wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0/0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/22]

جلسه: 95 چهارشنبه 21 تیر ماه 1334  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب لایحه حکومت نظامی شیراز

3- تقدیم لایحه راجع به عده اعضای شورای عالی فرهنگ به وسیله آقای وزیر فرهنگ

4- بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامی - دکتر صدیق - رئیس - وزیر کشور

5- تقدیم لایحه راجع به طلبکاران از حاجیه ربابه به وسیله آقای معاون وزارت دادگستری

6- تصویب لایحه جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی

7- تصویب لایحه آمار و سرشماری

8- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 95

چهارشنبه 21 تیر ماه 1334

(دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تصویب لایحه حکومت نظامی شیراز

3- تقدیم لایحه راجع به عده اعضای شورای عالی فرهنگ به وسیله آقای وزیر فرهنگ

4- بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامی - دکتر صدیق - رئیس - وزیر کشور

5- تقدیم لایحه راجع به طلبکاران از حاجیه ربابه به وسیله آقای معاون وزارت دادگستری

6- تصویب لایحه جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی

7- تصویب لایحه آمار و سرشماری

8- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه صبح به ریاست آقای تقی‌زاده تشکیل شد

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- صورت مذاکرات جلسه هفتم تیر ماه که در جلسه گذشته توزیع شده بود یقیناً آقایان مطالعه فرموده‌اند اگر نظری هست خواهند فرمود (اظهاری نشد) ظاهراً نظری نیست تصویب می‌شود صورت مجلس چهاردهم تیر ماه امروز توزیع شده لذا تصویب آن را به جلسه آینده می‌گذاریم. اسامی غایبین و دیرآمدگان جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه آقایان، دکتر حسابی - دادگر - سیف افشار - مامقانی - لسانی - دکتر قاسم زاده - سزاوار - سید محمدصادق طباطبایی

2- تصویب لایحه حکومت نظامی شیراز

رئیس- لایحه مربوط به برقراری فرمانداری نظامی در شیراز که جلسه فوق‌العاده برای همین تشکیل شده است مطرح است قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس سنا

چون موقعیت منطقه شیراز ایجاب می‌نماید که مقررات حکومت نظامی در آنجا برقرار گردد لذا برای حفظ امنیت و تأمین آسایش اهالی فرمانداری نظامی در شهرستان مزبور برقرار و ماده به شرح زیر تقدیم و تقاضای تصویب آن را می‌نماید.

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود مقررات حکومت نظامی را از ساعت 9 صبح روز پنجم تیر ماه 1334 به مدت چهار ماه در شهرستان شیراز برقرار نماید.

نخست‌وزیر - حسین علاء

وزیر جنگ - سپهبد عبدالله هدایت

رئیس- بحث در کلیات لایحه است آقای فرخ اسم‌نویسی کرده‌اند بفرمایید.

بوشهری- بنده هم مخالفم آقا

فرخ- بنده با این که همیشه رویه‌ام این است که لوایح وزارت جنگ را رأی موافق بدهم متأسفانه در این موضوع مخالفم اولاً در شهر شیراز به عقیده بنده اخلالگر آن طور که تصور می‌فرمایید نیست علت این پیشامد مخالفت آقای سرلشگر عزیزی و سرلشگر همت است این دو تا با هم مخالفند و برای همدیگر پاپوش می‌دوزند و مردم بدبخت را دچار می‌کنند. بنده شیراز را مثل خانه‌ام می‌شناسم و مردم آنجا را هم به خوبی می‌شناسم به عقیده بنده هیچ محتاج به حکومت نظامی نیست و حالا که لایحه‌ای داده‌اید اگر اصرار دارید آقای وزیر جنگ، بنده تقاضا دارم که چهار ماه را به یک ماه تخفیف بدهید آن وقت بنده با یک ماه ممکن است موافقت بکنم تقریباً شانزده روز گذشته است سیزده چهارده روز هم می‌گذرد. در شیراز اصولاً اخلالگری نیست دو تا سرلشگر شما با همدیگر مشغول زد و خورد هستند آقای عزیزی می‌خواهد والی بشود این بازی‌ها برای آن درست می‌شود والا در شیراز اخلالگر نیست و استدعا می‌کنم در این باب توجه بفرمایید.

رئیس- آقای بوشهری فرمایشی دارید بفرمایید.

بوشهری- گرچه جناب آقای فرخ وضعیت فارس را کم و بیش توضیح فرمودند ولی بنده هم از این موقع استفاده نمود و نتیجه اطلاعات و تحقیقات مسافرت اخیر خود را در قسمت انتظامات فارس به طور سربسته و اجمال به عرض می‌رسانم و توجه دولت را به این نکته مهم جلب می‌کنم که اگر مأمورین دولت فارس اختلافات فی‌مابین خود را مرتفع سازند هرگز موجباتی برای برقراری حکومت نظامی پیش نخواهد آمد متأسفانه شرارت و قلدری و اصول خان‌بازی نه فقط ریشه‌کن نگردیده بلکه متأسفانه مورد حمایت نیز قرار می‌گیرد اگر توجه مخصوصی از طرف دولت نشود امنیت حقیقی هرگز برقرار نخواهد گردید بلکه آتشی است که موقتاً زیر خاکستر پنهان گردیده است. از دولت جناب آقای علاء انتظار دارم که معنی حقیقی کلماتم را مورد توجه و دقت مخصوص قرار دهند و علاج واقعه را قبل از وقوع بفرمایند والا برقراری حکومت نظامی جز مسکن موقتی چیزی نخواهد بود عجالتاً اکتفا به همین مختصر عرایض سربسته خود می‌نمایم و امیدوارم محتاج به توضیحات مشروح و مفصل‌تری نگردم و به لایحه تقدیمی تیمسار وزیر به جنگ هم رأی می‌دهم.

رئیس- آقای وزیر جنگ بفرمایید.

وزیر جنگ (آقای سپهبد هدایت)- مطالبی که جناب آقای فرخ و جناب آقای بوشهری فرمودند دلیل توجه به شهرستان شیراز و استان فارس و ضمناً توجه به برقراری حکومت نظامی است بنده باید اینجا به عرض مبارکشان برسانم که دولت مصمم است برای همیشه به اصول قلدری و شرارت و خان‌بازی در فارس خاتمه بدهد (بوشهری - احسنت) و هر مأموری اعم از لشگری و یا کشوری که در اجرای این تصمیم قاطع تعلل ورزد و یا باعث ایجاد اختلاف گردد تعویض و مورد مواخذۀ شدید قرار خواهد گرفت. اما این قسمتی که جناب آقای فرخ

+++

فرمودند که مدت آن را از چهار ماه به یک ماه تقلیل بدهیم بنده بایستی به عرضشان برسانم که دولت مشغول مطالعه در این مورد است و اصولاً در صدد است که در این مدت تقلیل بدهد و همان طور که اطلاع دارند اگر این لایحه برای چهار ماه هم تصویب شود لغو آن فردا دیگر مانعی ندارد پس بنده استدعا می‌کنم که به این مدتی که تقاضا شده است رأی بدهند و به محض این که آن اشکالات و موانعی که از طرف دولت تحت بررسی است روشن و مرتفع شود خود دولت حکومت نظامی را در شیراز لغو خواهد کرد.

رئیس- آقای آموزگار بفرمایید

آموزگار- بنده چون امسال دو سفر به شیراز رفتم یک سفر بیست روز و یک سفر ده روز و در این سی روز مطالعاتی کردم که در یکی از جلسات مجلس سنا مطالبی که از آقایان راجع به ژاندارمری و سایر دوایر دولتی رساندم و البته تأثیر هم کرد برای این که در سفر دوم که به فارس رفتم خود صاحب منصبان آمدند و به بنده گفتند که این نطقی که شما کردید گرچه زننده بود ولی در فارس در افراد ژاندارمری خیلی تأثیر کرده و اوضاع بهتر شده است و اتفاقاً رفتم و دیدم اوضاع بهتر است بنده شخصاً با آقایان افسران در هر مقام و رتبه‌ای باشند آشنایی و ارتباط ندارم چون کار و شغلم تناسبی ندارد ولی اتفاقاً در قضیه فارس با آقای سر لشگر عزیزی تماس پیدا کردم و این ملاقات‌ها و دید و بازدیدها و تحقیقاتی که در ژاندارمری کردم ایشان سمت نظارت در ژاندارمری فارس داشتند یعنی استثنائاً به فرمانده سپاه جنوب دولت اختیار داده که به ژاندارمری فارس هم نظارت و رسیدگی بکنند من به ایشان گفتم که با نظارت شما در فارس چرا این بی‌ترتیبی‌ها می‌شود چرا جیب می‌زنند چرا در پاسگاه‌ها ژاندارم نیست چرا می‌گویند که پاسگاه‌ها را به مزایده می‌دهند شرحی گفت که اقتضای این که اینجا عرض کنم ندارد ولی چون جناب آقای فرخ فرمودند که فساد فارس و تشنج بر اثر اختلاف دو تا سرلشگر هست بنده با اطلاع قطعی بدون این که بخواهم دفاع از ایشان بکنم عرض می‌کنم که بین افسرهای شیراز یعنی بین فرمانده سپاه و فرمانده لشگر و استاندار اختلاف و تشتتی نیست و سرلشگر عزیزی هم هیچ فکر استانداری فارس نیست و تناسبی هم ندارد به شهادت آقای وزیر جنگ که تشریف دارند اشکال همان است که هر دو نفر آقایان تذکر دادند و آقای وزیر جنگ هم گفتند اشکال این است که هنوز خان بچه‌ها در شیراز اتحاد دارند جلسه دارند با تهران ارتباط دارند پول می‌فرستند آن کسی که در بوشهر خلع اسلحه کرده از نظامی‌ها و اعلان کرد که من نظامی‌ها راخلع اسلحه کردم و دادگاه نظامی تشکیل داد و تمام قند و شکر را برد بنده سؤال می‌کنم که پول قند و شکر را داد مالیاتش تا حالا داده است؟ کاخی که در شیراز درست کرده است که تمام اسباب و افزار پذیراییش طلا است از کجا آورده؟ این خانه است که اوضاع فارس را متشنج کرده و خان کوچک‌ها را جمع می‌کند و می‌گوید بیایید تقاضا کنیم که خلع اسلحه شش ماه عقب بیفتند پا می‌شوند می‌آیند تهران ستاد ارتش جواب می‌دهند که ما همچو کاری نمی‌توانیم بکنیم سرلشگر عزیزی از طرف اعلیحضرت مامور است باید خلع سلاح شود برگشتند مغلوب شدند می‌روند شیراز می‌آیند می‌گویند وکیلی را پیدا می‌کنند سناتوری پیدا می‌کنند و فعالیت می‌کنند «کمپلو» می‌کنند و از طرفی هر ساعت انتشار می‌دهند که بین سرلشگر عزیزی با سرلشگر فرمانده لشگر شش اختلاف است استاندار با این کار اختلاف دارد هیچ همچو چیزهایی نیست من اطمینان می‌دهم که این پنج شش تا خان که یکی رئیس است و نقشه کش است و بقیه دو سه تا خان ساده بیچاره هستند که آلت دست اینها هستند اگر این کانون در فارس و شیراز برچیده بشود بنده اطمینان می‌دهم که هم این خلع سلاح بهتر پیشرفت بکند و هم این تشنج‌ها پیشامد نمی‌کند و این حرف پیش نمی‌آید حرف این است که این پنج نفر شش نفر که عرض کردم دو سه نفر اینها بی‌گناه و ساده هستند من می‌شناسم یکی ضرغامی است و یکی رحمتی است اینها مردمان خوبی هستند ولی ساده هستند و آلت دست آن کسی هستند که حقه باز است زرنگ است همان کسی که فریاد کرد من نهضت ملی کردم پادگان را خلع سلاح کردم و با کمال وقاحت به تهران تلگراف کرد و گفت من دادگاه ملی تشکیل دادم خدا شاهد است که هر وقت فکر این تلگراف و این سابقه را می‌کنم مرتعش می‌شوم که در یک مملکتی که دولت قدرت دارد پادشاه این طور محبوب مردم است مأمورین انجام وظیفه می‌کنند این خان آزاد آزاد باید در شیراز بگردد و این دستگاه عظیم را داشته باشد بنده خوشبختانه خانه او نرفتم ولی مکرر اتومبیل‌ها را می‌دیدم و شنیدم که دستگاه‌های تمام سرویسش طلا است حیات دارد در کنار خلیج فارس یک تکه زمین بایر لم یزع است این ثروت هنگفت را از کجا می‌آورند از قاچاق قند و شکرهای دولتی و مالیات ندادن بنده اطمینان می‌دهم که همین یک کانون فساد را شما اصلاح بفرمایید به شرطی که مقاومت با موانع تهران و جاهای دیگر و سیاست را بکنید تمام اختلافات رفع می‌شود والا اگر از این قبیل تحریکات جلوگیری نکنند سرلشگر عزیزی نباشد آقای فرخ که این قدر مرد جدی است و فعالیت می‌کند اگر او را هم مأمور خلع سلاح بکنید به این تحریکات بار کاری از پیش نمی‌رود برای این که سرلشگر عزیزی و هر یک از فرماندهان می‌خواهند خون ریخته نشود می‌خواهند در فاصله صدای جنگ بلند نشود در نتیجه البته خلع سلاح عقب می‌افتد خلع سلاح که عقب افتاد همین اوضاع پیش می‌آید سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل هنوز پر نشده است که با پیل هم نشود عبور کرد حالا با بیل آقای وزیر جنگ می‌توانید جلویش را بگیرید و من در مجلس سنا حقایق را گفتم وحشت هم ندارم فارس خانه من است همه جای ایران خانه من است و این حقایقی است که می‌گویم اگر اسناد هم خواستید ارائه می‌دهم

رئیس- آقای فرخ بفرمایید

فرخ- منظور بنده حکومت نظامی بود ولی آقای وزیر جنگ باید توجه داشته باشند که در تمام این مدت که مشغول خلع سلاح بودند طایفه عمله، نمدی، و فارس مدان اسلحه‌اش را نداده گوسفندهایشان را فرستاده‌اند به سر حد ولی خودشان در مخل مانده‌اند و البته همان طور که آقایان نمایندگان فارس فرمودند تا خانزاده‌های قشقایی و جنوب در آنجا راحت نشسته‌اند ممکن نیست که فارس روی آسایش را ببیند مثل حیات داودی‌ها و ملک منصورها و سایرین.

این خلع اسلحه هم این طور که می‌گویند به این اشکال نیست خلع اسلحه را می‌شود در کمال جدیت اجرا کرد ولی عرایضی که بنده کردم مربوط است به حکومت نظامی شهر شیراز در شهر شیراز آن طوری که اخلالگر می‌گویند آقا تصور فرموده‌اند نیست ممکن است که حیات داودی‌ها و ملک منصورها همان طور که آقای بوشهری و آقای آموزگار فرمودند تحرکاتی بکنند ولی شهر تا این اندازه آلت دست اینها نمی‌شود.

اگر نسبت به مدت یک مدتی یک مقدار کم بکنند اقلاً دو ماه بنده ممکن است که موافقت بکنم والا اکثریت البته رأی خواهد داد ولی بنده با چهار ماه نمی‌توانم موافقت بکنم و دولت باید تصمیمی بگیرد که به اوضاع فارس خاتمه بدهد مثلاً چند تا تفنگ داده‌اند به فلان ده مثلاً علی‌آباد که در موقع حمله قشقایی‌ها دفاع بکنند و حالا می‌نویسند که خلع اسلحه ایل علی‌آباد. علی‌آباد ده است آقا ایل نیست! این صحبت‌ها راجع به ایل‌ها صحیح نیست! حیات داود ایل نیست حیات داودی یک مردی است حقه‌باز و نوکر انگلیس‌ها! ابداً و به هیچ وجه ایل در اختیار حیات داود نیست حیات داود یک جزیره‌ای است می‌گویند ایل حیات داودی! دولت باید توجهی بکند که به این وضع فارس خاتمه داده شده والا این عمل آن طور که فرمودند مسکن است و فایده‌ای نخواهد داشت.

رئیس- گویا ظاهراً در کلیات نظر دیگری نیست (نمایندگان نظری نیست) پس رأی می‌گیریم برای ورود در شور خود ماده آقایانی که با ورود در شور خود ماده موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند)

 تصویب شد پس خود ماده مطرح است دوباره قرائت نمی‌شود. اگر نسبت به خود ماده مطلبی هست خواهند فرمود (اظهاری نشد) ظاهراً نظری نیست پیشنهادی رسیده که قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مدت برقراری حکومت نظامی در شیراز از تاریخ پنجم تیر ماه تا دو ماه باشد - مؤید ثابتی

رئیس- آقای مؤید ثابتی توضیحی دارید بفرمایید

مؤید ثابتی- بنده خیال نمی‌کنم در شهر شیراز یک وضع فوق‌العاده‌ای باشد که حکومت نظامی را ایجاب کند و این اظهاراتی هم که آقایان فرمودند مربوط به شهر شیراز نیست مردم شیراز مردم سالمی هستند و هیچ وقت شنیده نشده که مرتکب تخلفی و مخالفتی بشوند اگر هم گاهی در آنجا تخلفاتی پیش بیاید قوای انتظامی به خوبی می‌تواند وضعیت را تأمین کند این جهت بنده فکر می‌کنم که مدت حکومت نظامی دو ماه کافی خواهد بود و اگر دولت بعدها مقتضی دانست یا لازم دانست که مدت تمدید شود از مجلس تقاضا می‌کند مدت دیگری که لازم است تمدید می‌شود به این جهت بنده تقاضا می‌کنم که دو ماه باشد.

رئیس- آقای بوشهری بفرمایید

بوشهری- بنده می‌خواستم از آقای مؤید ثابتی تقاضا کنم که اجازه بفرمایند همان مدتی را که در لایحه ذکرشده تصویب شود برای این که محرم و صفر در پیش است و مجلسین هم تعطیل است و این تقاضایی که شده است زیاد نیست اجازه بفرمایند که با این مدت تصویب شود.

رئیس- آقای وزیر جنگ بفرمایید

وزیر جنگ- بنده مثل دفعات قبل که در مجلس افتخار داشتم که این مطلب را به عرض برسانم بازهم لازم می‌دانم به عرض برسانم باز هم لازم می‌دانم به عرض برسانم و تکرار کنم که مسلماً دولت جدیت دارد از قانون حکومت نظامی کمتر استفاده بکند و هر موقع هم که از این قانون استفاده کرده است دائماً در فکر بوده است که وسایل را برانگیزد و امنیت را برقرار کند و حکومت نظامی را لغو بکند مثل این که الان در مورد حکومت نظامی راه‌آهن بین وزارت جنگ و وزارت راه ما مطالعاتی داریم که بلکه حدود آن را تقلیل بدهیم بنابراین دولت همیشه در صدد است که حکومت نظامی حتی‌الامکان برقرار نکند و پس از برقرار کردن هم در اولین وقت لغو بکند بنده خاطرم است که در

+++

دولت گذشته حکومت نظامی را در سی و سه نقطه ایران لغو کردیم بنابراین بنده می‌خواستم اطمینان بدهم که به محض این که دولت برایش روشن شود که اشکالی در کار نیست و امنیت کاملاً برقرار است مسلماً همین حکومت نظامی را در شهرستان شیراز لغو خواهد کرد (صحیح است) پس بنابراین اگر بر این مدتی که استدعا شده است رأی بدهند مانع لغوش نخواهد بود و بنده صراحتاً عرض می‌کنم که در صدد تقلیل مدت و حتی لغوش هستیم (صحیح است)

رئیس- آقای مؤید ثابتی بفرمایید

مؤید ثابتی- چون آقای وزیر جنگ قول می‌دهند که چنانچه علت برقراری حکومت نظامی قبل از چهار ماه مرتفع شد حکومت نظامی را لغو کنند بنده پیشنهاد خود را پس می‌گیرم.

رئیس- پس با این قولی که دادند آقا پیشنهادشان را پس گرفتند حالا رأی می‌گیریم به ماده. آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. اگر نظری در کلیات دوباره هست آقایان می‌توانند بفرمایند (نمایندگان - نظری نیست) پس یک رأی کلی هم می‌گیریم

 به طور کلی با این لایحه آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

آقای وزیر جنگ بفرمایید

وزیر جنگ- بنده ضمن عرض تشکر بایستی عرض بکنم که چون علاوه بر موضوع حکومت نظامی موضوع خلع سلاح فارس هم مورد مذاکره واقع شد بنده موظف هستم به عرض برسانم که افسرانی که مأمور خلع سلاح هستند با نهایت جدیت مشغول انجام وظیفه هستند و اگر ما وضعیت فارس را در نظر بگیریم و مقایسه بکنیم با یک سال قبل به نظر بنده آقایان توجه خواهند فرمود عملی که در فارس شده است عاقلانه بوده است ما نیتمان خلع سلاح است و عقیده‌‌مان هم این است که سلاح جز در دست قوای انتظامی در دست هیچ کس نباید باشد (صحیح است) و امیدوار هستیم که ما در این نیت خودمان موفقیت حاصل کنیم و امروز هم با کمال جدیت مشغول هستیم و اگر هم اشکال و نواقصی در کارمان هست با مذاکراتی که فرمودید رفع می‌کنیم و بنده امیدوارم که بتوانم روزی نتیجه اقدامات را از لحاظ خلع سلاح به عرض محضر آقایان برسانم.

رئیس- آقای وزیر بهداری فرمایشی دارید بفرمایید

وزیر بهداری (آقای دکتر صالح)- بنده خواستم از فرصت استفاده بکنم و از کمیسیون شماره هفت مجلس محترم سنا و ریاست کمیسیون آقای دکتر صدیق تشکر بکنم که در تصویب لایحه قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک نهایت جدیت را در جلسات کمیسیون فرمودند و گزارش را به طوری که ملاحظه فرموده‌اند چاپ شده است و در دسترس آقایان است از مقام محترم ریاست مجلس سنا تقاضا دارم که برای هر روز که صلاح می‌دانند جلسه فوق‌العاده تشکیل بفرمایند که این لایحه مورد دستور قرار بگیرد

بعضی از نمایندگان - کتباً باید تقاضا کنند

وزیر بهداری- الان می‌نویسم

جمال امامی- قبل از دستور ما صحبت می‌خواهیم بکنیم

فرخ- بنده عرض دارم

3- تقدیم لایحه راجع به عده اعضا شورای عالی فرهنگ به وسیله آقای وزیر فرهنگ

رئیس- آقا الان که چیزی طرح نکردند آقای وزیر فرهنگ لایحه‌ای می‌خواهند بدهند بفرمایید

وزیر فرهنگ (آقای دکتر مهران)- در قانون شورای عالی فرهنگ مصوب 1300عده اعضا شورای عالی فرهنگ ده نفر تعیین شده است نظر به این که امور تعلیم و تربیت توسعه بیشتری پیدا کرده و حائز اهمیت بیشتری است این است که استدعا شده به اعضا شورای عالی فرهنگ شش نفر علاوه شود و لایحه‌ای تهیه شده در این خصوص که تقدیم می‌شود

4- بیانات قبل از دستور آقایان: جمال امامی - دکتر صدیق - رئیس - وزیر کشور

رئیس- جلسات ما در واقع مرکب است از چند جلسه یعنی دو جلسه فوق‌العاده که اولی برای همان حکومت نظامی در شیراز بود و دومی که حالا شروع خواهد شد برای جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی و اگر فرصت شد در ضمن جلسه فوق‌العاده دوم یکی دو تا لایحه هم هست که شاید مطرح بشود حالا چون جلسه فوق‌العاده اولی در واقع خاتمه یافته است و حالا جلسه دیگری شروع می‌شود یکی دو نفر از آقایان برای نطق قبل از دستور اسم‌نویسی فرموده‌اند اول آقای جمال امامی هستند بفرمایید

جمال امامی- برخلاف آنچه در کشور ما مشهور است که هیچ وقت حزب قوی و مقتدر در این کشور به وجود نمی‌آید بنده معتقدم که حزب فوق‌العاده مقتدر و قوی‌ای در این کشور وجود دارد نام آن حزب را که شماها نشنیده‌اید حزب «باد» است شعار آن حزب این جمله است «یمبلون مع کل ریح» مرامش هم تبعیت از نوسان قدرت دیگر بیش از این چه می‌خواهید؟ نود درصد رجال و مؤثرین کشور ما عضو این حزب هستند مصادر امور از مقامات عالی و دولت‌ها پشتیبان و مشوق این حزبند و به نظر من سیاست این حزب موجب شده است که در این چند ساله این مملکت روی آرامش نبیند و هیچ وقت قدمی به جلو بر ندارد. با آن مرام و شعار تصدیق می‌فرمایید که عمل نمی‌شود کرد از «اکسترم گش» به «کسترم دروات» رفتن در این مملکت چیز متداولی است. یک روز با حزب توده کار کردن و بعد برگشتن و با مخالف او کار کردن خیلی پیش پا افتاده است و این امور به نظر ما خیلی عادی می‌آید و همان اشخاصی که این اعمال را می‌کنند همیشه مصدر امر هستند و تشویق می‌شوند و بعد توی سرمان می‌زنیم می‌گوییم چرا مملکت روی سعادت نمی‌بیند همان طور که در آن جلسه حضور اعلیحضرت با حضور آقایان عرض کردم دلیلش این است که مؤمن نیستیم و یک صف مؤمن روی کار نمی‌آید.

این حزب کلاس حزبی هم دارد در آنجا تشخیص جهت باد تعلیم می‌شود و این همان کلاسی است که آقای وزیر دادگستری در دو جلسه پیش به آن اشاره کرد و به من گفت در آن کلاس باید تلمذ بکنی غافل از این که من قابلیت ورود به آن کلاس را ندارم ایشان پروفسور آن کلاس هستند. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است. من پیرو این مکتبم او پیرو آن مکتب است من تصدیق می‌کنم که به هیچ وجه لیاقت ورود به آن کلاس را ندارم الفبایش را نخوانده‌ام ولی ایشان پروفسور عالی مقام آنکلاس هستند.

بچه بودیم می‌شنیدیم در آخرالزمان تمام امور قلب می‌شود نمی‌فهمیدیم گذشتگان ما و پدران ما چه می‌گویند حالا به رأی‌العین می‌بینیم و می‌فهمیم راست دروغ می‌شود بد خوب می‌شود دروغ راست می‌شود دزدان سر گردنه داد می‌زنند آی دزد افسدناس ادعای مبارزه با فساد می‌کند خائنین مسلم به کشور وطن‌‌‌پرست و ناسیونالیست می‌شوند و اینها را ما هضم می‌کنیم آقای دکتر امینی از من سؤال کرد یا خطاب به من کرد که شما چرا از سوسیالیسم وحشت دارید کمی مطالعه بکنید. دکتر امینی پسر خانم فخر‌الدوله یعنی ثروتمندترین اشخاص این مملکت بلات آسمان جل گفت که تو چرا از سوسیالیسم وحشت داری! فکرش را بکنید! من از سوسیالیسم وحشت ندارم از مدعیان سوسیالیستی وحشت دارم ببینید مدعیان سوسیالیستی امروز در این مملکت کیها هستند آخر شما اهل این مملکت هستید و مدعیان این رویه و اهل این صفوف را می‌شناسید و این مدعیان را هم می‌شناسید یک عده از قبیل دکتر امینی یک عده از اول سرمایه‌داران و ملاکین مملکت هستند یک عده از سران ایلات و خوانین یک عده تازه به دوران رسیده‌ها که به نان و آبی رسیده‌اند و می‌خواهند بیشتر برسند یک عده هم نئوناسیونالیست‌ها یا به قول من ناسیونالیست‌های بین‌المللی عده اینها از بیست نفر تجاوز نمی‌کنند اینها ادعای سوسیالیستی دارند آیا شما وحشت ندارید از این سوسیالیسم؟ آیا می‌شود وحشت نداشت از این سوسیالیسم؟ این چندمین نیرنگ است که ما می‌بینیم من اگر کمونیسم آلت دست یک دولت خارجی نبود طرفدار کمونیسم هم می‌شدم من از سوسیالیسم چه وحشتی دارند تعدیل ثروت بکنند از ثروت دکتر امینی به من حتماً چیزی می‌رسد از من چه می‌گیرند؟ عرض کردم آخرالزمان است همه چیز قلب می‌شود راست دروغ می‌شود دروغ راست می‌شود حالا چرا می‌پذیریم و چرا می‌گذاریم این کارها را بکنند و چرا این قبیل اشخاص را تشویق می‌کنیم خدا می‌داند خوب اجازه بفرمایید بنده یک چیزی برای شما بخوانم و گوش کنید جنابعالی هم آقای وزیر کشور توجه بفرمایید.

«حزب توده به آینده خوشبین است و اطمینان دارد که به همت کارگران و آزادی‌خواهان مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه خواهد داد حزب توده ایران به کمک تمام آزادی‌خواهان نیازمند است و به کمک نهضت ملی آذربایجان مطمئن می‌باشد و همچنین اطمینان دارد که کارگران و زحمتکشان از او کاملاً پشتیبانی خواهند کرد. حزب توده ایران می‌تواند قول بدهد که سال آینده ما یک حکومت توده‌ای یعنی حکومت مردم بر مردم خواهیم داشت»

 خیال می‌کنید این گفته کیست؟ این گفته یکی از اشخاصی است که مورد حمایت و تشویق وزیر دادگستری است و آن روز اینجا فرمودند که اینها اشخاص خوبی هستند این گفته اوست این که من خواندم نقل از شماره جمعه 17 مهر 25 روزنامه ایران ما است و گوینده یکی از قضاتی است که مورد حمایت وزیر دادگستری است که در کمیته مرکزی حزب توده آن روز این طور گفته در موقعیتی که آذربایجان زیر چنگال خارجی بود و به قول خودشان نهضت ملی درست کرده بودند این گفته او است (بعضی از نمایندگان - اسم او چیست؟) آخر من اسم نمی‌برم آن روز هم وزیر دادگستری مرا مجبور کرد که اسم بردم یکی از آن اشخاصی که من اسم بردم آن روز ما در مبحس بودیم به تقاضای حزب توده و خارجی‌ها و اینهایی که این آقایان این حرف‌ها را می‌زدند خوب تقصیر از ما بود که با اینها مخالفت می‌کردیم حق داشتند یک تزی است امروز برای این که کسی تشویق بشود حتماً باید به حزب توده سری زده باشد یا با مصدق همکاری کرده باشد و بعد آمده باشد

+++

گفته باشد پشیمانم آنهایی که این کار را نکرده باشند باید تشویق نشوند آنها فاسد هستند آنهایی که دائم با اینها مبارزه کرده‌اند فاسد هستند این اولین شرط تشویق است. یک روزی در حزب توده اسم‌نویسی کرده باشد یا از این اراجیف گفته باشد خوب معلوم است اشخاصی که خودشان این کاره هستند این کاره‌ها را می‌پسندند اینها اشخاصی را که روی پای خودشان ایستاده‌اند و دائماً داد زده‌اند «ایران» نمی‌پسندند اینها را فاسد می‌دانند حق هم هست شما هم بنشینید گوش کنید این روزنامه امروز تقریباً ارگان دولت است.

از کجا بچسبم و به کجایش خاتمه بدهم (خنده نمایندگان) بارها داد زده‌‌ام بابا بیایید یک روشی برای خودمان انتخاب بکنیم و آن روش را ادامه بدهیم و به خوبی و بدی آن کاری نداشته باشیم ولی هر روز و هر ساعت تغییر عقیده دادن و به رنگی در آمدن ما را به سر منزل مقصود نمی‌رساند یقین آقایان شماره یکشنبه روزنامه اطلاعات را ملاحظه فرموده‌اند و خبری را که از روزنامه بیرمنگام پست نقل کرده خوانده‌اید برگردید به قهقرا به دوران مصدق‌السلطنه دو ماه پیش از آن که قطع رابطه بکند روزنامه‌های انگلستان و رادیوی لندن می‌گفتند که دولت ایران با دولت انگلستان قطع رابطه خواهد کرد 3 ماه قبل از این که قنسولگری‌‌ها را ببندند رادیوی لندن می‌گفت قنسولگری‌های انگلستان را در ایران خواهند بست همان زمرمه‌ها حالا شروع شده است این روزنامه می‌نویسد شاهنشاه ایران می‌خواهد اصلاحات بکند و ما نمی‌گذاریم مجلسین نمی‌گذارند و مجبور خواهند شد که مجلسین را ببندند و با جوان‌های حساس، خادم، نئوناسیونالیست‌ها اصلاحات را انجام خواهند فرمود. دیگر شهاب‌الدوله آن روز نخواهد بود آن روزی که می‌خواهند اصلاحات بکنند (خنده نمایندگان) خوب صد روز یا قریب صد روز است دولت کنونی یعنی دولت آقای علاء سرکار آمده روز اولی که آمدند شهردار تهران مصاحبه کرد خاطر مبارکتان هست زیاد طول نکشید که هر ده روزی ده درصد از نرخ اجناس پایین خواهد بود قاعدتاً امروز که صد روز می‌گذرد ما باید یک چیزی هم دستی بگیریم وقتی که می‌رویم جنس بخریم حالا آقایان تجار بفرمایند که آیا نرخ اجناس تنزل کرده است؟ حساب حساب است کاکا برادر.

اتوبوسرانی درست خواهد شد، درست شد؟ وزیر کشور در مجلس شورای ملی فرمودند ما اتوبوس ابداً ابداً وارد نمی‌کنیم چرا مگر اتوبوس لازم ندارند؟ دیروز دیدم در روزنامه فرموده‌اند که پانصد اتوبوس لازم است وارد بشود من با ورود اتوبوس مخالف نیستم با هزارتایش هم مخالف نیستم ولی آن روز چه افتخاری بود که ما ابداً اتوبوس وارد نمی‌کنیم آن یکی‌ها غلط کردند این را نمی‌فهمم و حالا هم نمی‌فهمم نتیجه مبارزه با فساد را هم ملاحظه فرمودید جلب سرمایه‌های خارجی را هم دیدیم آقای نیک‌پور بر شما است که بیایید اینجا بگویید فرار سرمایه می‌شود یا جلب سرمایه فرار سرمایه داخلی هم می‌شود در نتیجه حسن سیاست دولت ابد مدت این طور شد خبری بود در روزنامه کیهان باز مرا به یاد روزهای آخر حکومت مصدق انداخت آن خبر این است که اصل چهارده میلیون دلار از بودجه خود کسر کرده است در مقابل خبری است که شوروی‌ها به ما پیشنهاد کمک فنی کرده‌اند برگردید به دو سال پیش که همین طور شد از آن طرف رانده می‌شویم و این طرف می‌کشندمان، حسن سیاست را ببینید، آمریکایی‌ها سالی ده میلیون دلار از بودجه اصل چهار کسر می‌کنند و حال آن که ما منتظر بودیم با دولت آقای علاء که این قدر علاقه‌مند است به جلب محبت آمریکا یک چیزی اضافه شود نه، سوسیالیسم‌بازی در آورده‌اند هر روز حادثه‌ای سانحه‌ای در این مملکت بروز می‌کند کسی هم نیست جلوگیری بکند ماها هم نشسته‌ایم نگاه می‌کنیم به قول کاشی ببینیم آخر کار چه می‌شود آخر کار همان می‌شود که شد (وزیر بهداری رشتی است نه کاشی) بعضی‌‌ها کاشی می‌گویند بعضی‌‌ها رشتی می‌گویند شما هر چه می‌خواهید بگویید عرض کنم سه ماه نیست که بودجه به مجلس داده‌اند آقای نیک‌پور عزیز شما اهل حساب و کتاب و چرتکه هستید (نیک‌پور فراموش کرده‌ام) وزیر دارایی سابق که وزیر دادگستری کنونی است بودجه داده است در بودجه نوشته است 200 میلیون کسر است و پشت تریبون گفته که این هم احتیاطی بوده امیدوارم این 200 میلیون را هم کسر نداشته باشیم کفیل وزارت دارایی کنونی «نئوناسیونالیسم» می‌گوید 600 میلیون کسر داریم یا این دروغ می‌گوید یا آن (یکی از نمایندگان - هر دو دروغ می‌گویند) بلی می‌دانم نخواستم به رویشان بیاورد بنا به شعر معروف

شخصی بد من به خلق می‌گفت

ما صورت او نمی‌خراشیم

ما نیکی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

خوب، مجالس مقننه نمی‌پرسند از این دو تا آقای وزیر که کدامشان دروغ گفته‌اند شاهنشاه چرا از اینها بازخواست نمی‌فرمایند؟ ملجأ این مملکت کجاست؟مردم به کی پناه ببرند؟ یکی می‌آید می‌گوید 200 میلیون کسر داریم آن یکی آمده گفته که او دروغ می‌گوید تقلب کرده 600 میلیون کسر داریم دیگری خواهد آمد و خواهد گفت این یکی هم دروغ گفته یک میلیارد کسر داریم (خنده نمایندگان) این را چه می‌شود گفت و با وجود این کسر بودجه از یک طرف شرکت تعاونی ارتش تشکیل می‌دهند صد و خورده‌ای میلیون از آن جهت کسر خواهند داشت اضافات هم به کارمندان می‌دهند بعد علی می‌ماند و حوضش حالا همه‌اش به جهنم من به فکر حقوق خودم هستم (خنده نمایندگان) (یکی از نمایندگان - مطمئن باشند می‌رسد) می‌ترسم نرسد به شما اگر نرسد ممکن است چند روزی کر و کری بکنید من بدبخت چه بکنم (یکی از نمایندگان - مهمانت می‌کنیم) آخر ما دوران مصدق را دیده‌ایم مار گزیده هستیم چشممان از طناب سیاه و سفید می‌ترسد بالاخره به کجا می‌رویم چه نقشه‌ای داریم چه می‌کنیم بیایید به من بگویید نقشه‌ای دارید والله بالله من تسلیم هر نقشه‌ عملی هستم تنها چیزی که ما را به نیستی سوق می‌دهد نداشتن نقشه و داشتن هوی و هوس است امروز این طور هوس می‌کنید فردا آن طور هوس می‌کنید، این آقای کفیل وزارت اقتصاد ملی بیاید تشریح بکند که وضع اقتصادی مملکت چیست؟ چرا سه ماه پیش چهار ماه پیش تمام مؤسسات خارجی می‌آمدند و می‌گفتند که سرمایه بیاوریم در این مملکت و امروز نمی‌آورند و حتی سرمایه‌هاشان را می‌کشند می‌برند، چرا؟ دلیل این چیست؟ عرض کنم حضور آقایان یادم هم می‌رود حافظه‌ام خراب شده است، خوشبختی شما است (خطاب به اعضا دولت) یک روزی در اواخر دولت سپهبد زاهدی که تازه زمزمه شروع شده بود که دولت زاهدی می‌رود و دولت علاء می‌آید به تقاضای خود ایشان، با ایشان ملاقات کردم یک صحبت‌هایی کردیم که به آن صحبت‌ها کار ندارم چون بین‌الاثنین بود من به آنها در اینجا اشاره نمی‌کنم ولی یک جمله‌ای من از ایشان سؤال کرده و ایشان جواب دادند، امیدوارم اجازه بدهند که من این جمله را بگویم، آقای علاء فرمودند چرا شما از من مکدر هستید گفتم به هزار و یک دلیل و چند دلیل را برای ایشان شمردم من‌جمله این دلیل بود گفتم شما چرا مصدق‌السلطنه را تقویت می‌کردید، می‌دانید که جواب داد؟ فرمودند که می‌خواستم شاه را حفظ بکنم با تقویت مصدق می‌‌خواستند شاه را حفظ بکند! این به عینه جواب وکیلی بود که در دوره چهارده به من داد، او که میلیونر مجلس بود، میلیونر مملکت بود، ثروتمندترین افراد این کشور بود، رفته بود در فراکسیون حزب توده با آنها همکاری می‌کرد پرسیدم که تو دیگر چرا با فراکسیون حزب توده همکاری می‌کنی گفت پس املاکم را چطور حفظ بکنم! خوب وقتی کسی معتقد است که با تقویت مصدق باید شاه را حفظ کرد آیا از این شخص انتظار زمامداری خوب دارید (زنگ رئیس).

رئیس- وقت جنابعالی تمام شده است.

جمال امامی- آقای خواجه‌نوری وقتشان را به بنده داده‌اند هر طور امر می‌فرمایید اطاعت می‌شود به هرحال چون جناب آقای رئیس امر می‌فرمایند بنده اطاعت می‌کنم و پیش از این طول کلام نمی‌دهم ولی گاهی لازم است اینجا این درد و دل‌ها یا دل دردها بشود حالا آقایان متنبه می‌شوند وزیر جوان فعال و صالح کابینه که آینده این مملکت قاعدتاً باید متعلق به اینها باشد آیا متنبه می‌شوند، از این 3 ماه اقدامات مجدانه‌شان درس عبرت می‌گیرند، پند می‌گیرند یا نه؟ نمی‌دانم آقای رئیس دولت در این یک ماه و خرده‌ای که تشریف آورده‌اند تمام «افور» کوشش و انرژی و فکر خودش را به کار انداخت برای تهیه یک جمله‌ای که فرمودند در مجلس شورای ملی «در قرن اتم به نحو اتم باید حکومت کرد» تکلیفشان تمام شد و رفتند خانه‌شان نشستند و بیش از این هم که «افور» نمی‌شود به خرج داد تکلیف ایشان تمام شد با ادای این جمله ایشان دیگر تکلیفی ندارند حالا بر وزیران جوان است که کما فی‌‌السابق عملیاتشان را ادامه بدهند، خوب. به قول شاعر:

«عیب او جمله بگفتی هنرش نیز بگو»

یک جمله هم راجع به هنرهای دولت می‌گویم و مرخص می‌شوم برای تفریحتان می‌گویم که نگویید اصلاحات نشده است، خوب یک مقداری اصلاحات هم شده است. نرخ چلوکباب و چلوخورش (خنده نمایندگان) «امروز نرخ چلوکباب و چلوخورش با موافقت نمایندگان صنف چلویی از طرف شهرداری به شرح زیر تعیین شد.

یک ظرف چلوکباب برگ بایستی سیصد گرم چلو صد گرم کباب و چهل گرم کره داشته باشد» من بعد باید یک ترازو بر شالمان بزنیم برویم چلوکباب بخوریم و اول بشقاب چلو را خالی کنیم در ترازو و بکشیم تا این جایش را من قبول دارم (خنده نمایندگان) ولی یک جایش برای من مبهم است و آن این است که کره آب شده را چطور بکشیم (خنده شدید نمایندگان) آقایان مخبرین جراید شایسته است با شهرداری مصاحبه بکنند که این اشکال ما را مرتفع بکنند باقی آن درست است، آقا کره آب شده را چطور بکشیم؟ باقیش را می‌کشیم این اصلاحات آقا را قبول داریم.

رئیس- آقایان اطلاع دارند که چهار نفر می‌توانند در نطق قبل از دستور صحبت بفرمایند و به هر کدام یک ربع ساعت می‌رسد، این که نطق آقای جمال امامی طول کشید به واسطه این بود آقای خواجه‌نوری که ناطق دوم بودند وقت خودشان را به ایشان دادند و فی‌المجلس هم آقای بوشهری و آقای دکتر صدیق اجازه خواسته‌اند.

بوشهری- بنده یک سؤالی از وزارت راه کرده بودم که تیمسار گویا برای جواب آمده‌اند.

رئیس- آن موقعش می‌رسد. آقای

+++

 دکتر صدیق هم یک مطلبی گویا داشتند بفرمایند.

دکتر صدیق- آقایان محترم اطلاع دارند که روز یکشنبه گذشته در خیابان ری حریق مدهشی روی داد که در نتیجه آن عده‌ای مجروح شدند. و چند نفر هم کشته شدند واز قراری که شایع است در حدود پنجاه میلیون تومان خسارت به مردم وارد شده است و اگر فداکاری مأمورین انتظامی و قوای نظامی و شهربانی و شهرداری نبود شاید خیلی بیش از این خسارت و زحمت وارد می‌آمد. بنده پس از عرض تشکر از کسانی که در نتیجه زحمت و فداکاری آنها خسارت به همین جا محدود شده است می‌خواستم تذکری به دولت بدهم گرچه در اینجا چند بار در این باب عرایضی کردم یک مرتبه قبل از دستور، یک مرتبه هم در موقعی که بودجه سال 1334 مملکت مطرح بود و تقاضا کردم که دولت اقدامی بکند برای جلوگیری آتش سوزی در تمام مملکت در یکی از جلسات آماری هم به عرض آقایان محترم رساندم برای این که مجدداً به خاطرشان بیاید خلاصه آن را عرض می‌کنم.

مطابق احصائیه‌ای که بنده در دست دارم در سال 1331 پنجاه میلیون تومان خسارت وارد آمده است به این مملکت 160 نفر سوخته‌اند، 149 نفر مجروح شده‌اند و 594 حیوان هم سوخته است در سال 1332 دویست و نه نفر سوخته‌اند و 278 نفر مجروح شده‌اند و 55 میلیون تومان خسارت به مملکت وارد آمده است. بنابراین ملاحظه می‌فرمایید این زحماتی که کشیده می‌شود برای ایجاد ثروت یک مقدار کلی آن در حدود پنجاه میلیون تومان می‌باشد به این نحو از بین می‌رود علاوه بر این که عده زیادی هر سال تلف می‌شوند، بنده می‌خواستم از دولت در ضمن عرض این مطلب تمنی کنم که در فکر ایجاد سازمانی باشد برای جلوگیری از آتش‌سوزی ممالک متمدن دیگر سال‌ها است که در این راه قدم برداشته‌اند و ما هر قدر در نتیجه این تمدن جدید بیشتر قوه برق بیشتر بنزین بیشتر نفت به کار ببریم امکان حریق در این مملکت زیادتر خواهد شد. بنابراین بر دولت است که هر چه زودتر اقدامی در این باب بکند سال‌ها است در وزارت کشور کمیسیونی تشکیل شده است برای ایجاد چنین سازمانی و نمایندگان دولت در این باب فکرها کرده‌اند و نقشه‌ها کشیده‌اند حتی بودجه‌اش را پیش‌بینی کرده‌اند. بودجه‌اش در سال 1331 جزو بودجه‌ای که به تصویب آقای دکتر مصدق رسید پیش‌بینی شد بعد حذفش کردند و عملی نکردند. حالا که جناب آقای علم وزیر کشور هستند می‌خواستم تمنی بکنم که به این مسئله توجه بفرمایند و برای این که کمکی به ایشان کرده باشم سؤالی هم کرده‌ام که امیدوارم آن وقتی که جواب می‌دهند ما را مطمئن بفرمایند که در این باب اقدام جدی خواهند فرمود.

رئیس:به این مناسبت صحبتی که آقای دکتر صدیق فرمودند تصور می‌کنم جا دارد که با اجازه آقایان ما رسماً به نام مجلس سنا اظهار تأسف خودمان را از این واقعه اسف‌انگیز و این صدمه عظیمی که به نفوس و اقتصاد مملکت آورده است رسماً اظهار بکنیم. (نمایندگان - صحیح است، احسنت)

آقای وزیر کشور چند کلمه می‌خواهند صحبت بفرمایند.بفرمایید.

وزیر کشور (آقای علم)- بنده خیلی متشکرم که جناب آقای رئیس به بنده اجازه فرمودند چند کلمه‌ای به عرض برسانم در صورتی که تشرف بنده امروز در مجلس سنا از لحاظ دفاع از لایحه آمار عمومی است ولی چون ناطق محترم قبل از دستور بیاناتی فرمودند با این که قرار نیست جواب نطق قبل از دستور را عرض کنم ولی یک نکاتی را لازم دانستم که به عرض مجلس سنا برسانم. همان طوری که ایشان فرمایش می‌فرمودند یک مطلب و یک مثلی به خاطرم آمد و آن مثل شتر نقاره‌خانه بود. شتر نقاره‌خانه را بار می‌کردند و بعد پشتش نقاره می‌زدند و آن هم بارش را می‌کشید. بنده وقتی بچه بودم در جلوی آن قشونی که در اختیار پدرم بود حرکت می‌کرد پشتش موزیک می‌زدند، طبل می‌زدند، بنده تعجب می‌کردم که چرا شتر رم نمی‌کند. بعد یواش یواش دیدم این کارش را می‌کند و خوب هم می‌کند. می‌آید و می‌رود و جلوی صف موزیک می‌‌آید و یک رژیمان جمازه سوار داشتند. بنده خواستم عرض کنم دولت تا از پشتیبانی اکثریت مجلس برخوردار هست تصور بفرمایند همان شتر نقاره‌خانه است (جمال امامی - هر کس که این مثال را به شما یاد داده است آدم خیلی بی‌ادبی بوده است و اینجا هم جایش نیست) بنده خواستم عرض کنم که ما مثل شتر نقاره‌خانه‌ها هستیم هر چه پشت سرمان سر و صدا بشود سرمان را پایین انداخته، خار می‌خوریم و بار می‌کشیم و خدمت می‌کنیم. بنده می‌خواستم عرض کنم که هر موقع آقایان نمی‌خواستند ابداً در این مسئله پافشاری نداریم که خدمتگذار آقایان باشیم (جمال امامی - خدمتتان را انجام داد‌ه‌اید) اما در مورد این مسائلی که فرمودید یکی راجع به کارهایی که مربوط به کشور است (جمال امامی - چه کاری مربوط به وزارت کشور است) و یکی هم راجع به کارهای عمومی دولت (جمال امامی - نرخ چلوکباب را هم بفرمایید) راجع به نرخ چلوکباب بنده عرض کنم همان طوری که عرض کردم تا وقتی که از پشتیبانی اکثریت مجلسین برخوردار هستیم نرخ چلوکباب را هم تعیین می‌کنیم عرض کنم که نرخ تره‌بار را هم تعیین می‌کنیم و به میدان‌های سبزی فروشی هم سر می‌زنیم. آنچه از دستمان بر می‌آید می‌کنیم. ممکن است که توفیق پیدا کنیم (جمال امامی - اینها به ما مربوط نیست) ممکن است توفیق پیدا بکنیم اگر توفیق پیدا نکنیم یقین داریم که از پشتیبانی آقایان برخوردار نخواهیم بود و اگر توفیق پیدا کردیم یقین دارم آقایان تأیید و تقویت خواهند فرمود. در مورد اتوبوسرانی بنده کی عرض کرده بودم که اتوبوس وارد نشود (جمال امامی - در مجلس شورای عالی فرمودید) بنده گفتم اتوبوس کم است و مسلماً عیب بزرگ اتوبوسرانی تهران کمی اتوبوس است برای این کار ما فکر کردیم هم اتوبوس وارد شود و هم صنعتگران ایرانی بیکار نشوند نشستیم و فکر کردیم و ترتیب دادیم که هم اتوبوس وارد شود و هم صنعتگران بیکار نشوند و این جریانش هم در جراید منعکس شده و ملاحظه فرموده‌اید و بنده زاید می‌دانم که توضیح عرض کنم در مورد سایر کارهای دولت بنده فکر می‌کنم که ممکن است یک قسمت‌هایی قابل انتقاد باشد انتقاد هم که بفرمایند بنده همان طوری که مقدمه عرض کردم ابداً بر دل نمی‌گیرم ما را همان را می‌رویم و عمل خودمان را می‌کنیم و آقایان هم که انتقادشان را می‌فرمایند ما هم از این حیث بسیار خوشوقت خواهیم بود و خوشوقت هم می‌شویم. یک مورد دیگر شاید در مورد جناب آقای نخست‌وزیر بود که یک ایرادی حضرتعالی به ایشان فرمودید که با ایشان یک روزی صحبت فرمودید و ایشان فرمودند که من با تقویت آقای دکتر مصدق منظورم این بوده است که حفظ تاج و تخت و مملکت را بکنم. بنده به این مطلب ابداً ایرادی ندارم. جنابعالی هم روز اول پیشنهاد فرمودید که آقای دکتر مصدق زمامدار بشود و در آن تاریخ فکر می‌فرمودید که ایشان خدمتگزار مملکت خواهند بود جناب آقای علاء هم بعد از آن همان طوری که عده زیادی از افراد مملکت فکر می‌کردند و شاید تا یک مدتی اکثریت آقایان و خود بنده و حتی اعلیحضرت همایونی هم همین فکر را می‌فرمودند (فرخ - به استثناء بنده) (خنده نمایندگان) چه عرض کنم که ایشان خدمت می‌کنند و وقتی که یک عده‌ای تشخیص دادند که یک رئیس‌الوزرایی به مملکت خدمت می‌کند جز تایید او کاری نباید بکنند و این مسئله به نظر بنده کوچک‌ترین ایرادی ندارد. یک مطلب دیگری هم فرمودید که بنده می‌ترسم وقت مجلس را بگیرم اما اگر فرصت دیگری به دست آمد عرض خواهم کرد و جناب آقای رئیس هم امر فرمودند که بنده مختصر عرض کنم اینک جواب آن مطالب را می‌گذارم برای موقع دیگر فقط در مورد این که نسبت به اشخاصی باید گذشت کرد یا نه باز هم عقیده بنده و شاید عقیده اکثر همکاران ما این باشد که آن دسته‌ای که حکومت می‌کنند باید خیلی سعه صدر داشته باشند. فقط این که یک کسی یک چیزی نوشت و یا یک کسی که تخطی کرد اگر این کار را بکنیم بنده فکر می‌کنم که اصلاً نتوانم از عهده این کار برآییم وصحیح نیست این کار ما وقتی حکومت در دستمان است یک وظیفه‌ای داریم و اولین وظیفه گذشت است منتهی در یک حدود معین.یک مثل نمی‌دانم فرانسوی است یا انگلیسی می‌گویند اگر جوانی تا بیست یا بیست و پنج سالگی چپ فکر نکند یک قدری در شعائرش بایستی فکر کرد و اگر از بیست و پنج سالگی به بالا چپ فکر بکند باید در شعائرش فکر کرد (جمال امامی - مشاعرش آقا) ببخشید مشاعرش بنده فارسی‌ام زیاد خوب نیست. (جمال امامی - پس انگلیسی‌تان خوب است)خیر فرانسه بهتر می‌دانم. (خنده نمایندگان) عرض کنم که این مسئله هست چه بخواهیم و چه نخواهیم چون به یک صورت فکر نمی‌کند. حالا امیدوارم که بنده یک قدری از این مرحله گذشته باشیم (جمال امامی - آن وقت 55 سال داشته‌اند) و البته جوان در جوانی هر فکری که می‌کند وقتی که پیر شد فکر دیگر می‌کند بنده معتقد نیستم آنچه جوان فکر می‌کند باید پشت سرش رفت اما می‌خواهم عرض کنم که این فکر لازمه جوانی است و اغلب جوانان اینجا هم همین طور فکر می‌کنند و حتی خود بنده هم جزو طبقه عاقله نمی‌باشم و این بر آقایان است که با کمال دقت این مطالب را تجزیه و تحلیل بفرمایند و هر کسی یک ذره منحرف بود یا منحرف شده بود آیا باید از همه چیز محروم باشد در مملکت ؟ بنده استدعا دارم این مطالب را در نظر بگیرید و آخرین عرضی که می‌خواستم بکنم این است که ما با کمال مسرت می‌توانیم عرض بکنیم که تمام لوایحی که به مجلس ارائه کرده‌ایم نهایت موفقیت را داشته‌ایم در تصویب آنها بنده هیچ لایحه‌ای را ندیدم چه در کمیسیون مشترک و چه به کمیسیون‌های خصوصی مجلسین رفته باشد و نتیجه نگرفته باشیم. بنابراین اگر در یک جاهایی نفوذ شود که مجلس هم کاری نمی‌کند خودتان قضاوت بفرمایید که این مطلب صحیح است یا غلط. اگر می‌دانید که این مطلب غلط است دیگر استناد به یک حرفی که کسی گفته باشد نباید کرد همین پیوست کمیسیونی برای لایحه مالیات بردرآمد به ریاست آقای نیک‌پور شاید تا ساعت 10 و 11 و 12 تشکیل بود و نشسته بودند کارهایشان را کردند کمیسیون کشاورزی که بنده رفتم آنجا و جناب تیمسار امیر احمدی تشریف داشتند و تمام کمیسیون‌ها همین طور بنده می‌خواستم عرض کنم وقتی که تمام این کارها این طور می‌گذرد هر کس هر چه دلش می‌خواهد بگوید و دیگر نمی‌دانم ایرادش کجا است.دیگر وقت

+++

آقایان را نمی‌گیرم (جمال امامی - احسنت) متشکرم آقا

5- تقدیم لایحه راجه به طلبکاران از حاجیه ربابه به وسیله آقای معاون وزارت دادگستری

رئیس- آقای معاون وزارت دادگستری فرمایشی دارند بفرمایید

معاون وزارت دادگستری (آقای وثیقی)- همان طور که آقایان مسبوق هستند در معاملاتی که چند سال پیش حاجیه ربابه و شمس جلالی و مرتضی هاشمی داشتند منتهی شد به یک عده معاملات از حد نصابی که جمعی طلبکار شدند و راه و چاره را از دولت خواستند. در این مورد یک لایحه‌ای تنظیم شد که در تاریخ 26 بهمن 1326 تقدیم مجلس شد در کمیسیون بودجه و دارایی تصویب شد ولی در جلسه علنی مطرح نشد از طرفی هم دولت وقت تصویب نامه‌ای صادر کرد که به موجب آن یک کمیسیونی تشکیل شد که به طلب طلبکاران رسیدگی بکند بر اثر آن عده‌ای از طلبکاران حق خودشان را به دولت واگذار کردند یعنی به اداره ثبت اسناد و در مقابل یک اسنادی گرفته که به اقساط طویل‌المدت تأدیه شود ولی چون لایحه سابق به تصویب مجلسین نرسیده بود نشد مبلغی را که باید از بانک استقراض بکنند بگیرند و به طلبکاران مطابق سندی که به دست آنها داده شده تأدیه شود. نتیجه این شد که آن اشخاصی که آن سند رسمی را در دست دارند و ناامید شده‌اند ورقه اجرائیه بر علیه ثبت اسناد صادر کرده‌اند و فعلاً وضعیت غریبی ثبت اسناد پیدا کرده است.این است که با توجه به وضعیت فعلی ثبت لایحه سابق اصلاح شده است و اینک از طرف وزارت دادگستری تقدیم می‌شود (فرخ - راجع به تمام طلبکاران) بلی آقا راجع به تمام طلبکاران است (فرخ - بسیار خوب)

6-تصویب لایحه جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی

رئیس- موقع بحث آن حالا نیست.اینک وارد دستور می‌شویم و لایحه جلب سرمایه‌های خارجی مطرح است و آقایان چنانچه مسبوق هستند شور دوم است و گزارش کمیسیون شماره 5 خوانده می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

گزارش از کمیسیون شماره 5 به مجلس سنا

لایحه شماره 55677- 4/10/33 موضوع جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی که برای شور دوم به کمیسیون شماره 5 مجلس سنا ارجاع شده بود با حضور جناب آقای کاشانی کفیل وزارت اقتصاد ملی مورد بحث واقع و پس از اصلاحات لازمه با توجه به پیشنهادهای واصله به شرح زیر به تصویب رسیده است.اینک گزارش آن برای شور دوم تقدیم مجلس محترم سنا می‌شود.

مخبر کمیسیون شماره 5 - مهندس شریف امامی

لایحه قانونی راجع به جلب و حمایت سرمایه‌های خارجی

ماده 1- اشخاص و شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی خارجی که با اجازه دولت ایران طبق مفاد ماده 2 این قانون سرمایه خود را به صورت نقد - کارخانه - ماشین‌آلات و قطعات آنها - ابزار - حق‌الاختراع و خدمات تخصصی و امثال آنها به منظور عمران و آبادی و فعالیت تولیدی اعم از صنعتی - معدنی - کشاورزی و حمل و نقل به ایران وارد کنند از تسهیلات مندرج در این قانون برخوردار خواهند شد.

ماده 2- برای رسیدگی و اظهار نظر در خصوص پیشنهادهای رسیده راجع به ورود سرمایه‌های خارجی هیئتی به ریاست مدیر کل بانک ملی ایران و مرکب از معاونین وزارت دارایی - وزارت امور خارجه - وزارت اقتصاد ملی - مدیر عامل سازمان برنامه یا یکی از معاونین او - رئیس اتاق بازرگانی تهران با یکی از نواب او و رئیس کمیسیون ارز در بانک ملی ایران تشکیل می‌گردد تصمیمات هیئت به وسیله وزیر اقتصاد ملی به هیئت وزیران برای تصویب و صدور اجازه پیشنهاد خواهد شد.

پیشنهادهایی که برای به کار انداختن سرمایه‌های خارجی در شهرستان‌ها واصل می‌شود مقدم بر پیشنهادهای مربوط به مرکز مورد رسیدگی و صدور اجازه قرار خواهد گرفت.

ماده 3- سرمایه‌هایی که مطابق ماده یک این قانون به ایران وارد می‌شود منافع حاصل از به کار افتادن سرمایه‌های مزبور در ایران مشمول حمایت قانونی دولت بوده و کلیه حقوق و معافیت‌ها و تسهیلاتی که برای سرمایه‌ها و بنگاه‌های تولیدی خصوصی داخلی موجود است شامل سرمایه‌ها و بنگاه‌های خارجی نیز خواهد بود.

چنانچه با وضع قانون خاصی از صاحب سرمایه‌ای سلب مالکیت شود دولت جبران عادلانه خسارت وارده را تضمین می‌کند به شرط آن که در مدت سه ماه پس از سلب مالکیت تقاضای جبران خسارت وارده به هیئت مذکور در ماده 2 تسلیم شود ودر صورت بروز اختلاف رسیدگی به ادعای جبران عادلانه خسارت وارده‌ای که دولت آن را تضمین می‌کند در محاکم صلاحیت‌دار ایران به عمل می‌آید در این گونه موارد دولت می‌تواند اجازه انتقال سرمایه را به خارج بدون رعایت سرایط ماده 5 بدهد.

تبصره 1- قانون مربوط به تملک اموال غیرمنقول اتباع خارجی مصوب 16/3/1310 به قوت خود باقی است.

تبصره 2- اشخاص و شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی مذکور در ماده 1 حق ندارند سهام و منافع خود را به دولت‌های متبوع خویش و یا دولت‌های دیگر منتقل نمایند.

ماده 4- صاحب سرمایه مجاز است که هر سال سود ویژه حاصل از به کار انداختن سرمایه خود را در ایران تا میزانی که در آیین‌نامه مقرر می‌گردد به همان ارزی که سرمایه را به ایران وارد یا محسوب نموده است از ایران خارج کند.

ماده 5- خروج سرمایه اصلی و منافع آن و یا آنچه که از سرمایه و منافع در کشور باقی مانده باشد با دادن پیش آگهی سه ماهه به هیئت مذکور در ماده 2 و با رعایت مقررات موافقت‌نامۀ مورخ ژوئیه 1944 صندوق بین‌المللی پول بعد از انجام کلیه تعهدات مجاز خواهد بود ولی صاحب سرمایه موظف است برای مدت شش ماه از تاریخ خروج سرمایه لااقل 10% از سرمایه اولیه خود را برای تأمین تعهدات احتمالی خود در ایران نگه دارد.

ماده 6- مقررات این قانون شامل مؤسسات و اتباع دولت‌هایی خواهد بود که در کشور آنها انجام دادن فعالیت‌های اقتصادی و تسهیلات متقابل برای اتباع و مؤسسات ایرانی ممکن باشد.

ماده 7- دولت مکلف است آیین‌نامه‌های لازمه این قانون را تهیه نموده منتهی تا دو ماه به وسیله وزارت اقتصاد ملی برای تصویب به کمیسیون‌های مربوطه مجلسین تسلیم نماید.

رئیس- کسی که در کلیات آن اسم ننوشته است یعنی کلیات در شور اول بود حالا ماده به ماده صحبت می‌شود آقای نیک‌پور فرمایشی دارید.

نیک‌پور- در ماده اول هم می‌شود در کلیات صحبت کرد حالا می‌خواهید ماده اول را بخوانید بعد بنده صحبت می‌کنم.

رئیس- ماده اول قرائت می‌شود

(به شرح سابق خوانده شد)

رئیس- آقای نیک‌پور بفرمایید

نیک‌پور- بنده قبل از این که وارد مذاکره در باب عقیده خودم نسبت به قانون جلب سرمایه‌های خارجی شوم می‌خواهم خاطر سناتورهای محترم را به ترجمه یک مقاله‌ای که در یکی از جراید لندن چاپ شده بخوانم و نسبت به بعضی از قسمت‌های آن که می‌توان کاملاً بعضی مطالب را استنباط کرد آن را به عرض آقایان برسانم بعد وارد مطلب مربوط به جلب سرمایه‌های خارجی بشوم این ترجمه مقاله‌ای است که تحت عنوان موقعیت بازار ایران در مجله ماهانه خاورمیانه در لندن درج گردیده قسمت‌هایی که مورد استناد بنده نیست نمی‌گویم و چون موضوعی که در یک مجله منتشر شده قطعاً همه دنیا از مندرجات آن اطلاع حاصل خواهند کرد ولی بنده به آن قسمت‌هایی استناد می‌کنم که مورد استفاده ما و کشور ما خواهد بود چون کلیاتی گفته است مربوط به وضع اقتصادی ما یعنی وضع اقتصاد قبل از نفت و وضع اقتصاد بعد از قطع نفت و وضع اقتصاد حالا اینها هیچ کدام مورد استناد بنده نیست.در مجله مزبور می‌نویسد «قراردادها در تهران از روی صبر و حوصله با در نظر گرفتن اصل رقابلت که در دنیا متداول و معمول بوده است و مذاکراتی که از روی زبردستی و مهارت انجام می‌شود و بالاخره حسن خلق که فوق‌العاده مورد توجه ایرانیان بوده به دست می‌آید در اجرای این قراردادها باید گفته شود که صبر و شکیبایی لازم است تقریباً مقاطعه کاری‌های مهم در کشور ایران از طرف دولت انجام می‌شود و در صورتی که قراردادها ارتباطی با امور راه‌آهن یا توسعه صناعت داشته باشد از طرف سازمان برنامه 7 ساله در تهران معمولاً به صورت پیشنهاد علنی و پس از انجام مذاکرات حضوری با برنده مناقصه ها انجام می‌شود رد پیشنهادها چندان نادرالوقوع نیست ولی چند هفته بعد همان پیشنهادها به نتیجه مطلوبه می‌رسد ضمناً باید متوجه بود که صاحبان کارخانه‌ها متحمل است از مظنه‌های یکدیگر اطلاع حاصل بکنند زیرا در ادارات دولتی اطمینان چندان حکمفرما نیست و از این رو انتظار می‌رود اشخاص ذی‌مدخل مظنه‌های نهایی خود را تعدیل نمایند مسئله اساسی که صاحبان کارخانه‌های انگلیسی با مقاطعه‌کاران رو به رو بوده‌اند این است که باید نمایندگان مورد اعتماد و باهوش به تهران اعزام دارند در تهران فقط معدودی نمایندگان شایسته اروپایی وجود دارند در چند سال اخیر موقعی که منافع انگلستان برای کشمکش نفت از بین نرفته بود آمریکایی‌ها نفوذ فوق‌العاده‌ای در کشور به دست آورده‌اند.

(عده کثیری از اتباع آنها تحت نظر اصل چهار در رشته‌های مختلف دست به فعالیت‌های مفید که از نظر مادی به نفع ایران بود زدند مع‌الوصف فرض این که ایرانی‌ها طرز زندگی با سیستم صنعتی آمریکا را جذب کرده‌اند اشتباه است ما دلارهای آمریکایی را دوست داریم خاصه اگر بلاعوض با سود کم به ما داده شود ولی توضیح بدهم که شالوده اقتصادیات ایران بر مبنای اصول اروپایی پایه‌گذاری شده توسعه داده شده ما به کالاهای اصلی و مهم احتیاج داریم که مدت مدیدی مانند کالاهای ساخت انگلستان و فرانسه دوام داشته باشد تا عملیاتی که در نظر است برای موتوریزه کردن و توسعه و تکامل آن

+++

در سراسر کشور باید اقدام کنیم» بنده قسمت‌های دیگرش را صرف‌نظر می‌کنم. از این مقدمه خواستم این نتیجه را بگیرم که دنیا کاملاً متوجه اوضاع اقتصادی و وضع کارهای ما است. ما می‌‌خواهیم با قانون جلب سرمایه خارجی دعوت کنیم خارجی‌ها را که سرمایه خودشان را بیاورند و در اینجا به کار بیندازند و ما را مستغنی کنند. از وارداتی که از آن کشورها می‌کنیم و یا لااقل آنچه که خودمان احتیاج داریم در داخله کشور خودمان تولید کنیم این مطلب بسیار قابل توجه و مورد اهمیت است ولی این نکته را باید از نظر دور نداشت که با قانون سرمایه‌های خارجی جلب نمی‌شود (نمایندگان - صحیح است) صرف تدوین قانون و تنظیم مواد خشک و تصویب مجلسین موجب این نخواهد بود که سیل سرمایه‌های خارجی به یک کشوری سرازیر شود بدون این که عوامل دیگری که لازمه به کار انداختن آن سرمایه‌ها است ما در مملکت به وجود بیاوریم بنده با کمال تأسف باید عرض کنم که ما نه تنها از قانون جلب سرمایه خارجی سرمایه‌ای از خارج جلب نخواهیم کرد بلکه با وضعی که بنده می‌بینم سرمایه‌داران داخلی دلسرد و مأیوس از به کار انداختن سرمایه خودشان در کشور می‌شوند با کمال تأسف باز باید عرض کنم که ما آنچنان دستگاهی که باید موجبات به کار انداختن سرمایه‌های داخلی و سرمایه‌های داخلی و سرمایه‌های خارجی را فراهم بکند در کشور فاقدیم، یک دستگاه زنگ زده پوسیده بی‌معنی به اسم وزارت اقتصاد داریم که این وزارتخانه هر روز حرص می‌زند که سایر دستگاه‌های دیگر هم چون نام من وزارت اقتصاد است باید در اختیار من باشد در حالی که به قول معروف گفته‌اند «قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشکشت» این قسمت کاری هم که سابق اسمش وزارت تجارت بود خرد خرد در نتیجه مرور زمان آنها تبدیل شد به یک ادارۀ جواز و پروانه که حالا آقای کاشانی جزء رجزخوانی‌هایی که در اینجا خواهند کرد. یکی این خواهد بود که من آنچنان وزیری بودم و آنچنان کفیلی بودم که آمدم پروانه ورود را از بین بردم. بنده با کمال تأسف باید عرض بکنم که به هیچ‌وجه من‌الوجوه دستگاه و سازمان‌هایی که مجری این قوانین و این تصمیمات هستند آماده برای انجام این وظایف و این تکالیف نیستند و حتی موجبات دلسردی و موجباتی فراهم می‌کنند که سرمایه‌های داخلی هم از ابراز فعالیت بیفتد. مدت‌ها است که بازرگانان کشور عرایض مکرری به پیشگاه اعلیحضرت همایونی عرض و استدعا کردند که این وزارت تجارت و بازرگانی را سالیان سال از بدو تأسیس مشروطیت تا به حال این طبقه دارای وزارتخانه‌ای بودند و در نتیجه اعمال نظرهای خصوصی وزرا و دولت‌های وقت این وزارتخانه به صورت مبتذلی درآمده است.این وزارتخانه را به جای خودش مستقر کنند و برای حفظ اصلاح امور بازرگانی مملکت و مرجع داشتن یک طبقه بزرگی در مملکت این وزارتخانه را مستقر بکنند و به نام خودش در جامعه تثبیت بکند این مطلب را یک روز در حضور اعلیحضرت عرض کردم و این استدعای عمومی بازرگانان مورد قبول‌شان واقع شد و اوامری هم در این موضوع به دولت‌های وقت صادر کردند و حتی در موقع شرفیابی نمایندگان مجلس هم گاهی اتفاق افتاده که به این موضوع اشاره فرمودند ولی متأسفانه خودخواهی‌های اشخاص نمی‌گذارد که این موضوع به مرحله عمل و اجرا درآید.

بنده در چند روز قبل از این که لایحه معادن در کمیسیون مشترک مطرح بود در آنجا به عرض همکاران کمیسیون مشترک مجلسین سنا و شوری رساندیم که یک قسمت از منابع مهم تولیدی مملکت و درآمد عمومی دستخوش هوی و هوس عدۀ معدود هست که با «کمبینزن» و با بند و بست توفیق پیدا کرده‌اند و این منابع را در دست گرفته‌اند الان ما می‌خواهیم قانونی به اسم قانون معادن در مملکت بگذاریم.لازم است یک نفر اقلاً از طرف دولت به عنوان متخصص و مطلع در کار معدن بیاید در کمیسیون و توضیح بدهد و بگوید که آیا دولت با این لایحه موافق هست یا نه؟ آقای کاشانی که خودشان می‌گفتند من معلوماتم در حدود مسائل بازرگانی است و از امور معدن اطلاعی ندارم. بالاخره کمیسیون دو نفر را معین کردند از مجلس سنا بنده و آقای دیوان‌بیگی و دو نفر از مجلس شورای ملی.چهار نفری خدمت آقای نخست‌وزیر رسیدیم و تمام این جریانات و نظریات کمیسیون را به نظر و به عرض ایشان رسانیدیم. ایشان وعده دادند صریحاً که ما با احترام نظر اکثریت مجلسین که نظر آنها دولت را تأیید و تقویت می‌کند موافقم که برای جمع‌آوری این دستگاه پراکنده معادن یک تصمیم قطعی اتخاذ بکنیم و یک نفر مسئول برای این کار معین کنیم چون نظر ما این بود که امور معادن یکی از منابع تولیدی مملکت است و این قدر دولت هر روز از نظر اصلاح امور اقتصادی می‌گوید که من طرف‌دار تکثیر تولید و تزیید صادرات و بهبود وضع اقتصاد مملکت هستم دولت را متوجه کردیم که شما به امید این که یک روز خشکباری از این مملکت صادر می‌شد آقا یک سال درخت‌ها را سرما می‌زند، یک سال گرم می‌زند و بالاخره این تولید اصلاً به صفر می‌رسد دلخوش نباشید و این منابع تولیدی را اقدام کنید که با وضع مدرن امروز استخراج بشود یعنی متخصص معرفت‌الارض به مملکت بیاید و اکتشافات را از روی بصیرت و اطلاع و تشخیص این که در کجا چه معدنی هست معین بکنند و برای مالک هم حقی قائل باشد و بالاخص متخصصین خارجی بیایند و در این مملکت سعی بکنند و افراد را دعوت بکنند به تشویق شرکت‌ها برای استخراج منابع تولیدی و معادن ایران با اسلوب جدید و ماشین‌هایی برای استخراج بیاورند که این جهت تولیدی مهم مملکت آن حداکثر راندمان را به این مملکتی که از حیث صادرات کمبود دارد نسبت به وارداتش کمک بشود ایشان تمام این مطالب را تصدیق کردند و نظریاتی که از نمایندگان مجلسین به ایشان گفته شد تأیید کردند و بنده مخصوصاً از ایشان استدعا کردم که جناب آقای علاء شما که مرد شایسته و مرد بی‌نظر و بی‌غرض و وطن‌پرستی هستید بهتر این خواهد بود که به احترام توجه به افکار عمومی وزارت تجارت را جدا کنید و کار وزارت تجارت را با قسمت‌های دیگر مخلوط نکنید و افرادی را در رأس این کارها بگذارید که اگر صحبت از کار صنعت می‌شود در کار امور صنعتی یک مردی که در امور صنعتی اطلاع دارد بیاید در کمیسیون‌های مجلسین و نسبت به آن لوایح اظهار نظر بکند اگر راجع به معادن صحبت می‌شود یک مردی که شایستگی در کار معادن داشته باشد بیاید صحبت کند الان امور معدنی که یکی از منابع تولیدی مهم مملکت است یک قسمتش در بنگاه اکتشافات سازمان برنامه است یک قسمت در ادارۀ امتیازات و معادن وزارت دارایی است یک قسمت در ادارۀ معادن اقتصاد ملی است و بالاخره اگر یک مردی امروز بخواهد معدنی را استخراج کند با اصول صحیح یا یک شرکتی بخواهد با وسایل امروز مجهز باشد برای استخراج یک معدنی به طور تحقیق از بس در این دوائر سر درگم می‌شود و نمی‌تواند یک مرجعی پیدا کند برای کارش مأیوس می‌شود و می‌گذارد می‌رود (دکتر صدیق - صحیح است) (سرلشگر فیروز - این کارها هم برای همین است که مأیوس بشود و کاری در این مملکت نشود.) بنده بعد از این که تمام این مطالب را محرمانه با آقای نخست‌وزیر صحبت کردم و تمام آقایان رفقایی که با بنده از مجلس سنا و مجلس شورای ملی بودند تمام این مطالب را تأیید کردند و صریحاً به ایشان عرض کردم که این لایحه معادن که الان از طرف دکتر مصدق تعیین شده است و الان مطرح مذاکره است در کمیسیون مشترک مورد موافقت دولت هست یا نیست؟ این را تکلیفش را معین بکنید. مسئول این کار را هم معلوم کنید که مدافع این لایحه کیست؟ تمام این مطالب را بعد از این که تأیید کردند و تصدیق کردند و خود آقای کاشانی هم که در آن جلسه حضور داشتند و با مطالب ما هماهنگی داشته و تأیید و تصدیق کردند بنده باز شنیدم که تشریف برده‌اند در هیئت دولت در آنجا مذاکره کرده‌اند که بهتر است که همان وزارت اقتصاد به صورت سابق باشد منتهی این است که سه تا معاون برایش تعیین کنیم یکی معاون صنعت و یکی معاون معدن و یکی هم معاون تجارت (فرخ - دو تا دیگر هم اضافه کنند بهتر است) بنده بعد که این اطلاع را پیدا کردم خواستم پشت این تریبون به آقای کاشانی عرض بکنم که واقعاً باید قاچ زین را بگیرید اسب‌دوانی پیش‌کشتان شما در آن رشته‌ای که خودتان اذعان دارید مطلع هستید همان یکی را اصلاح بفرمایید دیگر آقا معدن و صنعت را از ریاست و وزارتش صرف‌نظر بکنید. بنده نمی‌دانم حقیقتاً چطور باید ابراز صمیمیت کرد نسبت به یک دولتی و چطور باید همکاری و همراهی کرد با دولتی که مورد موافقت اکثریت مجلسین است به شهادت عده ای از آقایان که اینجا تشریف دارند ما صبح ساعت 8 می‌رویم در مجلس شورای ملی تا دو بعد از ظهر، برمی‌گردیم ناهار می‌خوریم توی این گرما در این هوا برمی‌گردیم دو‌مرتبه می‌آییم برای تشکیل کمیسیون قوانین که تا ساعت 10 یازده شب جان می‌کنیم برای این که امور مملکت و امور مربوط به وظایف نمایندگی آن طور که باید و شاید انجام شود ولی دولت به اظهارات ما به مطالب ما به مطالبی که برای مملکت به نظرمان می‌رسد و می‌گوییم کوچکترین ترتیب اثر و توجهی ابداً نمی‌کند بنده فرصتی پیدا نمی‌کردم که این مطالب را بگذارم بعد از همه این تبلیغات سوء که بر علیه سرمایه‌داری در این مملکت شد در این اواخر می‌خواستم در یک روز دیگر به مناسبت دیگری در اینجا صحبت بکنم ولی قانون جلب سرمایه خارجی موجب شد که بنده در کلیات این مطالب را بگویم و از هر قسمی هم یک نکته‌ای عرض کردم و عبور کردم و دیگر تفسیر زیاد نکردم قسمت خارجیش را برایتان مقاله مجله خارجی را خواندم که مستحضر باشید که از خارج به چه عینک و چشمی به اوضاع ما نگاه می‌کنند و نظریان خارجی‌ها نسبت به ما در چه حدود است و چیست؟ اینها را همین طور سربسته گفتم و عبور کردم و در جزئیاتش هم صحبت نکردم ولی چون موضوع امر اجرای قانون جلب سرمایه خارجی ارتباط داشت با دستگاه وزارت اقتصاد ملی خواستم عدم رضایت شدید خود را نسبت به این وزارتخانه و تشکیلات این وزارتخانه و جریان کارهای این وزارتخانه به طور تفصیل و

+++

مبسوط اینجا به عرض مجلس سنا و نمایندگان دولت و معاون نخست‌وزیر که اینجا نشسته‌اند گفته باشم که اینها را یادداشت بکنند که دولت، جناب آقای نخست‌وزیر و جنابان آقایان وزرا عظام به مطالبی که از طرف افراد خیرخواه مملکت گفته می‌شود توجه بکنند. این قدر غرور و خودخواهی به خرج ندهند برای تصدی دوره وزارت و این مقام بی‌ارزش، دوستان شما علاقه‌مندان به این مملکت که به شهادت خودتان برای این مملکت شب و روز زحمت می‌کشند اقلاً به حرف‌های آنها توجه بکنید ترتیب اثر بدهید این فاصله و شکاف را از بین دولت و مردم بردارید این عیناً مثل این می‌ماند که یک مأمور دولت و یا وزیر در وقتی که در آن صندلی وزارت و مقام نشست یک فاصله زیادی بین او و افراد مردم مملکت هست فوراً رنگ عینکش را عوض می‌کند با آن عینکی که دیروز مردم را نگاه می‌کرد طور دیگری قضاوت می‌کند و وقتی که این مقام را اشغال کرد عینکش عوض می‌شود تا مردم را به چشم دیگری نگاه بکند ما که از هر طریقی (من این را از عینک روزنامه‌نویسی عرض می‌کنم) ما از هر طریقی که فرض بکنید اینجا آمده‌ایم به هر طریق.

بنده شخصاً از سال 1304 که مجلس مؤسسان تشکیل شد در تکیه دولت برای انقراض سلطنت قاجاریه و حکومت پهلوی وکیل بودم از تهران در مؤسسان دوم هم وکیل بودم. بعد هم از آن هم از 1304 همین طور وکیل مجلس شورای ملی بودم و در دو دوره سنا هم هستم یعنی از 1304 تا 1334 مدت 30 سال تمام است که عمر و جوانی بنده در کار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در این مملکت صرف شده است. وقتی که می‌روم نزد نخست‌وزیر مملکت به نام کمیسیون یک مطالبی را عرض می‌کنم باید دولت ترتیب اثر بدهد و مطالبی که گفته می‌شود باید ترتیب اثر داده شود نه خلاف آن موافق میل حسن و حسین دیروز یکی از وزرا به من می‌گفت که ما متأسفانه در هیئتی که مذاکره کردیم نتوانستیم با آن نظریاتی که شما دارید موافقت کنیم گفتم چرا؟ گفت برای این که فکر کردیم که اگر بیاییم دستگاه صنعت را سوا کنیم، دستگاه معدن را سوا کنیم دستگاه تجارت را سوا کنیم در خارج دولت را هو می‌کنند و می‌گویند در مملکتی که بودجه‌اش تعادل ندارد چرا یک سازمان‌های جدیدی به وجود آوردند گفتم بسیار بسیار متأسف هستم از این که دو تا وزیر حضور داشتند یکی آقای کاشانی یکی آقای دکتر نصر وزیر کار من به نخست‌وزیر پیشنهاد کردم این تشکیلات و سازمان را در حدود همین بودجه‌هایی که الان موجود دارید یعنی بودجه وزارت اقتصاد ملی یعنی بودجه معادن یعنی بودجۀ صنایع بودجۀ سازمان صنایع کشور، آقا برای یک کار صنعت که صدی هشتاد از امور صنعتی این مملکت در دست دولت است و سازمان برنامه و بیست درصد آن در دست مردم است این تشکیلات وزارت کار و سازمان صنایع کشور و اداره کل صنایع و هیئت نظارت بر امور صنعتی و تمام این تشکیلات با این بودجه عظیمی که دارد برای آن بیست درصد است که 9 تا کارخانه در اصفهان 14، پانزده تا در همه مملکت است تمام این تشکیلاتی که موجود است بنده پیشنهاد کردم که در حدود همین بودجه سازمان صحیح بدهید. یعنی مملکت ایران یک وزیر معادن یا یک اداره کل معادن داشته باشد که تمام امور معادن و قوانین معادن در آنجا متمرکز باشد اگر یک کسی آمد گفت من آقا می‌خواهم فلان معدن را استخراج بکنم معلوم باشد سر و کارش با کی است معلوم باشد که بتواند آن را برطرف کند بنگاه کل اکتشافات و معادن که امروز در دست سازمان برنامه متمرکز است الان مقدار زیادی اکتشافات این مملکت اجازه اکتشافش در دست اعضا حزب توده است آنها در دهات مردم دارند استخراج می‌کنند (صحیح است) با کمال تأسف مطالبی که با کمال حسن نیت گفته می‌شود در پرده استتار می‌ماند بنده تصمیم گرفته‌ام تا آن دقیقه‌ای که در این مقام و این محل این وظیفه را دارم. دیگر صحبت خصوصی با هیچ وزیر یا مقامی نکنم تمام مطالب را باید پشت تریبون گفت و به عقیده بنده این سیاست استتار و این صحبت‌های خصوصی فایده ندارد باید عامه مردم بدانند.

این آقای کاشانی که اینجا نشسته‌اند به عنوان کفیل وزارت اقتصاد ملی خودش شخصاً به نمایندگی از طرف بانک ملی ایران آمده است در کمیسیونی که در کابینه اسبق تشکیل شده است با الغاء انحصار تجارت خارجی موافقت کرده است و امضایش زیر آن طرح پیش بنده است آن وقت پریروز از ایشان در مجلس شورای ملی سؤال می‌کنند عقیده دولت راجع به این طرح چیست می‌گوید من راجع به طرح هیچ حرفی ندارم من جواب ارباب مهدی را می‌خواهم بگویم که با وزیر اقتصاد مخالفت کرده آقا این رویه شهامت و شجاعت نیست (صحیح است) این رویه کار کردن در یک مملکتی نیست وزیر باید شهامت داشته باشد عقیده‌اش را بگوید (صحیح است) وکیل باید شهامت داشته باشد عقیده‌اش را بگوید (صحیح است) این وضعی که الان ما ایجاد کردیم تمام سیاست زیر [ناخوانا] و سیاست استتار و همین طور دو نفر را به یک زبان موافق کردن ده نفر را به یک زبان موافق کردن و تمام امور در پرده استتار ماندن و تمام امور مملکت در غیر جریان خودش سیر کردن این مملکت را به زوال و نیستی می‌برد (صحیح است) باید حکومت‌ها شهامت داشته باشند شجاعت داشته باشند بیاید کاشانی پشت این تریبون بگوید سابقه تو که نیک‌پور هستی در وزارت اقتصاد ملی این است جواز خواستی، پروانه خواستی، ارز خواستی، تقاضای نامشروع کردی یک وزیر دیگر هم بلند شود بگوید اگر واقعاً ده روز تمام این حقایق گفته شود عامه در این ابهام و در این تاریکی باقی نمی‌مانند و اشخاصی نمی‌توانند خودشان را به عنوان افراد صالح جا بزنند باید اشخاص شناخته شوند سوابق بد و خوب اشخاص شناخته شود. بنده می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم و این مطالب و حقایق را به عنوان طرفدار حکومت آقای علاء عرض بکنم من یک روز به خود آقای علاء عرض کردم بعد از حکومت سپهبد زاهدی ما با چند نفر از رفقا صحبت کردیم که چه رویه‌ای اتخاذ بکنیم راجع به سیاست دولت علاء این بحث مفصل شد.خدا سلامت بدارد آقای دادگر را.من به ایشان عرض کردم حکومت علاء برنامه حکومت زاهدی را آورده که ما هم به او رأی سفید دادیم با یک چیزی علاوه و آن این است که ما مبارزه با فساد را می‌خواهیم بکنیم بنابراین اگر رأی مخالف بدهیم معنیش این است که ما با مبارزه با فساد مخالفیم پس مثل این است که همۀ ما باید رأی بدهیم وقتی که به حکومت ایشان این رأی را دادم بعد به ایشان عرض کردم وقتی که ما و همفکران ما دیدیم که در یک کابینه‌ای حسین علاء پسر علاءالسلطنه نخست‌وزیر است، دکتر امینی پسر خانم فخرالدوله و پسر امین‌الدوله یک وزیرش است و امیر اسدالله خان علم پسر امیر شوکت‌الملک هم یک وزیرش است.خوب یک همچو کابینه‌ای که اشخاصی از حیث فکر و از حیث منطق و استدلال طرفدار حفظ اصول سرمایه‌داری و حمایت اصول سرمایه‌داری هستند چطور ما می‌توانیم رأی اعتماد ندهیم اما متأسفانه بعد از چندی که از جریان حکومت گذشت دیدیم که به اسم حکومت مترقی گفتند که حکومت در عین این طرفدار سرمایه‌داری است اصلاحات مترقی هم باید ضمیمه‌اش باشد گفتم مگر شما خیال می‌کنید که ما احساسات مترقی نداریم. ما هم داریم ما هم دلمان می‌خواهد که اوضاع مملکت روز به روز از خوب هم خوب‌تر شود اما باید در اصول و اساس این «هارمنی» و همفکری وجود داشته باشد. (صحیح است) یعنی باید دولت و مجلسین در یک اصولی با هم همکاری بکنند و اگر این «هارمونی» و همفکری نباشد هر کدام یک راه می‌روند و آن راه به نتیجه مثبت نمی‌رسد. بنده خیلی تصدیع دادم به آقایان ولی لازم می‌دانستم که همین طور یک شمه‌ای از امور سیاسی و اقتصادی به عرض آقایان از هر قسمتی برسانم و بگذرم اما در پایان می‌خواهم عرض بکنم ما در کمیسیون اقتصاد مجلس سنا در شور دوم به لایحۀ جلب سرمایۀ خارجی رأی موافق دادیم و در چهار و پنج جلسه هم نشستیم وقت صرف کردیم آنچه به نظرمان می‌رسید و آنچه به مصلحت مملکت تشخیص می‌دادیم تدوین کردیم و قانون را امروز برای شور دوم تقدیم مجلس سنا کردیم اما این را عرض می‌کنم باید در کشور دستگاه‌هایی به وجود بیاید که این قانون را و حفظ سرمایه داخلی را خوب اجرا بکند اشخاصی ناصالح و نالایق نمی‌توانند این وظایف مهم را در مملکت انجام بدهند به طور کلی می‌خواهم عرض بکنم تا سازمان و تشکیلات مناسب نباشد وضع قوانین کافی نیست برای انجام منظور (صحیح است) باید سازمان‌ها صحیح باشد و تشکیلات درست باشد تا بشود از این قوانین و از این فکرهای خوب استفاده صحیح کرد این است که بنده در پایان عرایضم دولت را متوجه می‌کنیم به این که اگر شما یک وزارت تجارت خوب نداشته باشید و تجار مملکت پشتیبان آن وزارتخانه نباشند... اینجا یادم آمد یک چیزی باز عرض بکنم چون حق صحبت بنده نامحدود است مطابق آیین‌نامه در مادۀ اول در کلیات نامحدود می‌تواند سناتور صحبت بکند.

رئیس- نخیر آقا نیم ساعت حق دارید.

نیک‌پور- خوب اگر اجازه بنده تمام شده ممکن است تحصیل اجازه بکنم از مقام ریاست (نمایندگان - بفرمایید) در این مملکت چهار سال اتاق بازرگانی دچار فترت بود دو تا قانون از تصویب مجلسین گذشت از تصویب کمیسیون‌های مشترک یکی راجع به تشکیل اتاق‌های بازرگانی یکی راجع به تشویق صادرات برای هر یک از این دو قانون یک بودجه‌ای تخصیص داده شده که باید منهای دستگاه‌های دولت این بودجه وصول شود و به مخارجی که در آن قانون نوشته شده است برسد و به موجب این تکلیفی که قانون معین کرده بود بنده مکلف بودم از نقطه نظر سمتی که داشتم به عنوان رئیس اتاق بازرگانی در کانون تشویق صادرات و در کار بودجه اتاق‌های بازرگانی دخالت بکنم بنده شرم دارم که صورتی بیاورم اینجا و برای اطلاع آقایان بخوانم و بدهم به جرائد که منتشر کنند و ببینند وزرای وقت و معاونین و مدیران کل و همان اشخاصی که به عنوان صحت و درستی و پاکدامنی و تقوی خودشان را در این مملکت مشهور کرده‌اند چه سوء استفاده‌هایی از این راه کرده‌اند (بعضی نمایندگان - بفرمایید آقا،اسم ببرید، در استتار نگه ندارید) بنده چند روز قبل از این به یکی از آقایان گفتم که اگر من بگویم که شماها وقتی که زمام امور را در دست می‌گیرید و تشکیل حکومت می‌دهید چه زحمتی برای این مملکت ایجاد می‌کنید

+++

تیپ تحصیل کرده و فاضل این مملکت را انتقاد کرده‌ام من طرفدار طبقه تحصیل کرده و فاضل این مملکت هستم من به فضلا و دانشمندان احترام می‌گذارم ولی افرادی در این مملکت به این لباس‌ها در آمده‌اند که جز جیب مردم را کندن و سوء استفاده کردن و منفعت جمع کردن اصلانیت دیگری ندارند اینها این چنین افرادی هستند (کاملاً صحیح است) همین مثل را همین مطلب را در کمیسیون مشترک به کفیل وزارت دارایی گفتم. الان یازده روز است دوازده روز است که از صبح تا شب من و یک عده‌ای از آقایان همکاران مجلس سنا و مجلس شورای ملی با وزیر دارایی مشغول تدوین قانون مالیات بر درآمد هستیم تمام مساعی خودمان را اعمال کردیم که این اتهام و حربۀ تهمتی که ناخلف‌های ایران برای ایجاد اختلاف طبقاتی در این مملکت می‌اندازند برطرف کنیم (صحیح است) و سعی می‌کنیم ثابت کنیم که آن طبقه‌ای که در این مملکت جز یک جامه‌دان چیزی ندارند نه زن دارند و نه اولاد دارند، نه کار دارند و نه زندگی دارند همیشه یک تذکره مساعده در توی جیبشان هست آماده و پا به فرار ثابت بکنیم به آن طبقه که ما دارای خانه هستیم و عائله داریم بیشتر علاقه داریم به مملکت تا شماها برای برائت خودمان متنهای فداکاری را می‌کنیم که نروند بدخواهان به شخص اول مملکت مطالبی را بگویند که ذهن ایشان را مشوب بکنند که در طبقه ما اشخاصی هستند که مانع از این می‌باشند اصلاحات در مملکت بشود. (بعضی از نمایندگان - هیچ همچون چیزی نیست) اصلاحات آمال ما است. ما با اصلاحات می‌توانیم در مملکت زندگانی کنیم، اگر یک مملکتی در آن امنیت نباشد تاجر تجارت نمی‌تواند بکند، مالک فلاحت نمی‌تواند بکند، ما طرفدار ثبات وضعیت و امنیت در مملکت هستیم، طرفدار پرداخت مالیات هستیم. (صحیح است) ما خودمان پیش قدم هستیم برای اصلاحات (صحیح است) چرا این قدر شکاف باید در این طبقه بیفتد که یک چند نفری به اسم اصلاح‌طلبی و اصلاح‌خواهی طبقات دیگر مملکت را به کلی دست رد به سینه‌شان بگذارند و فقط اصلاحات را منحصر بکنند به یک طبقه‌ای که نه معلومات دارند، نه تجربه دارند، دیپلم‌هایشان چه جور است! تحصیلات‌شان چه جور است! علاقه به این مملکت ندارند.

آقا افراد علاقه‌دار به این مملکت والله مصلحند حالا یک مطلب اینجا پیش می‌آید و آن این است که این اختلاف نظر بین...

رئیس- باید عرض کنم که به عنوان موافق و مخالف در آیین‌نامه نیم ساعت است نامحدود نیست. حالا نیم ساعت درست است و اگر میل داشته باشید ممکن است پیشنهاد بفرمایید که بیشتر صحبت کنید.

نیک‌پور- نه، بنده عرضم تمام شد. خاتمه می‌دهم ولی می‌خواهم این استدعا را از دولت جناب آقای علاء بکنم و از حضور آقای علم وزیر کشور که به شخص ایشان ارادت قلبی دارم استدعا بکنم، خواهش بکنم، تمایلات مجلسین و به عقاید [ناخوانا] مملکت و با افکار مردم مملکت که بی‌غرضی خودشان را سالیان سال است که نشان داده‌اند توجه بکنید این قدر بی‌اعتنایی نکنید و پشت پا نزنید و وقتی که ده، دوازده نفری آنجا نشسته‌اید آن افراد را با افراد بیرون تفاوتی قائل نشوید. این آقای کاشانی که تا دیروز معاون بانک ملی بوده است قبل از آن رئیس بانک ملی بازار بوده است. امروز که شده است وزیر اقتصاد ملی هیچ تغییر ماهیت نداده. این همان آقای کاشانی است. امروز وقتی من یک مطلبی را بعد از سی سال آقا، این شوخی نیست من از عمر خودم مایه گذاشته‌ام 30 سال با صحت و درستی در این مملکت زندگی کرده‌ام وقتی به عنوان صلاح مملکت یک مطلبی را می‌گویم حرف من به حرف کاشانی ترجیح دارد. (صحیح است، احسنت)

رئیس- آقای کاشانی

کفیل وزارت اقتصاد ملی (آقای کاشانی)- با ارادتی که بنده به جناب آقای نیک‌پور دارم و از مدت‌هاست. تصور نمی‌کردم که هیچ وقت یک همچو روزی پیش بیاید که بنده مورد حمله ایشان واقع شوم. روی یک سوء‌تفاهم شخص بنده نه وزیر اقتصاد ملی مورد حمله ایشان واقع شدم علتش این است که ایشان وقتی که اینجا فرمودند که در این مدتی که اتاق بازرگانی دوره فترتش بوده سوء‌استفاده‌هایی می‌شده و می‌شود و هستند اشخاصی که این سوء‌استفاده‌ها را می‌کنند در صورتی که خود جناب آقای نیک‌پور می‌دانند که از وقتی که آمده‌ام بنده قطع کرده‌ام و هنوز هم یک شاهی به کسی پرداخت نشده است. پس نیستند بوده‌اند و بنده این طور استنباط کردم که ایراد و انتقاد جناب آقای نیک‌پور به شخص بنده است نه به وزارت اقتصاد ملی اما خودشان اظهار علت عدم رضایت‌شان را فرمودند و آن این بوده است که وزارت اقتصاد ملی تفکیک به وزارت تجارت و وزارت صنایع نشده است و ضمناً فرمودند بنده شخص دیگری بودم و تغییر ماهیتی ندادم ولی اشخاص دیگری هستند که وقتی وارد یک کار می‌شوند یک جورند و وقتی مصدر کار دیگری می‌شوند جور دیگری هستند. خوب من خیلی متأسفم که همکاری با خیلی از آقایان محترمی که اینجا تشریف دارند نداشتم ولی خوب هستند آقایان جناب آقای دکتر سجادی، جناب آقای مجد و خود جناب آقای نیک‌پور.بنده در بانک ملی افتخار دارم به این که از دفترنویسی شروع کرده‌ام و از هیچ کس هم تقاضایی نکرده و به هیچ مقامی هم ننوشته‌ام و دست و پا هم نکردم که برسم.اما هر چه جناب آقای نیک‌پور بالاتر رفته‌ام این را تأیید بفرمایید که افتاده‌تر شده‌ام بنابراین تأثیر زیادی در اخلاق بنده این عمل نکرده است. اما عدم رضایت جناب آقای نیک‌پور همان طور که خودشان فرمودند این است که چرا وزارتخانه تفکیک نشده است و باعث و دلیلش شخص بنده را دانستند و بنده در این خصوص حرفی نمی‌خواهم بزنم. برای این که بنده عضو دولت هستم و مسئول دولتم. دولت این تصمیم را گرفته و نمی‌خواهم بگویم که باعث تفکیک این من بودم یا من نبودم می‌خواهم بگویم آن کسی که به جنابعالی آمده است گفته است من گفته‌ام دروغ گفته که من گفتم ولی آقا دولت یک تصمیمی گرفته است و دلایلش این است که یک وزارتخانه‌ای هست سازمان و اتومبیل و دستگاه و پول وزیر و غیره درست بکند و استخدام بکند، بنده هم مطمئن باشید زیاد در این قسمت از اشخاصی نیستم که دستگاه بزرگی بخواهم (نیک‌پور - دو وزیر مشاور با اتومبیل چرا نگاه داشته‌اید) بنده راجع به خودم عرض می‌کنم دولت هم این دستگاه را درست و مرتب می‌کند دلیل دولت بر این که لازم نیست تفکیک شود این است که اگر متخصصین باید گذاشته شوند سر کارهای مختلف آن متخصصین بیایند و آن سه دستگاه را در خود وزارتخانه تفکیک بکنیم ولی سه وزارتخانه نکنیم (فرخ - دو وزیر مشاور را بگذارید آنجا) (نیک‌پور - من اعتراض به تصمیم دولت دارم) جناب آقای نیک‌پور بنده این طور استنباط کردم که جنابعالی به تصمیم دولت اعتراض دارید ولی تمام علل این تصمیم را متوجه بنده دانستند (نیک‌پور - این طور نیست) ضمناً آقایان فرمودند که در وزارت اقتصاد ملی سوءاستفاده‌هایی شده است و می‌شود و هستند اشخاصی که دارند می‌کنند. بنده در اطراف ببخشید آنچه که مربوط به خود بنده بود می‌خواستم اینجا عرض بکنم ولی چون مطلب امروز لایحه دیگری است دور رفتیم صحبت‌های دیگری مطرح شد لازم بود بنده هم عرایضی بکنم و البته مطالب دیگری هم اگر در ضمن لایحه مطرح شد عرض می‌کنم.

رئیس- آقای نیک‌پور

نیک‌پور- بنده باز تکرار می‌کنم که راجع به تفکیک کارها پیشنهاد کردم حالا باز هم عرض می‌کنم بنده نظرم این نبود که اتومبیل اضافه بکنید یا وزیر اضافه بکنید یا بودجه مملکت را اضافه بکنید که از این جنبه ضعیف مطلب ایشان استفاده و استدلال کردند در حالی که دو تا وزیر دارید به اسم وزیر مشاور اتومبیل هم دارند در بودجه هم هست و عنوان‌شان در بودجه محفوظ است ولی شما یک منبع تولیدی مملکت که معادنتان باشد مسئول ندارند تمام را پراکنده کردند و در دوایر مختلف و ادارات مملکت بنده به همان تصمیم دولت اعتراض کردم بنده نظرم این است که با اوضاع بین‌المللی امروز که تمام جنگل‌های جهانی روی کار اقتصاد بوده است و تمام تشکیلات و سازمان‌هایی که خارجی‌ها در ایران دارند برای اقتصاد است شما این مطلب را به کلی دور انداخته‌اید. برای امور بازرگانی مملکت است، برای تولید است برای صادرات است تمام مساعی خارجی‌ها در ایران و این نمایندگی‌ها و این چیزهایی که از اخبار خارجه و آن مجله لندن برایتان خواندم برای این است که همه هجوم می‌آورند اینجا جنس خودشان را بفروشند دعوا دعوای اقتصاد است تجارت است در اینجا ما این مطلب را هیچ توجه نداریم اگر ما دستگاه تجارتمان درست بود اتوبوسرانی به این روز نمی‌افتاد. اگر دستگاه تجارت ما درست بود اوضاع اقتصادی ما درست بود گران‌فروشی در این مملکت به این پایه نمی‌رسید (صحیح است) که آقای جمال امامی فقط قیمت چلوخورش را اینجا استناد بکنند بنده صریحاً به ایشان عرض می‌کنم که تمام بدبختی‌های این مملکت و ترقی و هزینه زندگی را این قوانین غلط و این آیین‌نامه مزخرف این سازمان بی‌فایده است (صحیح است) (سرلشگر فیروز - تازگی ندارد) عرض کنم که امروز بنده به عنوان رئیس اتاق تجارت اینجا عرض می‌کنم با صدای بلند که دنیا بدانند با دلار 8 تومان تمام واردات مملکت ده درصد ضرر می‌کند تومانی یک قران ضرر می‌کند همه متضرر می‌شوند ولی خورده‌فروشی به دست مصرف کننده صد در صد گران است مصرف کنندگان این مملکت کمرشان زیر بار گرانی خورد شده است ولی باید دید آن علل یا عواملی که تولید این گرانی را در دست دوم و سوم و چهارم کرده چیست؟ یک کلمه از ما نمی‌پرسد من تأسف دارم که این وزارت تجارتی که الان ایشان گفتند یک کلمه از ما نمی‌پرسد اتاق تجارت در مملکت تشکیل شده از اتاق تجارت اصلاً فاصله گرفته‌اند نمی‌پرسند که این دردها را باید چکار کرد تمام سرشان را توی هم کرده‌اند نمی‌گویند که دردها چیست؟ تمام مقاطعه کارهای خارجی،مطالب سازمان برنامه قراردادها کبینیزون های خارجی،دلال‌های بیگانه قراردادهای سری و پری مناقصه‌هایی که از روی عدم اطلاع تدارک می‌شود تمام این مسائلی است که بنده دانه دانه در آتیه مصمم هستم در پشت تریبون بگویم و تمام را اینجا خواهم گفت (کفیل وزارت اقتصاد ملی - الان بفرمایید آقا) اگر وزارت تجارت داشتید شما دچار این سرنوشت نبودید ندارید آن دستگاه‌ها و سازمان‌هایی که بتوانند این وظایف را در مملکت انجام دهند شما چه اداره تجارتی نگاه داشته‌اید. آنجا چه کاری برای تجارت مملکت می‌کنند هر روز می‌نشیند آنجا اعلامیه می‌دهند که امروز وزارت اقتصاد قرارداد پایاپای را با دولت مجارستان امضا کرد بیست تا عکس شما می‌اندازید بیست تاهم عکس اعضایتان می‌اندازند روزنامه‌ها

+++

هم با خط درشت می‌نویسند به به قراردادهای پایاپای بسته شده، چه مجارستانی چه پایاپایی؟! ما کجا صادرات داریم که در دنیا طالب داشته باشد که بگوییم زیادی داریم.یک برنج ما داریم که نمی‌توانیم برایش بازار تهیه کنیم و بفروشیم،.بهتر است که دیگر چیزی نگویم.

رئیس- در ماده اول اگر نظری هست خواهند فرمود ظاهراً نظری نیست چون شور دوم است حالا رأی می‌گیریم آقایانی که با ماده اول موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده دوم قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- در ماده دوم اگر نظری هست خواهند فرمود (نمایندگان نظری نیست) چون نظری نیست رأی می‌گیریم به ماده 2 آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده سوم قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- ماده سوم با دو تبصره مطرح است آقای دکتر صدیق بفرمایید.

دکتر صدیق- البته بنده با این لایحه موافقم ورأی موافق داده‌ام ولی در اینجا می‌خواستم یک تذکری بدهم به دولت راجع به ماده 3،.ما که در مقابل خارجی‌ها تعهد می‌کنیم اگر قانونی وضع شود و سلب مالکیت از خارجی‌ها بشود این را به طور عادلانه جبران بکنیم چرا این کار را در مورد سرمایه‌های داخلی نمی‌کنیم و چرا این کاری که در 3 سال قبل شده است در تهران و سرمایه‌های مردم را دولت مصادره کرده است جبران آن را به عمل نمی‌آوریم ؟ آقایان مستحضر هستند که در سال 1331 لایحه‌ای از طرف دولت وقت به مجلس شورای ملی پیشنهاد شد و شرکت تلفن را ملی کردند و بدون این که آن قانون بعد بیاید در مجلس سنا و تصویب بشود شرکت تلفن را دولت تصرف کرد و سهام آن را مطابق عقیده خودش از قرار صدی سی پرداخت یعنی اگر کسی 100 تومان در آن شرکت گذاشته بود سی تومان به او پرداختند و هر چه به دولت تذکر داده شد که سرمایه‌ها از مملکت خارج خواهد شد به خرج نرفت حالا که دولت می‌خواهد سرمایه‌های خارجی را وارد مملکت بکند باید ترتیبی اتخاذ بکند که سرمایه‌های داخلی خارج نشود و آن کسانی که در این مملکت پول‌شان را در این شرکت‌ها می‌گذارند مطمئن باشند که لااقل اصل سرمایه باقی خواهد ماند و اگر روزی دولت آن را تصاحب بکند به آنها خواهد پرداخت، بنده می‌خواستم سؤال کنم از دولت چه فکری در این باب کرده‌اند و کسانی که سابقاً پول‌هایی گذاشته‌اند در شرکت تلفن که از چند صد نفر متجاوز است از 50 تومان تا 20 هزار تومان گذاشته بودند در آن شرکت یک قسمت عمده آنها سهام خود را همان طور نگاه داشته‌اند زیرا که دولت خواست سی درصد به آنها بپردازد آنها قبول نکردند و همان طور نگاه داشتند. دولت در این باب چه فکری کرده است؟

رئیس- آقای کفیل وزارت اقتصاد ملی

کفیل وزارت اقتصاد ملی- فرمایشات جناب آقای دکتر صحیح است وقتی که دولت لایحه‌ای می‌آورد که از سرمایه خارجی حمایت بکند باید سرمایه داخلی هم مورد حمایت واقع شود ولی باید اینجا به عرض آقایان محترم برسانم که خارجی‌ها سرمایه نمی‌آورند مگر این که قبلاً یک قانونی وجود داشته باشد و مطمئن باشند که اگر سرمایه خودشان را بیاورند طبق آن قانون مورد حمایت واقع خواهند شد بنابراین این قانون کلی است و نمی‌شود گفت هر کس که می‌خواهد سرمایه‌اش را از خارج بیاورد یک قانون مخصوصی برای او وضع بکنیم ولی اگر بنا باشد که یک صنعتی ملی شود باید طبق قوانین بشود و در همان قانون مخصوص آن باید ذکر شود هم دولت باید ذکر بکند و هم آقایان که تصویب می‌کنند مجلسین باید متوجه این باشند که در موقع گذراندن یک قانون خاص جبران خسارت یک صاحب سرمایه ایرانی بشود، اما این یک مطلبی است که ما به خارجی‌ها می‌خواهیم اعلام بکنیم که اگر شما بیایید سرمایه آن مورد حمایت واقع خواهد شد ولی مال داخلی‌ها به موجب قوانین می‌شود وقتی به موجب قانون ملی شد در همان قانون گنجانیده باید بشود (دکتر صدیق - عرض کردم تلفن را نکردند) آقایان چرا تصویب کردند (دکتر صدیق - تصویب نشده اینجا) خوب آن قانون این طور بوده است.

رئیس- ظاهراً نظر دیگری نیست. آقایانی که با ماده 3 و تبصره‌ها موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 4 قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- ظاهراً نظری نیست آقایانی که موافقند با این ماده قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 5 قرائت می‌شود.

(به شرح بالا قرائت شد)

رئیس- آقای دکتر بیانی بفرمایید.

دکتر بیانی- بنده پیشنهادی دادم که وقتی که کسی می‌خواهد سرمایه‌اش را از ایران خارج بکند به همان ارزی که وارد کرده خارج بکند به خصوص که در ماده هم ذکر شده «صاحب سرمایه مجاز است که هر سال سود ویژه حاصل از به کار انداختن سرمایه خود در ایران تا میزانی که در آیین‌نامه مقرر می‌گردد به همان ارزی که سرمایه را به ایران وارد یا محسوب نموده است از ایران خارج کند».خوب حالا که سود را با ارز اصلی می‌برد علت ندارد که سرمایه اصلی را که می‌خواهد ببرد با ارز اصلی نباشد. بنده این پیشنهاد را دادم که این کلمه اضافه بشود که «با رعایت مقررات موافقت‌نامه مندرج در ژوئیه 1944 صندوق بین‌المللی پول به همان ارزی که سرمایه اصلی به ایران آورده است مجاز خواهد بود»

رئیس- آقای مهندس شریف امامی (مخبر کمیسیون)

مخبر- اساساً با پیشنهاد آقای دکتر بیانی بنده موافقم ولی اگر نگذاریم هم فرقی ندارد زیرا ارز را ما وقتی اشاره به آن موافقت‌نامه کردیم اینها هم ارز هم هستند و شما اگر او پوند وارد کرده است و بخواهید پوند به او بدهید فرقی نمی‌کند که معادل آن دلار بدهید هیچ تفاوتی ندارد ولی در گذاردن این جمله هم بنده اشکالی نمی‌بینم چون در هر صورت مانعی برای ما پیدا نخواهد شد (دشتی - اصلاً کسی سرمایه نمی‌آورد، آنهایی هم که اینجا پول دارند پول‌هایشان را می‌برند.) زیاد بدبین نباشید آقا.

رئیس- خوب رأی می‌گیریم به ماده 5 (نمایندگان - با اصلاح آقای دکتر بیانی) با اصلاحی که به عمل آمده است آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 6 قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد.)

رئیس- ظاهراً نظری نیست.آقایانی که با ماده 6 موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 7 قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- نظری نیست؟ (دکتر صدیق - کمیسیون مشترک خواهد بود یا کمیسیون خاص هر مجلس)آقا کمیسیون‌های مشترک قید نشده است همان کمیسیون‌های مجلسین است.

آموزگار- مربوطه را هم بکنید مربوط، مربوطه معنی ندارد.

مهندس شریف امامی- آخر نامربوط هم دارد آقا (خنده نمایندگان)

رئیس- پس رأی می‌گیریم به ماده 7.آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد حالا شور در کلیات آخر است اگر نظری هست بفرمایند. ظاهراً نظری نیست. پس رأی می‌گیریم به کلیه لایحه آقایانی که با کلیه لایحه موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

7-تصویب لایحه آمار و سرشماری

رئیس- حالا در دستور این لایحه آمار و سرشماری است. البته آقایان می‌دانند که ما حداقل توقفمان در جلسه 3 ساعت است (عده‌ای از نمایندگان - در موقع تعطیل هم همین طور است؟) به موجب آیین‌نامه حداقل که یک دقیقه نمی‌شود کمتر بشود همین است لایحه آمار و سرشماری قرائت بشود.

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون شماره یک به مجلس سنا

لایحه شماره 4953 ر هـ ر 46895 - 16/6/33 دولت مربوط به آمار و سرشماری که برای شور دوم به کمیسیون شماره یک ارجاع گردیده بود با حضور آقای سمیعی نماینده دولت مطرح و مورد شور واقع گردید و پس از بحث مفصل اصلاحاتی در آن به عمل آمد و به نحو ذیل به تصویب رسید.

اینک گزارش آن برای شور دوم تقدیم مجلس محترم سنا می گردد.

نائب رئیس کمیسیون شماره یک به جای مخبر - سید مهدی فرخ

قانون آمار و سرشماری

ماده 1- به منظور جمع‌آوری و تمرکز آمارهای متنوع اجتماعی و اقتصادی و کشاورزی و فرهنگی و بهداشتی کشور و اجرای آمارگیری نفوس و کشاورزی و اقتصادی و اجتماعی اداره‌ای به نام اداره آمار عمومی تشکیل می‌گردد.

تبصره- سازمان وظایف اداره آمار عمومی به وسیله اداره کل آمار و ثبت احوال تهیه و پس از تصویب وزیر کشور به مرحله اجرا گذارده می‌شود.

ماده 2- اعتبارات مورد نیاز اداره آمار عمومی را دولت همه ساله جزء بودجه کل کشور تأمین و منظور خواهند نمود. در صورت احتیاج و لزوم ممکن است اعتبارات مذکور به وسیله اعتباراتی که سازمان برنامه برای کمک به اجرای آمارگیری عمومی تخصیص می‌دهد یا اعتباراتی که خارج از بودجه بابت کمک‌های فنی با تصویب وزارت کشور در اختیار اداره آمار عمومی قرار می‌گیرد تقویت شود.

ماده 3- به منظور همکاری و هماهنگی کامل ادارات آمار وزارتخانه‌ها و مؤسسات و ادارات دولتی و بانک‌ها با اداره آمار عمومی رؤسا آمار آنها از طرف اداره آمار عمومی تعیین و منصوب می‌شوند تا در جمع‌آوری آمارهای مربوطه بر طبق اصول علمی اقدام نمایند.

سازمان و وظایف ادارات آمار وزارتخانه‌ها و ادارات و مؤسسات مذکور را با توجه به میزان کار هر یک اداره آمار عمومی با موافقت وزارتخانه یا اداره یا مؤسسه مربوط تنظیم می‌نماید.

تبصره 1- مقررات این ماده با رعایت الاهم فالاهم و به تدریج وسایلی که اداره آمار عمومی فراهم خواهد کرد اجرا خواهد شد.

تبصره 2- رؤسا فعلی ادارات آمار که صلاحیت و استعداد آنها مورد توافق اداره آمار عمومی و وزارتخانه یا اداره یا بنگاه مربوطه قرار گیرد در شغل خود ابقاء و عضویت اداره آمار عمومی را احراز خواهند کرد.

+++

ماده 4- کلیه وزارتخانه‌ها و ادارات و مؤسسات دولتی و بانک‌ها و همچنین کارخانه‌ها و مؤسسات ملی موظف خواهند بود جدول‌ها و پرسشنامه‌هایی را که برای آمار‌گیری جمع‌آوری اطلاعات کلی و ماهانه تهیه می‌نمایند قبلاً برای جلب موافقت اداره آمار عمومی ارسال دارند و اطلاعات جمع‌آوری شده باید در اداره آمار عمومی تمرکز یافته و پس از بررسی و امعان نظر مورد استفاده قرار گیرد.

ماده 5- وزارت کشور در صورت احتیاج برای تعلیم و تربیت آمارشناسان.آمارگران به تعداد کافی می‌تواند کلاس‌های مخصوص تشکیل دهد و دانشجویان آن را از بین کارمندان دولت که سن آنها از سی سال بیشتر و پایه تحصیلات‌شان از دوره کامل متوسطه کمتر نباشد انتخاب نماید.

تبصره- آیین‌نامه مربوط به تشکیل کلاس‌های مخصوص و برنامه تدریس به وسیله اداره آمار عمومی تهیه و پس از موافقت شورای عالی فرهنگ و شورای دانشگاه و تصویب وزارت کشور به موقع اجرا گذارده می‌شود.

ماده6- مستخدمین رسمی دولت که تا این تاریخ از وزارتخانه‌ها و ادارات و مؤسسات دولتی و بانک‌ها به اداره آمار عمومی منتقل و مشغول خدمت شده‌اند یا در آینده انتقال می‌یابند با پرداخت کسور مقرره به صندوق بازنشستگی مادام که در خدمت اداره آمار عمومی می‌باشند حقوق و مراتب اداری آنها طبق استخدام کشوری محفوظ و مرعی خواهد بود.

ماده 7- وزارت کشور می‌تواند حداکثر پنج نفر متخصص در امر آمار از اتباع کشورهایی که صلاح بداند با تصویب هیئت وزیران برای مدت حداکثر پنج سال به خدمت دعوت نماید و قرارداد استخدامی آنان را تهیه و برای تصویب مجلسین تقدیم دارد پرداخت حقوق و مزایا و کرایه خانه و هزینه اتومبیل و مسافرت متخصص مذکور تا تصویب قرارداد استخدامی آنان از طرف مجلسین بلامانع است.

ماده 8- سرشماری‌ها و آمارگیری‌های نفوس و کشاورزی و اقتصادی و اجتماعی در هر موقع به پیشنهاد وزیر کشور و تصویب هیئت وزیران و به وسیله اداره آمار عمومی انجام خواهد گرفت و برای اجرای سرشماری‌های نفوس لدی‌الاقتضاء از طرف دولت تعطیل عمومی اعلام می‌شود در این صورت به استثنای کسانی که مأمور سرشماری می‌شوند عموم افراد باید در مدت اعلام تعطیل عمومی از مساکن خود خارج نشوند مگر در موارد ضروری که آیین‌نامه معین خواهد کرد.

تبصره 1- سرشماری‌های عمومی نفوس پس از تصویب هیئت وزیران به فرمان همایونی شروع خواهد شد.

تبصره 2- سرشماری اتباع دولت شاهنشاهی ایران مقیم خارجه را مأمورین وزارت خارجه بر طبق آیین‌نامه انجام خواهند داد.

ماده 9- وزارت کشور مکلف است اجرای این قانون مقدمات کار و اعتبارات لازم را تدریجاً فراهم و طوری عمل نماید که در سال 1335 بتواند برنامه مربوط به سرشماری عمومی نفوس کشور را به موقع اجرا گذارد.

ماده 10- برای اجرای هر نوع سرشماری و آمارگیری‌های مختلفه در کشور عموم کارمندان کشوری و بانک‌ها و شهرداری‌ها و استادان و دانشیاران و دبیران و آموزگاران و دانشجویان و کارکنان بنگاه‌های ملی و افرادی که وجود آنها برای شرکت در برنامه سرشماری مورد استفاده قرار می‌گیرد مکلف هستند دستورهایی را که از طرف اداره آمار عمومی به آنها داده می‌شود انجام دهند.

تبصره- به افراد آزاد داوطلبی که انحصاراً برای امور مربوط به آمارگیری‌ها و سرشماری‌ها در محل به طور موقت به خدمت گمارده می‌شوند مزد روزانه متناسبی برای تعلیم یافتن و خدمت موقت تأدیه خواهد شد و این تعلیم یافتن و خدمت موقت پس از خاتمه منشاء هیچ‌گونه تعهدی برای دولت نخواهد بود.

ماده11- وسایل نقلیه و وسایط ارتباطی تلفنی و تلگرافی کلیه وزارتخانه‌ها و ادارات و بانک‌ها و بنگاه‌های دولتی و شهرداری‌ها با رعایت احتیاجات در موقع اجرای برنامه سرشماری‌ها وآمار‌گیری‌ها باید مجاناً در اختیار و استفاده اداره آمار عمومی قرار گیرد هزینه استفاده از وسایط مذکور و فوق‌العاده یومیه متصدیان آن از اعتبار مخصوص سرشماری‌ها تأمین خواهد گردید.

ماده 12- عموم ساکنین کشور مکلف هستند پاسخ پرسشنامه و اطلاعات مربوط به سرشماری و آمارگیری را که مأمورین درخواست می‌کنند مطابق با واقع اظهار دارند.

ماده 13- اطلاعاتی که در نتیجه سرشماری و آمارگیری‌های مختلف تحصیل می‌شود نباید مورد استفاده دستگاه‌های دولتی و شهرداری‌ها از نظر امور مالی و نظام وظیفه و امثال آن قرار گیرد. اطلاعات تحصیل شده در اداره آمار عمومی متمرکز و محفوظ مانده فقط مطالب کلی و عمومی که از آن استخراج می‌شود منتشر خواهد شد.

ماده 14- تعقیب و تعیین کیفر متخلفین از مقررات مواد 10 و 11 و 12 این قانون و آیین‌نامه‌های مربوط به امر سرشماری و آمارگیری اعم از مأمورین و افراد کشور طبق آیین‌نامه‌ای که از تاریخ تصویب این قانون ظرف مدت دو ماه از طرف وزارت کشور تهیه و به تصویب کمیسیون‌های کشور و دادگستری مجلسین خواهد رسید به عمل می‌آید.

ماده 15- کلیه قوانین و مقرراتی که در مورد امر آمارگیری و سرشماری مغایر این قانون باشد از این تاریخ ملغی است.

ماده 16- مدیر مسئولی که برای اداره کردن اداره آمار عمومی به پیشنهاد وزارت کشور و تصویب هیئت وزیران و صدور فرمان همایونی معین می‌شود برای مدت پنج سال تغییر نخواهد یافت مگر این که فوت کند یا مستعفی شود و یا بر وفق مقررات قانون استخدام کشوری و قوانین دیگر راجع به قصورها و تقصیرها و جرائم مأمورین دولت از این سمت منعزل گردد.

ماده 17- وزارت کشور مأمور اجرای این قانون می‌باشد و آیین‌نامه‌های اجرایی آن را تهیه و به تصویب هیئت وزیران می‌رساند.

رئیس- شور در کلیات لایحه است اگر نظری است خواهند فرمود، ظاهراً در کلیات نظری نیست.شور دوم است آقایان متوجه هستند؟ پس رأی می‌گیریم.به ورود در شور مواد آقایانی که با ورود در شور مواد موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده اول قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- اگر نظری هست خواهند فرمود ظاهراً نظری نیست؟ آقای آموزگار

آموزگار- به نظر بنده آن دو تا اجتماعی و اقتصادی دوم زائد است و کلمه اجتماعی و اقتصادی تکرار شده است.به نظر بنده از نظر قانونگذار تصور می‌کنم که آن دو تای آخر زائد است.

مخبر (آقای فرخ)- این فرق نمی‌کند و اگر تکرار شده است مانعی ندارد می‌خواستم که یک قدری ثابت‌تر باشد و برای تأیید است.

رئیس- آقای آموزگار اگر پیشنهادی برای تغییر عبارت داشته باشید باید کتباً بفرمایید.

آموزگار- بسیار خوب

رئیس- آقای کاشانی (کفیل وزارت اقتصاد ملی) گویا فرمایشی دارند.

کفیل اقتصاد ملی- آقای علم با تعجب به بنده نگاه کردند بنده راجع به این لایحه عرضی ندارم بلکه می‌خواستم از این که آقایان لایحه جلب و حمایت سرمایه خارجی را تصویب فرمودند تشکر کنم و بر خلاف نظری که بعضی آقایان فرمودند که سرمایه‌ای نمی‌آید بنده حدس می‌زنم و امیدوارم که مفیده فایده واقع می‌شود.

رئیس- پیشنهادی از آقای آموزگار رسیده که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

«بنده پیشنهاد می‌کنم که کلمه اقتصادی و اجتماعی از سطر آخر ماده اول حذف شود.آموزگار.»

فرخ- بنده موافقم

رئیس- رأی می‌گیریم به ماده اول با اصلاحی که آقای آموزگار پیشنهاد کردند و آقای مخبر هم قبول فرمودند.

وزیرکشور- بنده گمان می‌کنم که دو کلمه را جنابعالی انداختید، آمارگیری نفوس و کشاورزی آن را انداختید.

آموزگار- فقط کلمه اقتصادی و اجتماعی که دومرتبه است را حذف می‌کنیم مابقی می‌ماند.

وزیر کشور- بسیار خوب. پس بنده هم موافقم.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به ماده اول با این اصلاح آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده دوم قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- نظری در ماده دوم نیست آقایانی که با ماده دوم موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شده ماده سوم قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- ظاهراً نظری نیست.رأی گرفته می‌شود به ماده 3 و دو تبصره ضمیمه. آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، ماده 4 قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- ظاهراً نظری نیست، آقایانی که با این ماده موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

دشتی- آقا همه با این لایحه موافقند.اگر کسی پا نمی‌شود تنبلی است و غفلت.

رئیس- ماده 5 قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- آقای دکتر صدیق فرمایشی دارند.

دکتر صدیق- یکی از بهترین مواد این لایحه همین ماده است که بایستی برای مملکت آمارگر تهیه کنیم ولی از طرفی بنده سؤال می‌کنم معلمینی که برای این کلاس لازم خواهد شد از کجا خواهید آورد. زیرا بنده با تجربیاتی که دارم می‌دانم که در این مملکت یک نفر حتی نداریم که در قسمت آمار تخصص داشته باشد. زیرا برای این که انسان بتواند آمارگر باشد بایستی در وهله اول تحصیلات عالیه در قسمت ریاضی بکند چندین سال و بعد هم وارد بشود در قسمت آمار و آن هم چند سال طول می‌کشد و من همچو کسی را در مملکت سراغ ندارم. می‌خواستم ببینم چه فکری برای این کار فرموده‌اند زیرا که در دانشگاه کسی را برای این کار نداریم در خارج هم نداریم، می‌خواستم ببینم چه جور عمل خواهند کرد از خارجه خواهند آورد؟

رئیس- آقای وزیر کشور

وزیر کشور- عرض کنم که در تهران تربیت می‌شوند. اداره اصل 4 در این قسمت به ما کمک می‌کند و یک بودجه‌ای در حدود 2 میلیون تومان به ما کمک کرده‌اند و تخصیص داده‌اند برای این که معلمین از خارجه بیایند و آمریکایی هستند، اداره اصل 4 کمک کرده و ما هم متشکریم.

رئیس- آقای آموزگار فرمایشی دارید؟

+++

آموزگار- نخیر در ماده بعدی عرضی دارم.

رئیس- آقایانی که با ماده 5 و تبصره‌اش موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، ماده 6 قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- آقای آموزگار.

آموزگار- بنده با این که آخر وقت و نمی‌خواستم مزاحم آقایان بشوم ولی قانونی است می‌گذرد شور دوم است و توجه نشد فردا هر یک از ما ممکن است مورد تعرض و یا تعریض اشخاص واقع شویم.نوشته شده است «مستخدمین رسمی دولت که تا این تاریخ از وزارتخانه‌ها و ادارات و مؤسسات دولتی و بانک‌ها به اداره آمار عمومی منتقل و مشغول خدمت شده‌اند و یا در آینده انتقال می‌یابند. با پرداخت کسور مقرره به صندوق بازنشستگی مادام که در خدمت اداره آمار عمومی می‌باشندحقوق و مراتب اداری آنها طبق قانون استخدام کشوری محفوظ خواهد بود»

اصلاً آقای علم با این گرفتاری که دارند حق به ایشان می‌دهم برده‌اند تنظیم کرده‌اند داده‌اند خدمت‌شان و آورده‌اند اینجا، عبارت را نگاه کنید، مستخدمین رسمی حقوق تقاعد را مجبورند بدهند مستخدمین رسمی اگر منتقل به اداره‌ای و وزارتخانه دیگری بشود وضعش تغییر نمی‌کند فقط یک فرمولی است که وزارتی که می‌خواهد منتقل بکند به وزارت دیگر موافقت بکند، همین، دیگر مستخدمین رسمی در صورت پرداخت حقوق تقاعد...» ندارد و مستخدم رسمی باید حقوق تقاعد را بدهد به علاوه «مادامی که در اداره آمار هست وضعش محفوظ است» سر و ته‌اش همه همین است.(شمس ملک آرا - آنجا اداره دولتی است) انتقال که اجازه داده شده است.یعنی اداره آمار عمومی از وزارت دارایی یک عده را تقاضای انتقال می‌کند وزارت مربوطه هم با تقاضای آنها موافقت می‌کند حالا اگر بخواهند اینجا بنویسند که آن وزارت مجبور است که موافقت با انتقال کند آن هم بیجا است و لزومی ندارد به جهت این که دو تا وزیر اگر از هم تقاضا بکنند قبول می‌کنند به عقیده بنده این ماده زائد است و باید حذف شود.

عده ای از نمایندگان- صحیح است.

دکتر بیانی- بنده تصور می‌کردم که مقصود مستخدمین غیر رسمی، پیمانی باشد.

وزیر کشور- بنده گمان می‌کنم که توجه جناب آقای آموزگار صحیح است چون ما مسلماً هیچ خیال نداریم در هیچ دستگاهی مستخدم جدیدی بیاوریم. این لایحه هم یک ماده دارد که بعداً ملاحظه خواهید فرمود که اگر مستخدم جدید بیاوریم فقط برای یک مدت کوتاهی خواهد بود هیچ نوع تعهدی برای دولت نخواهد بود برای اینها و این ماده فقط برای مستخدمین رسمی است و فرمایش ایشان صحیح است گمان می‌کنم حذفش مانعی نداشته باشد.

آموزگار- اگر با حذفش موافقت فرمودید بنده دیگر پیشنهاد نمی‌کنم.

رئیس- پس از این لحاظ ماده حذف می‌شود ظاهراً هیچ چیزی را هم شامل نیست که اگر بنا شد فوت شود پس ماده 7 می‌شود ماده 6 که قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد.)

دکتر صدیق- آقا متخصص باید بشود متخصصین در سطر چهارم.

فرخ- هیچ مانعی ندارد 5 نفر متخصص باشد.

دشتی- نه آقا، صحیح است.باید بشود متخصصین.

رئیس- رأی گرفته می‌شود به ماده 6 با این تصحیح آقای دکتر صدیق آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 7 قرائت می‌شود.

(ماده 8 سابق قرائت شد)

دشتی- مخالفی نیست.

رئیس- ماده 7 است با دو تبصره 8 بود حالا 7 شد، با این ماده و دو تبصره که دارد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، ماده 9 که حالا 8 است قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- نظری نیست.آقایانی که با این ماده موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 9 قرائت می‌شود.

(ماده 10سابق قرائت شد)

رئیس- آقایانی که با این ماده و تبصره‌اش موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. یکی از آقایان پیشنهاد ختم جلسه را داده

فرخ- ماده 10 را هم بخوانند بعد از آن.

سرلشگر مطبوعی- تمامش بکنید آقا، چیزی باقی نمانده.

رئیس- بعد از ماده 10 رأی می‌گیریم ماده 10 قرائت می‌شود.

(ماده 11 سابق قرائت شد)

رئیس- آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، آقای مؤید ثابتی.

مسعودی- آقایان تقاضا دارند که این قانون تمام بشود.

مؤید ثابتی- سه ساعت است جلسه داریم، بنده پیشنهاد کرده‌ام جلسه ختم شود، شما فکر مقام ریاست را هم بکنید، هر کدام از آقایان چندین بار برای استراحت از جلسه بیرون رفته‌اند ولی ایشان همین طور نشسته‌اند.

شمس ملک‌آرا- صحیح است.جلسه را ختم بکنید.

رئیس- آقای دشتی

دشتی- بنده به نظرم آمد قسمت اعظم این لایحه گذشته در مابقی آن هم هیچ حرفی نیست یک مسئله تخصصی است و یک رأی دادن دارد، یک قسمت هم راجع به آقای رئیس گفتند: آقای رئیس از خدا می‌خواهند که این لایحه تمام شود و پس فردا را هم یک جلسه نکنیم، بهتر این است از زیاده‌گویی خودداری شود تا زودتر از تصویب بگذرد.

رئیس- حالا رأی می‌گیریم آقایانی که با پیشنهاد آقای مؤید ثابتی موافقند قیام فرمایند (چند نفر برخاستند) تصویب نشد ماده 11 قرائت می‌شود.

(ماده 12 سابق قرائت شد)

رئیس- ظاهراً نظری نیست آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.ماده 12 قرائت می‌شود.

(ماده 13 سابق قرائت می‌شود)

رئیس- آقای دشتی

دشتی- اجازه می‌فرمایید، منظور از این ماده چیست آقای وزیر کشور؟ که آمار مورد استفاده در دوایر دولتی واقع نشود در صورتی که آمار برای استفاده دوایر دولتی است.

رئیس- آقای مخبر

فرخ (مخبر کمیسیون)- در این موضوع در کمیسیون زیاد صحبت شد و علت آن این بود که در تمام قسمت‌ها که می‌خواهند آمارگیری بکنند مردم و یا اهالی از بیم این که می‌خواهید مالیات زیاد بکنید یا یک چیز اضافی بگیرند صورت صحیح نمی‌دهند به این جهت اداره آمار این را محرمانه نگاه می‌دارند و ادارات مربوطه هر کدام خواستند از اداره مرکزی آمار می‌خواهند و این به نفع عموم است و همین را مکرر در آذربایجان و فارس و قسمت‌های دیگر دچار شدیم، چون وقتی مظنون شدند آمار صحیح اهالی نمی‌دهند.

رئیس- آقای دشتی

دشتی- این چیزی که آقای فرخ گفتند اصلاً این طور نیست ماده 13 می‌گوید که اطلاعاتی که در نتیجه سرشماری و آمارگیری‌های مختلف تحصیل می‌شود نباید مورد استفاده دستگاه‌های دولتی و شهرداری‌ها از نظر امور مالی و نظام وظیفه و امثال آن قرار گیرد یعنی اداره نظام وظیفه حق ندارد که از اداره آمار صورت بخواهد و اگر این طور باشد که این آمار یک شاهی ارزش ندارد آمار برای این است که ادارات دولتی از آن استفاده کنند اگر قضیه این است که مردم را گول بزنیم یعنی مردم را اغفال بکنیم این امر به نظر من غلط است.از نظر قانونگذاری نباید سرپوش بگذارید و از مردم مخفی بکنید، شما می‌گویید که دوایر دولتی نباید از آن استفاده بکند پس دیگر به چه درد می‌خورد؟ باید این حذف بشود اصلاً آمار برای این است که دوایر دولتی استفاده بکنند.

رئیس- آقای فرخ

مخبر- ملاحظه بفرمایید آقا اداره آمار خودش می‌گوید که به هر جا مراجعه می‌کنیم آمار صحیح نمی‌دهند مثلاً عده گاو را صحیح نمی‌گوید برای این که از او مالیات زیادتر نخواهند و یا فلان آدم آمده است صبیه‌اش را می‌گوید سه سالش است در حالی که 16 سالش است این را کتمان می‌کنند به این جهت اداره آمار مصلحت کار خودش را که تا به حال ادامه داده این می‌داند که قضیه را به این صورت نگاه دارد و جلب اطمینان مردم شده باشد.

رئیس- آقای فرخ

دشتی- بنده می‌خواهم این را بپرسم که بالاخره این را اداره آمار به سایر دوایر دولتی می‌دهد یا نمی‌دهد.اگر می‌دهد که بر خلاف قانون می‌شود و اگر ندهد نقض غرض است حالا اداره آمار این جور فکر کرده، فکر کج و کوله دارد مهم این است که ادارات دولتی از اداره آمار بگیرند بر خلاف قانون می‌شود و اگر نتوانستند بگیرند که این نقض غرض است.

رئیس- آقای دهستانی

دهستانی- بیاناتی که در مجلس شد مثل این است که ما می‌خواهیم مردم را گول بزنیم به تصور این که مبدا بر خلاف حقیقت صحبت بکنند می‌آییم این ماده را تنظیم می‌کنیم. در صورتی که منظور این نیست. اداره آمار یک مرکز اطلاعی است برای تمام دستگاه‌ها بنده بیش از این عرضی نمی‌کنم و یک پیشنهادی داده‌ام که این ماده حذف بشود.

دکتر صدیق- ماده دو قسمت دارد قسمت اولش حذف بشود و قسمت دوم باقی بماند.

دشتی- اجازه بفرمایید بنده پیشنهاد بکنم که یک قسمت آن حذف بشود.

فرخ- این ماده را این طور اصلاح کرده‌اند که از ابتدا حذف خواهد شد اینجا که «اطلاعات مشخص شده و اداره آمار، آمار عمومی متمرکز و محفوظ مانده فقط مطالب کلی و عمومی که از آن استخراج می‌شود منتشر خواهد شد»(دکتر صدیق و شمس ملک‌آرا این خوب است)

رئیس- آقایان توجه فرمودند (دکتر صدیق - جمله اول حذف شد و دوم ماند) پیشنهاد شده است که از کلمه اطلاعات به بعد حذف شود.

فرخ- نخیر آقا از کلمه اطلاعات به بعد می‌ماند.

رئیس- آقایانی که با این اصلاح

+++

موافقند یعنی با حذف قسمت اول تا کلمه «اطلاعات» و از آن به بعد می‌ماند. آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده 13 قرائت می‌شود.

(ماده 14 سابق قرائت شد)

دکتر صدیق- شماره مواد را که در متن این ماده نوشته شده است باید عوض کرد که بشود 9 و10 و 11

رئیس- صحیح است، خوب با این شکل تغییر نمره‌ها آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 14 قرائت می‌شود.

(ماده 15 سابق قرائت شد)

رئیس- باید رأی بگیریم عده کافی نیست، آقایان را صدا بزنید تشریف بیاورند (عده کافی شد)

جمال امامی- وقت گذشته بماند برای جلسه آینده

دشتی- دو ماده بیشتر نمانده است.

رئیس- آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 15 قرائت می‌شود.

(ماده 16 سابق قرائت شد) نظری نیست ؟

جمال امامی- اگر مجنون شد چه می‌شود؟

فرخ- می‌ماند.

نبیل سمیعی- مجنون که باید باشد (خنده نمایندگان)

رئیس- آقای دکتر صدیق

دکتر صدیق- بنده می‌خواستم سؤال کنم که این مدیر کل آمار مستقل است یا مسئول وزیر کشور است

فرخ- مسئول وزیر کشور است

رئیس- به ماده 15 رأی گرفته می‌شود آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده 16 قرائت می‌شود ماده اخیر (ماده 17 سابق قرائت شد)

دکتر صدیق- این ماده تناقض دارد با ماده 13.

فرخ- این آیین‌نامه داخلی خودش است آن مربوط به وزارتخانه است و متناقض نیست.

دکتر صدیق- می‌خواستم که متناقض نباشد.

دشتی- آن راجع به مجازات است و به هم مربوط نیست تناقض هم ندارد.

رئیس- پس باید نوشته شود به استثنای آیین‌نامه مذکور در ماده 13.جنابعالی چه پیشنهادی دارید آقای دکتر صدیق

دشتی و فرخ- این مربوط به آیین‌نامه اجرایی است.

دکتر صدیق- پس به جای کلمه اجرایی بنویسند داخلی درست می‌شود.

فرخ- کلمه داخلی را هم قبول می‌کنم.

دشتی- همان صحیح است اجرایی صحیح است و بحث هم کافی است آقا

رئیس- پس آیین‌نامه مربوط به اجرای آن کافی است.آقای دکتر صدیق؟

دکتر صدیق- مانعی ندارد.

رئیس- آقایانی که موافقند با این ماده و اصلاح مزبور قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد حالا کلیات آخر است ظاهراً نظری نیست پس رأی می‌گیریم. به کلیه لایحه که مشتمل بر 16 ماده است آقایان موافقین قیام فرمایند.(اکثر برخاستند) تصویب شد.

8- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس- جلسه آینده ما نیز یک جلسه فوق‌العاده است که دولت خواسته است برای روز چهارشنبه و در درجه اول لایحه مربوط به منع کشت خشخاش در دستور است و در درجه دوم لایحه شکار ساعت 9 روز چهارشنبه

(یک ربع بعد از ظهر جلسه ختم شد)

رئیس مجلس سنا - سید حسن تقی‌زاده

+++

یادداشت ها