wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی ها » مقالات
[1389/05/11]

شرحی بر مجله ادبی دبستان/محمد حسین رفیعی  

10214

محمد حسین رفیعی کارشناس ارشد رشته تاریخ در مقاله زیر به معرفی مجله ادبی دبستان، یکی از گنجینه های ادبی کتابخانه شماره ۲(ایران شناسی و اسلام‌شناسی پرداخته است.

وی دراین مقاله می‌نویسد: «مجله دبستان به مدیریت سید حسن طبسی درمشهد مقدس تاسیس شد و شماره اول آن در 40 صفحه به قطع خشتی درربیع الثانی 1341 قمری مطابق 29 عقرب 1301 شمسی منتشرشده است. بنای طبسی بر انتشار ماهیانه مجله بوده است که تا نهایت انتشار آن نیز به همین منوال ادامه یافته است. وجه اشتراک آن درسال، 40 قران برای طلاب و شاگردان و کارکنان مدارس عموما فقط 25 قران. آدرس آن درمشهد در سردرب مطبعه خراسان بوده است. دبستان مجله ماهانه علمی و ادبی است که نظر نویسنده به ترویج زبان فارسی امروزی بوده است. پس از سه سال تعطیلی مجله شماره اول سال دوم در آذر 1305 شمسی مطابق با 17 جمادی الثانی 1345 قمری منتشرشده است و بخصوص درسال دوم مجله ناشر افکار و آثار اعضای انجمن ادبی خراسان را بیشتر نشر می داده است. درسال دوم از شماره 9صاحب امتیاز سید حسن طبسی و مدیر مسول شیخ احمد بهار ضبط گردیده است. نشریه به علت مسافرت کاری آقای سید حسن طبسی به تهران تعطیل شده است و فقط 24 شماره از آن منتشر شد.

طبسی در شماره ابتدایی مجله مسلک خود و مجله اش را معرفی کرده است. وی در ابتدا از بعد سیاسی و اجتماعی مطالبی را در در شان مجله اش دانسته که به مسایل سیاسی روزانه مرتبط نباشد. بدون شک این رویکرد متاثر از فضای مختنق و ضدجرایدی ست که در آن روزگار شایع بوده است:

«دبستان مجله ایست علمی و ادبی که نظر نویسنده[گان] آن به ترویج زبان فارسی امروزی ست. این مجله بحث می کند از سایر مواضیع علمی و اجتماعی و درج می کند مقالات عام المنفعه را و داخل نمی شود در سیاسات خصوصی و موضوعاتی که ممکن است به اشخاص برخورد کند. چه این مسایل از شقوق جراید یومیه است..... دبستان بر ضد این عقیده است که باید در زبان فارسی تصرفی شود و به فرس قدیم مثلا رجوع شود. بلکه اصرار می ورزد که همین زبان ادبی امروزی با تمام الفاظ و ترکیباتش ضبط و تدوین گردد.(ش.1؛ص4) چنانکه از شماره های بعدی مجله آشکار است طبسی بر رعایت موازینی که در دیباچه مجله اش عنوان کرده بسیار پای بند بوده است. او در شماره های بعد تلاش بسیاری برای معرفی عالمانه و خالی از غرض ورزی از بن مایه های اصیل زبان فارسی کرده و شناخت خوبی از ریخت شناسی زبان ارائه کرده است.»

نکته مهم رویکرد معتدلانه و عالمانه او در بررسی تعاملات زبان فارسی باستان و عربی اسلامی ست. این رویکرد معتدلانه آن زمان آشکار می گردد که به زمینه ها و گرایش ملیت پرستی ایرانی که در نقطه مقابل اسلام سعی در زدودن فرهنگ و آداب اسلامی داشت و در آن روزگار در حال شکل گیری و رشد بود توجه شود. او در شماره دوم مجله در بحث مفصلی که درباب زبان های محلی ارائه کرده می نویسد :زبان فارسی امروز جز یکمقدار الفاظ که از عربی و ترکی و بعضی زبان های اروپایی گرفته شده تفاوتی با فارسی اوایل ندارد و فارسی زبانان امروز آثار زبان سامانیان و صفاریان را بخوبی می فهمند . از اینجا معلوم می شود که زبان فارسی در عصر قدیم یعنی قبل از اسلام زبان کاملی بوده است و به محض آنکه وسایل آن فراهم آمده باندک زمانی افرادی چون بیهقی و فردوسی توانسته اند قدرت طبع و نثر خود را نشان دهند.... از طرف دیگر زبان عربی در وقتی که با شریعت مقدسه اسلام وارد ایران گردید بدرجه ای از کمال بود غیرقابل انکار. زبانی بود که قرآن به آن فصاحت و بلاغت بدان نازل شده بود... ما اساساً با الفاظ بیگانه مخالف نیستیم و مثل بعضی متجددین لازم نمی دانیم که همه اینها از زبان فارسی اخراج شوند. لیکن از طرفی هم با این موافق نیستیم که نویسندگان عصر کتاب قاموس یالاروس را پیش خود گذاشته و بدون ملاحظه هرچه دیدند در زبان فارسی داخل کنند و بر اشکال تعلیم و تعلمش بیفزایند. باید برای الفاظ بیگانه که داخل زبان می شوند حدی باشد که بی نهایت توسعه نیابد. رویکرد جالب طبسی در باب زبان فارسی و انتقادات به افکار اصالت جویانه متجددان ملیت پرست ‍‍‍‍‍‍ که در آن روزگار متداول بوده یکی از دیگر وجوه تمایز این نشریه از اقران هم عصرش به حساب می آید. او بشدت تلاش هایی که در آن زمان برای زدودن زبان فارسی از لغات عربی و ترکی انجام می شده را می نکوهد و نیاز اساسی زبان فارسی را فارغ از این تلاش ها؛ تشکیل و تصویب مجلسی خاص برای ارائه یک زبان رایج و رسمی در کشور دانسته است.ما گاهی خیال می بافیم که این زبان شیرین فارسی امروزی را که دارای اینهمه شعر عالی و نثر زیباست رها کرده یک زبان مرده را به زحمت زیاد زنده کنیم در صورتیکه باز آن زبان هزار سال باید عمر کند به کمال این زبان برسد و بزرگانی مثل عصور سالفه پیدا شوند و این یک خیالی ست واهی. پس ما احتیاج به اینکه لغت خود را از الفاظ و عبارات عربی یا غیر عربی تنقیح کنیم نداریم. بلکه محتاج به یک مجلس رسمی هستیم که برای معانی جدیده  الفاظی را معین کند تا همه پیروی کنیم.(ش2:ص11) علاوه بر مقالات نظری طبسی که مکررا در سری اول نشریه به چاپ رسیده است؛ بخش های دیگری نیز در مجله دیده می شود که مهم ترین آنها اشعار و منثوراتی ست که از سوی خوانندگان و اهل فضل و ادب خراسان به این مجله فرستاده می شود. بخش دیگری که در تمام شماره های مجله مندرج است و مطالب جالب توجهی را می توان در آن یافت بخش معرفی دستاوردهای علمی جدید است. دستاوردهای تکنولوژی و علمی جدید غربی در این بخش معرفی شده است.

 در شماره های ۲ الی ۴ اطلاعات مفیدی درباب رادیوم و نقش آن در علم طب جدید ارائه شده و در ضمن از شماره ۵ به بعد هم سلسله مطالبی در باب تاریخ طب اسلامی و معرفی میراث علمی اسلام در زمینه طبابت آورده شده است. در شماره ۱۱ و ۱۲ مطالبی درباب اسکوپ و میکروسکوپ آورده شده که بازهم توجه به دستاوردهای تکنولوژی مدرن است.نگاه قابل اعتنا و نادر طبسی به مسایلی چون ادبیات و زبان شناسی فارسی ؛ نقش و جایگاه تاریخ گذاری و نظام تقویمی و اصطلاحات رایج علمی و ادبی آن روزگار باعث شده که طبسی را نقطه گذاری از ادبیات رسمی قدیم به زبان شناسی علمی مدرن بدانیم. او در هر شماره مجله به مطالبی چون زبان ها و لهجه های محلی و نوع تعامل آن با زبان رایج معیار ؛ جایگاه تقویم های هجری و میلادی در تاریخ گذاری های رسمی ؛ انتقادات و اقتراحات ادبی  و جایگاه علوم غریبه و خرافات در علم مدرن  پرداخته است.متاسفانه هرچه شماره های مجله رو به فزونی گذاشته و مطالب ارسالی از سوی خوانندگان بیشتر شده مقالات نظری و تئوریک طبسی کمرنگ شده است. اشعار و منثوراتی که ارسال شده رنگ نشریه را از شماره های هفتم به بعد تبدیل به نوعی کشکول ادبی کرده است. طبسی خود در شماره هفتم ضمیمه ای اضافه کرده که ترجمه ای از داستان کوتاهی از آلفرد ماشارد به زبان فرانسه است.

 از شماره هشتم به بعد وجه اشتراک این مجله در انگلستان و فرانسه نیز روی جلد درج شده که نشان از نفوذ و اقبال ایرانیان خارج از کشور به این مجله داشته است. از شماره ۹ به بعد مشکلات مالی چنان بر سید حسن طبسی فشار آورده بود که شکوائیه ای از مشترکینی که مبلغ اشتراک خود را نپرداخته بودند منتشر کرده و به دلیل مسایل مالی انتشار مجله را به دوازده شماره(یک سال) محدود ساخته است. اما از آن روی که این نشریه مورد اقبال و توجه اهل علم و ادب ایران و به ویژه خراسان بوده است افراد بسیاری طبسی را به انحاء مختلف از اقدام به توقف چاپ نشریه بازداشته اند که در ابتدای شماره ۱۱و۱۲ که یکجا منتشر شده اسامی آنها ذکر شده : مرتضی میرزا مدیر نشریه خورشید؛ دهقان مدیر فکر آزاد؛ رفعه التولیه مدیر شرق ایران؛ شمس المعالی مدیر نشریه چمن؛ دکتر جواد کحال مدیر نشریه سعادت ایران ؛ بدایع نگار آستان قدس مدیر مجله الکمال و مدیران جراید نوبهار؛ شفق سرخ؛ ارمغان و مخصوصا ملک الشعرا بهار که به قصد منصرف کردن طبسی غزلی را به وی هدیه کرده است.پس از اتمام ۱۲ شماره مجله در سال 1301 انتشار مجله به اتمام رسید. اما در آذر ماه 1305 سال دوم انتشار مجله آغاز شد.

 طبسی در ابتدای این شماره دلیل قطع انتشار و تجدید آنرا چنین آورده است: «در چهارسال قبل به عللی به فکر انتشار مجله دبستان افتادم و فکر می کردم خوانندگان قدر و قیمتش را دانسته و مقامش را میان مطبوعات زمان تشخیص خواهند داد... اما به زودی عده کثیری از فضلا و دانشمندان خراسان را به قدری افسرده و پژمرده و دلتنگ یافتم که هیچگونه شرکت و دخالتی در انتشار این نشریه مبذول نداشتند. بدان روی من هم پس از دوازده شماره آنرا تعطیل کردم. تا آنکه انجمن ادبی خراسان به مساعی حمیده آقای ملک زاده  رئیس محترم انجمن معارف خراسان تاسیس شد.... و این مجله به درخواست ایشان نشریه آن انجمن قرار گرفت.(سال2؛ش1؛ص4)»

طبسی درباب تفاوت هایی که سری دوم این نشریه با دور اول دارد چنین آورده است:مجله دبستان امسال که سال دوم طبع آنست دارای همان مزایای سال اول و حاوی همان قسم مقالات و مندرجات خواهد بود و بعلاوه چون بخواهش و تشویق انجمن ادبی خراسان منتشر می شود انتظار می رود که اعضای محترم انجمن در انتشار آن مقاله ما را یاری فرمایند. 

دبستان و انجمن ادبی خراسان: انجمن ادبی خراسان محفل مهمی در تاریخ  فرهنگ و ادب این مرز و بوم به حساب می آید که اشخاص مهم و تاثیر گذاری در آن عضویت داشته اند. مجله دبستان در سری دوم خود به نوعی تریبون منتشرکننده آثار ادبی اعضای آن بوده است. این مساله خود یکی دیگر از وجوه اهمیت این نشریه در جریان شناسی سیر تحولات ادبی و فرهنگی این مرز و بوم است. طبسی خود ماجرای شکل گیری این انجمن را در ابتدای شماره اول سری دوم شرح داده است:سالها بود که عده ای از دانشمندان این شهر مایل بودند مجمعی تشکیل داده . در اوقات معین جلساتی داشته باشند و در موضوعات عامی و ادبی و معارفی تبادل نظر کنند. بخصوص که مدتی هم بود که هیچ نشستی در این باب شکل نمی گرفت. در صورتی که انجمن ادبی ایران چندسالی ست در مرکز دایر است و نیز برخی دیگر از ولایات چنین انجمنی داشته اند.

بالاخره آقای ملک زاده رییس محترم معارف خراسان در سنه ماضیه(سال1304شمسی) عده ای از اهل ادب را دعوت کردند تا انجمنی تشکیل دهند. وجود قرائت خانه معارف که مقدماتش را خود آقای معارف تهیه و به اهتمام آقای ادیب بجنوردی در زمان کفالت معارف خراسان افتتاح شده بود ؛ باعث شد که شبهای چهارشنبه همه هفته جلساتی در محل این قرائت خانه تشکیل شود.(سری2؛ش1؛ص9)چنان که دیدیم سید حسن طبسی شکل گیری انجمن ادبی خراسان را شرح داده است. این انجمن  ابتدا به ریاست افتخاری عبدالجواد ادیب نیشابوری در زمان ریاست معارف محمد ملک‏زاده، تاسیس شد ولی عملا ریاست انجمن با سید حسن طبسی بود که مجله دبستان ناشر افکار انجمن نیز به اهتمام نامبرده، منتشر می‏شد. جلسات هفتگی انجمن در محل کتابخانه معارف واقع در باغ نادری مشهد، مجاور آرامگاه نادرشاه تشکیل می‏شده است.( بهار، احمد. دیوان اشعار شیخ احمد بهار، مشهد: ناشر مهندس راشد بهار، 1370 ش، ص 8.) در توضیح بیشتر درباب فضای تاریخی آن روزگار ایران باید اضافه کرد که در زمان حکومت قوام‏السلطنه در خراسان ؛ مشهد از نظر فعالیتهای ادبی، وطنی و سیاسی، اهمیت خاصی داشت.

 این شهر، از مردان وطن‏دوست و آزادیخواه خالی نبود. ملک‏زاده (برادر ملک‏الشعرای بهار)، رئیس معارف خراسان بود. او و ادیب بجنوردی به همراه عده‏ای از سرشناسان از جمله شیخ احمد بهار دور هم جمع می‏شدند و به گفتگو می‏پرداختند. مهمترین اعضای این انجمن، عبارتند از: رفعت‏التولیه، مدیر روزنامه‏ی «شرق ایران»؛ شیخ احمد، مدیر روزنامه «بهار»؛ میرزا محمد ملک‏زاده، مدیر معارف و اوقاف؛ بقراطالملک پزشک؛ سید حسن طبسی... و ادیب بجنوردی. این جلسات بعدها شکل انجمن ادبی خراسان را به خود گرفت.مجله دبستان تا سال در شماره نهم در شهریور ماه 1306 به مدیریت طبسی اداره شد اما از این تاریخ به بعد مدیر مسئولی آن را شیخ احمد بهار به عهده گرفت. علت این انتقال نیز آن بود که وزارت عدلیه طبسی را برای عضویت در کمیسیون تهیه قوانین به طهران احضار کرد به همین دلیل برادر ملک الشعرای بهار این مسئولیت را به عهده گرفت. این پایان کار دبستان بود چرا که این مجله پس از انتقال طبسی بیش از چهار شماره دوام نیاورد و برای همیشه تعطیل شد. احمد بهار نیز پس از انحلال مجله؛ روزنامه بهار را در مشهد راه اندازی و منتشر کرد که یکی از مهم ترین نشریات تاریخی و ادبی ایران محسوب می گردد. هر 12 شماره از سال اول انتشار این مجله و از دوره دوم انتشار آن نیز به غیر از دو شماره سوم و ششم؛ بقیه سلسله مجلدات این نشریه در کتابخانه شماره ۲ مجلس شورای اسلامی به رده PI و به شماره ثبت 4869 موجود است. 

کتابخانه شماره ۲ مجلس شورای اسلامی ـ محمد حسین رفیعی

بازدید:114
یادداشت ها