و 33 دولت مربوط به اصلاح ماده 19 و 39 دادرسی ارتش در کمیسیون شماره 2 (جنگ) با حضور تیمسار سرلشکر زاهدی معاون وزارت جنگ مورد شور واقع گردید و پس از بحث کافی عیناً به تصویب رسید. اینک گزارش آن برای شور اول تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شمارۀ 3 سرلشگر مطبوعی

گزارش از کمیسیون شماره 3 به مجلس سنا.

لایحه شمارۀ 44975 و 16527 - 26 - 12 33 دولت مربوط به اصلاح ماده 19 و 39 دادرسی ارتش در کمیسیون شماره 3 (دادگستری) با حضور تیمسار سرلشگر زاهدی معاون وزارت جنگ مورد

+++

شور و رسیدگی قرار گرفت و پس از مذاکرات مفصل و بحث کافی یا ملاحظه گزارش کمیسیون شماره 2 لایحه مزبور با اصلاحاتی به تصویب رسید اینک گزارش آن برای شور اول تقدیم مجلس محترم سنا می‌شود.

مخبر کمیسیون شمارۀ 3- ح. آموزگار

لایحه مربوط به اصلاح مواد 19 و 39 قانون دادرسی و کیفر ارتش

ماده واحده- مواد 19 و 39 قانون دادرسی و کیفر ارتش به شرح زیر اصلاح می‌شود.

ماده 19- در هر ناحیۀ نظامی یک یا چند دادگاه عادی نظامی مرکب از 3 افسر ( یک نفر رئیس و دو نفر کارمند) تشکیل می‌شود رتبۀ افسرانی که برای کارمندان دادگاه نظامی تعیین می‌کردند ممکن است مساوی با درجه متهم یا یک درجه پایین‌تر باشد ولی رتبۀ رئیس دادگاه باید لااقل یک درجه بالاتر از متهم باشد مگر در مورد اتهام سرلشگر به بالا که در این صورت ممکن است ریاست دادگاه نظامی با یک نفر افسر هم درجه باشد ضمناً در مرکز هر ناحیۀ نظامی یک دادگاه عادی نظامی به طور دائم که رتبه رئیس آن اقلاً سرهنگ و کارمندان یک نفر سرگرد و یکنفر سروان خواهند بود تشکیل خواهد شد.

ماده 39- دادگاه تجدیدنظر برای رسیدگی به احکام صادره از دادگاه عادی نظامی مرکب از یک رئیس و 4 نفر کارمند است که بر طبق امر بزرگ ارتشتاران فرمانده تعیین می‌شوند و در معیت هر دادگاه یک دادستان و به قدر کافی دادیار و کارمند دفتری خواهند بود.

تبصره- وزارت جنگ مکلف است رئیس و اعضای دادگاه‌های عادی و تجدید نظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشتۀ حقوق باشند انتخاب نماید و مادام که عده تحصیل‌کرده‌ها در رشته حقوق کافی برای تشکیل محاکم عادی و تجدیدنظر نباشند می‌تواند از سایر افسران انتخاب نماید.

نایب رئیس- پیشنهاد فوریت رسیده است که قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

اینجانب پیشنهاد می‌نمایم لایحه مربوط اصلاح مواد 19 و 39 قانون دادرسی و کیفر ارتش باقید یک فوریت تلقی شود.

سپهبد جهانبانی

نایب‌رئیس‌- آقای سپهبد جهانبانی.

سپهبد جهانبانی- بنده پیشنهاد یک فوریت کردم چون در این قانون تغییرات مهمی داده نشده که مستلزم بحث و مطالعات زیادی باشد تغییر نسبته مهمی که داده شده است این است که تعداد اعضای دادگاه‌ها کمتر پیشنهاد شده و دلیلش هم این ست که شاید دارای اشخاص متخصص به قدر کافی نباشند و تسریع در امور دادرسی، به این واسطه بنده پیشنهاد فوریت کردم که هرچه زودتر بگذرد و به موقع اجرا گذارده شود.

آموزگار- بنده هم با این پیشنهاد موافقم.

نایب رئیس- مخالفی نیست؟ (اظهاری نشد) رأی می‌گیریم پیشنهاد یک فوریت که تیمسار سپهبد جهانبانی پیشنهاد کردند آقایانی که موافق هستند قیام فرمایند ( اکثر برخاستند) تصویب شده ماده واحده قرائت می‌شود.

( به شرح سابق قرائت شد)

نایب رئیس- کلیات مطرح است آقای دهستانی در کلیات فرمایشاتی دارند.

دهستانی- بنده موافقم کسی مخالفت نکرده که بنده حرف بزنم.

نایب‌رئیس- درکلیات رأی گرفته می‌شود موافقین قیام فرمایند ( اکثر برخاستند) تصویب شد. حالا رأی می‌گیریم به ورود در ماده واحده آقایانی که موافق هستند قیام فرمایند ( اکثر برخاستند) تصویب شد. آقای سرلشگر بقایی پیشنهادی دارند.

آموزگار- پیش از پیشنهاد اجازه بفرمایید توضیحی عرض کنم‌.

نایب رئیس- بفرمایید ولی پیشنهاد مقدم است.

آموزگار- اولاً در اینجا یک اشتباهی شده است که البته ممکن است اشتباه چاپ باشد استدعا می‌کنم توجه بفرمایید اصلاح شود. نوشته است « رتبه افسرانی که برای کارمندان دادگاه نظامی تعیین می‌کردند ... » این « آن » نیست « کارمندی دادگاه» است. دیگر این که چهار جا پنج جا کلمه « نظامی » تکرار شده که فوق‌العاده زننده و غیرلازم است چون قابل این نبود که کسی پیشنهاد کند آقایان به بنده تذکر دادند و این اصلاح عبارتی است.

در سطر سوم نسخه‌ای که خدمت آقایان هست و آنجا ملاحظه می‌فرمایید « در هر ناحیه نظامی یک یا چند دادگاه عادی نظامی مرکب از 3 افسر ( یک نفر رئیس و دو نفر کارمند) تشکیل می‌شود رتبۀ افسرانی که برای کارمندی دادگاه نظامی تعیین می‌کردند» دیگر دادگاه « نظامی » لزومی ندارد.

در سطر پنجم نوشته « ریاست دادگاه نظامی با یک نفر افسر... » نظامی در اینجا لازم نیست برای این که ریاست ریاست نظامی است. بعد نوشته است « در مرکز هر ناحیۀ نظامی یک دادگاه عادی نظامی...» این « نظامی » دومی هم مورد لزوم نیست بنابراین با اصلاحات عبارتی که به عرض رساندم بقیه پیشنهادات قرائت بشود تا بنده هم نظرم را عرض کنم.

نایب رئیس- اینها را کتباً حاضر کنید.

آموزگار- اینها را کتباً درست کرده‌ام حاضر است.

نایب رئیس- پیشنهاد آقای سرلشکر بقائی قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم کلمه عادی مصرحه در ماده 19 و39 و تبصره آن تبدیل به کلمه بدوی گردد.

سرلشگر بقایی

نایب رئیس- آقای آموزگار

مخبر کمیسیون- در حقیقت این توضیحی که عرض می‌کنم هم آقای سرلشکر بقایی فرمودند من توضیح عرض کنم هم از نظر مخبری بسیار پیشنهاد به موقعی است برای این که دادگاه عادی دارند و دادگاه غیرعادی زمان جنگ هر دو نوع دادگاه دارد بدوی و تجدید‌نظر. بنابراین کلمه تبدیل بشود بسیار صحیح است و به موقع.

نایب رئیس- رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای سرلشگر بقایی

شمس ملک‌آرا- تغییری در ماهیت که نداده؟

آموزگار- مهم است آقا قابل رأی است عادی باید وی موضوعش فرق می‌کند مصداقش با هم فرق کرده باید رأی گرفته شود.

نایب رئیس- با « کلمه عادی مبدل به کلمه بدوی» آقایانی که موافق هستند قیام فرمایند ( اکثر برخاستند) تصویب شد.

نایب رئیس- پس با اصلاحی که شد به تمام ماده 19‌رأی می‌گیریم آقایانی که موافق هستند قیام فرمایند ( اکثر برخاستند) تصویب شد.

( متن ماده 19 اصلاح شده که به تصویب رسید)

ماده 19- در هر ناحیۀ نظامی یک یا چند دادگاه بدوی نظامی مرکب از سه افسر ( یک نفر رئیس و دو نفر کارمند) تشکیل می‌شود رتبه افسرانی که برای کارمندی دادگاه تعیین می‌کرد نه ممکن است مساوی با درجه متهم با یک درجه پایین‌تر باشد ولی رتبه رئیس دادگاه باید لااقل یک درجه بالاتر از متهم باشد مگر در مورد اتهام سرلشگر به بالا که در این صورت ممکن است ریاست دادگاه نظامی با یک نفر افسر هم درجه باشد ضمناً در مرکز هر ناحیه نظامی یک دادگاه بدوی به طور دائم که رتبه رئیس آن اقلاً سرهنگ و کارمندان یک نفر سرگرد و یک نفر سروان خواهند بود تشکیل خواهد شد.

نایب رئیس- ماده 39 قرائت می‌شود.

( به شرح زیر خوانده شد)

ماده 39- دادگاه تجدید نظر رسیدگی به احکام صادره در دادگاه بدوی نظامی مرکب از یک رئیس و چهار نفر کارمند است که بر طبق امر بزرگ ارتشتاران فرمانده تعیین می‌شوند و در معیت هر دادگاه یک دادستان و به قدر کافی دادیار و کارمند دفتری خواهند بود.

تبصره- وزارت جنگ مکلف است رئیس و اعضای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشته حقوق باشند انتخاب نماید و مادام که عده تحصیلکرده‌های در رشته حقوق کافی برای تشکیل محاکم بدوی و تجدیدنظر نباشند می‌تواند از سایر افسران انتخاب نماید.

نایب رئیس- دو پیشنهاد است از آقای سرلشگر بقایی که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم، تبصره 1- تعداد کارمندان دادگا‌ه‌های بدوی و تجدیدنظر نظامی در زمان جنگ نیز به تعداد کارمندان مصرح در این قانون خواهند بود.

تبصره 2- وزارت جنگ رئیس و اعضای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشته حقوق باشند انتخاب می‌نماید و مادام که عده تحصیلکرده‌های در رشته حقوق کافی برای تکمیل محاکم بدوی و تجدیدنظر نباشند از سایر افسران انتخاب می‌نماید.

سرلشگر بقایی‌.

نایب رئیس- بفرمایید توضیح بدهید یا آقا یا آقا ( اشاره به مخبر کمیسیون و سرلشگر بقایی)

مخبر کمیسیون- البته این دو کلمه « عادی » که ذکر شده است مطابق آن تصمیم تبدیل شد به « بدوی». اما این تبصره‌ای که ایشان پیشنهاد کرده‌اند چون در ماده واحده یک تبصره بود. « وزارت جنگ مکلف است» این کار را بکند اگر ندارد از سایر افسران تکمیل بکند، آنچه که در عمل به بنده هم توضیح داده‌اند و مفصل صحبت شد حتی با تیمسار وزیر جنگ هم صحبت کردم در غالب استانها و حوزه‌هایی که رئیس تیپ با هنگ یا لشگر هست ممکن است خود همان رئیس تیپ یا لشگر هم تحصیلات حقوقی داشته باشد و در آنجا که بخواهند محکمه تشکیل بدهند کس دیگری که تحصیلات حقوقی داشته باشد نیست مطابق این تبصره مکلفند همان آقای فرمانده را بیاورند عضو محکمه بکنند و محکمه تشکیل بدهند و البته این از نظر انضباط و اموری که مربوط به نظام بوده و انتظامات این عملی نیست بنابراین « مکلف است » این یک تکلیفی است که ما ناچار هستیم به معنی و باطنش عمل کنیم بنابراین بهتر است که عبارت اینطور بشود که « وزارت جنگ رئیس و اعضای دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشته حقوق باشند انتخاب می‌نماید و مادام که عده تحصیلکرده‌ها در رشته حقوق کافی برای تشکیل

+++

محاکم بدوی و تجدیدنظر نباشند می‌تواند از سایر افسران انتخاب نماید» و اما تبصره دومشان آن هم به عقیده بنده خیلی به مورد است برای این که این قانون آن طوری که نوشته شده بود محاکم عادی را تبدیل کردند به « بدوی» خوب، تجدیدنظر هم که درست نکردیم دادگاه‌هایی دارند دادگاه‌های زمان جنگ، دادگاه‌های صحرایی که فوق‌العاده تشکیل می‌شود در اینجا اگر این تبصره اضافه نشود، آن قانون سابق چون اشاره به دادگاه‌های زمان جنگ نکرده ممکن است این شبهه برود که آن هم 7 نفر و 5 نفر و 5 نفر و 3 نفر باشد به این جهت تبصره‌ای پیشنهاد کردند که دادگاه‌های زمان جنگ هم مشمول همین اصلاح باشند، خودشان یعنی آقای سرلشگر بقایی پیشنهاد کردند آقای وزیر جنگ هم هر نظری دارند بفرمایند. بنده به این دلایل که اظهار داشتم با هر دو تبصره موافق هستم.

نایب رئیس- آقای وزیر جنگ

وزیر جنگ ( آقای سپهبد هدایت)- بنده با هر سه پیشنهادی که در این مورد شده است چه آن تغییر آن کلمات و چه این که این کسر کردن تعداد که شامل دادگاه‌های زمان جنگ هم باشد و لازم بوده است و این که یک تغییری هم در تبصره آخر داده شود، بنده با هر سه تا موافقم ولی به نظر بنده مقصود اگر این بود که وزارت جنگ در انتخاب اعضای دادگاه‌های بدوی آزادی بیشتر داشته باشد با این عباراتی که حالا پیشنهاد فرمودند حل نمی‌شود چون حالا پیشنهاد فرمودند که وزارت جنگ رئیس و اعضای دادگاه‌ها را از افسران فلان انتخاب می‌نماید این قطعی است؟ ( آموزگار- نخیر) چون وقتی قانون گذشت که وزارت جنگ فلان افسران را انتخاب می‌نماید این قطعی است ( آموزگار‌- دنبالش دارد) آن دنبال که امروز هم هست مفهوم این است که وزارت جنگ « می‌تواند» عوض « مکلف است » و الّا آن طوری که می‌فرمایند قطعی می‌شود.

نایب رئیس- آقای سرلشگر بقایی.

سرلشگر بقایی- توضیحی ندارم ولی در پیشنهاد همان « می‌تواند» را قبول می‌کنم.

نایب رئیس- آقای آموزگار

مخبر کمیسیون- با این کلمه « می‌تواند» اگر اضافه بکنند تمام تبصره به هم می‌خورد برای این که « وزارت جنگ می‌تواند رئیس و اعضای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشته حقوق باشند انتخاب می‌نماید» این با می‌تواند جور در نمی‌آید، اگر منظور تیمسار وزیر جنگ این باشد، همینطور موافقت بفرمایند عملی است.

دشتی- یک آنتر پرانتز بگذارید « در صورتی که موجود باشد»

نایب رئیس- صحبت بین‌الاثنین نفرمایید.

مخبر کمیسیون- منظور این که اگر کلمه « می‌تواند» اضافه بشود این تبصره صدرش با ذیلش فرق می‌کند مگر این که به کلی تبصره را حذف کنند.

نایب رئیس- باید دید آقای وزیر جنگ قبول می‌کنند یا نمی‌کنند این پیشنهاد را.

وزیر جنگ- این تبصره در موقعی که در کمیسیون تهیه شده قسمت اول این است که وزارت جنگ را مکلف کرده و بعد در آخرش می‌نویسد اگر نداشتند می‌توانند که از افسران غیر تحصیلکرده در حقوق بگذارند. اگر با استدعای بنده تیمسار بقایی موافقت بفرمایند آن « مکلف» را بردارند و بکنند « می‌تواند» قسمت آخر تبصره خودش حذف می‌شود یعنی این طور می‌شود که « وزارت جنگ می‌تواند رئیس و اعضای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر را از افسرانی که دارای تحصیلات حقوق باشند انتخاب می‌نماید»

آموزگار- این خیلی زننده‌تر است.

وزیر جنگ. شما اینطور فرمودید در کمیسیون این تبصره را اضافه فرمودید.

دکتر صدیق- اصلاً حذفش کنید.

وزیر جنگ- اگر پیشنهاد قابل حذف کردن باشد تمام مشکلات را مرتفع می‌کند و آن وقت بنده می‌توانم عرض کنم که ما این جدیت را داریم که افسرانی را که در رشته حقوق تحصیل کرده هستند از آنها استفاده کنیم ولی این قضیه را فعلاً نمی‌توانیم در تمام مناطق به موقع عمل بگذاریم بنابراین اگر که مجلس محترم موافق باشند تبصره را حذف کنیم اشکال مرتفع است اگر حذف نمی‌فرمایید به طور « می‌تواند » باشد.

نایب رئیس- آقای مؤید‌ثابتی

مؤید‌ثابتی‌- عرض کنم که با این صورت اگر ما بخواهیم قانون بگذرانیم بنده خیال می‌کنم اگر اشکالات قانونی هم نداشته باشد از حیث عبارت و جزالت الفاظ و اینها خیلی عیب پیدا می‌کند، یک قانونی را که نمی‌توان فی‌المجلس درست کرد، آقای وزیر جنگ گفتند که « می‌تواند» اشکال دارد گفتند خیلی خوب یک « می‌تواند» هم می‌گذاریم و آقای آموزگار می‌فرمایند عبارات بعدی به هم می‌خورد. بنده نمی‌دانم آن وقت با این ترتیب چطور یک قانونی را می‌شود تصویب کرد و گذراند این را خوب بود قبلاً مطالعه می‌فرمودید در کمیسیون بنده خیال می‌کنم این پیشنهاد با موافقت آقای وزیر جنگ و مخبر کمیسیون تهیه شده. پس بنابراین حق این بود که شما این پیشنهاد را با موافقت و نظر خودشان می‌نوشتید که اشکال نداشته باشد ما اگر اینجا این اصلاحات را درست بکنیم یک عبارات عجیب و غریب از توی قانون بیرون می‌آید که شایسته مجلس سنا نیست.

دکتر صدیق- حذف کنید.

نایب رئیس- آقای صدر بفرمایید

صدر- بنده خواستم عرض بکنم که « مکلف است » و « می‌نماید» یک معنی دارد در قانون وقتی که گفته شده می‌نماید، یعنی لازم است، ولی حالا می‌خواهم عرض بکنم که اگر این « می‌تواند» تبدیل بشود به کلمه « می‌نماید» باید توجه داشت که « می‌تواند» را در جایی می‌گویند، که جنبه ضعیف آن قضیه در نظر گرفته شده باشد، یعنی‌، می‌توانند از افسران تحصیل‌کرده و حقوقدان انتخاب نمایند، در اینجا، این کلمه « می‌تواند» درست مورد استعمال ندارد زیرا‌، اینجا، کلمه « می‌تواند» ندارد بلکه افراد تحصیل‌کرده، اولویت دارند، ولی حالا عطف نظر می‌کنیم باساس مطلب، ببینیم مصلحت کدام است؟ بنده عقیده‌ام این است که باید، مکلف باشند که حتی‌الامکان از افسران تحصیل کرده و حقوقدان انتخاب نمایند و البته در صورت نبودن یعنی اگر نشد آن وقت می‌توانند از دیگران استفاده کنند.

نایب رئیس- آقای آموزگار

آموزگار- جناب آقای صدر، علت را گفتند، در کمیسیون هم حقیقت این است که این نظر را داشتند که این امر برای وزارت جنگ تکلیف باشد، یعنی حتی‌الامکان تا می‌توانند این تکلیف را داشته باشند که حتماً از افراد تحصیل کرده حقوقدان باشند ولی در عمل توضیحاتی که بعداً داده شده بنده و سایرین دیدیم که این نظر بعداً ممکن است ایجاد اشکال و زحمت کند، بعد هم گفته شد که این عبارت « مکلف است» را برداریم و به عنوان اختیار بگوییم که وزارت جنگ محکمه‌ها را از افراد فارغ‌التحصیل تشکیل دهد و البته در صورت نبودن از غیر فارغ‌التحصیل‌ها انتخاب بشود، حالا اگر معنی این عبارت همانطور که آقای صدر فرمودند مفهوم « مکلف باشد» منظور شود، آن اشکالی که قبلاً گفته شد برای وزارت جنگ ایجاد می‌شود و حقیقتاً برای رفع این اشکال آقایان باید به آن دقیقاً توجه بفرمایند که فردا در محاکم شهرستان‌ها دچار زحمت نشویم، اگر بخواهیم آن اصلاحی که آقای وزیر جنگ داشتند و این می‌تواند را امروز اضافه کردند و حالا به نظرشان آمد و الّا ما آن پیشنهادات که سابقه داشتند خدمتشان عرض کرده بودم، موافقت کرده بودند چون به نظرشان آمد که « می‌تواند» علاوه شود، بنده عرض کردم که اگر کلمه « می‌تواند» اضافه شود بنده می‌خواهم آن را ببینید، چطور تغییر می‌کند و به صورت دیگری در می‌آید. پس اگر نمی‌خواهید این حق را بدهید که فارغ‌التحصیل‌ها حتماً باشند و باید در درجه اول باشند باید تبصره را به کلی حذف کرد و یا کلمه « حتی‌الامکان » با گذاشت ( یکی از نمایندگان- خوب چطور باید نوشت، پیشنهاد کنید) بنده چون مخبرم نمی‌توانم پیشنهاد بدهم.

نایب رئیس- آقای آموزگار صحبت خیلی طولانی شد و آقایان هر کدام به یک شکل دیگری صحبت می‌کنند، بالاخره باید تکلیف این تبصره را معلوم بکنیم یا این که پیشنهاد آقای سرلشگر بقائی را قبول بکنید و یا تبصره را به همان ترتیبی که بود قبول بکنیم.

آموزگار- بنده قبول کرده بودم پیشنهاد آقای سرلشگر بقایی را

دشتی- اگر کلمه، حتی‌الامکان، بگذاریم دوست می‌شود.

نایب رئیس- آقای مهدوی بفرمایید

مهدوی- آقای دشتی تذکر دادند بنده پیشنهاد کردم که وزارت جنگ در حدود امکان اعضای دادگاه را از افسران تحصیل کرده حقوق انتخاب نماید.

نایب رئیس- این که منظور شده است در تبصره

دکتر صدیق- بنده هم پیشنهاد دارم.

نایب رئیس- حالا پیشنهاد آقای مهدوی قرائت می‌شود

( به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس سنا

پیشنهاد می‌نمایم تبصره به طریق زیر اصلاح شود.

وزارت جنگ در حدود امکان رئیس و اعضاء دادگاه را از افسران تحصیل کرده در رشته حقوق انتخاب خواهد نمود

مهدوی

مؤید‌ثابتی- این پیشنهاد، خوب است.

دشتی-  آقا این خوب است، دیگر صحبت کافی است.

نایب رئیس- این اصلاح شده را در نظر بگیرید. و این دو پیشنهاد را با هم تطبیق بکنید.

آموزگار- در این پیشنهاد با آن پیشنهاد و اگر کلمه « حتی‌الامکان» یا « ممکن است» گذاشته شده بنده هم موافقم ولی آن وقت از کلمه، مادام به آن طرف تا آخر باید حذف شود.

نایب رئیس- آن قسمت اصلاح شده قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

وزارت جنگ در حد امکان رئیس و اعضای دادگاه بدوی و تجدیدنظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشته حقوق باشند انتخاب می‌نماید.

نایب رئیس- آقای سرلشگر بقایی چه می‌فرمایید؟

سرلشگر بقایی- بنده با این پیشنهاد موافقم.

نایب رئیس- آقای دکتر صدیق،

+++

پیشنهادشان قرائت می‌شود

ریاست محترم مجلس سنا

بنده پیشنهاد می‌کنم به جای کلمه « مکلف است» در « صورت امکان» گذاشته شود.

نایب رئیس- آقای دکتر صدیق فرمایشی دارید.

دکتر صدیق-  بنده به جای این کلمه در صورت امکان را پیشنهاد کردم

نایب رئیس-  آقای آموزگار، بفرمایید.

آموزگار- اگر اجازه بفرمایید نسبت به تبصره 2 همان عبارت را که من نوشتم مطابق پیشنهاد آقای مهدوی آن وقت از مادام به آن طرف را باید حذف نمود.

فرخ-  چون به پیشنهاد آقای مهدوی رأی گرفته شد، آن خود به خود حذف می‌شود.

نایب رئیس- آقایانی که با تبصره یک موافقند قیام بفرمایند ( اکثر برخاستند ) تصویب شد.

نایب رئیس- حالا تبصره 2 قرائت می‌شود.

تبصره 2- وزارت جنگ در صورت امکان رئیس و اعضای دادگاه بدوی و تجدید نظر را از افسرانی که دارای تحصیل در رشته حقوق باشند انتخاب می‌نماید.

نایب رئیس- رأی می‌گیریم به تبصره 2 یعنی با پیشنهادی که شده آقایانی که موافقند قیام بفرمایند. ( اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهادی از آقای دشتی رسیده قرائت می‌شود

مقام محترم ریاست مجلس سنا

بنده پیشنهاد می‌کنم جمله « بزرگ ارتشتاران فرمانده » مبدل شود به کلمه « شاهنشاه»

علی دشتی

نایب رئیس. آقای دشتی بفرمایید

دشتی- عرض کنم در این اواخر دو تا مصیبت بر سر زبان فارسی آمده است، زبان فارسی یکی از سمبل‌ها و شعائر قومیت ایران است و این زبان در ده قرن ، یازده قرن بواسطه گویندگان فصیح و بزرگ امثال فردوسی و سعدی و حافظ نضج گرفته و یک زبان بزرگ قابل ستایشی شده است. از 10-20 سال پیش به این طرف که فرهنگستان درست کردند و قرار بود کلمات عربی را از زبان فارسی بیرون کنند آمدند با یک نحو بی‌سلیقگی و بی‌ذوقی و بی‌اطلاعی در لغت، لغاتی اختراع کردند (دکتر صدیق- این مربوط به فرهنگستان نیست) حالا عرض می‌کنم‌، یک روزی یادم می‌آید رفتم پیش وزیر جنگ، آن وقت وزیر جنگ آقای احمد نخجوان بود. یک اعلانی مقابلش بود و در آن نوشته بودند، برحسب امر مبارک فرستاده شده از پیشگاه اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی الی آخر ... حالا چرا؟ در فرهنگستان برای « اکسپورتاسیون » یعنی برای اجناسی که از مملکت صادر می‌شود، فرستاده شده گذاشته بودند، اینها خیال می‌کردند که برای هر صدوری باید فرستاده شده استعمال کرد مثلاً می‌گویند نام و نشانی سجل احوال فرستاده شده از کلانتری عودلاجان فرستاده شده به معنی ( اکسپرتاسیون) یعنی اجناسی که به خارج صادر می‌کنند گرفته‌اند و خیال می‌کنند هر نوع صدوری با آن مفهوم قابل تعبیر است ولو این که چپق و سیگار هم باشد و باید آنرا بکار برد گفتم با این چه زبانی است که اختراع کرده‌اید دو مصیبت بر سر زبان فارسی آمده یکی اختراع لغاتی که ریشه صحیح ندارد دوم کیفیت استعمال گفتند پس چکار کنیم؟ گفتم این خیلی سهل است اگر می‌خواهید کلمات عربی را در زبان فارسی بیرون بکنید به جای برحسب امر مبارک... بگذارید به فرمان شاهنشاه ایران این هم محکمتر است هم مستحکم‌تر است و کلمه به فرمان شاهنشاه ایران را به جای آن بگذارید و ننویسید برحسب قانون اساسی شاه است وقتی که به جای این کلمه می‌فرمایید بزرگ ارتشتاران فرمانده بنده که خیال می‌کنم زبان ارمنی صحبت می‌کنند و وارد کردن این نوع کلمات قلمبه و سنگین در زبانی که سرتاسرش به آهنگ موسیقی بیان می‌شود و دارای « هارمونی » است چه لزومی دارد؟ به نظر بنده یک روح عجیب و غریبی در این مملکت حلول کرده هرکس که دلش می‌خواهد فارسی بنویسد اما فارسی معمول و متداول را نمی‌دانند و آن وقت می‌روند لغت اختراع می‌کنند مثلاً می‌نویسد اعلان می‌کند که به مناسبت درگذشت شادروان فلان، لیله جمعه فلان هم لیله‌اش فارسی دارد هم جمعه‌اش خوب بنویس شب آدینه و آن درگذشت و شادروان را پیدا می‌کند و لغات فارسی استعمال می‌کنید بعد به دنبال آن لیله و جمعه می‌گذارد یکی از چیزهای عجیبی که در وزارت جنگ پیدا شده همین است، در آنجا به علت فقدان اطلاعات و بدون توجه به لغات و ریشه‌های صحیح آنها می‌نشینند یک کلمات ضخیم و قلمبه‌ای را اختراع می‌کنند و فکر می‌کنند اگر این کلمه را استعمال کنند. آنان با ریشه صحیح فارسی بیان کرده‌اند مثلاً اگر بگویند بزرگ ارتشتاران فرمانده خیلی اهمیت پیدا می‌کند و خیلی قلمبه و کت و کلفت و بزرگ می‌شود بزرگ ارتشتاران فرمانده اصلاً خود کلمه ارتش که ریشه صحیح ندارد بنده خوشوقتم که آقای آموزگار اطلاعات لغوی دارند آیا در تمام کتب لغت فقط در برهان قاطع یکجا نوشته شده « ارتشتاران » آیا در جای دیگر یک کلمه ارتش ذکر شده است در تمام آثار گویندگان فارسی زبان من‌جمله شاهنامه این کتاب بزرگ جلیل‌القدر کلمه ارتش ذکر نشده، آخر چرا این کلمه را استعمال می‌کنید به جای لشگر؟ شما چرا سپاه استعمال نمی‌کنید شما سرهنگ، سرلشگر، سپهبد‌، سرتیپ و سایر واژه‌ها سالار سردار و غیره دارید اینها را ول کرده‌اید رفته‌اید کلمات بیجایی را اختراع کرده‌اید و این عمل در یک مجلس مقننه صحیح نیست که در زبان درخشانی که کمتر زبانی است مثل آن درش کار شده باشد و از نظر ادبی دارای مقام بلندی است یک دفعه کلمات سنگین و نادرستی را در آن وارد بکنیم و بنویسیم بزرگ ارتشتاران فرمانده این چه بی‌سلیقگی است و ما برحسب قانون اساسی می‌دانیم که فرمانده کل قوا شاهنشاه ایران است خوب این را بنویسید به امر شاهنشاه ایران تمام شد رفت پی کارش

نایب رئیس- آقای وزیر جنگ

وزیر جنگ- این پیشنهادی که فرمودند، این توضیحاتی که دادند راجع به خود قانون نیست بلکه اشکال در مورد لغت بود و اشکالی هم بود به فرهنگستان بنده باید به عرضتان برسانم همانطوری که فرمودید در وزارت جنگ اطلاعات. ما تا این اندازه نیست و ما به زبان فارسی می‌نازیم و جدیت هم می‌کنیم که خوب فارسی حرف بزنیم و از فارسی خوب هم لذت می‌بریم ولی حالا واقعاً این نکته درست است یا نیست ما نمی‌دانیم ولی لغاتی که ما در وزارت جنگ استعمال می‌کنیم لغاتی است که فرهنگستان تصویب کرده و به ما هم ابلاغ کرده‌اند ( دکتر صدیق- خیر همچو چیزی نیست کلیه تیمسار اختراعی است، ارتش هم همینطور، فرهنگستان تصویب نکرده است) بنده یادم می‌آید در آنموقع در رکن سوم ستاد ارتش کار می‌کردم و می‌دانم که تمام این لغات را به ما فرهنگستان ابلاغ کرده و تمام این لغات فارسی سره را که ما در ارتش به کار می‌بریم عقیده ما این است که از فرهنگستان به ما گفته حالا اگر توی آنها یکی دو تا اشتباه شده و یا اختراع شده بنده نمی‌دانم ولی مجموعه همان بخشنامه‌هایی است که فرهنگستان صادر کرده و ما هم به کار برده‌ایم مثلاً بنده خودم تا این دقیقه که جناب آقای دشتی فرمودند همین کلمه بزرگ ارتشتاران فرمانده را فارسی صحیح می‌دانستم و آن را استعمال می‌کردم به جای فرمانده کل ‌قوا ولی حضرتعالی طوری با مهارت آن را فرمودید که خیلی ثقیل به نظر رسید و مزه‌اش را با آن شکل تلفظ بردید در حالی که قشنگ‌تر هم می‌شود گفت ( خنده نمایندگان) ولی بنده تا آنجا که اطلاع دارم عین این کلمه بزرگ ارتشتاران فرمانده در زمان ساسانیان به کار برده شده و این دیگر در حدود علم و عقل ما نیست ما از این جهت مطیع فرهنگستانیم ولی این لغت در این قانون وجود دارد و با این اصلاحی که در این قانون می‌کنیم در این قسمت فقط یک نقد ادبی کردیم و چون در اصل قانون این کلمه وجود دارد و مقصود حضرتعالی هم مقصود ماست یعنی مسلماً مقصود ما شاهنشاه است که فرماندهی دارد بر نیروهای بری‌، بحری‌، هوایی‌، این کلمه را اجازه بفرمایید که با فرهنگستان صحبت کنیم تا در حل و فصل آن تصمیمی اتخاذ شود ( دشتی‌- در هر صورت به عنوان اصلاح عبارتی پیشنهاد کردم)

نایب رئیس- آقای آموزگار

آموزگار- فرمایشات جناب آقای دشتی به قدری منطقی بود که کسی آن را انکار نمی‌کند، نکته‌ای که آقای وزیر جنگ فرمودند این کلمه را نه تنها در قوانین سابق‌، در قوانین وزارت جنگ هم چندین جا استعمال کرده‌اند‌ و متأسفانه این کلمه چندین جا نوشته شده و آن را مصطلح کرده‌اند و حالا اگر در اینجای بخصوص آن را بردارند و تبدیل بکنند به کلمه شاهنشاه و اختلاف این دو کلمه هم اگر به نظر آقایان در سایر قوانین تأثیری ندارد بنده موافقم و الّا اگر تغییر کند در یک قانونی راجع به یک مقام دو عنوان ذکر شود و صحیح به نظر نیاید و می‌دانید که صلاح نیست آن وقت بهتر است که خوب در مورد این لغات همانطوری که فرمودند اگر فرهنگستان تصویب کرده آن را قبول نمایند. اگرچه منطق جناب آقای دشتی جواب فرهنگستان را هم دارد، خوب ممکن است فرهنگستان هم لغتی را به غلط تصویب کرده باشد. باید برگرداند چه می‌شود قوانین وضع کردند و به فرهنگستان اختیار دادند که بر طبق آن لغاتی وضع کند. مثلاً برای وزارت دادگستری، لغاتی وضع کرده‌ که بسیار بی‌ربط است، من‌جمله، اصطلاح دیوان کشور، دیوان کشور یعنی چه‌؟ کشور یعنی مملکت. دیوان تمیز بود. یعنی یک مقامی تمیز می‌دهد که این محاکمه مطابق قانون شده یا نشده، دیوان کشور چه معنی دارد و آن هم از این قبیل اصطلاحات است. که کاملاً با فساد نزدیک‌تر شده حالا امیدواریم منطق آقای دشتی به همه جا سرایت کند و در این زمینه اصلاحاتی صورت بگیرد و بنده معتقدم که این اصلاح لغت را از اینجا شروع نفرمایید بلکه از فرهنگستان شروع شود و فکر اساسی را در این مورد فرهنگستان بنماید که این غلط‌ها را بریزند دور، اما در اینجا صحیح نیست که در 3 قانون برای یک مقام دو عنوان ذکر کنند و این به نظر بنده کمی نامناسب می‌آید‌، معهذا بسته برای آقایان است.

نایب رئیس- آقای دکتر صدیق‌

دکتر صدیق- بنده باید مقدمۀ عرض کنم که قبل از این که فرهنگستان ایران در سال 1314 تأسیس شود در وزارت جنگ از 1300 یعنی 14 سال قبل از تشکیل آن کمیسیون تشکیل شده بود که بنده هم عضو آن کمیسیون بودم و احتیاجاتی که وزارت جنگ برای وضع لغات داشت، به آن کمیسیون مراجعه می‌کرد و آن کمیسیون که تصویب می‌کرد به تصویب فرمانده کل قوا و وزیر جنگ می‌رسد و بعداً اجرا می‌شد و بعد در وزارت جنگ احتیاجاتی فوری پیدا شد و بدون این که به آن کمیسیون مراجعه کنند مستقیماً با علیحضرت فقید پیشنهاد کردند و وقتی تصویب شد

+++

موقع اجرا‌ گذاشتند. مثل کلمه تیمسار، تیمسار یعنی تیمچه، که آن را به جای کلمه حضرت استعمال کردند در صورتی که (سرلشکر فیروز - این را فرهنگستان داده) نخیر آقا اینطور نیست. آقا فرهنگستان 1314 به وجود آمد بنده از اول وارد آن بودم، الان عرض می‌کنم همین کلمه ارتش که آقای دشتی فرمودند کلمه ارتشتار به کار رفته. و در سازمان‌های دوره هخامنشی که مرحوم « کریس تنسن » لغات آن دوره را تشریح کرده، هم کلمه ارتشتار ذکر شده و هم ارتشتاران در زمان ساسانی هم استعمال می‌شد، ولی همانطوری که آقای دشتی فرمودند، بعد که این زبان فارسی از دوره ساسانیان آمد، در دوره اسلامی نرم و ملایم و لطیف شده و به شکل فعلی خود در آمده است، حالا البته بسته است به نظر آقایان همانطور که آقای سپهبد فرمودند، اگر بنا است که عوض شود باید همه جا عوض شود و اگر نشود، این را هم بایستی گذاشت مثل سایرین بماند ( شمس‌ ملک‌آرا‌‌- اجازه می‌فرمایید ) ( دشتی‌- آقا بنده پس گرفتم)

رئیس‌- آقای شمس ملک‌آرا‌ می‌فرمایید ( نمایندگان- آقا پس گرفتند، لزومی ندارد)

شمس ‌ملک‌آرا- همان طوری که گفتند در قانون اساسی از وظایف شاهنشاه فرماندهی کل قواست، این کلمه همه جا حاکی این عبارت است و حکایت از این می‌کند که ایشان فرمانده کل قوا هستند، در عین این که شاهنشاه هستند چون در قوانین دیگر هم این عبارت مورد پیدا کرده است، و تا به حال هم اصطلاح شده  است، و در ممالک دیگر هم « آدبته » می‌کنند یک لغاتی را و قبول می‌کنند بنابراین موافقت بفرمایید که همان بزرگ ارتشتاران فرمانده باشد ( نمایندگان‌- پس گرفتند)

6- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

نایب رئیس- ‌حالا رأی می‌گیریم به ماده 39 و با اصلاحاتی که شده با دو تبصره‌اش، آقایان موافق قیام بفرمایند ( اکثراً برخاستند) تصویب شد، حالا کلیات آخر مطرح است، رأی به کلیات آخر گرفته می‌شود، آقایان نظری دارند در مورد کلیات ( نمایندگان‌- نظری نیست) پس آقایانی که موافقند قیام بفرمایند ( اکثراً برخاستند) تصویب شد دیگر دستور چیزی نداریم فقط یک لایحه‌ای است که به طور غیرعادی آمده مجلس سنا یک قانونی در موقع غیبت مجلس سنا از مجلس شورای عالی گذشته و به تصویب مجلس سنا نرسیده است، یک ماده از آن قانون را فرستاده‌اند که در اینجا تصویب بشود، در صورتی که تمام قانون تصویب نشده‌ و مجلس سنا ، بنابراین نمی‌تواند آن را تصویب بکند، چون در دستور مجلس سنا فعلاً چیزی نداریم، جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه آینده هم روز شنبه آینده ساعت 9 صبح خواهد بود

( جلسه ساعت یازده و بیست و پنج دقیقه صبح ختم شد)

رئیس مجلس سنا- سید حسن تقی‌زاده

+++

 

 

یادداشت ها