wait لطفا صبر کنید
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » اخبار کتابخانه » روابط عمومی و امور بین الملل
0/0 (0)
با استاد عبد‌الحسین حائری
[1396/07/18]

ویژگی‌های استاد حائری/صفر امیری  

آنچه که در زیر می‌خوانید متن سخنرانی آقای امین صفری-کارشناس‌مسئول سابق دایره نسخه خطی و امین اموال کتابخانه مجلس شورای اسلامی- است که در همایش بزرگداشت استاد حائری در 6 شهریور 1396 در کتابخانه ایران‌شناسی مجلس شورای اسلامی ارائه گردید.

به نام خدا

 با  عرض سلام خدمت حضار محترم و تشکر از برگزارکنندگان این مجلس پر بار

آشنایی بنده با  کتابخانه و استاد حائری در سال ۱۳۵۴ بود که استاد یک نفر مسئول و امین برای دایره نسخ خطی و کتابخانه را  پیگیر بودند و بنده مسئول دایره بخش  نسخ  خطی و امین اموال کتابخانه مجلس شورای اسلامی که بیش از ۳۰ سال و نزدیک‌ترین فرد در خدمت استاد حائری بودم و وظیفه دارم ادای دین جزئی به استاد حائری را انجام دهم.

بنده که افتخار خدمت در محضر استاد را داشتم رابطه ما  نه به عنوان رئیس و کارمند،  بلکه رابطه پدر و فرزندی را داشتیم،  بنده در مقامی نیستم که از سجایای اخلاقی و علمی ایشان صحبت کنم صاحبنظران دیگر به آن اشاره می‌کنند.

آنچه مسلم است استاد بزرگوار ویژگی‌های خاص داشت از جمله امانت‌داری که زبان قاصر است نسبت به حفظ و دلسوزی و امانتداری ایشان حرفی بزنم به طور مثال اگر نسخه‌ای منحصر به فرد و یا چاپ نشده و یا نادر بود،  حتی  حاضر نبودند به نزدیک‌ترین و عزیزترین کس خود اجازه دهد تا استفاده یا چاپ نمایند.

لذا عقیده داشت که چنین مجموعه‌ها و نسخه‌ها را باید مراکز علمی و معتبر در جهت عام المنفعه استفاده کنند نه افراد شخصی جهت سودجویی!

 استاد جهت حفظ و نگهداری مجموعه و حتی اوراق متفرقه را نیز عقیده داشت و تاکید می‌کرد که هرگز نوشته و اوراق را دور نریزید  چه بسا تکه کاغذ کوچک هم باشد.

می‌گفتند از نوشته‌های کوچک چه در کاغذ پاره‌ها و یا در حاشیه کتاب‌ها خیلی به موضوعات نایاب دست یافت،  انصافاً هم  موردهایی پیش می‌آمد که تشخیص  و گفته ایشان کاملا درست بود.

استاد هرگز کتاب را از کتابخانه به امانت نمی‌داد و به شدت مخالف آن بود، یک مورد به دلایلی امانت اتفاق افتاد و آسیب آن را دیدیم و مخالفتشان نیز کاملا درست بود و آثار آن هم در کتابخانه باقی ماند.

در مورد نگهداری و مراقبت از مجموعه و از اموال فوق العاده بی‌نظیر بود برخلاف اسلاف خود، و همه مجموعه‌ها که آن چه بود با  آن کیفیت تحویل همکاران و مسئولان محترم کتابخانه دادیم برای نمونه،  بیشتر از نسخه‌ها و اشیاء اهدائی به کتابخانه بدون ثبت و تعیین تکلیف بوده و کسی هم از وجود آنان جز استاد و بنده اطلاعی نداشتند و با همان کیفیت تحویل داده شد و جناب آقای ابهری کاملاً در جریان امر هستند.

نمایشگاه کتابخانه از آثار کمال الملک،  اسمعیل آشتیانی و محمود اولیاء و دیگران نمونه دیگری است از امانتداری استاد که  تا چه حد در حفظ  این آثار می‌کوشیدند شایان ذکر است که تا وقتی نمایشگاه در کتابخانه بود بازدید‌کننده زیادی داشت و بارها پیش می‌آمد که خانواده  سفراء مقیم تهران دسته جمعی برای بازدید از نمایشگاه  می‌آمدند. 

ایشان آنقدر ماخوذ به حیا بود  که این بزرگوار تنها فرزند ایشان جناب آقای دکتر نادر حائری بیکار بودند و حاضر بودند در کتابخانه مشغول به کار باشند ولی استاد قدمی بر نداشت و بارها به ایشان یادآور  می‌شدیم در این خصوص اقدامی بکنند و مشغول به کار باشند ولی هرگز نپذیرفت و می‌گفت من این کار را بکنم می‌گویند از موقعیت اداری‌اش استفاده کرده است.  جا داشت  که مسئولین محترم بعدی آرزوی استاد را برآورده می کردند.

استاد کاملا ساده‌زیستی را داشتند و به هیچ وجه طرفدار تشریفات نبود و به هیچ وجه اهمیتی به مادیات نمی‌داد،  در روابط کاملاً بی‌ریا و با تواضع بودند.

مثلاً افراد مجموعه‌های خودشان را برای نسخه‌شناسی به نزد استاد می‌آوردند تا آن‌ها را شناسایی کنند و صاحبان آن مجموعه‌ها حاضر بودند مبلغی بابت این کار به استاد بدهند ولی استاد هرگز نمی پذیرفت و به شدت نیز ناراحت می‌شد. 

فقط در جواب می‌گفت اگر می‌خواهید کاری شایسته‌ای بکنید این نسخه‌ها را به کتابخانه مجلس و کتابخانه‌های معتبر در داخل کشور به فروشید، به خارج از کشور  نبرید.

استاد همیشه صاحبان نسخه و مجموعه‌ها را تشویق می‌کرد حتما کتاب‌هایشان به خصوص ( نسخ خطی ) را در داخل کشور بفروشند.  و از این که به خارج از کشور نبرند  مجموعه و یا نسخه‌ها را اندکی هم گرانتر می‌خرید  تا از کشور خارج نشود. نمونه  آن نسخه  سفینه  تبریزی بود که در خرید آن حکایت مفصلی دارد که در این مجال نمی‌گنجد.

کتابت  آن ۷۲۱ الی ۷۱۱ با یک خط در یک  مجلد  قطع رحلی و حجم‌دار بود که استاد اطلاع پیدا کرده بود و آدرس صاحب آن را مرحوم  آقای رحیمی خوب همکار کتابخانه به دست آورد و استاد به بنده مأموریت دادند پیگیر شدم تا هماهنگی به عمل آمد استاد  نسخه را رویت کردند  و همراه  آن نسخه سفینه  تبریزی یک نسخه دیگر لیلی و مجنون تزیینی هم بود و فروشنده مشروط کرده بود که اگر  سفینه تبریزی را می‌خواهید باید این نسخه لیلی و مجنون را هم بخرید استاد فرمودند از آن نسخه فراوان داریم،  چون صاحب نسخه حاضر به فروش بدون کتاب لیلی و مجنون نشد  به ناچار با هم،  هر دو نسخه را با قیمت بالای با هماهنگی کارپرداز محترم وقت خریده شد و شنیدم سال‌ها پیش آن نسخه به چاپ رسیده است.

امتیازی که وجود استاد برای کتابخانه داشت اعتماد مردم بوده که استاد را می‌شناختند.  نمونه  این اعتماد‌ها این بود که خانواده‌ها مجموعه‌های شان را به کتابخانه مجلس شورای اسلامی اهدا می‌کردند و می‌گفتند به دو دلیل مجموعه را به کتابخانه مجلس شورای اسلامی اهدا می کنیم:

اولاً می‌گفتند  کتابخانه پارلمان  کشور است، دوماً  وجود شخصیت خود استاد حائری بود که به زبان می‌آوردند. در این راستا اولین مجموعه اهدایی به کتابخانه  خانواده آقای عباس محتشم نوری که  مباشر مجلس بوده  و توسط فرزندش اهدا نمودند و بنده وقتی زیاد گذاشتم تا از منزل آنان که در حوالی میدان ولیعصر بوده آوردم که چند هزار نسخه چاپی فارسی و لاتین و نقشه‌های قدیمی و تعدادی نسخه خطی هم بود.

دومین مجموعه مربوط است به مرحوم غلامحسین سرود که ایشان نظامی عالی‌رتبه بودند (سرتیپ)  و وصیت کرده بودند پس از فوتش همسر ایشان تعداد ۱۴۷ نسخه خطی ارزشمند تعدادی چاپی را به کتابخانه اهدا نمودند آنها هم بر همین عقیده بودند.

سومین مجموعه مربوط به شیخ کاظم معزی دزفولی بود که این مجموعه را بنده با خود استاد رفتیم آوردیم و برای آنکه آسیبی به نسخه‌ها نرسد پودر ددت  ریخته بودند که پای مرا به بیمارستان رسانید  و با استاد صورت‌برداری کردیم  و بسیار سختی کشیدیم در حمل آن.

مجموعه دیگر مجموعه‌ای بود که در ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای  هاشمی رفسنجانی بود که به استاد اطلاع  دادند  تعداد کتاب‌های بهایی وجود دارد در منطقه ازگل در یک خانه زیرزمین و چند کارتون بود و تعدادی فارسی و تعدادی به زبان های دیگر بود.

استاد یک ویژگی‌های خاص برای این مجموعه‌ها داشتند که عکس و بیوگرافی صاحبان این مجموعه اهدایی را تهیه و بالای هر مجموعه خودش  نصب می‌کردیم و  صاحبان هر از گاهی می‌آمدند و بازدید می‌کردند و خیلی  خرسند می‌شدند از این کار که نام آنان با مشخصات نوشته شده و همراه مجموعه‌هایشان درقفسه‌ها جداگانه نگهداری می‌شد.

البته در طول چندین سال در خدمت استاد خاطرات زیادی دارم برای ضیق وقت یک نمونه آن را  عرض می‌کنم. اولا عرض کنم آن زمان همکارانی که در کتابخانه بودند حدوداً ۲۰ نفر بوده و تمام ثبت و سفارش و خرید در طبقه همکف و بخش خطی نیز در همان طبقه همکف بوده انجام می‌شد و کتاب‌های خریداری شده را انتخاب می‌کردیم و نسخه اضافه آنان را بسته‌بندی و به صاحبان آن تحویل می‌دادیم،  یک روز استاد حائری آمدند  برگه دان نسخ خطی را ببینند ولی کتاب‌های بسته‌بندی شده در مسیر بوده و بنده هم چند ماهی بود که به کتابخانه آمده بودم  من با پایم اندکی بسته‌های کتاب‌ها را کنار زده تا استاد عبور کنند. استاد حائری با آن بزرگواریشان با آنکه به من حرفی  یا چیزی بگویند خودشان خم شدند مجموعه بسته را برداشته و به کنار گذاشتند،  عرض کردم استاد بیش از این بنده را شرمنده نفرمایید متوجه شدم.

استاد هیچ وقت حاضر نبودند حتی نسخه و مجموعه‌های تکراری را از کتابخانه دور  کنند دوست داشتند در محیط دیگر حفظ و نگهداری شود به رغم این سخت‌گیری‌ها ما توانستیم دو دفعه کل کتاب‌های کتابخانه را بازشماری کنیم.

استاد حائری به شدت وابستگی خاصی به کتاب و کتابخانه داشت اگر امکان برایش وجود داشت شب‌ها نیز در کتابخانه می‌ماند. 

موقعی که کتابخانه از بدنه اداری مجلس جدا شد استاد به شدت آزرده‌ خاطر شدند و همیشه این آرزو را داشت یک روزی این امر تحقق پیدا کند تا کتابخانه مجددا به امور اداری مجلس برگردد و دلایلی نیز داشت که مورد توجه بود.

یقین دارم در آخرین لحظه‌ها  از استاد پرسش می‌شد که چه آرزویی دارید!  همین موضوع کتابخانه را مطرح می‌کردند.

نکته دیگر در مورد شخصیت‌ها و متفکرین بود که به کتابخانه رفت و آمد داشتند از  جمله می‌توان به استاد رشدی راشد  تونسی، فوآد سزگین ترک، عبدالرحمان  بدوی  اشاره کرد.

با اینکه کتابخانه مجلس با نام استاد حائری مشهور بود،  استاد می‌بایستی در زمان مدیریت خود،  و در این مدت کار‌هایی  را به کتابخانه انجام می‌داد از جمله :

1)  کتابخانه را به تکنولوژی روز تبدیل می‌کرد.

2) شاگردانی تربیت می‌کرد.

3) یک نفر معاونت اداری انتخاب می‌کرد تا خودش فرصت بیشتری پیدا می‌کردند تا نسخه‌های خطی را فهرست کنند که متاسفانه این کار عملی نشد. شاید هم دلایلی برای خودش داشت، نمی‌دانم! 

با تشکر صفر امیری

کارشناس مسئول دایره نسخه خطی و

امین اموال کتابخانه مجلس شورای اسلامی

06/06/1396

 

 

 

 

 

 

 

 

بازدید:65
یادداشت ها