کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
0.0 (0)
معرفی کتاب
[1397/03/08]

فایدۀ ادبیات؛ درس‌گفتارهایی از انتوان کمپانیون، امبرتو اکو و توماس پاول  

 

فایدۀ ادبیات چیست؟ این پرسش اگرچه تازه نیست و دست‌کم از زمانی که سارتر می‌نوشت، بارها و بارها از سوی نقادان و اندیشمندان مختلف مطرح شده، هنوز گویی جواب درخوری نیافته است؛ زیرا همچنان در باب این فایده و اهمیت ادبیات، چون و چرا بسیار است. همچنان مطالعات ادبی لااقل در ایران از جایگاه شایسته‌ای برخوردار نیستند و کسانی که به این رشته روی می‌آورند، دل‌نگرانند که آیا انتخاب درستی داشته‌اند یا خیر. اما این غفلت، اگر نگوییم بیماری، تنها دامنگیر ما نیست، بلکه در کشورهایی همچون فرانسه، انگلستان، ایتالیا یا آمریکا نیز که در یک قرن اخیر از حاصل‌خیزترین سرزمین‌ها در پرورش نویسندگان و شاعران بوده‌اند، جایگاه و نقش ادبیات در گسترۀ علوم و معارف با تردیدهایی جدی روبرو شده است. شاهد این مدعا هم چاپ و انتشار بیش از پیش مقاله‌ها، رساله‌ها و سخنرانی‌ها در دفاع از ادبیات است.

ناگفته پیداست که منظور از ادبیات در اینجا، حوزه‌ای دانش و کارکرد آن در زندگی است. امروزه عدۀ کثیری از مردم عادی، بلکه اهالی نظر و حتی فرهنگ هستند که به ادبیات با دیدۀ تردید می‌نگرند و در فایده و اهمیتش در جامعه شک دارند. یکی از دلایل مهم این رویکرد، البته رسد افسارگسیختۀ علوم دقیقه و تسلط نگاه‌ها و روش‌های علمی بر کل حوزۀ دانش، در دو سدۀ گذشته بوده است، تا آنجا که در حوزۀ ادبیات هم چیزی پدید آمد به نام علوم ادبی. یعنی ادبیاتی که از راه و روش‌های علمی استفاده می‌کرد و همچنان می‌کند. اما مشکل در اینجا بود که ادبیات به اعتبار ذات و تعریف خویش، همواره هم به راه و روش علوم تن در نمی‌داد و همچنین اسبی چموش مدام می‌رمید تا در بندش نکشند. آنجا هم که تن می‌داد و روش‌ها به مانند جامه‌های رنگارنگ بر قامتش، بریده، دوخته و آزموده می‌شد، همچنان این سؤال باقی بود که حالا که چه؟ خوب، اینکه فهمیدیم ساخت و سازۀ این شعر اینگونه است، چه سودی دارد؟ در این میان البته خود دوستان ادبی، در لکه‌دار کردن حیثیت و مقام ادبیات بی‌تأثیر نبوده‌اند. به هر حال اما، تمام مشکل از آنجا ناشی شده است که ندانسته و نمی‌دانیم که ادبیات چیست.

این کتاب کوششی است در این جهت، کسانی که در اینجا سخن می‌گویند استادان بزرگ ادبیات جهانند: کمپانیون، پاول و اکو، که از سه ساحت فرهنگی متفاوت هم برخاسته‌اند. یکی از آمریکا، یکی از فرانسه و دیگری از ایتالیا. اما چرا این موضوع را پیش کشیده‌اند و به تصریح کاربردهای ادبیات و دفاع از آن روی آورده‌اند؟ به نظر می‌رسد هر سه دل‌نگران سرنوشت مطالعات ادبی در کشورهای خود و البته در سطح جهانند. یعنی اینکه در فرانسه هم که همواره همچون مهد هنر و ادبیات شهره بود، اقبال به ادبیات به عنوان رشته‌ای دانشگاهی روبه افول گذارده است! همان مصیبتی که ما سال‌هاست گرفتار آنیم.

نوشتار نخست کتاب با موضوع «ادبیات به چه کار می‌آید؟» درس افتتاحیۀ شمارۀ 188 ایراد شده در تاریخ پنج‌شنبه 30 نوامبر 2006 توسط استاد آنتوان کمپانیون، صاحب کرسی ادبیات فرانسۀ مدرن و معاصر: تاریخ، نقد و نظریه است. در این نوشتار چنین می‌خوانیم: «ادبیات به ما کمک می‌کند بهتر احساس کنیم، و از آنجا که احساسات ما حدی ندارند، هرگز نتیجه‌گیری نمی‌کند بلکه همچون تاملات مونتنی، همچنان باز می‌ماند پس از آنکه چیزی به ما نشان داد، نفسی کشیدیم و به عالم تردیدها و نامحتواها بردمان، پیچیدگی‌ها و تناقضاتی که پس پشت اعمال نهفته‌اند، پیچ و خم‌هایی که گفتمان‌های برآمده از دانش در آن سرگردان می‌شوند، اما یک جملۀ طولانی پروست به کمال در آن می‌آمیزد». (ص 56)

نوشتار دوم این کتاب با موضوع «برخی کاربردهای ادبیات» سخنرانی امبرتو اکو در فستیوال نویسندگان، مانتو، سپتامبر سال 2000 است. در این نوشتار آمده است: «کارکرد نخست زبان این است که زبان را همچون میراث مشترک، مدام ورز می‌دهد. زبان، بنا بر تعریف، هر جا بخواهد می‌رود و هیچ فرمانی، چه از بالا، چه از سوی حکومت یا فرهنگستان صادر شده باشد، نمی‌تواند حرکتش را متوقف کند و به سمت اوضاعی که ادعا می‌شود آرمانیست، منحرف کند..... مطالعۀ آثار ادبی ما را بر آن می‌دارد تا در فضای آزاد تاویل و تفسیر، وفاداری و احترام را تمرین کنیم. عقیدۀ انتقادی خطرناکی وجود دارد که مختص عصر ماست و بنا بر آن مجازیم با یک اثری ادبی هر چه می‌خواهیم بکنیم و در آن هر چه که انگیزه‌های خارج از ارادۀ‌مان القا می‌کند، بخوانیم. این درست نیست. آثار ادبی ما را به آزادی تفسیر و تاویل فرا می‌خوانند، چون سخنی را فراروی ما می‌نهند که سطوح خوانش آن بسیارند و ما را با ابهام زبان و زندگی مواجه می‌سازند. اما برای پیش رفتن در دل این بازی، که در آن هر نسلی آثار ادبی را به روشی متفاوت می‌خواند، باید با احترامی عمیق به آنچه که من در جایی نیت متن نامیده‌ام، به پختگی رسید». (ص 69(

نوشتار سوم کتاب با موضوع «چگونه به ادبیات گوش فرادهیم؟» درس افتتاحیۀ شمارۀ 185 از مجموعه درس‌گفتارهای افتتاحیۀ کلژدوفرانس توماس پاول، کرسی بین‌الملل 2006 ـ 2005 است. در این نوشتار چنین آمده است: «چگونه به ادبیات گوش فرادهیم؟ طی خواندن اثری ادبی، می‌توان انعکاس‌های آن لحظۀ تاریخی‌ای را که در آن پدید آمده است، ضبط و ثبت کرد؛ می‌توان در آن آثار دلمشغولی‌های نویسنده‌اش را جستجو کرد. یا می‌توان به ارزیابی و تحسین سلسله شیوه‌های روایی و بلاغی به کار رفته در آن پرداخت. در نمایشنامۀ «بریتانیکوس 1»، اثر راسین، خوانندۀ آگاه به راحتی می‌تواند رد پای تفکری را که در سدۀ هفدهم، در باب جبر سیاسی و روابط آن با جبر عاطفی، معمول بوده، دریابد. چنین خواننده‌ای به‌درستی می‌فهمد که راسین، همچون شاگردی از مدرسۀ پور ـ رویال، دیرزمانی، در باب وضعیت طبیعتی که در ورطۀ سقوط است، تامل کرده. همین خواننده، آزاد است توجه خود را به وحدتهای سه‌گانۀ تراژدی نوکلاسیک، نجابت خویشتندار لحن، یا موسیقی اشعار اثر، معطوف نماید. اما هیچ‌یک از این اشتغالات ذهنی، که وانگهی به شیوه‌ای ستودنی مورد مباحثۀ نقد تاریخی، نقد تذکره‌ای و نقد بلاغی بوده‌اند، موضوع صحبت من نیست. خواننده‌ای که در اینجا مورد نظر من است، آن خواننده‌ای نیست که متن را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد، بلکه آن خواننده‌ایست که خود را در متن رها می‌کند. (ص 87(

فهرست مطالب کتاب:

مقدمۀ مترجم

ادبیات به چه کار می‌آید؟

برخی کارکردهای ادبیات

چگونه به ادبیات گوش فرادهیم؟

شناسنامه کتاب: فایدۀ ادبیات؛ درس‌گفتارهایی از انتوان کمپانیون، امبرتو اکو و توماس پاول، جمعی از نویسندگان، ترجمه روح‌الله حسینی، تهران، ناشر: خاموش، ۱۳۹۶، تیراژ ۱۰۰۰.

سایت کتابخانه تخصصی ادبیات

    بازدید:150
    یادداشت ها
    Parameter:300621!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار