wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0/0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2
[1396/06/22]

جلسه: 88 شنبه 20خرداد ماه 1334  

 

فهرست مطالب‌:

1- تصویب صورت مجلس

2-تقاضای ارجاع به کمیسیون از طرف آقای وزیر کشور نسبت به لایحه آمار

3-بیانات قبل از دستور آقایان فرخ- جمال امامی- وزیر کشور

4-شور اول لایحه آمار و سرشماری و ارجاع به کمیسیون

5-شور اول لایحه اساسنامه شرکت ملی نفت ایران

6-تصویب لایحه نشر آگهی‌های دولتی

7-معرفی آقای مهندس سمیعی به معاونت وزارت پست و تلگراف

8- قرائت نتیجه انتخاب کمیسیون همکاری مجلسین

9-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 2

 

 

جلسه: 88

شنبه 20خرداد ماه 1334

(دوره پنجم اجلاسیه)

 

فهرست مطالب‌:

1- تصویب صورت مجلس

2-تقاضای ارجاع به کمیسیون از طرف آقای وزیر کشور نسبت به لایحه آمار

3-بیانات قبل از دستور آقایان فرخ- جمال امامی- وزیر کشور

4-شور اول لایحه آمار و سرشماری و ارجاع به کمیسیون

5-شور اول لایحه اساسنامه شرکت ملی نفت ایران

6-تصویب لایحه نشر آگهی‌های دولتی

7-معرفی آقای مهندس سمیعی به معاونت وزارت پست و تلگراف

8- قرائت نتیجه انتخاب کمیسیون همکاری مجلسین

9-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و چهل و پنج دقیقه صبح به ریاست آقای تقی‌زاده تشکیل شد

1-تصویب صورت مجلس

رئیس- صورت‌جلسه چهارشنبه 17 خرداد ماه یک ساعت قبل از تشکیل جلسه توزیع شده است اگر آقایان نظری دارند بفرمایند (نظری نیست) بسیار خوب حالا صورت غائبین و دیرآمدگان قرائت می‌شود.

دکتر ملک‌زاده- بنده در مورد صورت‌جلسه عرایضی درام

رئیس-بنده عرض کردم شما چیزی نفرمودید.

دکتر ملک‌زاده- چرا بنده تقاضا کردم ولی حضرتعالی توجه نداشتید.

رئیس-بسیار خوب بفرمایید.

دکتر ملک‌زاده-به عقیده بنده در موضوع صورت‌جلسه و منتشر شدن آنچه که در مجلس سنا گفته می‌شود و تحریف نکردن گفته‌های نمایندگان کمال اهمیت را دارد و باید مورد توجه قرار بگیرد در طلوع مشروطیت یک روزنامه‌ای منتشر می‌شد به نام روزنامه مجلس فقط وظیفه آن روزنامه این بود که نطق‌های نمایندگان مجلس را منتشر می‌کرد و همه مردم آن را می‌خواندند و از بیانات نمایندگان آنچه که گفته شده بود مطلع می‌شدند و حالا صورت‌جلسه نوشته می‌شود و به طبع می‌رسد که غیر از نمایندگان، کسی دیگر مطالعه نمی‌کند و حتی خود من از آنهایی هستم که کمتر صورت‌جلسه را می‌خوانم‌ و در خارج هم کسی نمی‌خواند. حالا نطق نمایندگان مجلسین فقط در دو جا منتشر می‌شود یکی در جراید و یکی هم در رادیو، روزنامه‌ها چون آزاد هستند مطابق میلشان‌ و مسلکشان شناسایی که با افراد دارند و یا نظر خاصی که دولت دارد موضوعی را مورد بحث و مطالعه قرار می‌دهند و در اطراف آن قلم‌فرسایی می‌کنند و اغلب هم از حقیقت منحرف می‌شوند و چون می‌گویند ما آزادیم هر چه دلشان می‌خواهد می‌نویسند، البته خوب است در این مورد سعی بکنند یا ننویسند یا اگر چیزی می‌نویسند مطابق حقیقت بنویسند بعد از جراید فقط باقی می‌ماند رادیو، که یک دستگاه دولتی است و نطق نمایندگان از طریق آن منتشر می‌شود و مصلحت مجلس این بود که نطق‌های قبل از دستور در رادیو گفته نشود و اساساً مجلس سنا با نطق قبل از دستور خیلی موافق نیست و نظامنامه ما مثل مجلس شورای ملی عقیده و فکر خودش را روی سؤالاتی که در مجلس سنا از دولت می‌شود گذرانده است که در حقیقت فقط این اهمیت دارد. زیرا نطق قبل از دستور را می‌شود به صورت یک مقاله نوشت و توی روزنامه‌ها هم آن را منتشر کرد. اما سؤال مخصوصاً بعضی از سؤالات که راجع باوضاع عمومی است کمال اهمیت را دارد و من می‌خواستم از رادیو تقاضا کنم حالا که نطق‌های قبل از دستور گفته نمی‌شود لااقل سؤالات همانطور که هست گفته شود (جمال امامی- رادیو شعور ندارد) من پریروز یک سؤالی کردم‌. کاش نمی‌گفت آن را در این صورت مجلس ملاحظه می‌فرمایید این سؤال در دو ستون نوشته شده ولی رادیو فقط گفت که فلان کس گفته چون دولت مورد اعتماد مردم است، این است که من خواهش می‌کنم پل فلانجا را بسازید. آخر این به اصل موضوع هیچ ارتباطی دارد؟ بنابراین خواهش می‌کنم این در تحت مسئولیت حضرتعالی است(خطاب به وزیر کشور ) یا وزیر دیگری بنده اطلاعی نداد‌. راجع به این موضوع مخصوصاً راجع به سؤالاتی که نمایندگان می‌کنند که بعضی از این سؤالات دارای جنبه عمومی و مربوط به عامه است و کمال اهمیت را دارد‌، ‌توجهی خاص به آن بشود

رئیس- آقای وزیر کشور

وزیر کشور (آقای علم)- در مورد نطق آقایان نمایندگان که جناب آقای دکتر ملک‌زاده فرمودند هر چه در جلسه گفته می‌شود در رادیو گفته شود. البته بنده مسئول اداره تبلیغات نیستم( جمال امامی- پس به همین دلیل مسئولید) برای رفع این اشکال خوب است یک مقامی این سؤالات و جواب‌ها را به موقع به دولت بدهد و بنده اطمینان می‌دهم آنچه که در دستور است مو به مو خوانده شده.

رئیس-چون نظری نیست صورت جلسه تصویب می‌شود و نسبت به صورت‌جلسه باید عرض کنم که ما سعی می‌کنیم سعی زیاد هم می‌کنیم با علی درجه و اقصی درجه تا آخر در این مورد به منظورمان برسیم که این مذاکرات همان روز چاپ بشود به طور صحیح مثل مجلات و در تمام آنجاها که جراید را می‌فروشند فروخته شود مثل ممالک خارجه و اگر این مطلب حاصل شود آقایان می‌توانند آنچه را که گفته‌اند بفرستند برای دوستانشان و تمام مردم هم آنها را بخوانند و جراید هم از آن استفاده کنند، انشاء‌الله بهتر می‌شود.

حالا اسامی غائبین و دیر‌آمدگان قرائت می‌شود.

+++  

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین‌ با اجازه آقایان: لسانی‌. سیف‌افشار‌. سزاوار‌. مسعودی‌. طباطبایی‌. مامقانی

غائبین بی‌اجازه آقایان‌: بوشهری‌. ظهیرالاسلام

ظهیرالاسلام- بنده اجازه گرفته بودم.

2-تقاضای ارجاع به کمیسیون از طرف آقای وزیر کشور نسبت به لایحه آمار

رئیس-آقای وزیر کشور فرمایش مختصری دارند گویا لایحه‌ای می‌خواهند تقدیم کنند، البته مطلوب است که ایشان را منتظر نگذاریم (وزیر کشور- لایحه در دستور است) بله بسیار خوب میل دارید برود به کمیسیون؟ بفرمایید.

وزیر کشور- بله‌، لایحه در دستور است، اگر اجازه بفرمایید عرض می‌کنم چون می‌خواهم تقاضا بکنم که این لایحه که در دستورات مجدداً ‌برگردد به کمیسیون زیرا نظریاتی دارم در مورد این لایحه.

رئیس-بله، بسیار خوب‌، این لایحه آمار است که آقای وزیر کشور می‌خواهند برگردد، برود، به کمیسیون آقای دادگر فرمایشی داشتند راجع به نطق قبل از دستور؟

دادگر-نخیر، بنده یک غفلتی کردم که به آن اعتراف می‌کنم و آن این است که آقای بوشهری بنده را طرف قرار داده بود که از مقام ریاست برای ایشان استجازه کنم و من فراموش کردم خواهش کردم ‌این را در نظر بگیرید و ضمناً لایحه‌ای که آقای وزیر کشور خواسته‌اند برود به کمیسیون اگر هم تقاضا نکنند خود به خود به کمیسیون می‌رود برای خاطر این که از کمیسیون مشترک آمده و اگر رأی به فوریت آن بدهیم مطرح می‌شود و اگر ندهیم می‌رود به کمیسیون‌.

3-بیانات قبل از دستور آقایان: فرخ- جمال امامی وزیر کشور

رئیس-نطق قبل از دستور شروع می‌شود آقای فرخ بفرمایید.

فرخ- بنده می‌دانم که آقایان از نطق قبل از دستور خوششان نمی‌آید بنده خودم هم خیلی خوشم نمی‌آید. همینطور هم مقام ریاست. ولی یک وقایعی پیش می‌آید که ما وجداناً مسئولیت داریم آنها را به عرض مجلس برسانیم‌. دولت فعلی تنها نکته مهمی که در پروگرامش داشت مبارزه با فساد بود و الّا بقیه مثل پروگرام‌های سابق بود، این مبارزه با فساد را تصدیق می‌فرمایید که اساسش باید از وزارت دادگستری شروع شود و از آنجا رعایت بشود در 1324 یا 25 امان‌پور در یک نقطه‌ای رئیس خواربار بوده است بعداً محاکمه شده است به نام اختلاس و محکوم شده است به دو سال حبس و مبلغی هم بپردازد ایشان در مجلس نظمیه وقتی که من رئیس نظیمه بودم، رفتم مردم داد می‌زدند آقای فرخ ما دزدی کردیم‌، امان‌پور هم دزدی کرده است پس چرا او را آزاد کردید ما را در اینجا نگهداشته‌اید، معلوم شد 18 ماه حبس او را بخشیده‌اند در حالی که قانوناً باید یک ربع باشد‌. بعد ایشان آن پول‌هایی را که خوردند رفتند قصری با آن ساختند به نام امانیه که حالا چندین میلیون تومان ارزش دارد و اخیراً ایشان رفته‌اند اعاده محاکمه خواستند عرض کنم اصولاً اعاده محاکمه در یک موارد معنی است مثلاً یک کسی کشته شده فرض بفرمایید که فرخ متهم است به این قتل یا محکوم می‌شود به حبس ابد، یا به دهسال بعد قاتل پیدا می‌شود، اینجا اعاده محاکمه ضرورت پیدا می‌کند ولی یک کسی که دزدی کرده است بنده هم نمی‌دانم دزدی کرده است یا خیر به هر حال محکمه بدایت و استیناف و تمیز تشخیص داده و این آدم محکوم شده است و حکم هم اجرا شده تازه بعد از ده سال آقا تبرئه شدند یک کتابچه هم چاپ کرده‌اند که جامعه حق مرا باید به من بدهد جامعه حق آقا را بدهد یعنی علاء استعفا بدهند آقا بشود رئیس‌الوزرا‌ این قوه قضائیه ماست اگر محکوم نبوده پس چرا در آن سه مرتبه محکوم شد‌، اگر بوده پس چرا تبرئه شد؟ آقایان اعضاء دولت مبارزه با فساد این است؟ آقای دکتر امینی وزارت مالیه را که که بهشت کرده‌اند و الحمدالله بودجه را تعدیل و مالیات‌ها را اخذ و دزدها را هم بیرون کردند حالا هم رفته‌اند عدلیه را بهشت کنند و بعد می‌گویند آقایان قضات در موقع رأی لباس رسمی بپوشند، یعنی با لباس رسمی آقا را تبرئه کنند که پیاز داغش هم زیادتر باشد (خنده نمایندگان) این آقا مبارزه با فساد نیست! اصلاً شما جواب مردم را چه می‌دهید؟ یک دزدی را پس از دهسال تبرئه می‌کنید، این چه اوضاعی است! با این ترتیب این مملکت به کجا می‌رود! آقای انتظام مدتی رئیس دولت هستند خدا طول عمرشان بدهد، یادم می‌آید آقا سید محمد تفرشی مرده بود. برای او تشییع جنازه می‌کردند کلیمی‌ها هم که تشییع می‌کردند می‌گفتند، آقای خوبی بودی‌. مثال چوبی بودی، آقای انتظام هم، آقای خوبی بودند مثال چوبی بودند ایشان که در این دو سه ماه بودند کارشان را دیدیم‌، حالا ببینیم آقای علاء که تشریف می‌آورند چه می‌کنند‌. این آقایان مبارزه با فساد نیست، شما آخر با این کار جواب مردم را چه خواهید داد، با این رویه و این کتابچه این طرز مبارزه با فساد نیست!

رئیس-آقای دهستانی بفرمایید.

دهستانی- بنده وقتم را دادم بآقای جمال امامی

رئیس-آقای جمال امامی بفرمایید.

جمال امامی-ما اینجا هر چه بگوییم بین خودمان خواهد ماند. چون در رادیو که منتشر نخواهد شد. بهترش هم همین است که منتشر نشود چون اگر هم منتشر شود به طرز زننده‌ای منتشر می‌شود. روزنامه‌ها را هم که می بینید چه وضعی دارند سانسور می‌شوند پس برای خودمان به این ترتیب داریم درد دل می‌کنیم چندین دفعه از مقام ریاست تقاضا کردیم که در این مورد فکری بکنند که اساس مشروطیت متزلزل نشود و حالا امروز وعده فرمودند که صورت جلسات انشاء‌الله بعداً منظماً منتشر بشود تا ما دیگر احتیاجی به رادیو و روزنامه‌ها برای انتشار گفته‌های خودمان نداشته باشیم ولی تا آن وقت البته ما بین خودمان درد دل می‌کنیم‌. عرض کنم امروز نخواستم یک نکته را حضور آقایان اعضای دولت تذکر بدهم، بارها من داد زده‌ام که این اصلی هست مسلم چیزی را که بر خود نمی‌پسندید بر دیگران نپسندید و این راه را باز نکنید و فرض نکنید کاری را که شما می‌توانید بکنید دیگران نمی‌توانند بکنند؟ بشر راستی خیلی کوچک فکر است، ده دفعه از راهی می‌رود پایش می‌شکند دفعه یازدهم باز هم از همان راه می‌رود و حال آن که چهارپا یک دفعه که رفت و پایش شکست دیگر از آن راه نمی‌رود‌. در دوران مصدق جناب آقای دشتی ما چیزهای عجیب و غریب زیاد دیدیم‌‌. یک عده دکتر، پروفسور، استاد دانشگاه وکیل مجلس‌، لحاف به دوش کشیدند رفتند در مجلس متحصن شدند و گفتند اختیارات مجلس را سلب کنید و بدهید به دست یک شخص مجنونی عجیب بود از عجایب اعمال روزگار بود. اینها دکتر در حقوق بودند استاد دانشگاه بودند یکی هم داعیه ریاست مجلس را داشت و رئیس مجلس هم شد.

(دشتی- آنها قابل این اختیار نبودند)

خوب ما هم اگر آن طور عمل بکنیم قابل نخواهیم بود به مصداق « من حفر بئر آلاخیه وقع فیه» این اختیارات را دادند به مصدق و او قانون امنیت اجتماعی درست کرد حالا خود همان معظمی را باستناد آن قانون گرفته‌اند‌، هی داد زدم نکنید‌. این کار به سر خودتان می‌آید قانونی که دکتر معظمی برای آن سینه درانی می‌کرد امروز پابند خودش شده است. نیست اینطور آقایان؟ با این وصف ما باز هم متنبه نمی‌شویم خوب مصدق‌السلطنه اعمال ناشایست زیادی داشت به عقیده من تمام اعمالش ناشایسته بود اینها هم شریک جرمش بودند، یکی از بدترین اعمال او این قانون امنیت اجتماعی بود. این را ما همه تصدیق داریم‌. این با مبانی مشروطیت منافات دارد بنده بارها در اینجا گفته‌ام و معتقدم که تمام دستیاران که مصدق در این مملکت. خاطی بودند و باید محاکمه و مجازات بشوند من از آنها دفاع نمی‌کنم من از حقوق خودم در آینده دارم دفاع می‌کنم نه از حقوق آنها. من موافق نیستم این سه چهار نفر را به نام قانون امنیت اجتماعی بگیرند و تبعیدشان بکنند اینها چیزی نیستند. چه غلطی می‌توانند بکنند چهار تا پا برهنه را گرفتن و فرستادن به بوشهر فایده‌اش چیست؟ اگر شما مقتدرید و مستقرید و اگر شما وسایل دارید و قدرت دارید از کاظمی و سعید فاطمی و آن شیرازی چرا می‌ترسید که آنها را به بوشهر می‌فرستید آنها را ول کنید من جلویشان می‌گریم، به شرط این که جلوی مرا نگیرید چرا برای خودتان دردسر فراهم می‌کنید که من بیایم در اینجا اعتراض بکنم اصولاً این اعمال دلیل ضعف دولت‌ها است، هوچیگری، فحاشی، اینها دلیل ضعف دولت‌ها است دولتی که کار می‌کند، کار‌، شما احتیاج ندارید به من فحش بدهید، عمل خوب انجام بدهید حرف‌های مرا خنثی بکنید نه با فحش. کریم پور‌شیرازی درست بکنید، مصدق درست کرد چه نتیجه گرفت که شما بدلش را درست می‌کنید، نکنید این‌ کارها را‌، ندهید در روزنامه‌ها به وکیل یا نماینده فحش بدهند، در رادیو آن را بخوانند، این جرم است‌. فردا یقه شما را می‌گیرند اعلام جرم می‌کنند، کسی هم نمی‌تواند رأی ندهد بر علیه شما شما باید از هر کسی که فحش می‌دهد جلوگیری کنید نه این که خودتان فحش بدهید این مبارزه یا فساد نیست این اشاعه فساد است، از روزنامه که فحش می‌دهید جوگیری کنید شما می‌گویید مبارزه با فساد آیا این مبارزه با فساد است نه آن که خودتان روزنامه‌ها را وادار کنید که فحش بدهند، به وکیل مجلس و بعد این را در رادیو پخش کنید این جرم است این دلیل ضعف شما است دلیل زبونی شماست اینطور نیست؟ تصدیق نمی‌کنید چشمک نزنید(اشاره به آقای دشتی ) با صراحت تصدیق کنید(دشتی- واقعاً اینطور است) یعنی چه؟ آن هم از اشخاصی که آدم انتظار ندارند، از امثال سپهبد هدایت و پسر امیر شوکت‌الملک یعنی چه؟ می‌آیند به من می‌گویند رادیو به نمایندگان فحاشی می‌کنند آیا این کار اصلاً سابقه دارد؟ به جای این که جلوی این روزنامه‌ها را بگیرید، بگویید چرا فحاشی کردی‌. می‌برند در رادیو پخش بکنند بر علیه فلان پا برهنه هم که باشد‌، باید جلویش را بگیرند چه رسد به فلان وکیل که قانونگذار و حاکم بر شما است. یعنی چه؟ خیلی عجیب است ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند بانک و فریاد بر آری که مسلمانی نیست

+++

خدا لعنت کند مصدق‌السلطنه را، خد‌ا نیامرزد، او این راه را باز کرد و وسیله داد دست این بچه‌ها‌، راه دیگر نمی‌توانید بروید؟ الله اکبر او خودش از این راه افتاد توی چاله، راه راست بروید اگر می‌توانید قدرت دارید، اعمال قدرت قانونی بکنید، دیگر احتیاجی به این هیاهو و جار و جنجال ندارید اگر ندارید عاقل بشوید، به این صندلی‌های پنج روزه اغوا نشوید، با شهامت بروید کنار بگویید که این کار کار ما نیست تا یکی دیگر بیاید.

والله. بالله به خدا اگر این کار را ادامه بدهید عواقب شما را من مخواف می بینم، و و این کار لکه ننگی بدامان شما خواهد زد و روح پدرانتان به شما نفرین خواهد کرد، نکنید این کارها را(دهستانی- خواهش می‌کنم، بفرمایید چه روز و چه وقت رادیو به سناتورها توهین کرده؟) به نمایندگان سه چهار روز پیش اسم هم می‌برد اسم می‌برد جناب آقای وزیر کشور من سال‌ها به پدر شما ارادت داشتم آدم خوبی بود. امیدوار بودم که شما خلف‌الصدق او نباشید(نمایندگان- همینطور هم هست) انشاء‌الله‌اش را هم بگویید با انشاء‌الله ( دشتی- گاه گاه یک روح خبیثه می‌رسد) ‌ها، روح خبیثه درش حلول می‌کند آخر می‌روید و هوچیگری می‌کنید یعنی چه؟ می‌گویید ما می‌خواهیم برای پا برهنه‌های شهر اصلاحات بکنیم متنفذین نمی‌گذارند آقای دشتی شما مانع می‌شوید که جنوب شهر را آسفالت کنند و اصلاحات نشود؟ آقای سپهبد جهانبانی یا آقای حکیم‌الملک این کار را کرده‌اند و نگذاشتند اصلاحات در جنوب شهر بشود بنده کردم؟ یعنی چه؟ این متد مصدق از بین رفت مشترک بنده و شما است می‌گفت در موقع انتخابات دوره 16 بوق و کرنا راه انداختند که بابا ملت بیایید این جمال امامی و دار و دسته‌اش را از مجلس بیرون کنید و این 12 نفر را که ما لیست می‌دهیم ببرید مجلس دیگر مملکت گلستان می‌شود ما هم دعا کردیم خدا یا این جمال امامی و دار و دسته‌اش بیاید بیرون ما‌. 10- 12 نفر را فرستادیم توی مجلس دیدیم نه تنها مملکت گلستان نشد بلکه مصدق شروع کرد و گفت اینها فاسدند این هم همان متد بود آنها راهی را که رفتند نتیجه‌اش دیدند اصلش آن بود چه بود که حالا بدلش درست می‌شود؟ ای بابا و‌الله راه راست بروید به خدا راه راست بروید دست به دست هم بدهید کار کنید اگر اعتقاد به مشروطیت دارید باید مطابق قوانین عمل کنید شماها هم قدرت این که مشروطیت را پامال کنید ندارید فردا قلمتان می‌کنند بنده نباشم جانشین من اینجا می‌نشیند اعلام جرم می‌کنند علیه‌تان یک حکایتی حضورتان عرض می‌کنم در دوره 16 ما رفتیم متحصن شدیم مصدق به دست و پا افتاد فرستاده جلسه آَشتی کنان درست کرد از وکلای دوره 16 کسی هست جناب آقای بهبهانی بودند ما را بردند آنجا نشاندند داد سخن دادند یکی از کسانی که داد سخن داد همین آقای دکتر معظمی بود که الان دربند قانون امنیت اجتماعی خود دکتر مصدق گرفتار شده گفتند بیایید آشتی کنیم حرفی نداریم همه‌شان حرف زدند و بنده گفتند جواب بده گفتم حرفتان را بزنید جواب می‌دهم حرف‌هایشان را که زدند گفتند بگو شرایط شما چیست چون می‌گفتند وزیر می‌خواهند چون روزنامه‌جات را چاپیده بودند و می‌گفتند می‌آییم اینها را جبران می‌کنیم گفتم نه، شرایطش اینها نیست عقلای قوم اینجا نشسته‌اند بیایید اول برای این مملکت رژیمی معین کنید برای من بالسویه است هر دو صورتش را امضاء می‌کنم اگر مشروطیت می‌گویید داریم این مدون است هزاران کتاب نوشته شده هر کدام را می‌خواهید بیاورید بگذارید جلوی من، من قبول می‌کنم و طبق آن رفتار کنیم اگر می‌گویید دیکتاتوری می‌خواهید مصدق‌السلطنه را بیاورید باز من قبول می‌کنم و امضاء می‌کنم منتهی می‌روم توی خانه‌ام می‌نشینم و تکلیف خودم را می‌دانم دیگر نمی‌آیم اینجا از این فضولی‌ها بکنم، از این غلط‌ها بکنم تکلیفی برای مردم تعیین کنید اگر من وکیل مجلسم وکیل سنا هستم حاکم بر مقدرات مملکتم حاکم بر دولتم باید قانون بگذرانم و دولت اطاعت کند مرا نباید وادار کنید فلان قانون را بگذرانید به فلان چیز رأی بدهم و به فلان قانون رأی ندهم نباید به من فحش بدهید هوچیگری بکنید باید این جا را حاکم بر خودتان بدانید اگر نمی‌توانید لیاقتش را ندارید درش را ببندید بروید یک دیکتاتور درست کنید خدا کند یک رضاشاه پیدا کنید من هم از خدا می‌خواهم منتهی مرا نیاورید اینجا بنشانید به عنوان وکیل و به حرف من گوش ندهید و به ریشم بخندید من این حرف‌ها را قبول ندارم من این طرز عمل را قبول نمی‌کنم، متد رضاشاهی را می‌پسندم منتهی خودم نمی‌آیم روی این صندلی بنشینم چون چموشم (دشتی- صحیح است) (خنده نمایندگان)جنابعالی هم مثل بنده هستید تکلیف ما را تعیین کنید تکلیف خودتان را تعیین بکنید امروز شما روی این صندلی نشسته‌اید فردا دیگری در این جا می‌نشیند و می‌زند توی سرتان این کارها را نکنید به رادیو دستور بدهید از این فضولی‌ها نکند (صحیح است) نه فقط به وکیل بلکه هیچکس توهین نکند وگرنه اعلام جرم می‌کنم ‌می‌دانید کسی که نسبت به دولت اعلام جرم می‌کند یعنی چه؟ ما باید هم مدافع حقوق وکلای مجلس باشیم و هم مدافع حقوق ملت ایران، این بیچاره‌ها خجالت می‌کشند بگویند من مدافع آنها هستم قوه مقننه یکی است ما باید مدافع حقوق نمایندگان مجلس باشیم و مدافع ملت باشیم روزنامه‌ها را سانسور نکنید که بیایند در گوشم بگویند فلان کس آمد همچنین گفت از فلانجا تلفن شد فلانکس دستور داد که فلانطور بکنیم این سرتیپ تیمور بختیار یکی از افسران جوان و خوب و لایق این مملکت است از افسرانی است که من می‌پسندم آمد خدماتی به این مملکت راجع به حزب توده کرد حالا برای خدماتی که کرده می‌خواهند آلوده و خرابش کنند یک سال پیش همین سرتیپ تیمور بختیار آمد مرا برد به آن چاپخانه توده که گرفته بودند و به من نشان داد از آن وقت دیگر روزنامه مردم منتشر نمی‌شد. یک سال بود اما حالا بعد از یک سال منتشر می‌شود قدرتتان را اینجا اعمال بکنید نه بر علیه من (نمایندگان-احسنت احسنت)

رئیس-آقای وزیر کشور

وزیر کشور-بنده خیلی متأسف هستم که ناچارم در جواب نطق قبل از دستور نماینده محترم چند کلمه‌ای عرض کنم شاید از جهاتی که در ضمن عرایضم به عرض خواهم رساند لازم باشد که بنده مختصری وقت مجلس را بگیرم عرض کنم (جمال امامی-مگر شما جای دکتر امینی را گرفتید؟) با این که قبلاً هم به عرض مقام ریاست رسانده بودم که کار فوری دارم و باید بروم ولی وقتی که این پیشامد شد مجبور شدم بمانم اولاً راجع به طرز حکومت جناب آقای جمال امامی فرمودند بنده گمان می‌کنم که برای آقایان تردیدی نباشد که طبیعت حکومت آقای علاء نمی‌تواند غیر از این باشد که حکومت با اتوریته باشد نه با اتورتیایسم شاید بنده لازم نباشد که این مطلب راتشریح کنم ولی خود آقای علاء و اشخاصی که اطراف ایشان به عنوان وزیر هستند اینها نمی‌توانند جز این که با اتوریته حکومت بکنند ترتیب دیگری بکنند حال در این مسئله لازم است قدری توضیح عرض کنم منظورم این است که جز با حکومت قانون نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم حکومت از طبیعت این دولت و ساختمانش غیر از این نیست روی سوابق رئیس آن و روی ساختمان اعضایش مضافاً به این که معتقد نیستیم که به غیر از راه قانون حکومت بکنیم اما راه قانونی را با کمال شدت خواهیم پیمود این را به عرض مجلس می‌رسانم و یقین دارم که مورد تأیید آقایان هم هست و غیر از این هم نمی‌توانم بکنم و اگر در اعمال قانون شل بیاییم مسلماً خطرات بزرگی همه آقایان را مملکت را تهدید خواهد کرد و همه ما هم که جزء مردم این مملکت هستیم و از اشخاصی هستیم که باید در اینجا زندگی کنیم می‌خواهم عرض کنم که نظر دولت غیر از این نیست و این را باز تأیید و تاکید می‌کنم. فرمودند که بنده رفتم به جنوب شهر و در جنوب شهر نطق کردم بنده عقیده‌ام این است که به مردم محروم این مملکت باید فوق‌العاده توجه بشود یقین دارم که نظر مجلس محترم سنا هم غیر از این نیست (نمایندگان- صحیح است) بنده معتقدم حالا که از دستمان ساخته نیست عملیاتی به نفع مردم به فوریت بکنیم گو این که امیدوارم با تأیید مجلسین در آینده این کار را بکنیم ولی لااقل برویم توی آنها چه مانعی دارد وزیر برود توی مردم پابرهنه جنوب شهر ؟ (نمایندگان- هیچ اشکالی ندارد) (جمال امامی- کی گفت اشکال دارد می‌گویم عدم موفقیتان را به حساب دیگران نیندازید) بنده از این اقدام خود را مفتخر می‌دانم و معتقدم که مجلس محترم سنا هم مرا تأیید می‌کند اما این که فرمودند بنده آنجا به هوچیگری دست زدم این را قدری خود بنده تأمل دارم اگر بنده حرفی در آنجا زده‌ام عین حقیقت بود اما زبانم بریده باشد اگر گفته باشم که مجلس سنا یا مجلس شوری نمی‌گذارند ما اصلاحات بکنیم بنده آنجا عرض کردم که یک عده متنفذین نمی‌گذارند و برای این عرضم دلایلی دارم و دلایلم خیلی زیاد است و هر وقت بخواهید ارائه می‌دهم بنده کی گفتم که مجلس شورای ملی و یا مجلس سنا نمی‌گذارد؟ این را حضرتعالی به نظرم با تمام پختگی که دارید و پارلمانش هم هستید در اینجا این مطلب را نمی‌بایست بفرمایید که بنده همچو جسارتی کردم دولت مورد تأیید مجلسین است و مردم هم می‌دانند که مجلسین تا‌کنون کارهای مثبت بسیار زیادی انجام داده است منتهی کار این قدرها خراب نیست که به این آسانی درست بشود ولی امیدوارم که با تأیید مردم و تأیید مجلسین از همه مهمتر با نظارت عالیه اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی ما قدم‌هایی برای مردم برداریم باز هم تأکید می‌کنم که بنده مطلقاً در جنوب نگفتم و این قدرت و جسارت را در خودم نمی‌بینم که بگویم خدا نکرده مجلسین در کار اصلاح مردم کوتاهی می‌کنند و یا اعمال نفوذ می‌کنند. اما در مورد رادیو باید عرض کنم گو این که بنده شخصاً مسئول این کار نیستم ولی در دولت هستم از نقطه‌نظر مسئولیت مشترک این مطلب را عرض می‌کنم که ابداً در رادیو که به هیچ یک از وکلا توهین نشده و نخواهد شد (جمال امامی- بنده با گوش خودم شنیدم کم لطفی نفرمایید) اگر یک همچو پیشامدی شده باشد آقایان شما بفرمایید کی کجا و چه روزی بود؟ (جمال امامی- سه چهار روز پشت سر هم اسم هم بردند) بنده با کمال اطمینان عرض می‌کنم که اگر این کار شده باشد هر کس این کار را کرده باشد با تمام قدرت تنبیه خواهد شد و جلو این کار را هم به شدت گرفته

+++

خواهد شد و بنده اطمینان دارم که یک همچو کاری نشده چون بنده خودم که نشنیدم در خارج هم این اولین دفعه بود که جنابعالی تذکر فرمودید چیزی منعکس نیست مطالب دیگری فرمودید چیزی منعکس نیست مطالب دیگری فرمودید که به هیچ‌وجه بنده معتقد نیستم تا وقت مجلس شما را به این جور جواب و سؤال‌ها تلف کنم اما در این دو نکته ناچار شدم که توضیحات مختصری به عرض مجلس برسانم.

رئیس- بنده تمام کلمات نطق‌های قبل از دستور را حقیقتاً نمی‌توانم خوب بشنوم و ملتفت نشدم که آقای جمال امامی در طی فرمایشات خود چنین عبارتی فرمودید هوچیگری را فرموده باشند اگر متوجه می‌شدم از ایشان تمنی می‌کردم و می‌گفتم چنین عبارتی نفرمایند که توهین به وزرا‌ مطابق آئین‌نامه ممنوع است.

4-شور اول لایحه آمار و سرشماری و ارجاع به کمیسیون

رئیس-امروز لوایحی که در دستور است لایحه مربوط به اساسنامه شرکت ملی نفت ایران است و لایحه مربوط به آمار و سرشماری است که گزارش کمیسیون‌های مشترک مجلسین رسیده است ولی با اجازه آقایان می‌خواهم این لایحه مربوط به آمار را مقدم بدارم برای این که صحبت این شد که به کمیسیون برود و به مجرد این که گزارش کمیسیون قرائت شد و وارد شور اول شدیم خود به خود به کمیسیون می‌رود آن وقت نظر آقای وزیر کشور تأمین می‌شود پس گزارش کمیسیون شماره 1 راجع به قانون آمار و سرشماری که چاپ شده و در نظر آقایان است قرائت می‌شود

گزارش از کمیسیون شماره 1به مجلس سنا

لایحه 4935 ره ر 46895- 16/6/33 دولت مربوط به آمار و سرشماری که به موجب تبصره قانون الغاء کلیه لوایح آقای دکتر مصدق ناشیه از اختیارات توسط دولت تقدیم مجلس سنا شده بود در کمیسیون مشترک مجلسین مرکب از کمیسیون شماره یک مجلس سنا و کمیسیون کشور مجلس شورای ملی با حضور آقای رحیمی نماینده وزارت کشور مطرح و مورد شور قرار گرفت و پس از بحث مفصل اصلاحاتی در آن به عمل آمد و به نحو ذیل به تصویب رسیده اینک گزارش آن برای شور اول تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شماره 1

دکتر اقبال

رئیس- این قانون جلوی آقایان است و قرائت هم شده علیهذا دو شور دارد می‌رود به کمیسیون

وزیر کشور- خیلی متشکرم

5- شور اول لایحه اساسنامه شرکت ملی نفت ایران

رئیس- حالا لایحه مربوط به اساسنامه شرکت ملی نفت ایران مطرح است گزارش کمیسیون‌های مجلسین قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون شماره 3 به مجلس سنا

لایحه شماره 35909-10/9/33 موضوع اساسنامه شرکت ملی نفت ایران و دو فقره متمم و یک فقره اصلاحیه آن که به شماره‌های 26083-10/9/33-51601-10/9/33 و 51603-10/9/33 از طرف دولت تقدیم مجلس سنا شده بود و به موجب تبصره قانون الغاء کلیه لوایح آقای دکتر مصدق ناشیه از اختیارات با حضور جناب آقای دکتر امینی وزیر دارایی در کمیسیون‌های مشترک مجلسین مطرح و مورد شور قرار گرفت و پس از بحث کافی طی جلسات متعدد اصلاحات اساسنامه تبدیل و به تصویب رسید. اینک گزارش شور اول آن تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شماره 3- مهندس شریف‌امامی

رئیس- آقای نبیل‌سمیعی تقاضای فوریت کردند چون از کمیسیون مشترک مجلسین آمده یکبار بنده توضیح دادم این را مرسوم کردند برای این که لوایحی که از کمیسیون‌های مشترک گذشته آمده دو شوری نباشد و غیر از این البته همه جزء لوایح دو شوری است و تقاضای فوریت هم نمی‌شود کرد یا مواقع لازم طبق مرسوم ما ولی آنچه که از کمیسیون مشترک آمده اغلب تقاضای فوریت می‌شود آقای دکتر صدیق آقا نسبت به این کار فرمایشی دارید.

دکتر صدیق- گر‌چه لوایحی که از کمیسیون های مشترک گذشته عموماً در اینجا رأی داده شده که به طور فوری تلقی نشود ولی در مورد این لایحه بنده معتقد نیستم که این کار بشود به دلیل این که اولاً آنچه که الان تصویب خود به خود مجری است و شرکت ملی نفت الان کارش را انجام می‌دهد چه این لایحه به قید فوریت تلقی بشود و چه به شکل عادی تفاوت ندارد دولت این که به واسطه تجربیاتی که شده است در مورد شرکت ملی نفت به نظر خود بنده که از طرف آقایان محترم برای عضویت در شورایعالی نفت انتخاب شده‌ام در این لایحه بنده نواقصی می‌بینم که اگر بخواهد در مجلس عنوان بشود و بخواهند پیشنهاد کنند که اینجا صلاح نیست گفته شود و بهتر است در کمیسیون مطرح بشود تا موضوعاتی که گفته میشود با کمال دقت مورد مطالعه قرار گرفته و مطالب گفته بشود که برخلاف باشد زیرا اگر بنا باشد که به قید فوریت تلقی بشود بایستی پیشنهادات دراینجا مطرح گردد و همین جا تصمیم گرفته شود بنابراین به اندازه کافی دقت نخواهد شد این است که تقاضا می‌کنم دو فوری و دو شوری تلقی بشود تا بتوانیم پیشنهادات خودمان را در کمیسیون مطرح کنیم.

دشتی- خوب یک مرتبه برود

رئیس-آقای آموزگار فرمایشی داشتید؟

آموزگار- عرض کنم که این لایحه مالی نیست که اگر یک شوری شد فی‌المجلس مطرح بشود این از لوایح دو شوری است پیشنهادهایی هم که الان آقایان دارند می‌دهند می‌رود به کمیسیون و از کمیسیون برمی‌گردد لوایح مالی یک شوری وقتی که رأی به فوریت داده بشود بایستی فی‌المجلس رسیدگی بشود. لوایح مالی یک شوری وقتی که رأی به فوریت داده بشود بایستی فی‌المجلس مطرح می‌شود و به عقیده بنده این یک امر روشن و واضحی است.

رئیس-اگر رأی یک فوریت بدهند معنیش این است که یک شوری می‌شود.

آموزگار- فرق بین مالی و غیر مالی این است اگر لوایح مالی بود و رأی به فوریت دادند به کمیسیون نمی‌رود ولی لوایح دو شوری اگر رأی به فوریت دادند یک شورش از بین می‌رود یعنی به کمیسیون می‌رود و بر‌می‌گردد الان هم همینطور است.

رئیس-آقای نبیل‌سمیعی

نبیل سمیعی- عرض کنم تا به حال نسبت به لوایحی که در کمیسیون‌های مشترک مجلسین تصویب شد و فعلاً در دستور مجلسین عده‌ای از آنها قرار گرفته تقاضای فوریت شده باین نظر که مصوبات کمیسیون مشترک مجلسین را یک شور اول تلقی کردند بنابراین در آنجا شور دوم است و اگر تقاضای فوریت شود در اینجا مطرح می‌شود و تصمیم گرفته می‌شود حالا اگر نظر جناب آقای دکتر صدیق را بخواهیم تأمین بشود و پیشنهادات مورد توجه قرار بگیرد و بیاید مجدداً مطرح شود، باید روشن شود که آیا مجدداً در کمیسیون‌های مشترک مطرح شود یا فقط در کمیسیون مجلس سنا و راجع به این باید تصمیم گرفته شود.

رئیس-این که بفرمایید صحیح است یعنی اگر رأی به فوریت بدهند دیگر به کمیسیون نمی‌ر‌ود این به کمیسیون رفته است و آمده مگر این که یا دولت تقاضا بکند یا پیشنهادی داده شود که مستلزم فوریت باشد.

 آموزگار-به عقیده بنده اگر باید لوایحی ک در کمیسیون مشترک مطرح می‌شود به منزله یک شور است این یک تصمیمی است که باید در مجلس گرفته شود. (نبیل‌سمیعی-گرفته شده است آقا)

رئیس-یعنی اگر رأی بفوریت داده شود پس فی‌المجلس باید طرح شود.

بعضی از نمایندگان- پس بگیرید آقا

نبیل‌سمیعی-بنده عرض کردم اگر به فوریت رأی ندهید بنده پس می‌گیرم اگر نظر آقایان این است که برود به کمیسیون از لحاظ دولت هم شاید بهتر باشد و وقت زیا تری هم برای مطالعه آن هست.

دشتی- چرا پس بگیرد. رأی بگیرید

آموزگار-اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس-بفرمایید

آموزگار-ماده 108که به قوت خود باقی است می‌گوید «در مورد لوایح یا طرح‌هایی که یک فوریت آن تصویب شده باشد موضوع به کمیسیون مربوطه ارجاع می‌شود»

این ماده نسخ نشده است و رأی هم که داده شد ناسخ این ماده نمی‌شود هر چه رأی داده‌اید مطابق ماده 108 موضوع باید به کمیسیون مربوطه ارجاع بشود اگر در یک مورد هم رأی دادید ناسخ این ماده نمی‌شود.

نبیل‌سمیعی-بنده پس گرفتم

رئیس-تقاضای فوریت را پس گرفتند اما این که فرمودید صحیح است و معمول این است که آنهایی که به کمیسیون مشترک مجلسین رفته باید در اینجا به طرز عادی مطرح شود مع ذلک مرسوم شد و در چند لایحه به فوریت رأی دادند و چون در این لایحه کسی تقاضای فوریت نکرده می‌رود به کمیسیون و همانطوری که نظر آقای دکتر صدیق بود و دوباره بر‌می‌گردد و مطرح شور قرار می‌گیرد. آقای کفیل وزارت دارایی‌.

کفیل وزارت دارایی‌(آقای فروزان)- بنده فقط یک تذکر مختصری دارم و شاید هم در اشتباه باشم از نظر آئین‌نامه داخلی و آن این است که این لوایح دکتر مصدق که از کمیسیون مشترک می‌گذارد اینها ظاهراً مطابق قانونی که گذشت عمر اینها تا بیست و دوم تیر ماه است که اگر تا آن تاریخ نگذشت خود به خود مثل این است که وجود ندارد و قصد بنده این است که اگر بیست و دوم تیر ماه آمد و این لایحه نگذشته باشد از مجلس تکلیفش چه خواهد بود، اگر می‌دانید بلا اثر است پس بایستی تقاضای فوریت بشود و روی آن بحث بشور و شور بشود و بگذرد و اما اگر بنده اشتباه می‌کنم و آئین‌نامه اینطور نیست و دستور مجلسین نسبت به این لوایح دکتر مصدق و نسبت به این

+++

مورد بخصوص این طور نیست نگرانی باقی نمی‌ماند.

دکتر صدیق-اینطور نیست‌، قانون این طور نیست.

نبیل سمیعی- آن قانون گذشته و در دست اجرای شما است‌ و در دست اجرای شما است و مربوط به لوایح مصدق نیست‌.

کفیل وزارت دارایی- چون دیدم اینجا نوشته شده است از قوانین دکتر مصدق

رئیس-تنها نکته‌ای که آقایان اعضاء دولت باید توجه داشته باشند این است که آنهایی که از کمیسیون مشترک گذشته و مجری می‌شود و اگر یکی از وزرا‌ بیاید در اینجا و بگوید اینها را مطرح نکنید باید اجرایش را موقوف بکنند و مادام که مطرح شد مجری است ولی یک موقعی که آقایان وزرا‌ گفتند که مانعی نیست که اجرا بشود اجرا بشود اجرا خواهد شد.

6- تصویب لایحه نشر آگهی هیئت دولتی

رئیس-لایحه نشر آگهی‌های دولتی مطرح است گزارش کمیسیون‌های مشترک مجلسین قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون شماره یک به مجلس سنا

لایحه شماره 22047-21/9/33 مربوط به نشر آگهی‌های دولتی که به موجب تبصره ماده واحده قانون القاء لوایح آقای دکتر مصدق توسط وزارت کشور تقدیم به مجلس سنا شده است در کمیسیون مشترک مجلسین مرکب از کمیسیون شماره یک مجلس سنا و کمیسیون کشور مجلس شورای ملی با حضور آقای دکتر افخم حکمت معاون وزارت کشور مطرح و مورد شور قرار گرفت و پس از بحث مفصل لایحه مزبور ضمن حذف ماده چهار و اصلاحات عبارتی که در مورد اول و دوم و سوم به عمل آمد به تصویب کمیسیون مشترک رسید اینک گزارش شور اول آن تقدیم مجلس محترم سنا می‌گردد.

مخبر کمیسیون شماره یک- دکتر اقبال

لایحه مربوط به نشر آگهی‌های دولتی

ماده اول- از تاریخ تصویب این لایحه قانونی وزارتخانه‌ها و سازمان برنامه و بنگاه راه‌آهن و بانک‌ها و سایر بنگاه‌های دولتی موسسات و شرکت‌هایی که به سرمایه دولت اداره می‌شوند مکلفند کلیه آگهی های دولتی را برای درج در جراید مستقیماً به اداره کل انتشارات و تبلیغات ارسال دارند و همچنین آگهی‌های که به هزینه اشخاص باید به وسیله دولت منتشر شود.

ماده دوم-دو اثر موسسات دولتی در شهرستان‌ها مکلفند آگهی‌های دولتی را برای اطلاع فرماندار محل ارسال دارند تا کمیسیونی مرکب از فرماندار- رئیس دادگستری- رئیس دارایی یا قائم‌مقام آنها آن قسمت از آگهی‌های که نشر آن در جراید مرکز ضروری باشد باداره کل انتشارات و تبلیغات ارسال و بقیه که باید در جراید محل درج گردد بر طبق نظر کمیسیون مزبور بین روزنامه‌های کثیر‌الانتشار محلی تقسیم شود.

ماده سوم-وزارت دادگستری مکلف است یک نسخه از آگهی‌های ثبتی و دادگستری را که در مجله رسمی نیز باید درج شود برای نشر در روزنامه کثیرالانتشار مستقیماً به اداره کل انتشارات و تبلیغات ارسال دارند و در شهرستان‌ها نیز طبق ماده دوم عمل شود.

ماده چهارم-بند سه ماده سوم قانون بودجه سال یکهزار و سیصد و بیست وشش مجلس شورای ملی مصوب سیزدهم بهمن ماه 1326 از تاریخ تصویب این لایحه قانونی لغو می‌شود.

ماده پنجم وزارتخانه‌ها اداره کل انتشارات و تبلیغات و کلیه موسسات و بنگاه‌های دولتی مأمور اجرای این لایحه قانونی می‌باشند.

رئیس-برای این لایحه آقای موید‌ثابتی تقاضای فوریت کرده‌اند آقایانی که با فوریت این لایحه یعنی به کشوری بشود و موافقند قیام بفرمایند.(اکثر برخاستند) تصویب شد بحث در کلیات لایحه است و اگر نظری هست خواهند فرمود (اظهاری نشد)

گویا نظری در کلیات نیست رأی می‌گیریم به ورود در شور مورد آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد ماده اول قرائت می‌شود.

(به شرح سابق قرائت شد)

دکتر صدیق- مخبر کیست و کی دفاع خواهد کرد.

نبیل‌سمیعی- نیستند

رئیس-ممکن است یکی از اعضای کمیسیون یا رئیس یا منشی تشریف بیاورند آقای دکتر اقبال در جلسه قبل هم که صحبت بود حاضر نبودند..

دکتر صدیق-رئیس و مخبر عوض شده‌اند

نبیل‌سمیعی-آقاید مسعودی مخبر کمیسیون هستند و آقای ساعد هم رئیس هستند

فرخ-ممکن است بنده دفاع کنیم

رئیس-خوب اگر نظری در ماده اول هست بفرمایند.

دکتر صدیق-آقای فرخ معلوم شد دفاع خواهند فرمود می‌خواستم بپرسم برای چه می‌خواهند تمرکز قائل بشوند برای آگهی‌های دولتی چون ما هر روز سعی می‌کنیم که تمرکز از بین برود حالا تمنی می‌کنم توضیح بدهند علت چیست و فلسفه‌اش چه بود.

رئیس- آقای فرخ

فرخ- آنچه در کمیسیون مذاکره شد این بود که فشارهایی از طرف جراید به ادارات مختلف دولت وارد می‌شد و تشتت‌هایی ایجاد می‌شد و برای این که در این قضیه یک نفر مسئول این کار باشد و به صورت منظم‌تری انجام شود دولت لازم دانست که تمرکز داده بشود در یک محلی و به عقیده بنده این کار مضراتی هم برای کار اصولی ما ندارد چون جراید امروز زیاد است و در سابق به وزارتخانه‌ها و ادارات مختلف هر کدام به یک جا فشار می‌آوردند و اسباب زحمت آنها می‌شدند و از این جهت خواستند که یک جا متمرکز باشد و رفع این اشکال بشود.

رئیس-آقای مهدوی فرمایشی دارید

مهدوی-بنده با این ماده مخالفم بنده خیال می‌کنم این تمرکز نه به منفعت مردم است و نه به منفعت دولت برای این که رئیس اداره انتشارات و تبلیغات البته همیشه از طرف دولت وقت تعیین می‌شود و دولت وقت نظرش از این کار استفاده یا سوء‌استفاده خواهد بود، البته نظرم دولت فعلی نیست نظرم هر دولتی است که بر سر کار است چون رئیس اداره تبلیغات و انتشارات صد در صد محکوم و تابع دولت است و او به دستور دولت اعلانات را به جراید واحدی خواهد داد و جراید را همیشه تحت و نفوذ خود در‌خواهد آورد و مانع این می‌شود که جراید آزادی عقیده داشته باشند. یعنی اگر جراید تابع نظر دولت باشند اعلانات را به آن جراید خواهند داد و از این لحاظ یک فایده‌ای به آن جراید خواهند رسانید ولی چون مطبوعات باید آزاد باشند و عوایدی هم داشته باشند که بتوانند نشو و نما بکنند و به نفع جامعه چیز بنویسند یک راه بزرگ عوائد مطبوعات هم همین اعلانات است و اگر این اعلانات بهشان داده نشود نخواهند توانست بنویسند و مستقل زندگانی کنند لهذا همیشه دولت از این تمرکز اعلانات در اداره انتشارات و تبلیغات یک وسیله‌ای قرار خواهد داد برای خودش به این که مطبوعات را صد درصد تحت نظر خودش بگیرد یعنی اگر مطبوعات مطیع اداره انتشارات و تبلیغات باشد اعلان بهشان می‌دهند و اگر نباشد بهشان نمی‌دهند به عقیده بنده این صحیح نیست چون حقیقتاً مخارجی که دولت برای این کار می‌کند باید به نفع دستگاه دولت باشد یعنی اگر چنانچه اداره برنامه اعلان بدهد مقصود از انتشار اعلان برنامه چیست؟ مقصودش این است که آن قضایای اقتصادی و مالی و پیشنهادها برای کار برنامه به مردم برسد و مردم مسبوق باشند و به بهترین وجهی کارهای برنامه انجام بشود ولی در اینجا آن نظر اقتصادی به عکس تحت نفوذ نظر سیاسی قرار می‌گیرد زیرا اعلان اداره برنامه را باید ببرند به آن جریده‌ای که بیشتر منتشر می‌شود و مردم بیشتر می‌خوانند به او بدهند تا آن که به بهترین وجهی استفاده را به دست بیاورند ولی در اینجا مسئله سیاسی می‌شود و آن اصل موضوع اعلان به کلی از بین می‌رود.

رئیس-آقای وزیر کشور

وزیرکشور (آقای علم)- بنده فکر می‌کنم آن توهمی که برای نماینده محترم پیدا شده اینجا مورد نداشته باشد به جهت این که از دو حال خارج نیست یا این که دولت در دستگاه تابعه خودش نفوذ دارد و می‌تواند اعمال نفوذ کند یا نمی‌تواند اگر می‌تواند پس همان دولت می‌تواند به وزارت دادگستری یا وزارت کشور دستور بدهد یا به فلان وزارتخانه مختلف دستور بدهد که به فلان روزنامه آگهی بدهد و هم می‌تواند بگوید ندهد نظر دولت اصولاً از این که در اینجا متمرکز شود برای این نیست که اعمال نفوذ در جراید بکند فقط از لحاظ این است که کار تمرکز داشته باشد و بداند که چه می‌کند و الّا این توهم به نظر بنده در اینجا موردی ندارد عرض کردم که اگر خدای نکرده بخواهند اعمال نفوذ بکنند و تخلف بکنند الان به صورت پراکنده بهتر می‌توانند و این از لحاظ این است که هم در وضع رادیو سر و صورتی داده شود و هم در پخش آنها دقت بیشتری بشود.

رئیس-آقای دادگر

دادگر-من با عقیده آقای وزیر کشور یعنی با این منطق و فلسفه ایشان موافقم برای این که همانطور که گفتند اگر راه اعمال نفوذی ممکن باشد حکومت می‌تواند افکار خودش را به ادارات خودش به هر نحوی که بخواهد تحمیل می‌کند و امیدوارم که اینطور نباشد و تمرکز اصولاً انتظامات می‌آورد ولی نظر بنده از آمدن به اینجا این بود که این شبهه است و این شبهه نباید وجود داشته باشد که جراید و مطبوعات واقعاً به ادارات دولتی فشار وارد می‌آورند و به جهت فشار آنها است که تقسیم اعلانات پس و پیش می‌شود بنده هیچوقت جراید را از حالا مظلومتر ندیده‌ام جراید کاری برخلاف مطلوب دولت نمی‌کند جراید بالاخره آبونمانش را کسی نمی‌دهد آگهی‌ها هم به آنها کفایت نمی‌کند یک زندگی بین بین و ناموزونی دارند ‌ و بنده از جمع و خرج زندگانی اغلب آنها مطلع هستم این فقط از باب امرار و از باب استمرار است که این روزنامه‌شان را بیرون می‌دهند و آگهی‌ها و اینها کفاف نمی‌دهد و بنده خیال می‌کنم حالا که روزنامه‌ها اینطور به دولت با‌وفا هستند و اینطور مقوی دولت هستند واقعاً دولت

+++

برای این که آنها بتوانند روی پای خودشان بایستند باید یک فکری بکند زیرا مطبوعات حتی آنهایی هم که تیراژ زیاد دارند حتی آنهایی هم که اوضاعشان بسیار خوب است و بالنسبه قویترند آنها هم زندگانی مادیشان بد است و این آگهی‌ها هم جبران نمی‌کند و این عواید خیلی کمی است و بالاخره آنها بهره‌ای از این کار نمی‌برند و روح مطلب بنده این بود که گفته نشود اینها به این ادارات تحمیل دارند من و تو می‌کنند، به من بدهند، به او ندهند می‌گویند این مسئله اینطور نیست اینها نحیفترین طبقاتی هستند که در این موقع به دولت کمک می‌کنند آن هم بی‌مزد و بی‌پاداش.

رئیس-آقای خواجه‌نوری

خواجه‌نوری- بنده با این ماده موافقم ولی در یک قسمت از فرمایش جناب آقای دادگر چون خودم روزنامه‌نویس هستم تردید می‌کنم. در بین ارباب جراید مردان بسیار بدی هم هستند(دادگر- من خوب‌هاشان را گفتم) به عقیده بنده اگر کسی بخواهد روزنامه‌ای را اداره کند و فقط منظورش این باشد که آگهی از دولت بگیرد و به این طرز روزنامه‌اش را اداره کند او نمی‌تواند مفید باشد مکرر دیده‌ام وقتی که داده نشده است اعلانات به یک روزنامه‌ای که به این طرز رو آمده شروع می‌کند به حمله و تنفیذ زیاد فرض بفرمایید راه‌آهن با یک رئیس کوچکی که زورش به آن رئیس کوچک می‌رسد آن قدر اذهان را مشوب می‌کند و آن قدر حملات شدید یکند که به آن روزنامه اعلان بدهد و این به عقیده بنده درست خلاف آن منظور عالی روزنامه‌نگاری است متأسفانه باید اعتراف کنیم که اینطور روزنامه‌ها هنوز هم وجود دارد بنا‌بر‌این به اعتقاد بنده خوب است به دو دلیل تمام این اعلانات در یکجا متمرکز بود یعنی همان طور که آقای وزیر کشور فرمودند اگر اعمال نفوذ سیاسی دولت می‌خواهد بکند ممکن است بسیار اداراتش هم همین نظر را داشته باشد و می‌تواند به آنها هم دستور بدهد دلیل دیگر این که اگر روزنامه‌ها فوق‌العاده در تقویت و یا عدم تقویت دولت دارند خوب اگر یک دولت که مورد تأیید مجلسین هست باید بهش وسایل کار هم داد یکی از وسایل کار هم همین روزنامه است شما چطور تجویز می‌کنید به روزنامه‌ها رشوه بدهند پول بدهند چه ضرری دارد که اگر یک دولتی که خوب کار می‌کند و به نفوذ اعجاز‌آمیز مبلغ احتیاج دارد به واسطه اعلان در راه تقویت مملکت کمک بکنند بنابراین بنده به این دو دلیل با این ماده موافقم و عقیده دارم که باید تصویب شود.

رئیس-آقای دکتر سعید مالک

دکتر سعید مالک-بنده تصور می‌کنم اینطور، به طور قطع گفتن که تمام آگهی‌ها بتوسط انتشارات بروزنامه ها داده شود مشکلاتی برای بعضی ادارات فنی درست می‌کنید مخصوصاً برای وزارت بهداری دانشکده‌های دانشگاه به این مناسبت تصور می‌کنم اگر در آخر ماده اضافه شود فقط در وارد فوری به تشخیص وزیر هر وزارتخانه‌ای ممکن است بعضی اعلانات به روزنامه‌ها مستقیماً داده شود مثلاً یک وقتی لازم می‌شود در وزارت بهداری یک خرید فوری بشود و‌بایی بروز می‌کند، به عمل می‌آید حریق می‌شود، زلزله می‌شود می‌خواهیم یک دوایی بخریم یک چیز فوری بخریم، اگر بنا باشد این آگهی را بفرستند به اداره انتشارات و پس از چند روز بدهند مشکل می‌شود کارشان نمی‌توانند این خرید را بکنند بنده تصور می‌کنم که در موارد فوری که وزیر هر وزارتخانه‌ای آن را تشخیص بدهد به فوریت مطلب اینجا آزاد باشد که بتواند اعلانات را مستقیماً به روزنامه‌ها بدهد یک پیشنهادی هم در این باب نوشته‌ام و تقدیم می‌کنم.

وزیر کشور-ممکن است پیشنهاد جناب آقای دکتر لقمان‌الملک خوانده بشود بعد توضیح بدهم یا این که اجازه بدهید الان توضیح بدهم.

رئیس-پیشنهاد آقای دکتر سعید مالک قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم که به آخر ماده اول جمله ذیل اضافه شود: «فقط در موارد فوری که به تشخیص وزیر هر وزارتخانه باشد می‌توانند مستقیماً بدون واسطه تبلیغات به روزنامه‌ها آگهی بدهند.»

سعید مالک

رئیس-آقای وزیر کشور

وزیر کشور- عرض کنم که این موردی که جناب آقای لقمان‌الملک فرمودند به نظر بنده اگر مطالب خیلی فوری باشد که اصولاً مناقصه و مزایده معنی ندارد، دولت یک تصمیمی می‌گیرد مثلاً اگر خدای نکرده یک جایی سیل آمده باشد، یک خرابی شده باشد منتظر مناقصه و مزایده نخواهد بود، اجازه هست که یک عملیاتی بدون مناقصه و مزایده انجام بشود در وزارتخانه‌ها (یکی از نمایندگان- مبلغ آن چقدر است؟) گویا مبلغش پنجهزار تومان است اما اگر بخواهم در موارد فوری اینجا بگذاریم، تمام توقعات روی همین ماده می‌رود و تمام می‌آیند می‌گویند که این کار از موارد فوری است و آن نظری که بود به این که کار به مرکز پیدا بکند از لحاظ ترتیب کار باز هم به هم خواهد خورد‌. بنابراین استدعا می‌کنم پیشنهادتان را مسترد بفرمایید.

رئیس-آقای دکتر لقمان‌الملک

دکتر سعید مالک-در یک مطلب اشتباه شد آقا‌: صحبت مناقصه چیز دیگری است دولت حق دارد تا پنجهزار تومان، صد هزار تومان بدون مناقصه خریداری کند این صحبت دیگری است، این یک پیشامد فوق‌العاده می‌شود، دولت باید اعلان بکند توی روزنامه‌ها که فلان جنس را ما می‌خواهیم، دولت باید اعلان بکند تا آن جنس را بیاورند حالا آن جنس از پنجهزار تومان بیشتر خواهد بود یا کمتر آن یک امر دیگری است و وقتی که خواست اعلان می‌کند این می‌افتد توی چرخ وزارتخانه ها و اداره انتشارات و تبلیغات و چندین روز معطل می‌شود و این کار انجام نمی‌شود و آن کاری که در نظر است فوت می‌شود. بنده منظورم این است والا صحبتم سر این نیست که 5 هزار تومان حق مناقصه دارد یا نه صحبت من سر اینست که یک کار فوری برای خود دولت پیش می‌آید وزارتخانه باید اعلان بکند که فلان اتفاق افتاده باید فلان کار بشود این اعلان را فوراً نمی‌تواند بدهد به روزنامه‌ها، ناچار است بدهد به اداره انتشارات و اداره انتشارات چندین روز منتظر نوبت بشود تا به روزنامه‌ها بدهد. بنده خودم دچارش بودم دیگر می‌دانم و بعد از این که پانزده روز بیست روز گذشت و کار فوت شد آن وقت تازه روزنامه اعلان می‌دهند.

رئیس-آقای وزیر کشور

وزیر کشور-بنده گمان می‌کنم فلسفه این که اصولاً دستگاه رادیو تحت نظر یک وزارتخانه بخصوصی نیست و تحت نظر دولت هست و رئیس دولت وقت، همین مطلب مخصوص باشد که اگر گاهی مطلب فوری پیش می‌آید و باید به اطلاع عامه برسد، از این وزارتخانه به آن وزارتخانه نرود و به هیئت دولت مراجعه بکنند‌، اینها نیست. بنده گمان نمی‌کنم که این نگرانی جنابعالی در اینجا به موقع باشد. به جهت این که اگر یک کار فوری پیش بیاید آناً ممکن است وزارتخانه مربوط به رئیس‌الوزرا‌ بگوید و رئیس‌الوزرا‌ آناً دستور هم بدهد که گفته شود در رادیو و یا در روزنامه‌ها منتشر شود، چنانچه اغلب اخبار که گفته می‌شود همینطور است، تمام وزارتخانه‌های مختلف می‌دهند و آنها هم می‌دهند به تبلیغات و آناً هم منتشر می‌شود. بنابراین تقاضا می‌کنم که پیشنهاد خودشان را پس بگیرند.

دکتر سعید مالک-پس گرفتم.

رئیس-نظر دیگری نیست.

آموزگار-بنده یک تذکری دارم

رئیس-بفرمایید

آموزگار-بنده با این که با این لایحه موافق هستم ولی یک تذکری به نظرم می‌آید لازم باشد خدمت آقای وزیر کشور عرض بکنم و آن این است که مرکزیت دادند آگهی‌ها را به اداره انتشارات و تبلیغات. بنده در عین آن که کمال اطمینان را دارم به وزرا‌ و به دولت، به اداره انتشارات و تبلیغات بنده اعتمادی ندارم زیرا تبعیض می‌کند اعمال نظر می‌کند خاصه و خرجی می‌کند‌. اگر اداره تبلیغات مستقیماً مسئول وزارت کشور و وزیر کشور بود هیچ شکی نبود که به طور عدالت رفتار می‌شد ولی اداره انتشارات و تبلیغات را می‌فرمایید مسئول آن دولت است، حضرتعالی سهم یک دوازدهم دارید در مسئولیت مشترک، آقایی که آنجا نشسته است کار به شخص ندارد، حکومت می‌کند بر اعلانات، دولت پولی که برای اعلانات می‌دهد برای چه مقصودی است؟ پول می‌دهد اعلان بشود برای این که مردم از مفاد آن اعلان مطلع بشوند و بروند انجام بدهند یا امور تجاری یا امور صحی یا امور دیگر، مبنای کار این نیست که هر کس مفید شد یا موافق دولت شد با یک جهاتی دارد به او بدهد و به آن بدیگری ندهد. با این که بنده وقت روزنامه خواندن ندارم معهذا می‌بینم که روزنامه‌ها حمله به دولت می‌کنند باز می‌بینم جار و جنجال می‌کنند که چرا آنها را مستثنی می‌کنند.

جناب آقای وزیر کشور رئیس تبلیغات شما هر کس باشد مادام که تحت نظر یک کمیسیون خاصی نباشد که مسئول توزیع اعلانات را معین بکند باور بفرمایید هم ظلم می‌شود و هم بی‌عدالتی می‌شود و هم یک بدنامی هم برای خود اداره تبلیغات درست می‌شود.

پس به عقیده بنده اگر مقصود این است که آنچه منتشر می‌شود برای این است که دولت استفاده بکند از این اعلانات برای این که رفع احتیاجش بشود نه این که اعانه بدهد به روزنامه‌ها از طریق اعلانات دولتی، باید دولت کثیرالانتشارترین روزنامه‌ها را در نظر بگیرد‌، روزنامه‌هایی که البته موافق با دولت هم هستند بنده قبول می‌کنم حتی اگر یک روزنامه کثیر‌الانتشاری که مخالف دولت باشد اشکالی ندارد که بدهند اولاً کثیرالانتشار باشد ثانیاً تبعیض نکنند و فرد واحد هم نمی‌تواند به واسطه رودربایستی و فشار و توصیه نمی‌تواند بیطرف باشد بالاخره تبعیض می‌شود. بنده معتقد هستم که اعلانات حالا که بنا شد که مرکزیتی داده شود و البته مصلحت هم هست، تحت نظارت یک کمیسیونی بنا شد یا تحت نظر مستقیم وزیر کشور باشد و الّا رئیس اداره انتشارات و تبلیغات هر کس باشد تحت تأثیر واقع می‌شود و عملاً هم شده و نتیجه هم گرفته نمی‌شود.

نبیل‌سمیعی- مخصوصاً که ضعیف هم باشد.

رئیس-آقای وزیر کشور

وزیر کشور- به نظرم که جناب آقای آموزگار عرایضم بنده را تأیید فرمودند منتهی در طرز تشکیلات اداره تبلیغات آن البته مطلب علیحده‌ای است‌. گمان می‌کنم که هم در آئین‌نامه می‌شود تأمین کرد و هم با یک کمیسیونی در خارج ولی در هر حال این مطلب را تأیید فرمودند.

رئیس- ظاهراً نظری نیست-رأی می‌گیریم به ماده اول آقایانی که موافقند قیام

+++

فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد‌. ماده قرائت می‌شود.(به شرح زیر خوانده شد)

ماده دوم- دوایر موسسات دولتی در شهرستان‌ها مکلفند آگهی‌های دولتی را برای اطلاع فرماندار محل ارسال دارند تا کمیسیونی مرکب از فرماندار، رئیس دادگستری‌ رئیس دارایی یا قائم‌مقام آن قسمت از آگهی‌ها که نشر آن در جراید مرکز ضروری باشد به اداره کل انتشارات و تبلیغات ارسال و بقیه که باید در جراید محل درج گردد بر طبق نظر کمیسیون مزبور بین روزنامه‌های کثیر‌الانتشار محلی تقسیم بشود.

رئیس-ظاهراً نظری نیست. آقایانی که با ماده دوم موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده سوم قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

ماده سوم- وزارت دادگستری مکلف است یک نسخه از آگهی‌های ثبتی و دادگستری را که در مجله رسمی نیز باید درج شود برای نشر در روزنامه کثیر‌الانتشار مستقیماً به اداره کل انتشارات و تبلیغات ارسال دارند و در شهرستان‌ها نیز طبق ماده دوم عمل شود.

رئیس-ظاهراً نظری نیست. آقایانی که با این ماده موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده چهارم قرائت می‌شود.(به شرح زیر خوانده شد)

ماده چهارم-بند سه ماده سوم قانون بودجه سال یکهزار و سیصد و بیست و شش مجلس شورای ملی مصوب سیزدهم بهمن ماه 1326 از تاریخ تصویب این لایحه قانونی لغو می‌شود.

رئیس-با اجازه آقایان باید بگویم که خود بنده این را نمی‌فهمم، قانون بودجه برای یک سال است قانون بودجه 7 سال قبل حالا لغو می‌شود. آقای دادگر بفرمایید.

دادگر-عرض کنم این که از قانونی به قانون دیگری اشاره اجمالی می‌شود، این خیلی بد است یعنی فلان ماده یا فلان بند برای این که عملاً در مقابل کاری واقع می‌شود، در این لایحه مالیات بر عایدات بنده به کفیل وزارت دارایی گفتم که این احاله این ماده به آن ماده صحیح نیست این مواد مطلوب را لااقل در بین‌الهلالین ذکر کنید.

دشتی-برای این که شبیه به معما بشود این کارها را می‌کنند.

رئیس-آقا قانون بودجه سال‌های قبل ملغی است بعضی اوقات برای قانون متمم بودجه چنین ترتیبی قائل شدند که برای سال آینده شامل بشود و الّا آن هم مربوط به یک سال است قانون بودجه همیشه ملغی است. این بند سه فلان را آقایان اگر بخواهند پیدا کردم می‌شود خواند ولی مطلب اصولی این است که آیا قانون بودجه سال‌های قبل ملغی است یا نه؟ آقایان هم منظورشان این است که ملغی است و دولت هم منظورش این است و کسی هم مجبور نیست که قانون بودجه ده سال پیش را عمل بکند عرض کردم اگر نظر دیگری باشد آقایان می‌فرمایند. ظاهراً قانون بودجه فقط برای یک سال است.

وارسته-مگر این که در سالهای بعد تأیید شده باشد.

شمس ملک‌آرا‌-ماده چهارم چه شد؟

رئیس-هیچ چیز وقتی قانونی نیست دیگر چه می‌شود؟ این که می‌خوانند ماده چهارم است.

(به شرح زیر خوانده شد)

ماده چهارم-وزارتخانه‌ها اداره کل انتشارات و تبلیغات و کلیه موسسات و بنگاه‌های دولتی مأمور اجرای این لایحه قانونی می‌باشند.

رئیس-آقایانی که با این ماده 4 که 5 بود حالا 4 شد موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد‌. اگر در کلیات آخر کسی نظری دارد بفرمایند (اظهاری نشد) نظری نیست. پس رأی گرفته می‌شود به کلیه لایحه آقایانی که با کل لایحه موافقند قیام بفرمایند(اکثر برخاستند) تصویب شد. آقای وزیر پست و تلگراف بفرمایید.

7-معرفی آقای مهندس سمیعی به معاونت وزارت پست و تلگراف

وزیر پست و تلگراف-با اجازه آقایان نمایندگان محترم آقای مهندس هوشنگ سمیعی را به سمت معاونت پارلمانی وزارت پست و تلگراف معرفی می‌کنم (مبارک است).

8- قرائت نتیجه انتخاب کمیسیون همکاری مجلسین

رئیس-نتیجه استخراج آراء کمیسیون همکاری مجلسین قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

در جلسه خصوصی روز شنبه 20 خرداد 1334 برای اعضاء کمیسیون همکاری مجلسین انتخاب به عمل آمد و نتیجه استخراج آراء به شرح ذیل است:

1- آقای صدر                  40 رأی

2-آقای جمال امامی            37 رأی

3-آقای آموزگار                 37 رأی

4-آقای دکتر سجادی           36 رأی

5-آقای خواجه‌نوری           35 رأی

6-آقای دادگر                    33 رأی 

7-آقای دکتر ملک‌زاده          32 رأی

8-آقای فرخ                        28 رأی

9-آقای مهندس شریف‌امامی     23 رأی

10-آقای دکتر اقبال                21 رأی

11-آقای بهبهانی                   20 رأی

12-آقای شمس ملک‌آرا‌            16 رأی

13-آقای دشتی                       14 رأی

14-آقای ساعد                       14 رأی

و چون آقایان ساعد و دشتی هر یک چهارده رأی داشته‌اند به نحو مقتضی یک نفر آنها باید انتخاب بشوند و نیز آقایان ذیل هم به نحو زیر دارای رأی بوده‌اند

آقای حجازی 13 رأی

آقای نیکپور  12 رأی

آقای طباطبایی 11 رأی

و عده‌ای از آقایان کمتر رأی داشتند

رئیس-آقای دشتی

دشتی- بنده استدعا می‌کنم که بنده را معاف بفرمایید از این کار چون آقای ساعد هم تشریف دارند و رأی‌های مساوی داشتیم استدعا می‌کنم بنده را معاف بفرمایید.

رئیس-آقای دادگر

دادگر-همانطور که خود جنابعالی مقصودم جناب آقای رئیس است، سابقه دارند بنده استدعا کردم که مرا از این مأموریت معاف بدارند و برای بنده به دلایلی میسر نیست که در این کار شرکت بکنم و یکی از آن دلایل که لازم است در اینجا بگویم و گفته شود این است که باید کمیسیون همکاری واقعاً یک جبهه واحد با یک نیت خوب و با تسهیلات برای طرفین کار کنند‌. متأسفانه دیده شد که هر طبقه‌ای حمایت از آن محلی می‌کند که از آنجا مبعوث‌ است و این جمودت در حل مطالب یعنی این تعصب موجب شد که ما کاری در جلسات قبل انجام ندهیم و مسائل مختلف فیه ما حل نشد، حل نشد و همینطور ماند. بنده حالا خیال می‌کنم چون خودم نیستم و در این باب شرکت ندارم، پس بنابراین فکر بنده خیلی ساده و بی‌آلایش است این توصیه را در اینجا بکنم که رفقای ما تعصب و جانبداری از آنجایی که مأموریت پیدا می‌کنند، نکنند، طرفدار واقع و نفس‌‌الامر باشند و طوری بکنند که مطالبی که محل اختلاف است، این مطالب واقعاً از روی بیغرضی حل بشود؟ آن عبارت از آن است که مجلسین دو اطاق و دو دستگاه مختلف دارند ولی در واقع و نفس‌الامر یک موسسه تقنینه هستند و اینها با همدیگر ارتباتشان ارتباط بسیار قوی و ناگسستنی است. بنده امیدوار هستم که این بار کمیسیون همکاری طوری باشد که از آن بهره‌مند بشویم و نتایجی حاصل بشود و فوائدی عاید بشود.

شمس ملک‌آرا- به همین جهت خود جنابعالی باید تشریف داشته باشید.

رئیس-برای بنده از این لحاظ جای تأسف است. ایشان از ابتدا مانع شدند که فتح باب نکنند و قبول بکنند‌ و دیگر می‌خواستم تمنی بکنیم که خیلی در این باب صحبت شد و آقایان قانع شدند که هر کسی انتخاب شد دیگر امتناع نکنند تا کار به دلخواه پیش برود یا همانطور که آقای دادگر فرمودند ممکن نیست توافقی بشود و معنی ندارد کمیسیون همکاری، امیدوارم که منظور حاصل بشود. آقای دکتر ملک‌زاده هم گویا فرمایشی دارند.

دکتر ملک‌زاده- من می‌توانم این ادعا را بکنم که شاید بیش از هر کس به احترام قانون اساسی و مجالس مقننه معتقد و ایمان دارم و روی همین اصل هست و بود که همیشه کوشش می‌کردم که مناسبات کاملاً صمیمانه و دوستانه‌ ما بین دو مجلس مقننه برقرار بشود و نه فقط این نکته را من امروز در کمیسیون رعایت می‌کنم بلکه در دوره اول سنا همان روزی که جلسه اول سنا تشکیل شد بنده پیشنهاد کرد که یک کمیسیون مختلطی برای حسن تفاهم مجلسین تشکیل بشود و شد، نتایج نیکویی هم به دست آوردیم و باز در این دوره هم باز خود بنده پیشنهاد کردم و خوشبختانه عمل شد من در سهم خودم نه فقط حاضر نیستم که هیچ حقی از مجلس شورای ملی سلب بشود بلکه مجلس شورای ملی را من یک رکن اعظم حکومت ملی و مشروطیت می‌دانم ولی ما معتقدیم که حدود و ثغور قانون محفوظ بماند، اگر حدود و ثغور قانون دستخوش هوای نفس و طرفداری شد، دیگر در مملکت یک سنگ روی سنگ نمی‌ماند‌. این است که هر رژیمی را که انسان یا مردم با یک جامعه‌ای در یک مملکت ایجاب می‌کند باید سعی بکنند که مقررات و اصول آن رژیم محکم و ثابت و برقرار بماند. امروز جناب آقای وزیر کشور صحبتی کردند که خیلی پسندیدم و آن این بود که گفتند که می‌خواهیم دولت مقتدر باشد یعنی قانون مقتدر باشد. در مملکت مشروطه اگر مشروطه است اگر حدود و ثغور قانون محکم و برقرار بشود آن رژیم باقی می‌ماند‌، در استبداد هم اگر شرایط و مقرراتش دستخوش تمایلات و هرج و مرج شد آن هم از میان می‌رود، جمهوری هم از بین می‌رود بلشویکی هم از بین می‌رود‌. هر دولتی بقایش در این است که مقررات و اصولش محفوظ باشد. بنابراین ما نمی‌خواهیم به حدود و حقوق مجلس شورای ملی تجاوز بکنیم و آن چیزی که قانون اساسی قضاوت کرده است و حقوقی که از برای مجلسین معین کرده است فقط مقصود ما رعایت آن است و هیچ چیز دیگری نیست و چون نماینده مجلس سنا هستم از نظریات و منافع مجلس سنا دفاع بکنم این نیست و دفاع از مشروطیت و قانون اساسی و حقوق ملت می‌کنم.

9-موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

رئیس-آقا اگر این مطلب ختم شد البته به مجلس شورای ملی اطلاع می‌دهیم و آقایان ترتیب جلساتشان را می‌دهند. جلساتی ندارد مگر در صورت لزوم که ضرورت داشته باشد عجالتاً چون که بنا شد نیم ساعت به ظهر مانده جلسه را ختم بکنیم برای کاری که در هیئت رئیسه باید انجام بشود، جلسه را ختم می‌کنیم و جلسه آینده روز چهارشنبه و سه فقره طرح مربوط به منع ساختمان مسکن و ادارات در محل پارک شهر تهران، لایحه مربوط به اصلاح مواد 19 و 39 قانون دادرسی و کیفر ارتش، لایحه مربوط به تقلیل مدت مقرر ماده 95 قانون ملی شدن ارتباطات‌‌، این سه تا است (ساعت یازده و بیست دقیقه صبح (جلسه ختم شد) رئیس مجلس سنا- سید حسن تقی‌زاده

+++

 

 

یادداشت ها